محمد کاظم سجادپور در نشست «جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران؛ ابعاد و پیامدهای منطقهای و بینالمللی»: جنگ چهل روزه در تاریخ ایران و نظام بینالملل نمونهای استثنایی است/ رفتار ترامپ به فروپاشی اقتدار ایالات متحده کمک کرده است / جنگ چهل روزه اقتدار ایران در نظام بین الملل را افزایش داده است/ هیچ جنگی در جهان نبوده که در نهایت با دیپلماسی به پایان نرسد

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست تخصصی «جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران؛ ابعاد و پیامدهای منطقهای و بینالمللی» روز پنجشنبه (سوم اردیبهشتماه) بصورت برخط برگزار شد.
محمدکاظم سجادپور، استاد روابط بینالملل در این نشست و در ابتدای سخنان خود گفت: خدا را شکر میکنم که کشور ما از یک پیچ خطرناک گذر کرد چرا که برنامه این بود که یک ابرقدرت جهانی ظرف چند روز طومار ایران را ببندد و از اینکه ایران باقی است، لطف خدا و برکت صاحبالزمان است و لطف الهی شامل حال ما شده و به زحمت همه نیروهای مسلح و مردم ایران است که اینها جای شکر دارد.
وی افزود: اما در مورد یعنی بحث ابعاد منطقهای و بینالمللی جنگ ، صحبت بنده کمی مفهومی است و به قالب مفاهیمی تکیه می کنم و یک سؤال را طرح میکنم و آن سؤال را پاسخ میدهم. سؤال این است که چرا و چگونه میتوانیم ابعاد بینالمللی این جنگ را تحلیل کنیم؟ سؤال در مورد چرایی و چگونگی تجزیه و تحلیل ابعاد بینالمللی این جنگ است. چراییاش البته خیلی کوتاه و بیشتر روی چگونگی میپردازم.
جنگ چهل روزه در تاریخ ایران و نظام بینالملل نمونه ای استثنایی است
این استاد دانشگاه گفت: در چرایی، اگر بخواهم سریع بگویم: (الف) این جنگ از نظر بینالمللی استثنایی است. ما در تاریخ جهان و در تاریخ ایران جنگ زیاد داشتیم و چیزی بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ جنگ ثبت شده است ولی این یکی به لحاظ ماهیت، به لحاظ نابرابر بودن قدرت نظامی، به خاطر وسعت پیامدهایش، چندلایه بودن و ترکیبی بودنش و اینکه همسایگی بلافصل ندارد، یک جنگ استثنایی است که شاید نه فقط تاریخ ایران را ندیده باشد، بیتردید تاریخ جهان چنین جنگی را به این سبک سراغ ندارد و این یک استثناست در تاریخ جهان و قابل مطالعه است.
هیچ بافت بینالمللی نیست که در این ۵۰ روز به هم نریخته باشد
وی افزود: دومین مسئله، (ب) در اثر این جنگ تقریباً هیچ بافت بینالمللی نیست که در این ۵۰ روز به هم نریخته باشد، از بافت اقتصاد بینالمللی، از مسئله انرژی گرفته کود تا غذا و از همین امروز مدیر برنامه توسعه ملل متحد اعلام کرد که اگر جنگ امروز تمام شود، ۳۲ میلیون نفر در گوشه و کنار جهان مشکلات اقتصادی خواهند داشت. زنجیرههای تأمین که به هم خورده است. خیلی مورد جالبی که شنیدم و شگفتانگیز بود اینکه هند یک تولیدکننده دارو در جهان است و برخی داروها کم شده است و علت این است که بخشی از کارخانهها در امارات هستند که اینها به هم ریختهاند. بنابراین به هم ریختن نظام امنیت منطقهای که تقریباً ۴۰ سال در خلیج فارس حاکم بود و مهمتر، به هم ریختن نظام شناختی که به منطقه و ایران نگاه میکردند. اینها همه از نظر بینالمللی حائز اهمیت است
سرشت و سرنوشت جنگ ایران بین المللی است
سجادپور گفت: مورد (جیم) از جهت افزایش بعد بینالمللی این جنگ است و روز به روز بعد بینالمللی جنگ بیشتر میشود. اقداماتی که ترامپ در همین سه، چهار روز گذشته داشته، مسأله بحران بینالمللی انرژی را بالاتر برده است. در. یک کلام، سرشت این جنگ، بینالمللی است و سرنوشت این جنگ شاید از ابعادی بینالمللی باشد و شاید مهمتر اینکه این جنگ سیال است و نمیتوانیم با قطعیت بگوییم همین شرایطی که امروز وجود دارد، ادامه پیدا میکند و ممکن است فراز و فرودهای بینالمللی بیشتری داشته باشد ولی تا به حال شاید مهمترین رخداد بینالمللی در این منطقه،حتی از حمله آمریکا به عراق مهمتر، به لحاظ پیامدهای بینالمللی است. لذا درخور توجه است که ما قدری از هیجانات لحظهای فاصله بگیریم و در یک چشمانداز مفهومی به ابعاد بینالمللی نگاه و تحلیل کنیم که این را نیز بصورت الف، ب، ج توضیح میدهم که از هر کدامش بحثهای مفصلی دارند.
