عبدالرضا فرجی راد در نشست «ابعاد و پیامدهای ژئوپلیتیک جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران»: تنگه هرمز را نباید از دست بدهیم/ با گفتوگوی مستقیم با آمریکا اجازه ندهیم مسئله اورانیوم ما را به جنگ و نابودی زیرساختها بازگرداند

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست تخصصی «ابعاد و پیامدهای ژئوپلیتیک جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران» روز شنبه (۵ اردیبهشتماه) بصورت برخط برگزار شد.
هرجنگ، با یک اشتباه آغاز میشود
عبدالرضا فرجیراد، استاد ژئوپلیتیک دانشگاه در این نشست گفت: هر جنگی در دنیا با یک اشتباه آغاز میشود. جنگی که ما داشتیم نیز، چه جنگ دوازدهروزه و چه جنگ چهلروزه، از یک اشتباه جدی ناشی شد. حتی احتمال پنجاه درصدی وجود دارد که جنگ سومی نیز شکل بگیرد؛ پیشبینی من این است که احتمال وقوع آن پنجاهپنجاه است.
وی افزود: اشتباه اصلی ما پس از هفتم اکتبر این بود که حزبالله را وارد جنگ کردیم. از هشتم اکتبر، حزبالله به حمایت از حماس وارد درگیری شد. ببینید، اتفاق مهمی در هفتم اکتبر رخ داده بود؛ تمام کشورهای اروپایی یکی پس از دیگری به تلآویو سفر میکردند تا به اسرائیل دلگرمی دهند. حتی دولت اسرائیل برای مدتی فلج شده بود و از امان پایتخت اردن، کشور را مدیریت میکردند. آمریکاییها نیز در همان حال بودند.
تضعیف شدید حزبالله به سقوط بشار اسد منجر شد
این استاد دانشگاه با بیان این پرسش که پس از هشتم اکتبر، حزبالله چه با تصمیم خود، چه با تصمیم ما یا تصمیم مشترک وارد این جریان شد. نتیجه چه شد؟، گفت: نتیجهاش این بود که کمکهای فراوانی از سوی غربیها، از آمریکا گرفته تا کشورهای اروپایی و حتی برخی کشورهای عربی، برای نابودی حزبالله بسیج شد. نتیجه این کمکها، ترور سید حسن نصرالله، انفجار پیجرها، از بین رفتن فرماندهان ارشد، فلج شدن ساختار فرماندهی و شهادت فرماندهان دیگر ایرانی و فلسطینی در نقاط مختلف بود. تضعیف شدید حزبالله سپس به سقوط بشار اسد منجر شد؛ زیرا اگر حزبالله نیروهای خود را از سوریه بیرون نمیکشید تا با اسرائیل مقابله کند، این اتفاق رخ نمیداد.
سقوط سوریه و تضعیف حزبالله باعث احساس برتری اسرائیل در منطقه شد
وی ادامه داد: ایران در شام (سوریه) موقعیت مهمی ایجاد کرده بود. من منتقد این ایده بودم که ما نباید تا این حد وارد یک نزاع گسترده در سوریه میشدیم. اعتقادم این بود که ورود اولیه ما به سوریه برای حفظ حزبالله و حفظ کریدور ارتباطی با بیروت بود، اما در ادامه به جنگی گسترده از شمال تا جنوب سوریه تبدیل شد. سقوط سوریه، تضعیف شدید حزبالله و از بین رفتن رهبران کلیدی آن، باعث شد اسرائیل احساس کند باید برتری ژئوپلیتیک خود را در کل منطقه تثبیت کند.
وی با بیان اینکه یکی از راهکارهای ضروری برای این تثبیت قدرت، تضعیف ایران بود، گفت: شما شاهد بودید که در حملات انجامشده، اسرائیل ابتکار عمل را به دست گرفت و ایران نیز پاسخ داد. اما ما در این میان هم سوریه را از دست داده بودیم و هم در لبنان به شدت ضعیف شده بودیم. در نتیجه، راه برای حمله مستقیم اسرائیل به ایران باز شد و اسرائیل احساس کرد که اکنون قدرت کافی برای این کار را دارد.
فرجیراد گفت: طبیعی است که وزن ژئوپلیتیک ایران به شدت افت کرد. اگر مطالب رسانهای مرا دنبال کرده باشید، بارها تأکید کردهام که وزن ژئوپلیتیک ایران پایین آمده و باید راهکاری بیابیم تا این وزن را به حالت پیشین بازگردانیم.
وی افزود: من حتی در رسانهها مطرح میکردم که گفتوگو با آمریکا و برداشتن تحریمها میتواند وزن ژئوپلیتیک ایران را بازگرداند. چرا؟ چون گفتوگو و نزدیک شدن به آمریکا و حل مسائل با آن، میتواند رقبای منطقهای ما یعنی اسرائیل، عربستان سعودی و ترکیه را تضعیف کند. دیگر کشورها در منطقه نیز متوجه میشوند که ایران در حال حل مشکلات خود با آمریکاست.
