قدیر نصری در نشست علمی خانه اندیشمندان علوم انسانی مطرح کرد: نباید از شارپ پاوریعنی قدرت رخنه‌گری و نفوذ اطلاعاتی یا قدرت نفوذ راهبردی دشمن غافل بود، باید استادان و دیپلمات‌های مستقل، دوراندیش، صاحب‌تجربه و وطن‌دوست را گرامی داشت

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست علمی «سیاست خارجی بخردانه و حقوق بشر در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران» روز سه‌شنبه (اول اردیبهشت‌ماه) بصورت برخط برگزار و دکتر قدیر نصری، استاد اندیشه سیاسی در آن به بیان دیدگاههای خود در این موضوع پرداخت.

این استاد دانشگاه در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه ضمن عرض خسته‌نباشید به عزیزانی که اکنون در کوه‌ها حضور دارند، از کشور دفاع می‌کنند، بر لانچرها مستقر هستند، در میدان دیپلماسی فعالیت می‌کنند و به هر حال برای صیانت از منافع ملی کشور در حال مجاهدت‌اند، گفت: ما نیز وظایفی و مسئولیت‌های مدنی داریم که بد نیست به آن‌ها توجه کنیم. همان‌گونه که آقای دکتر ذاکریان نیز اشاره کردند، کار دانشگاهیان در دوران جنگ، متفاوت از شرایط عادی است.

وی افزود: اکنون که در میانه جنگ قرار داریم، قاعدتاً تنها باید گفت خسته نباشید و موفق باشید؛ اما پیش از این، سخنان بسیاری مطرح شده بود. از جمله مواردی که دانشگاهیان همواره تذکر می‌دادند، توجه به مفاهیم تازه در بازیگری استراتژیک بود.

  از شارپ پاوریعنی قدرت رخنه‌گری و نفوذ اطلاعاتی یا قدرت نفوذ راهبردی غافل بودیم

نصری گفت: درباره مفهوم قدرت بسیار سخن گفته ‌شده؛ قدرت نرم، سخت، هوشمند، ترکیبی و مانند آن. اما نوع تازه‌ای از قدرت نیز ظهور کرده بود و مرتب گوشزد می‌شد که کشور برنده، کشوری است که صرفاً به قدرت نرم، آن هم در خاورمیانه، اکتفا نکند و به سراغ انواع دیگر قدرت نیز برود. یکی از این مفاهیم، «شارپ پاور» بود. شارپ پاور را می‌توان به قدرت رخنه‌گری، نفوذ اطلاعاتی یا قدرت نفوذ راهبردی تعبیر کرد.وی با تاکید بر اینکه وقتی در دو یا سه روز نخست جنگ، بخش مهمی از تأسیسات حساس و حیاتی کشور مورد حمله قرار می‌گیرد و شخصیت‌های اساسی مجروح می‌شوند، به سنگر می‌روند یا جان خود را از دست می‌دهند، باید متوجه ظهور نوع جدیدی از قدرت و اعتبار در نظام بین‌الملل و عرصه بازیگری سیاسی باشیم، گفت: باید از خود بپرسیم که ما در عرصه مفاهیم نوپدید استراتژیک، در کجا ایستاده بودیم؟ نکند مشغول مسائل دیگری بودیم و عده‌ای ما را فریب می‌دادند.کمااینکه اکنون نیز گفته می‌شود تنگه هرمز سالانه ۵۰۰ میلیارد دلار درآمد دارد؛ چرا آن را رها کنیم؟ اکنون بهترین فرصت است و دست ترامپ زیر ساطور ما قرار دارد و از این دست سخنان. نکند ما سرگرم بحث‌هایی بودیم که خوشایند بود، اما از بیماری‌ها و نواقص اساسی غافل ماندیم.

