محسن رستمی در نشست «ابعاد و پیامدهای ژئوپلیتیک جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران»: نظم جدیدی هم در داخل ایران و هم در سطح دنیا در حال شکلگیری است/ از منظر ژئوپلیتیک ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران محکوم به همپیمان شدن هستند

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست تخصصی «ابعاد و پیامدهای ژئوپلیتیک جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران» روز شنبه (۵ اردیبهشتماه) بصورت برخط برگزار شد.
نظم جدیدی هم در داخل ایران و هم در سطح دنیا در حال شکلگیری است
محسن رستمی، استاد دانشگاه عالی دفاع ملی، در این نشست گفت نگاه من نگاه شخص حقیقی و نه نگاه سازمانی است و مایلم هم از منظر بینالمللی و هم از منظر نظامی-امنیتی به مسئله بپردازم. به نظر من، آنچه در حال رخ دادن است، شکلگیری یک نظم جدید است. نظم جدیدی هم در داخل ایران و هم در سطح دنیا در حال شکلگیری است. اگر درک واقعی از تغییرات ژئوپلیتیکی داشته باشیم، بهتر میتوانیم تصمیمگیری کنیم.
وی ادامه داد: اگر بسته پیشنهادی که آقای عباس عراقچی به پاکستان برده، همچنان تکرار مکررات باشد و جناح خاصی در داخل ایران آن متن را نگارش کرده باشد، هیچ امیدی به مذاکرات وجود نخواهد داشت اما اگر این متن و پیشنهادات تلطیف شده باشد و چیزی باشد که هم برای ما قابل قبول باشد و هم برای ایالات متحده آمریکا، قاعدتاً میتوان امیدوار بود که در چند روز آینده دور جدیدی از مذاکرات را شاهد باشیم.
مشکل جامعه ما فقدان فهم ژئوپلیتیکی است
این استاد دانشگاه تاکید کرد: مشکل اساسی ما، فقدان فهم ژئوپلیتیکی است که متأسفانه در عرصه تصمیمگیری وجود ندارد. همچنان جناحبازیها و پیشخور کردن انتخابات آینده، دغدغه اصلی برخی افراد است.
وی افزود: من معتقدم جنگ اصلاً تمام نشده و آتشبس واقعی وجود ندارد؛ آنچه در جریان است، ادامه همان جنگ است. پلن اولیه این بود که ایالات متحده آمریکا با کمک اسرائیل، زیرساختهای نظامی ایران را نابود کند و ایران را تضعیف نماید. معتقدم که حداقل ۵۰ تا ۷۰ درصد از این برنامه پیش رفته است. پلن بعدی، محاصره دریایی است که فشار را مستقیماً به مردم منتقل کند. به نظر من این محاصره هم اکنون وارد فاز اجرایی شده است. پیش از آنکه محاصره دریایی تأثیر کامل خود را بر جامعه بگذارد، امروز توسط رانتخواران داخلی، وضعیت مشابهی ایجاد شده و ما شاهد انواع و اقسام فشارها بر مردم هستیم.
ابا داشتن از مذاکره سهم مهلک است
وی با بیان اینکه در بحث مذاکراتی، نظرم این است که ابا داشتن از مذاکره، خود به خود برای ما سم مهلکی است، گفت: آنچه در گفتوگوهای دوطرفه ایجاد میشود و تخاصم را رفع میکند، قاعدتاً در پیامرسانی یکطرفه رخ نخواهد داد. تا زمانی که بخواهیم صرفاً با پیام کار خود را پیش ببریم، معتقدیم به هیچ جایی نخواهیم رسید.