نخواستیم و یا نتوانستیم روانشناسی ترامپ را متوجه شویم
وی خاطرنشان کرد: اما این اتفاق نیفتاد. قدمهایی برداشته شد، از جمله مذاکراتی در مسقط و رم، اما این مذاکرات به جنگ دوازدهروزه منجر شد. دلیلش این بود که روانشناسی آقای ترامپ را مانند برخی کشورهای منطقه یا نخواستیم بپذیریم یا متوجه آن نشدیم. آقای ترامپ انسانی کمحوصله است که میخواهد سریع به نتیجه برسد. او نیازی به متنی ۱۵۰ صفحهای مانند برجام ندارد. بارها گفته بود که ما دو یا سه صفحه کافی است؛ دو طرف امضا کنند و تمام.
بازی «مرد دیوانه» موجب شد وزن ژئوپلیتیکی ایران افزایش یابد
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه این عدم درک باعث شد مذاکرات بینتیجه ادامه یابد و در نهایت به جنگ چهلروزه برسد، گفت: جنگ چهلروزه میتوانست وزن ما را بیشتر پایین بیاورد، اما برعکس، وزن ژئوپلیتیک ایران البته تا حد زیادی افزایش یافت. درست است که ما موقعیت جغرافیایی مهمی داریم؛ ۲۵۰۰ کیلومتر مرز و موقعیت استراتژیک داریم اما من رد نمیکنم که نقش «مرد دیوانه» (Madman Theory) که ایران بازی کرد، تأثیر تعیینکنندهای داشت. نه اسرائیلیها، نه آمریکاییها، نه اروپاییها و حتی نه قدرتهای شرقی تصور نمیکردند که ایران در صورت حمله، پایگاههای آمریکایی در کشورهای عربی را هدف قرار دهد یا تنگه هرمز را ببندد. این مسئله بسیار مهم بود.
آمریکاییها در مخمصه جدی گرفتار شدهاند
وی تاکید کرد: خود آمریکاییها و اسرائیلیها اعلام کردند که قصد داشتند ظرف سه یا چهار روز ضربه سختی وارد کنند تا ایران را پای میز مذاکره بنشانند و خواستههای خود را تحمیل کنند. اما نقش «مرد دیوانه» ریسمان را از دست آنها گرفت. اکنون، تقریباً چهل روز از جنگ گذشته و دو هفته از آتشبس، وضعیت به یک کلاف سردرگم تبدیل شده است. ایران با توجه به شرایط داخلی نمیداند چه تصمیم قاطعی بگیرد و آمریکاییها نیز در مخمصهای جدی گرفتار شدهاند.
با تورم شدید و مشکلات اقتصادی روبرو هستیم اما آمریکاییها نیز مشکلات اساسی دارند
وی ادامه داد: پیامدهای اقتصادی برای ایران بدون شک سخت خواهد بود؛ حتی اگر جنگ ادامه نیابد، طی یکی دو ماه آینده با تورم شدید و مشکلات اقتصادی روبرو هستیم. اما آمریکاییها نیز مشکلات اساسی دارند. مهمترین مسئله برای آقای ترامپ، زیر سؤال رفتن اقتدار آمریکاست. کشوری که سالها تحت تحریم بوده، اکنون با وجود ضربات سنگین، از جنگ خارج شده و حتی وزن ژئوپلیتیک خود را افزایش داده است. این برای آمریکا قابل قبول نیست.
فرجیراد گفت: علاوه بر این، مسائل داخلی آمریکا یعنی تورم، اختلاف با اروپا و بهویژه نگرانی از انتخابات سنا برای ترامپ بسیار جدی است. اگر نتواند با دستاوردی قابل توجه از این جنگ بیرون بیاید، چهار پنج ماه آینده ممکن است سنا به دموکراتها واگذار شود و سپس مسیر استیضاح او با دلیل شروع جنگ با ایران و مسأله پرونده اپستین هموار گردد و ترامپ از این نگران است که اصرار به مذاکره با ایران دارد و از این نگران است که آتشبس را پذیرفت.
در این جنگ، از نظر ژئوپلیتیک، ایران دست بالا را داشته است
وی افزود: در این جنگ، از نظر ژئوپلیتیک، ایران دست بالا را داشته است؛ البته من این را از منظر ژئوپلیتیک مطرح میکنم چرا که از نظر اقتصادی البته ضربات سنگینی خوردهایم. اما چین و روسیه از نظر استراتژیک دریافتند که آمریکا آسیبپذیر است و از این جنگ ناراضی نبودند. ایران نیز در تنگه هرمز از منافع هر دو کشور دفاع کرد. چینیها که همیشه سیاست اقتصادمحور داشتند، برای اولین بار آن را به سیاست استراتژیکمحور تغییر دادند و ملاحظات اعراب را کمتر در نظر گرفتند و از ایران حمایت سیاسی کردند. روسها نیز علیرغم روابط خوب با اعراب و دور زدن تحریمها از طریق دبی، از اعراب حمایت نکردند.