کاش همان جایگاهی که کشور در عرصه موشکی دارد، در سایر عرصه‌های آفندی و پدافندی نیز می‌داشت

وی ادامه داد: ای کاش همان جایگاهی که کشور درعرصه موشکی دارد، در عرصه پدافند نیز می‌داشت. ای کاش در حوزه‌های دیگری نیز چنین توانمندی‌‌هایی وجود داشت؛ حوزه‌هایی که با تاب‌آوری استراتژیک کشور ارتباط پیدا می‌کرد و موجب کاهش آسیب‌پذیری می‌شد.وی افزود: شارپ پاور فوق‌العاده مهم است. هر کشوری ای کاش انرژی و تمرکز خود را بر سبدهای کلیدی و کارآمد می‌گذاشت؛ سبدهایی که در حال حاضر گویا بازیگرانی چون اسرائیل از آن برخوردارند. اینکه می‌بینیم در ساختمانی ده‌طبقه، دقیقاً اتاقی خاص در طبقه‌ای خاص که یک فرمانده یا شخصیت مهم در آن حضور دارد، مورد اصابت قرار می‌گیرد، نشانه آن است که ما با نوعی غافلگیری تکنولوژیک مواجه بوده‌ایم؛ غافلگیری‌ای که چه‌بسا محصول اشتغال به مقولات و موضوعات دیگر بوده است.

جنگ، به تعبیر هگل، تراکم فراست ملت‌ها را نشان می‌دهد

 

نصری گفت: مفهوم دوم که می‌تواند به ما کمک کند، نگاه به جنگ به مثابه رفتن روی باسکول، وزن‌کشی یا چکاپ است. جنگ، به تعبیر هگل، تراکم فراست ملت‌ها را نشان می‌دهد؛ مانند رفتن روی تشک کشتی، جایی که باید معلوم شود چند مرده حلاجیم. زیرا زمان محدودی در اختیار داریم تا با رقیب روبه‌رو شویم، او را زمین بزنیم یا از او شکست بخوریم.وی ادامه داد: وقتی وارد مسابقه می‌شویم، یا بر روی باسکول می‌رویم، یا به چکاپ می‌رویم، یک‌سری ویژگی‌های قدیمی و کارنامه‌ای از اعمال گذشته همراه ماست. همان‌گونه که در چکاپ به فرد گفته می‌شود چربی بدنتان بالاست و او درمی‌یابد که باید ورزش می‌کرده و نکرده، یا نباید فلان غذای مضر را مصرف می‌کرده است.

ملت‌های خردمند، سیاست خردمندانه را از جنگ‌ها، نبردها و درگیری‌ها می‌آموزند

 

این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه ملت‌های خردمند، سیاست خردمندانه را از جنگ‌ها، نبردها و درگیری‌ها می‌آموزند، گفت: اما کار نابخردانه آن است که به جمعی از افراد میان‌مایه، با تحلیل‌هایی لبریز از احساس و تهی از خرد، اکتفا شود. متأسفانه گاه دیده می‌شود افرادی در قالب آینده‌پژوه ظاهر می‌شوند؛ کسانی که تا دیروز تخصصشان روان‌شناسی، کارشناسی، زمین‌شناسی یا حتی فعالیت‌های بازار بوده، سپس از یکی از دانشگاه‌های رنگارنگ مدرکی گرفته‌اند و صبح تا شب در تلویزیون حاضر می‌شوند، میدان را رها نمی‌کنند و استراتژی تعیین می‌کنند. می‌گویند من مطمئنم چنین اتفاقی خواهد افتاد، و جالب آنکه ۲۴ ساعت بعد، دقیقاً خلاف آن رخ می‌دهد. خلاصه آنکه جنگ، مجالی برای وزن‌کشی، رفتن به چکاپ و آموختن خردمندانه است.

ممکن است عده‌ای، دیپلماسی، تمامیت ارضی کشور، بقا و منافع ملی را دستاویزی قرار دهند تا معادلات پساجنگ را به نفع خود سامان دهند

 