استاد از بین بردن فرصتها هستیم
رستمی گفت: مسئله بعدی، ژئوپلیتیک تنگه هرمز است. هرچند بسیاری معتقدند تنگه هرمز نقطه قوت ماست و در زمان جنگ نیز قوت ما بود، اما امروز به دلیل آنکه نتوانستیم از آن بهرهبرداری مناسب انجام دهیم و متأسفانه ما استاد از بین بردن فرصتها هستیم، این تنگه به عاملی برای اجماع جهانی و اجماع کشورهای اروپایی با آمریکا برای کنترل بیشتر بر منطقه تبدیل شده است. اگر دقت کنید، اکنون آنها در حال مدیریت تنگهها هستند تا بتوانند از مدیترانه تا تنگه هرمز را تحت کنترل درآورند؛ این مدیریت برای پیشگیری از چالشهایی است که ایران ممکن است در تنگه بابالمندب و نقاط دیگر ایجاد کند.
باید مدیریت بهتری بر تنگه هرمز داشته باشیم
وی ادامه داد: ما باید مدیریت بهتری بر تنگه هرمز داشته باشیم؛ مباحث حقوق بینالملل نیز در این زمینه حاکم است. آمریکا اعلام آتشبس کرده تا ما نتوانیم از تنگه هرمز بهرهبرداری کنیم و اجماع جهانی علیه ما شکل بگیرد. معتقدم اگر همین روش ادامه یابد، آمریکا از محاصره دریایی دست نخواهد کشید و اگر لازم بداند، ترور فرماندهان و سیاستمداران مخالف را همزمان با ادامه محاصره دریایی در دستور کار قرار خواهد داد.
به دلیل آنکه آسمان را در اختیار نداریم، از لحاظ قدرت دریایی ممکن است به شدت آسیبپذیر باشیم
این استاد دانشگاه گفت: جنگ آینده به این شکل ادامه خواهد یافت که ترکیبی از ترور و حذف سیاسیون مخالف و ادامه مذاکره است. یکی از نقاط قوت ما که همواره به آن اشاره میکنیم، ظرفیت قایقهای تندرو است و ما نیز دستبوس همه نیروهای مسلح هستیم که ظرفیت نیروهای مسلح ما در این جنگ، با پشتیبانی ملت، به خوبی به کار گرفته شد. اما باید نکتهای را در ذهن داشته باشیم که اگر بخواهیم از ظرفیت قایقهای تندرو استفاده کنیم، به دلیل آنکه آسمان را در اختیار نداریم، از لحاظ قدرت دریایی ممکن است به شدت آسیبپذیر باشیم. ایالات متحده و اسرائیل از طریق جنگندهها و هلیکوپترها میتوانند این ظرفیت را از بین ببرند. بنابراین، برخی از ظرفیتهایی را که قبلاً داشتهایم و اکنون نیز داریم، باید حفظ کنیم.
قرار نیست در این جنگ همه توان و همه زیرساختهای جمهوری اسلامی ایران را از دست بدهیم
وی تاکید کرد: قرار نیست در این جنگ همه توان و همه زیرساختهای جمهوری اسلامی ایران را از دست بدهیم. به هر حال، معتقدیم باید با راهکارهای موجود در بحثهای مذاکراتی پیش برویم، نه آنکه منافع حزبی، جناحی و گروهی را هزینه کنیم. آنچه در داخل معتقدیم این است که پس از انتخاب رهبری معظم انقلاب، نوعی پوستاندازی در حال انجام است و به دنبال نظم جدید در داخل هستیم. اتفاقاتی که امروز شاهد آن هستیم، ناشی از تفکری است که قاعدتاً نمیتواند خود را با نسل جدید و تفکر جدید همسو کند؛ برای همین این اتفاقات را در داخل جامعه نیز مشاهده میکنیم.
رستمی در بخش پایانی و جمعبندی سخنان خود گفت: یکی از پیشنهاداتی که میتوانیم به پاکستان ببریم این است که همزمان تنگه هرمز را باز کنیم و ایالات متحده آمریکا نیز محاصره دریایی خود را کاهش دهد.