نباید اجازه دهیم جنگ ادامه یابد/ تنگه هرمز را نباید از دست بدهیم
این استاد دانشگاه با طرح این سوال که حالا باید چه کنیم؟، گفت: ما در وضعیتی قرار گرفتهایم که نباید اجازه دهیم جنگ ادامه یابد. زیرا معلوم نیست بتوانیم وزنی را که به دست آوردهایم حفظ کنیم. تنگه هرمز را نیز نباید از دست بدهیم. نیروهای دریایی ما ضربه دیدهاند و اگرچه قایقهای تندرو هنوز فعال و شجاعانه عمل میکنند، اما در جنگ بعدی ممکن است برتری خود در خلیج فارس و تنگه هرمز را از دست بدهیم. بنابراین باید به سمت مذاکره حرکت کنیم.
وی افزود: اخیراً شاهد اعلام خبرهایی هستیم که آقای عراقچی برای مذاکره به پاکستان نرفته است بلکه برای روابط دوجانبه رفته است اما واقعیت این است که آقای عراقچی پاسخ طرح آمریکاییها را به پاکستان برده و سپس به مسکو خواهد رفت تا درباره امکان «بدهبستان» از جمله انتقال ۴۴۴ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد به روسیه برای رقیقسازی و ارائه تدریجی بر اساس نیازهای علمی و پزشکی گفتوگو کند.
احتمال توافق را پنجاهپنجاه میدانم؛ زیرا هر دو طرف به آن نیاز دارند
وی با تاکید بر اینکه من فکر میکنم مجموعه نظام، علیرغم سروصداهای موجود، به این نتیجه رسیده که مذاکره را ادامه دهد و بدهبستانهایی انجام دهد، گفت: بنابراین احتمال توافق را پنجاهپنجاه میدانم؛ زیرا هر دو طرف به آن نیاز دارند.
وی افزود: توافق باید جامع باشد. اگر مسائل خود را با آمریکا به صورت جامع حل نکنیم، فشارها ادامه خواهد یافت. مشکلات اقتصادی میتواند به بحرانهای سیاسی و اجتماعی تبدیل شود. دادن امتیازات کوچک و باقی ماندن در وضعیت خاکستری فایدهای ندارد. باید تحریمهای اولیه و ثانویه به طور کامل برداشته شود. حضور ترامپ، هرچند ضررهای زیادی به کشور زده، این مزیت را دارد که میتواند کل تحریمها را بردارد؛ زیرا رئیسجمهور بعدی به احتمال زیاد چنین قدرتی نخواهد داشت.
باید وارد گفتوگوی مستقیم با آمریکا شویم
این استاد دانشگاه در بخش پایانی سخنان خود گفت: ما باید وارد گفتوگوی مستقیم شویم. میانجیها میتوانند فعال باشند، اما نباید در متن گفتوگو دخالت کنند؛ زیرا برخی از آنها مانند اسرائیل، عربستان، ترکیه و حتی روسیه اساساً مخالف صلح واقعی میان ایران و آمریکا هستند. متأسفانه در داخل نیز جریانهایی وجود دارند که نقش مشابهی ایفا میکنند و تجربه نشان داده که بارها مذاکرات را از برجام گرفته تا مذاکرات وین را به هم زدهاند.
نباید اجازه دهیم مسئله اورانیوم دوباره ما را به جنگ و نابودی زیرساختها بازگرداند
وی افزود: بنابراین معتقدم باید گفتوگوی جامع میان ایران و آمریکا شکل بگیرد تا به سمت توسعه حرکت کنیم. در این گفتوگو باید ترک مخاصمه، مسائل منطقهای، حفظ تنگه هرمز و سایر موضوعات مطرح شود و هر طرف امتیازی بگیرد. مسئله هستهای قابل مدیریت است؛ همانطور که در برجام اورانیوم را به روسیه منتقل کردیم. نباید اجازه دهیم مسئله اورانیوم دوباره ما را به جنگ و نابودی زیرساختها بازگرداند. درباره مسئله موشکی نیز، پس از این جنگ، آمریکاییها دیگر آن را به شدت مطرح نمیکنند؛ زیرا متوجه شدهاند که برتری ژئوپلیتیک فعلی ایران عمدتاً ناشی از توان موشکی آن است و ایرانیها حاضر نیستند آن را از دست بدهند.