آمریکای ترامپ یک آمریکای عصبانی از جهان است
وی در ادامه در خصوص مورد (الف) گفت: نخست، اقتدار کنشگران و دگرگونی در کنشگری است. این به اعتقاد من مهمترین پدیده بینالمللی است. اقتدارها که متعدد و متنوعاند و رنگارنگ، دچار چالش شدهاند و مهمتر از همه اقتدار نظامی ایالات متحده که اصلاشوخی نیست. مسئله مهم اقتدار ایالات متحده است که دنبال این بود که آن را بیشتر کند. اجازه بدهید اینجا تصریح کنم که اولاً آمریکای ترامپ یک آمریکای عصبانی از جهان است و میگوید ما در جهان ۸۰ سال تأمین امنیت کردیم برای جهان، جهان پیشرفت کرد و یک طلبکاری مهم از آنها دارد و اینکه میخواهد آمریکا را دوباره مقتدر کند و اقتدار آمریکا هم عمدتاً این کاری است که ترامپ در دوره دوم بر آن تاکید داشته و آن یک اقتدار نظامی و کنترل جهان از طریق قدرت نظامی است و قرار بود این ظرف چند روز به یک ثمر دیگری برسد و ایران را هم دگرگون کند. اگر پیام ترامپ در روز سوم جنگ را نگاه کنیم او خواستار تسلیم بیقید و شرط ایران شده بود و فکر نمیکردند که ایران پاسخ بدهد.
همه چیز آمریکا در سطح جهانی به نحوه فکر، رفتار و واکنش ترامپ نسبت به قضایا ارتباط پیدا کرده است
سجادپور افزود: نکته دوم در مورد اقتدار ایالات متحده که بسیار اهمیت دارد؛ ما هیچگاه در تاریخ ایالات متحده نداریم که اینقدر فردی، حتی در زمان جنگهای جهانی دیگر به این میزان سیاست آمریکا تسلط پیدا کرده باشد. ما نمیتوانیم آمریکا را به یک فرد با نام رئیسجمهور تقلیل بدهیم ولی نمیتوانیم از این واقعیت هم چشمپوشی کنیم که همه چیز آمریکا در سطح جهانی به نحوه فکر، رفتار و واکنش ترامپ نسبت به قضایا ارتباط پیدا کرده است.
وی تاکید کرد: جالب این است که این نه فقط اقتدار آمریکا را بالا نبرده، بلکه تقریباً یک اجماع جهانی وجود دارد که دنیا با یک پدیده فردی پرنوسانی روبروست و در این فرد پرنوسان نه فقط آمریکا اقتدار پیدا نکرده، بلکه به علت غیرقابل پیشبینی بودن رفتارش هر اتفاقی ممکن است رخ دهد و این اقتدارزایی نیست. اقتدارزایی در اثر تولید احترام همراه با ترس در دیگران است که این اتفاق نیفتاده است.
