نشست "شبکه های اجتماعی و هویت متکثر" برگزار شد

نشست "شبکه های اجتماعی و هویت متکثر" روز یکشنبه ۷ دی در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، هشتمین نشست از سلسله برنامه‌های «زیست ارتباطی در جهان معاصر»به همت معاونت فرهنگی دانشگاه علامه طباطبائی و با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی روز یکشنبه، هفتم دی‌ماه با سخنرانی سبحان یحیایی، عضو هیئت‌علمی گروه روابط‌عمومی دانشکده علوم‌ارتباطات دانشگاه علامه‌طباطبایی، در سالن شورای این دانشکده برگزار شد. یحیایی در این نشست که با حضور استادان، دانشجویان و دبیرعلمی آن حسین زینالی برپا شد، درباره شبکه‌های اجتماعی و هویت‌های متکثر، نقش شبکه‌های اجتماعی در شکل‌دهی به «هویت سیال» و چند لایه در عصر حاضر سخن گفت. یحیایی در ادامه صحبت‌هایش با استناد به نظریه‌پردازانی مانند باومن و مَنویچ، استدلال کرد که دیگر هویت یک مفهوم ثابت و یکپارچه نیست، بلکه تحت تاثیر الگوریتم‌های پلتفرمی به امری محاسبه‌پذیر، پیش‌بینی شده و درحال تغییر مداوم تبدیل شده است. آنچه در ادامه می‌خوانید، گزارشی از سخنان دکتر یحیایی در این نشست است.

یحیایی در ابتدای صحبت‌هایش درباره موضوع جلسه گفت:« موضوع امروز،  شبکه‌های اجتماعی و هویت متکثر است؛ امروزه، ما هم کاربر شبکه‌های اجتماعی هستیم و هم زمان زیادی از روزمان ممکن است به آن اختصاص یابد. اما بحث پیرامون خود شبکه‌های اجتماعی نیست، بلکه درباره هویتی است که متأثر از این رسانه‌ها در ما ساخته می‌شود یا امکان ساخته‌شدن پیدا می‌کند».

هویت چیست؟

او در ادامه صحبت‌هایش به چیستی هویت پرداخت و گفت:« هویت چیست؟ در گام اول، وقتی درباره هویت صحبت می‌کنیم، آن را چگونه می‌شناسیم و تعریف می‌کنیم؟ از صاحب‌نظران معروفی که در باب هویت نوشته‌اند اگر بخواهیم با هزینه ساده‌سازی به هویت نگاه کنیم، هویت جایی است که مرزگذاری بین «ما» و «دیگری» اتفاق می‌افتد. یعنی آنجا که خود را از دیگری بازمی‌شناسیم. این نگاهی است به خود».

یجیایی درباره ساختار و لایه‌های هویت گفت:«اگر هویت پیشامدرن را هویتی یکپارچه و یکدست بدانیم، هرچه به جلو می‌آییم، در جهان مدرن و پس از آن در عصر اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، این یکپارچگی هویت عملاً به چالش کشیده شده است. دیگر یک هویت یکپارچه، صلب و توپر نداریم که مرئی و قابل تشخیص باشد و به‌راحتی بتوانیم آن را به شکل مرئی ببینیم. هویت به ساختاری چندلایه بدل شده است. بنابراین، فضای شبکه‌های اجتماعی این ساختار چندلایه را ممکن می‌سازد، به آن سرعت می‌بخشد و لایه‌ها را عمیق‌تر می‌کند».

او درباره خلق هویت در موقعیت‌های مختلف گفت:« ما در موقعیت‌های متفاوت می‌توانیم هویت‌های مختلفی خلق و بازشناسی کنیم؛ هویت حرفه‌ای، هویت شخصی، هویت اجتماعی. این‌ها را کنار هم تجربه می‌کنیم و هویت ما در تعامل با جامعه‌های مختلفی که در آن زندگی یا آنها را درک می‌کنیم، شکل می‌گیرد. شبکه‌های اجتماعی، صورت‌های بصری و روایت‌های دیجیتال را به ابزاری برای کنار هم قرار دادن این هویت‌های مختلف تبدیل می‌کنند».