بهترین گزینه آمریکا تداوم محاصره دریایی است
وی افزود: دو سناریو قابل پیشبینی است که در این ۵۰-۶۰ روز، هم در میدان و هم در گروههای علمی رصد کردهام؛ سناریوی اول این است که اگر من جای تصمیمگیران ایالات متحده باشم، محاصره دریایی را بهترین گزینه میدانم که بدون شلیک هیچ موشکی، فشار را بر یک کشور افزایش میدهد. من احساس می کنم که برخی اتفاقات که در عرصه دریا رخ داد برای تحریک ایالات متحده برای شروع مجدد جنگ بود که توجیهی برای حمله ما و راهی برای برون رفت از وضعیت محاصره باشد و آمریکا با زیرکی از این وضعیت عبور کرد و وارد جنگ نشد چرا که این وضعیت داخل را دچار مشکل خواهد کرد. همین حالا در میان جناح تندرو، دو دستگی و سه دستگی ایجاد شده است.
اگر ادامه دهیم، ایالات متحده آمریکا زیرساختها را هدف قرار میدهد، انرژی نیروگاهها را از بین میبرد و ما را دچار خاموشی گسترده میکند
وی ادامه داد: سناریوی بدبینانه ادامه جنگ است. اگر ادامه دهیم، ایالات متحده آمریکا زیرساختها را هدف قرار میدهد، انرژی نیروگاهها را از بین میبرد و ما را دچار خاموشی گسترده میکند. ما هم در بهترین حالت، کل منطقه را تاریک میکنیم. سؤال واضح من از سناریوپردازان این است که پس از این اتفاق، چه راهکاری برای محیط داخلی دارید؟ آیا قرار است در زمین سوخته به حیات ادامه دهیم؟ حتی اگر منطقه را با خاک یکسان کنیم، بازسازی آن در فضای غیرتحریمی توسط همپیمانان آمریکایی، اسرائیلی و اروپایی برای ما چگونه ممکن خواهد بود؟ فضای محاصره نه جنگ بدترین فضایی است که میتواند برای ما رخ دهد.
فضای «نه صلح، نه جنگ» برای اسرائیل و برای کسانی که در داخل از این وضعیت برای انتخابات یا اهداف دیگر صید میکنند، ارزشمند است
رستمی گفت: فضای «نه صلح، نه جنگ» برای اسرائیل و برای کسانی که در داخل از این وضعیت برای انتخابات یا اهداف دیگر صید میکنند، ارزشمند است، اما برای مردم و قاطبه جامعه، وضعیت مطلوبی نخواهد بود.
آنچه ژئوپولیتیک به ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران دیکته میکند، این است که دو طرف محکوم به همپیمان شدن هستند
وی افزود: سناریوی دوم و مطلوب صلح میان ایران و ایالات متحده آمریکا است. این را از منظر ژئوپولیتیک و نه از منظر احساسی عرض میکتم. آنچه ژئوپولیتیک به ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران دیکته میکند، این است که دو طرف محکوم به همپیمان شدن هستند. همانگونه که دو هفته پیش از جنگ در پیشبینیها، یادداشتها و جلسات عنوان کردم که راه جمهوری اسلامی ایران و آمریکا از جنگ عبور میکند، امروز نیز معتقدم که پس از جنگ به دلایلی که محرمانه میدانم، در این فضای ۶۰ روزه، راه جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده صرفاً و صرفاً از صلح عبور میکند.
در سناریوی بدبینانه باید توجه داشته باشیم که اگر محاصره طولانی شود، ناآرامیهای داخلی شکل میگیرد، جبهه سوم فعال میشود
این استاد دانشگاه در پایان گفت: ادامه جنگ و این وضعیت ممکن است اختلالی در اقتصاد دنیا ایجاد کند، اما آسیب آن برای ما به مراتب بیشتر خواهد بود. در سناریوی بدبینانه باید توجه داشته باشیم که اگر محاصره طولانی شود، ناآرامیهای داخلی شکل میگیرد، جبهه سوم فعال میشود و کار دیگر به دست تندروها و موافقان صلح نخواهد افتاد؛ جبهه سوم متشکل از مخالفان، معاندان و دشمنان خواهد بود که ممکن است از داخل یا خارج فعال شوند.