ترامپ در خصوص ایران به صراحت خواستار تغییر رژیم است
این استاد دانشگاه گفت: اینجا باید تأکید کنم که رفتار فردی، پندار و روش سیاسی ترامپ بسیار مورد مطالعه قرار گرفته و دوستان حتماً دنبال میکنند. من فقط برای اینکه بگویم اقتدار چقدر مهم است و اقتدار خیلی به رهبران و نحوه کار اینها ارتباط دارد باید به سندهایی که آمریکاییها در دوره ترامپ منتشر کردند، اشاره کنم. دو سند مهم منتشر شده که در هر دو سند، تغییر رژیمها که سیاستهای قبلی دولتهای قبلی بود را بعضاً اینها رد کردند. یک سال پیش تقریباً اولین سفر خارجی ترامپ به منطقه خلیج فارس بود و در ریاض آقای ترامپ یک سخنرانی مهمی کرده است (که امیدوارم دوستان یادشان باشد یا مراجعه کنند) به دولتهای پیشین جمهوریخواه و دموکرات آمریکا حمله میکند که اینها در این منطقه دنبال تغییر رژیم بودند و بر اساس همین شعار Make America Great Again که مخالف مداخله نظامی آمریکا در جنگهای بیپایان بودند، به او رأی دادند ولی جالب است که در داستان ایران به صراحت خواستار تغییر رژیم است و مسأله این است که چگونه این کار را انجام دهد.
نتانیاهو تنها رهبر خارجی است که وارد «اتاق وضعیت» کاخ سفید شده است
وی افزود: امیدوارم دوستان مقاله مهمی که به فارسی هم ترجمه شده است را بخوانند که در هفت آوریل در نیویورک تایمز منتشر شد. دو خبرنگار تحقیقاتی نیویورک تایمز در گزارشی تحلیلی به جلسه ای اشاره کرده اند که در ١١ فوریه (٢٢ بهمن) بنیامین نتانیاهو در آمریکا به کاخ سفید و situation room رفته است که مهمترین مکان استراتژیک تصمیم گیری در ایالات متحده است که مقامات عالی ایالات متحده هم دسترسی به آنجا ندارند. به یاد دارم که نزدیک به ٣٠ سال قبل، زمانی که «ایران گیت» مطرح بود، رئیس کمیته بررسی سنا که ٢۵ سال سناتور بود گفت من ٢۵ سال است که سناتور هستم اما این اتاق را ندیدم و هیچ رهبر خارجی تاکنون به این اتاق نرفته است اما نتانیاهو را با تیم امنیتی و نظامی اش بردهاند.
جز وزیر جنگ، هیچ کس در تیم امنیتی ترامپ تحلیل نتانیاهو را نپذیرفت
وی ادامه داد: در آنجا نتانیاهو گزارش میدهد که چگونه میتوان ایران را به سرعت از پا درآورد؛ حتی کلیپی از حمایت آنها از اپوزیسیون پخش میشود که نشان دهد اپوزیسیون به سرعت کنترل را به دست میگیرد. ترامپ از اعضای تیم خود خواسته این مسئله را بررسی کنند که آیا این تحلیل درست است یا غلط. پس از دو سه روز، جلسهای تشکیل شد و به جز وزیر جنگ آمریکا باقی افراد میگویند که این تحلیل درست نیست و تحلیل نتانیاهو در فروریختن ایران نادرست است. در این جلسه رئیس ستاد مشترک گفته که ما از نظر مهمات با مشکل جدی مواجه خواهیم شد.
رفتار فردی ترامپ به فروپاشی اقتدار ایالات متحده کمک کرده است
سجادپور با بیان اینکه براساس این گزارش، قرار بود تا ساعت چهار صبح بررسی شود که آیا مهمات کافی هست یا نه، ادامه داد: اما در ساعت سه و نیم صبح، علیرغم مخالفت کارشناسان از جمله افرادی مانند روبیو و دیگران، این عملیات بر اساس رفتار فردی ترامپ پیش رفت و باید دید که نتانیاهو چگونه این فرد را قانع کرد و تمامی این اقدامات فردی و این تصمیمها همه به فروپاشی اقتدار ایالات متحده کمک کرد و این موضوع، بحث کمی نیست.