او درباره هویت‌های متعارض گفت:« در جایی نیز با هویت‌های متعارض مواجهیم؛ هویتی که همزمان منابع شناختی خود را از دو جامعه به ظاهر متعارض وام می‌گیرد و این هم‌زیستی ممکن است فرد را دچار تعارض شناختی کند. آیا این از عمق شناخت و دریافت هویتی ما می‌کاهد؟ وقتی از پلتفرمی مانند اینستاگرام یا توییتر (ایکس) صحبت می‌کنیم، می‌بینیم که الگوی بصری حاکم بر اینستاگرام، هویتی دیگر می‌سازد و الگوی پلتفرم توییتر، به گونه‌ای دیگر. فقط بحث بازنمایی هویت نیست؛ ما هویت‌های آنلاین و آفلاین خود را در کنار فشارهای اجتماعی و امکان مقایسه‌های اجتماعی در این فضا تجربه می‌کنیم. شکل‌گیری هویت‌های گروهی جدید، ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی تازه، ما را در نوعی فشار اجتماعی نیز قرار می‌دهد. یعنی جایی که به ویژه با ناهماهنگی‌های شناختی یا هویت‌های چندگانه‌ای روبرو می‌شویم که به سادگی قابل جمع نیستند، فرد دچار گم‌گشتگی هویتی نیز می‌شود».

 

منطق پلتفرم‌های اینستاگرام و ایکس(توییتر)

یحیایی درباره منطق حاکم بر پلتفرم اینستاگرام گفت:« در اینستاگرام، با منطق اسکرول بی‌پایان مواجهیم که همواره شما را تحریک و تشویق می‌کند که به اسکرول ادامه دهید. هر چقدر هم اسکرول کنید، باز هم محتوایی برای شما دارد که فکر می‌کند جذاب است. الگوی مواجهه با محتوای بصری سریع‌، ساده و منبع هویتی، الگویی خاص است. فکر کنید در حساب اینستاگرام خود پستی منتشر می‌کنید. عددی شدن این منبع هویتی ، ترکیب تصویر و عدد (لایک، ویو)، صورت ویژوال خاصی دارد. عناصری که کمیت آن‌ها اهمیت دارد، تعیین می‌کند که شما واجد چه هویت اجتماعی‌ای هستید».

 

او درباره منطق توییتر گفت:« در توییتر، منطق حاکم، منطق واکنش سریع است. شما باید موضع بگیرید. اگر بخواهید در جریان توییتر حضور داشته باشید و دیده شوید، نمی‌توانید بیرون از قصه بایستید. اگر موضع نگیرید، کنار گذاشته می‌شوید. اگر اظهارنظر نکنید، از جریان الگوریتمی کنار گذاشته می‌شوید. این انتظار، خودبه‌خود در شما ایجاد می‌شود؛ انتظار واکنش سریع».

او در مقایسه اینستاگرام و توییتر گفت:« اینستاگرام می‌سنجد که شما چه چیزهایی را می‌بینید، چقدر می‌مانید، کجا مکث می‌کنید و چه چیزهایی را تقویت می‌کنید. توییتر نیز الگویی را تحلیل می‌کند که چگونه امکان استار شدن، دیده شدن و بازنشر شدن برای شما فراهم می‌شود.

هویت سیال، هویت دیجیتال

یحیایی درباره برون‌سپاری حافظه(ذهن) گفت:« تکنولوژی هرچه پیش می‌رود، به قول هایدگر، شیوه‌های انکشاف جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. خاطرات و حافظه ما نیز برون‌سپاری شده‌اند؛ گوگل درایو، فضای ابری، حافظه‌های دیجیتال. آنچه قبلاً در اختیار خودمان بود، حافظه فردی و جمعی، به پلتفرم‌ها منتقل شده است. منابعی که هویت‌ساز بودند، دیگر پیش خودمان نیستند؛ بیرون از ما هستند. عکس‌ها و فیلم‌هایی که در فضای ابری آپلود شده‌اند، در اختیار پلتفرم‌ها ذخیره شده‌اند. این یک معماری دیجیتال توزیع‌شده است که امکان‌های هویتیابی را به بیرون از ما منتقل کرده است. اگر بنگریم که شیوه فهم جهان و انکشاف آن با این ابزارهای تکنولوژیک اتفاق می‌افتد، شبکه‌های اجتماعی فقط بستر هویت نیستند، بلکه تعیین می‌کنند که هویت چگونه ممکن می‌شود. تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی اینجا صرفاً ابزار نیستند، بلکه برسازنده اتفاقی هستند که خواهد افتاد».