وی افزود: مفهوم سوم که بد نیست دانش‌پژوهان به آن توجه کنند، نسبت جنگ با جامعه‌شناسی سیاسی و معادلات پس از جنگ است. می‌دانید که از دل هر جنگی، گروهی و کانونی از قدرت ظهور می‌کند. چنان‌که پس از جنگ جهانی دوم در ژاپن گروهی ظهور کردند، در روسیه عده‌ای دیگر، و پس از جنگ هشت‌ساله تحمیلی نیز در کشور ما نیروهایی سربرآوردند. در این جنگ نیز معادلات سیاسی، جامعه‌شناسی سیاسی، ثبات و به‌طور کلی آرایش و چینش نیروها دگرگون خواهد شد.وی تاکید کرد: باید مراقب بود که ممکن است عده‌ای، دیپلماسی، تمامیت ارضی کشور، بقا و منافع ملی را دستاویزی قرار دهند تا معادلات پساجنگ را به نفع خود سامان دهند، و این امر بعضاً نیز رخ می‌دهد.نصری گفت: جامعه سرزنده، در برابر جامعه منفعل و جامعه سرخورده، موضوع بسیار مهمی از حیث جامعه‌شناسی سیاسی است. کار تشکیلاتی همچون خانه اندیشمندان علوم انسانی از این جهت بسیار ارزشمند است. اگر جامعه‌ای سرزنده باشد، رقیب برای سلطه بر آن جامعه با مشکل مواجه می‌شود، نه اگر جامعه‌ای معارض یا فرسوده باشد؛ مانند جامعه سوریه که دیدیم گروهی کم‌ریشه، با حمایت چند سرویس اطلاعاتی، در مدت کوتاهی بشار اسد و خانواده‌اش را بیرون کردند و سوریه را تصرف نمودند.وی افزود: به تعبیر مونتسکیو، جوامع دموکراتیک را شاید راحت‌تر بتوان تسخیر کرد، اما اداره آن‌ها آسان نیست؛ در حالی که جوامع استبدادی را سخت‌تر می‌توان تسخیر کرد، اما پس از تسخیر، اداره آن‌ها دشوار نیست؛ مانند عراق.وجود انتقاد، احزاب، اصناف، دانشگاهیان، نشریات و رعایت حقوق آن‌ها، بسیار کمک می‌کند که جامعه سرخورده و منفعل نباشد.

بازگشت به ساحت سیاست و دیپلماسی می‌تواند مانع یک جنگ خونین شود

 

وی در فراز پایانی سخنان خود گفت: نکته دیگر که ماقبل آخر عرض می‌کنم، بازگشت مجدد و مکرر به ساحت ارزشمند سیاست و دیپلماسی است. دوستان، دیپلمات کار بسیار مهمی انجام می‌دهد. دیپلمات می‌تواند مانع یک جنگ خونین شود. دیپلماسی و سیاست‌ورزی خردمندانه می‌تواند با خلاقیت، پیگیری، نگارش متن حقوقی، قرارداد و توافقنامه، کشور را از بند رها کند. وی تاکید کرد: ما استادان برجسته، مستقل و بارز در حوزه سیاست کم نداریم؛ اما ای کاش در روزهایی که شرایط عادی و خوب است، به آن‌ها توجه کنیم و به سراغشان برویم. اگر در روزهای عادی، با انواع برنامه‌ها و شعارها، استادان را کنار بزنیم و افرادی تهی‌مغز را بالا بکشیم، آثار آن در زمان جنگ آشکار می‌شود.

باید استادان و دیپلمات‌های مستقل، دوراندیش، صاحب‌تجربه و وطن‌دوست را گرامی داشت

 

وی تاکید کرد: از این حیث، بازگشت به سیاست بسیار مهم است. واقعاً باید استادان و دیپلمات‌های مستقل، دوراندیش، صاحب‌تجربه و وطن‌دوست را گرامی داشت. در مقابل، افرادی متملق و بی‌محتوا، در عمل عامل دشمن‌اند، هرچند جاهلانه. جاهل متحرک، رقیبی بسیار خطرناک است. در سیاست‌ورزی بین‌الملل و در تفاسیر تازه از حقوق بین‌الملل، میان سه مفهوم مشروعیت داخلی، مشروعیت بین‌المللی و تاب‌آوری استراتژیک در برابر جنگ، رابطه‌ای وثیق وجود دارد. بدین معنا که کشوری که حقوق پایه و اساسی شهروندان خود را به‌صورت سازمان‌یافته و گسترده نقض کند، مشروعیت داخلی خود را از دست می‌دهد. حکومتی که مشروعیت داخلی‌اش را از دست بدهد، طبعاً مشروعیت بین‌المللی خود را نیز از دست می‌دهد. و حکومتی که مشروعیت داخلی و بین‌المللی خود را از دست بدهد، در مواقع بحرانی، تجاوز خارجی و حملات برق‌آسا، قابلیت تاب‌آوری خود را نیز از دست می‌دهد.