اقتدار ایران به عنوان یک کنشگر افزایش پیدا کرده است
وی افزود: این مسأله از نظر کنشگری نیز پیامدهایی در داخل آمریکا خواهد داشت. کنشگران دیگر نیز در این میان فعال هستند. من نمیخواهم یک به یک نام ببرم، بله ضرباتی به ایران وارد شد اما اقتدار ایران به عنوان یک کنشگر بالا آمده است و این بالا آمدن اقتدار ایران بسیار ترکیبی است، اما از نظر نظامی نیز ایران توانست خودش را به سرعت جمع کند علیرغم اینکه رهبران سیاسی و نظامی شهید میشوند و از طرف آمریکا و اسرائیل سر به سیستم زده میشود اما ایران خود را به سرعت بازسازی کرد و واکنش مردم ایران، برآمدن حس وطن دوستی آنها و از همه مهمتر بههمریختن پروژهٔ براندازی نظام، به خاطر ماهیت حملات و ضربه زدن به تأسیسات و امکانات اولیهٔ زندگی مردم عادی ایران، باعث شد ایران تاب بیاورد و این تابآوری ادامه داشته باشد.
وی با تاکید بر اینکه این دو بازیگر مهم در مسئلهٔ اقتدار هستند، گفت: البته بحث فقط در مورد کارکرد اقتدار این دو کشور نیست. بحث، فرو رفتن بیشتر اقتدار اروپا است که اهمیت بسیاری دارد؛ همینطور هزینههایی که کشورهای عربی برای قدرت و پیوند خوردن با امنیت ایالات متحده پرداخته بودند. اینها به نظرم مفاهیمی هستند که محل بحث و گفتگوی فراواناند. این را هم تأکید کنم که وقتی نزاع روابط بینالمللی را بررسی میکنیم، با سه مسأله روبرو هستیم؛ نوع کنشهایی که کنشگران دارند و ساختار و محیط کنش که در مورد تکتک آنها در این داستان میتوانیم بحث کنیم اما کمتر جنگی اینقدر کنشگر داشتهاست و اینقدر جهان را متأثر کرده است که از فیلیپین گرفته تا کشورهای آفریقایی و کشورهای خاورمیانه و از همه مهمتر ایران و ایالات متحده همه متأثر شدهاند.
چیزی در این جنگ ۵۰ روزه نبوده که به ابزار برای کنش خصمانه مورد استفاده قرار نگرفته باشد
سجادپور گفت: اما در مورد بحث دوم، یعنی ماهیت کنشها، باز هم بحث بسیار زیادی وجود دارد. ما واکنشهای خصمانه و دوستانه داریم اما من آن را در این واژه خلاصه کردم و آن برجستگی پدیدهٔ «تسلیحاتیکردن همه چیز» در روابط است. یعنی تسلیحاتیکردن همه پدیدهها در مقابل «وپنیزیشن» (weaponization)؛ یعنی چیزی که اسلحهٔ واقعی نیست، بلکه ابزاری نظامی محسوب میشود. چیزی در این جنگ ۵۰ روزه نبوده که به ابزار برای کنش خصمانه مورد استفاده قرار نگرفته باشد، بلکه از کلام گرفته تا مسائل نظامی بینالمللی، به عنوان ابزار کنش خصمانه به کار رفته است و محیط بینالمللی به دلیل این نوع کنش و واکنش خشنتر شده و این خشونت فقط به از بین بردن منابع و مراکز انسانی محدود نیست؛ بحث از بین بردن تمدنها، خشونت پیدا کردن زبان جدید برای کنش و واکنش خصمانه، از نظر وضعیت بینالمللی بینظیر است.
وی افزود: همچنین باید بگویم که در حوادث ایران، حقوق بشر و مباحثی از این قبیل تسلیحاتی شد، به معنای آنکه سوای گرههای داخلی، مسأله حقوق بشر که دولت ایران دارد چنین کاری انجام میدهد، به عنوان یک اسلحه برای بسیج نیرو و گسیل نیرو استفاده شد و الان هم هر توییت و مصاحبه حکم اسلحه دارد و تسلیحاتی شده است.