او درباره شیوه بودن در جهان، به تعبیر هایدگر، در اینستاگرام گفت:« این بودن چگونه فهمیده می‌شود؟ در اینستاگرام، جهان به مثابه تصویر است؛ تجربه زیسته به صورت لحظه‌های قابل نمایش. از بین لحظات مختلفی که زیست می‌کنیم، لحظه‌های قابل نمایش را بیرون می‌کشیم. ارزش‌گذاری بر مبنای دیده شدن اتفاق می‌افتد؛ بودن، دیدن و فهمیدن جهان بیرون بر مبنای مجموعه‌ای از تصاویر».

او درباره شیوه بودن در جهان در توییتر گفت:« در توییتر، جهان به مثابه گفتگوهای جدلی است؛ همه چیز به موضع‌گیری، واکنش و تقلیل می‌یابد. هستی اجتماعی به صورت اظهارنظرپذیر درمی‌آید: همه آنچه بیرون از من است، اظهارنظرپذیر می‌شود. من باید درباره همه چیز اظهارنظر کنم. این اظهارنظرپذیری، هستی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. با این نگاه، چه نوع هویتی در چنین فضایی ممکن می‌شود؟ هویتی که تکه‌تکه شده و هستی‌شناختی آن متفاوت شده است».

 

یحیایی درباره هویت متکثر گفت:«آنها متضمن ارزش‌گذاری مثبت نیز هست. اما باید با پرسشگری با آن مواجه شویم: آیا این هویت متکثر، خلاق و مثبت است؟ یا اتفاقاً هویتی استانداردشده و قابل پیش‌بینی است؟ بحث گروه‌های خاموش یا میدگروپ‌ها مطرح می‌شود. در ابتدای ظهور شبکه‌های اجتماعی، نگاهی خوشبینانه وجود داشت که گمان می‌کرد این فضا می‌تواند وضعیت آرمانی حوزه عمومی هابرماس را محقق کند و به گروه‌های خاموش امکان صدادهی بدهد. اما در عمل، آنچه محقق شد، نه صدادهی به آن‌ها، بلکه هضم و محو شدن آن‌ها در جریان‌های اصلی الگوریتمی بود. گروه‌های بسته درون خود باقی ماندند. بحث اتاق‌های پژواک، حباب‌های فیلتر،جایی که آدم‌ها با هم‌فکران خود جمع می‌شوند و یکدیگر را تأیید می‌کنند و دیگران را بلاک می‌کنند. فضایی بسته که بستری برای گسترش خشونت، عدم گفتگو و بلاک کردن دیگری می‌شود».

 

یحیایی درباره اینکه شبکه‌های اجتماعی چه امکان رهایی به ما می‌دهند که به هویت برآمده از خود منسجم برسیمتوضیح داد و گفت:« بارت مفهومی در مورد عکس مطرح می‌کند به نام نقطه‌ی پونکتوم؛ جایی از عکس که توجه شما را به خود جلب می‌کند. استیگلر می‌گوید در شبکه‌های اجتماعی نیز «شکاف»‌ها نقطه شروع مقاومت هستند. شکاف‌ها امکان رهایی و گریز از سلطه را می‌دهند. شکاف‌ها کجایند؟ وقتی ساعتها اسکرول می‌کنید و خسته می‌شوید، می‌گویید «بسه» و گوشی را کنار می‌گذارید. یا وقتی به ترندها بی‌اعتماد می‌شوید، احساس می‌کنید در جریان جعلی غرق شده‌اید.  ممکن است در یک اردوگاه هشتگی یا کمپین باشید. آنجا که احساس می‌کنید جای درستی نیستید، آن نقطه گسست یا شکاف، امکان سوژگی را فراهم می‌کند. لحظه‌ای که می‌توانید از فضایی که در آن غرق شده‌اید بیرون بیایید. این اراده مقاومت باید وجود داشته باشد».