مهاجمان جنگ علیه کشور را جنگ رهایی بخش جلوه میدهند

 

این استاد دانشگاه با بیان اینکه در چنین شرایطی، رقیب اقدام جنگی علیه آن کشور را نه تجاوز، بلکه جنگ عادلانه، جنگ رهایی‌بخش و مانند آن جلوه می‌دهد و این بسیار خطرناک است، تاکید کرد: از این رو، ناگزیر می‌شویم به حقوق پایه و اساسی شهروندان بازگردیم؛ از حق موتورسواری بانوان گرفته تا ورود آنان به استادیوم‌ها، تا رعایت حقوق اساسی، حقوق کارگر و دیگر اقشاری که در چنین شرایطی باید پشت کشور بایستند. جامعه مانند اعضای خانواده‌ای است که وقتی پدر دچار مشکل می‌شود، همه پشت او می‌ایستند، اگر او پیش‌تر برای آنان زحمت کشیده، حمایت کرده و محبت نشان داده باشد. این سه عنصر ارتباطی وثیق با یکدیگر دارند. باید به میدان بازگشت. جنگ، به مثابه منقبض‌کننده تحرک اجتماعی و بسیج‌کننده همه توجهات به سمت میدان است. همان‌گونه که می‌بینید، امروز تمام توجه ایرانیان معطوف میدان و مسئله تمامیت ارضی است.وی ادامه داد: باید در میدان و در ساحت دیپلماسی چنان عمل کنیم که جامعه به ما بگوید احسنت، خدا قوت و دمت گرم.

 

جنگ فرصتی است است برای بازاندیشی در مورد رابطه حکومت با جامعه

جامعه نباید نگران باشد که پس از پایان کار در میدان، دوباره نوبت فشار بر او خواهد رسید. نگران کردن جامعه هنر نیست. اکنون می‌توان از این جنگ به مثابه فرصتی برای بازاندیشی نسبت به جامعه، پاره‌ای از سیاست‌های کلان، چینش نیروها، حذف و جذب و طردها بهره برد. وگرنه اگر صرفاً بگوییم دیدید ما حال همه عالم را گرفتیم و دریاها را تسخیر کردیم، این پاسخگو نیست.نصری در پایان گفت: جامعه می‌بیند که چه آنان که شب‌ها در خیابان هستند، پرچم تکان می‌دهند، شعار می‌دهند و دعاگو هستند، و چه آنان که هنوز از پشت پنجره به خیابان نگاه می‌کنند، همگی در یک راستا قرار دارند و آن دغدغه وطن است.

 

در شرایط هیستریک و فوق‌العاده نامتوازن کنونی کشور، طرح برخی مطالبات چه‌بسا در اولویت نباشد

 

وی افزود: به نظر می‌رسد حمایت از تجاوز خارجی یا برجسته‌سازی یک اپوزیسیون بدیل نیز رفته‌رفته کم‌سو شده است. استنباط من دست‌کم این است. این ناشی از منطق خون است. خون، منطق خاص خود را دارد. وقتی شما در خیابان فردی را بزنید، خونین‌مال کنید و از سر و صورتش خون جاری شود، حتی اگر حق با شما باشد، مردم نمی‌گویند بیشتر بزن؛ بلکه می‌گویند خجالت بکش، این کار درست نیست. منطق خون بسیار مهم است. در شرایط هیستریک و فوق‌العاده نامتوازن کنونی کشور، طرح برخی مطالبات چه‌بسا در اولویت نباشد. ان‌شاءالله به‌محض آنکه وطن از تیغ و خدنگ رها شد، می‌توان درس گرفت. اگر درس گرفته نشود، طبعاً آینده همان گذشته خواهد بود.

اخبار

اخبار صفحه نخست

تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۲/۰۵

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت و محتوای آن متعلق به خانه اندیشمندان علوم انسانی است.