گروه حاکم بر آمریکا به دنبال بازگشت به استعمار برهنه برای کسب منابع کشورها هستند
وی ادامه داد: بحث (جیم) بنده؛ جنبشی برای دو نوع اعمال هژمونی در ساختار روابط بینالمللی مشاهده میشود که هر دو با چالش روبرو است ولی نیتها از بین نرفته است. یکی هژمونی همهجانبه ایالات متحده است که نمیخواهد هیچ قاعده و قانونی را حتی قوانینی که خودش ایجاد کرده است را بپذیرد. این هژمونی تکمحور است و با بهکار بردن قدرت نظامی پیش میرود و ایران یک مورد است و اگر شما ادبیات این گروه را بخوانید، تردیدی نیست که دولت ترامپ و این گروه حاکم، دنبال نوعی هژمونی در دنیا هستند که بازگشت به استعمار برهنه برای به دست آوردن منابع طبیعی هستند.
این استاد دانشگاه گفت: در مورد ونزوئلا، دوستان به یاد دارند که وقتی ترامپ و تیمش مصاحبه کردند، من مصاحبه را کامل گوش دادم؛ زنده و جالب بود که در سخنرانی ترامپ و پرسش و پاسخ، ۲۶ بار واژهٔ «نفت» به کار برده شد و جالب است که در مورد ایران هم اینگونه عمل کردند. یعنی ما به یک نوع هژمونی کلاسیک رسیدهایم که به دنبال کسب منابع بدون قانون و قاعده است و حتی اگر استعمار کهن مجبور شد به یک سری قوانین تن دهد، الان باز هم همان است. تمام این محاصرهٔ دریایی ایران برای این است که ارادهٔ خودش را به ایران تحمیل کند، در مسیری که نتوانسته از طریق عملیات نظامی در ۵۰ روز گذشته انجام دهد.
جنبش اولیه صهیونیستی و مبنای تفکر نتانیاهو اعمال خشونت برای تحمیل سلطه است
وی افزود: دومین جنبش هژمونیک، هژمونی اسرائیل در منطقه است. اسرائیل هم با اتکا به ایالات متحده و هم مستقل از آن، تفکرات خاص خودش را دارد و برداشتهایی که میتواند هژمون منطقه باشد. من این را واقعاً بر اساس تجزیه و تحلیل گفتمانهای نتانیاهو و پیگیری حرفهای او عرض میکنم. اجازه دهید ریشهاش را خیلی کوتاه بررسی کنم که این ریشه در جنبش اولیهٔ صهیونیستی است که آقای نتانیاهو و پدرش خیلی به آن نزدیکاند. آنها معتقدند که از طریق اعمال خشونت باید سلطهٔ خود را اول بر فلسطینیها و بعد بر دیگران تحمیل کنند.
وی تاکید کرد: حتی دعواهایی با بن گوریون داشتند که داستان پیچیده و جالبی است. در ۲۰ سال گذشته، در منطقهٔ خاورمیانه پس از جنگ سرد، دنیای عرب از نظر استراتژیک به نوعی رخوت و عدم کنشگری استراتژیک دچار شد. مصر خارج شد، عراق نابود شد، سوریه نابود شد. دنیای عرب ادست بازیگران تازهکار در خلیج فارس افتاد که ظرفیت بازیسازی در سطح عربی و ظرفیت استراتژیک دنیای عرب را کاهش داد. قدرتهای غیرعرب مانند ترکیه، ایران و رژیم صهیونیستی بالا آمدند. ایران به لحاظ دسترسی منطقهای که داشت غوغا کرد که البته برای دیگران از جمله ترکیه، قابل قبول نبود.