 

یحیایی درباره شکل مقاومت در اینستاگرام گفت:« بازپس‌گرفتن بدن، بازپس‌گرفتن روایت، فاصله‌گرفتن از زیبایی‌شناسی مسلط. اگر اینستاگرام الگویی از موفقیت، لحظات زیبا و نمایش را ترویج می‌کند، شما می‌توانید روایت شکست، رنج یا سکوت را بیان کنید. این یک الگوی مقاومت فردی است که امکان رهایی‌بخشی فردی ایجاد می‌کند و «خود غیرنمایشی» تولید می‌کند. اما باید فکر کنیم آیا این امکان رهایی‌بخشی، امکان واقعی است یا صرفاً دل‌خوش‌کنک؟ آیا آن «خود غیرنمایشی» را ممکن می‌سازد»؟

 

او در ادامه صحبت‌هایش درباره شکل مقاومت در توییتر گفت:« با منطق قطبی‌سازی مواجهیم. مقاومت در توییتر یا نزدیک شدن به جایگاه سوژگی در توییتر یعنی چه؟ یعنی امتناع از موضع‌گیری فوری. سرعت تحولات جهان آن‌قدر زیاد شده که ممکن است درباره اتفاقی اظهارنظر کنید و دو روز بعد، با داده‌های جدید، احساس احمق بودن کنید. مقاومت در برابر الگوی توییتر، نوشتار تأملی، همراه با تأنی، تفکر و در برابر واکنش لحظه‌ای است. در توییتر، سوژگی یا هویتیابی بیرون از جریان سلطه، فریاد زدن نیست، بلکه تعلیق واکنش است. اما وقتی شما در این فضا واکنش نشان ندهید، در حجم بالای ریتوییت قرار نمی‌گیرید و از پلتفرم حذف می‌شوید. این امکان را دارید که خود را از این فضا بیرون بکشید».

 

یحیایی درباره هویت سیال و هویت دیجیتال گفت:« فرد دائماً باید خود را بازتعریف کند. اگر نتواند خود را بازتعریف کند، از نظر اجتماعی حذف می‌شود. این سیالیت، می‌تواند پیش‌شرط اجتماعی هویت دیجیتال باشد. هویت سیال را می‌توان پاسخی اجتماعی به بی‌ثباتی ساختاری جهان مدرن نیز دانست. هویت دیجیتال، این سیالیت را می‌تواند سریع‌تر و شفاف‌تر کند. شبکه‌های اجتماعی این سیالیت را به هنجار روزمره بدل می‌کنند. شما این سیالیت را می‌پذیرید. سیالیت هم آزادی دارد و هم اضطراب ؛ اضطراب ناشی از عدم قطعیت. اگر به‌روز نشوید، دیده نمی‌شوید؛ اگر به‌روز نشوید، حذف می‌شوید. این فقط یک مقوله اجتماعی نیست، بلکه الگوریتمی نیز هست. الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی نیز این را از شما می‌خواهند. سیالیت فقط تجربه نمی‌شود، ثبت، ذخیره و پیش‌بینی می‌شود. پلتفرم‌ها به لحاظ فنی امکان شکل‌دهی این سیالیت هویتی را فراهم می‌کنند».

 

یحیایی در پایان با شاره به صحبت‌های باومن گفت:« اگر هویت سیال را  به جای هویت متکثر که متضمن ارزش مثبت بود جایگزین کنیم، باومن می‌گوید این نتیجه بی‌ثباتی جهان است. از سوی دیگر، هویت دیجیتال ابزار مدیریت این بی‌ثباتی است، چرا که ابزار مدیریت جهان امروز، داده است».

تهیه گزارش: آیدا آستانی

 

اخبار

تاریخ نگارش: ۱۴۰۴/۱۰/۱۶

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت و محتوای آن متعلق به خانه اندیشمندان علوم انسانی است.