ترکیه نگران است و حتی صریح گفته که هدف بعدی رژیم صهیونیستی ترکیه است
سجادپور گفت: مباحثی که در چند سال گذشته مطرح شد، هژمونی در خاورمیانه بود که ترکها دنبال آن بودند و فکر میکردند از طریق سوریه به آن برسند. منتها اتفاقاتی که در سوریه افتاد، وضع دیگری ایجاد کرد. الان اگر دقت کرده باشید، در اخباری که از ترکیه میآید، ترکیه نگران است و حتی صریح گفته که هدف بعدی رژیم صهیونیستی ترکیه است. اینها همه به طراحی برای هژمونی منطقهای که البته فراموش نمیکنند و دنبال خواهند کرد ولی به نظر من این جنبش هم با چالش نشان دادن ظرفیت مقابلهٔ ایران روبهرو است. بحثهای هژمونی منطقهای را اگر بخواهیم مطرح کنیم نمیتوانیم بحث خلیج فارس را مطرح نکنیم.
وی افزود: در خلیج فارس همانگونه که در ابتدا اشاره کردم، سامانه امنیتی که مبتنی بر ١۵ پایگاه نظامی بود، در این ۵٠ روز واقعا دچار چالش شده و نه فقط سامانه نظامی بلکه مسأله رشد اقتصادی که مدنظر این کشورها بود که مباحث کمی در جنبشهای مربوط به برآمدن و فرو رفتن هژمونها نیستند.
در مقطع حساس و سرنوشت ساز ایران، منطقه و جهان هستیم
این استاد روابط بین المللی در فراز پایانی سخنان خود گفت: این جنگ بخاطر سیالیت بینالمللی و ابعاد بینالمللی که دارد، یک جنگ فقط ایرانی نیست. ایران با مهارت این جنگ را از سطح ملی به سطح منطقهای و نهایتا با تنگه هرمز با یک سطح بینالمللی کشاند. جمعبندی من شاید این باشد که ما از یک طرف با روشنی و از طرفی با ابعاد در خصوص پیامدهای بینالمللی این جنگ مواجه هستیم؛ روشن است که این جنگ خیلی تاثیر داشته و خیلیها از جمله خود ایالات متحده را دچار چالش کرده است ولی در عین حال ابهام هم داریم که چه خواهد شد چرا که سیال است و اشتباه محاسبه همانطور که باعث شروع این جنگ از سوی ایالات متحده شد، در خلال این سیالیت ممکن است از طرف کنشگران مختلف به پیامدهای خاصی منجر شود.
وی با بیان اینکه در مقطع حساس و سرنوشت ساز ایران، منطقه و جهان هستیم، گفت: البته ما برخلاف تحلیلگران صرفا مادی، به لطف خدا و اهمیت دعا و توسل هم معتقد هستیم. ما به عنوان مسلمان و شیعه هیچوقت نمیتوانیم ناامید شویم و امیدواری به رحمت حق و دعای امام عصر برای ما بسیار مهم است و دعا میکنیم آینده برای ایران روشنتر باشد.
هیچ جنگی در جهان نبوده که در نهایت با دیپلماسی به پایان نرسد
سجادپور در پاسخ به این سوال که شما چقدر به دیپلماسی و مذاکرات امیدوار هستید؟ گفت: عرض کردم که مسائل سیال است باید ببینیم دیپلماسی در که شرایط و چه وضعیتی است ولی هیچ جنگی در جهان نبوده که در نهایت با دیپلماسی به پایان نرسد. آمریکا دیپلماسی را هم تسلیحاتی کرده است یعنی میخواند در دیپلماسی برخی چیزها را تحمیل کند اما ایران هم یک کنشگر است اما دوستان شوخی نیست که ایران نزدیک به ۴ دهه تحریم است و جنگ ٨ ساله نیز داشته است ولی موشکهایی را تولید کرده که توانسته به طور نسبی برخی از ابعاد بازدارندگی را ایجاد کند اما سوال این است که این موشکها را چگونه ساخته است. ایران در سال حدود ٢٠٠ مهندس تربیت میکند و اینها برخی بلافاصله توسط کمپانیهای بزرگ استخدام میشوند. زیرساختی که ایران از نظر صنعتی و نظامی و دیپلماسی دارد را هیچگاه نباید دست کم بگیریم.