محمدرضا کارگر در نشست «آسیب شناسی میراث فرهنگی و اماکن تاریخی در جنگ چهل روزه»: یکی از مهم‌ترین خسارت‌های ناملموس، تعطیلی فعالیت‌های میراث فرهنگی، به‌ویژه موزه‌ها است/ مرمت هیچ‌گاه نمی‌تواند جای اثر آسیب‌دیده را بگیرد و خسارت را به طور کامل جبران کند

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست آسیب‌شناسی «میراث فرهنگی و اماکن تاریخی در جنگ چهل‌روزه» روز یکشنبه (١٣ اردیبهشت‌ماه) بصورت برخط برگزار شد.

 

مرمت هیچ‌گاه نمی‌تواند جای اثر آسیب‌دیده را بگیرد و خسارت را به طور کامل جبران کند

 

محمدرضا کارگر، مدیرکل سابق اداره موزه‌ها و اموال منقول فرهنگی-تاریخی کشور در این نشست گفت: با توجه به اینکه موضوع این گف‌و‌گو آسیب‌هایی است که میراث فرهنگی معمولاً در چنین جنگ‌هایی متحمل می‌شود و بررسی و آسیب‌شناسی این موضوع است، مایلم عرض کنم که آسیب‌های وارد شده به میراث فرهنگی از منظرهای مختلف قابل بررسی است. آنچه عمدتاً مشهود و ملموس است، آسیب‌های فیزیکی است؛ یعنی تخریب یا آسیب به بناها و اشیایی که به هر حال صدمه می‌بینند. ما این موارد را آسیب‌های فیزیکی می‌دانیم. این دسته از آسیب‌ها مشهودترین نوع آسیب هستند و بالطبع، خسارتی کاملاً جبران‌ناپذیر برای ما به همراه دارند؛ زیرا هرچند دست به مرمت بزنیم، مرمت هیچ‌گاه نمی‌تواند جای اثر آسیب‌دیده را بگیرد و خسارت را به طور کامل جبران کند.

 

یکی از مهم‌ترین خسارت‌های ناملموس، تعطیلی فعالیت‌های میراث فرهنگی، به‌ویژه موزه‌ها است

وی افزود: از منظری دیگر، باید به خسارت‌های ناملموس اشاره کرد که در شرایط جنگی به شدت حس می‌شود. یکی از مهم‌ترین این خسارت‌ها، تعطیلی فعالیت‌های میراث فرهنگی، به‌ویژه موزه‌ها است. موزه‌ها مهم‌ترین دریچه‌ای هستند که از طریق آن، میراث فرهنگی به روی مردم گشوده می‌شود. موزه‌ها برای مردم ساخته شده‌اند؛ هرچند مردم ممکن است به دلایل مختلف نتوانند در بسیاری از زیرمجموعه‌های میراث فرهنگی حضور یابند، اما بازدید از بناهای تاریخی، که خود به شکلی حُکم موزه را دارند و همین‌طور موزه‌ها، از دسترس خارج شده است.

وی تاکید کرد: تعطیلی این مراکز، آفت‌های بسیار زیادی به همراه دارد. فضای کلی حاکم بر جامعه که تحت تأثیر جنگ شکل گرفته، کاملاً طبیعی است؛ جنگ مهم‌ترین رویداد در هر کشوری به شمار می‌رود و این اتفاق در کشور ما نیز توسط یکی از قدرتمندترین کشورهای نظامی جهان انجام گرفت، این مسئله کاملاً مشهود و درست است. لاجرم، این فضا، دیگر مجال و فرصتی برای میراث فرهنگی باقی نمی‌گذارد تا رویدادها و برنامه‌های خود را برگزار کند.

به ۲۸ اردیبهشت نزدیک می‌شویم؛ روز جهانی موزه‌ها و بزرگداشت موزه‌هاست

کارگر گفت: هنگامی که موزه‌ها و به طور کلی فعالیت‌های معرفی و ترویج میراث فرهنگی به دلیل جنگ تعطیل می‌شوند، ارتباط مستقیم مردم با میراث فرهنگی و موزه‌ها  که پیش از جنگ میسر بود، قطع می‌گردد. موزه‌ها دیگر فعالیت قابل توجهی از خود نشان نمی‌دهند. برای مثال، ما اکنون به ۲۸ اردیبهشت نزدیک می‌شویم؛ روز جهانی موزه‌ها و بزرگداشت موزه‌هاست؛ اوج فعالیت‌های موزه‌ها و محافل تاریخی که هر سال موزه‌ها درها و آغوش خود را به روی مردم و مخاطبان می‌گشودند و همه آنچه در اختیار و توان داشتند، در معرض دید و تقدیم مخاطبان قرار می‌دادند؛ نمایشگاه‌ها، جشنواره‌ها، ارائه آمار فعالیت‌ها، قرار دادن مردم در جریان سیاست‌ها و شعارهای ایکوم، تقدیر از پیشکسوتان موزه‌داری، مجموعه‌داران گرامی و همه کسانی که به اشکال مختلف در حوزه میراث فرهنگی فعالیت می‌کنند، که متاسفانه اکنون همه اینها تعطیل شده است.

وی افزود: به باور من، این قطع رابطه میان مردم و میراث فرهنگی، بهای بسیار سنگینی برای آموزش‌های فرهنگی دارد. وقتی ارتباط و آموزش قطع شود، به طور طبیعی فاصله‌ای عمیق میان مردم و آن موضوع ایجاد می‌گردد؛ فاصله‌ای که امروز در حوزه فرهنگ به وضوح شاهد آن هستیم.

این کارشناس میراث فرهنگی گفت: موضوع بعدی که می‌توان آن را از آسیب‌های جنگ برشمرد، پژوهش‌هایی است که در حوزه میراث فرهنگی به طور مداوم در جریان بود. پژوهش‌هایی که پژوهشگران از مراکز مختلف، دانشجویان مقاطع دکتری، کارشناسی ارشد و کارشناسی، پروژه‌های پژوهشی متنوعی که یا توسط خود سازمان میراث فرهنگی، یا مراکز دیگر، افراد حقیقی یا در قالب همکاری‌های مشترک با جهان انجام می‌شد، همه به تبع جنگ به تعطیلی کشیده شده‌اند. بسیاری از پژوهش‌ها ناتمام مانده، مراکز متعددی اعتبارات و بودجه‌هایی برای این منظور داشتند که اکنون قادر به هزینه‌کردن آنها نیستند و این بودجه‌ها معمولاً به حوزه‌های دیگر تخصیص می‌یابند. فاصله میان پژوهشگر و میراث فرهنگی، موزه‌ها، اشیا و آثار نیز از آفت‌های بزرگ است. بازگرداندن این پیوند و برقراری جریان عادی آن، زمان بسیاری خواهد برد. این خود آسیب و آفتی برای میراث فرهنگی به شمار می‌رود.

حواس‌ها از میراث فرهنگی پرت شده و تمرکزهایی که باید به این حوزه معطوف می‌شد، به حوزه‌های دیگر انتقال یافته است

وی ادامه داد: به همین ترتیب، پروژه‌های مرمتی که باید انجام می‌شد، انجام نمی‌شود؛ سرکشی‌های مرتب به اشیا که باید صورت می‌گرفت، به دلیل تعطیلی موزه‌ها تا حد زیادی متوقف شده است. حواس‌ها از میراث فرهنگی پرت شده و تمرکزهایی که باید به این حوزه معطوف می‌شد، به حوزه‌های دیگر انتقال یافته است. اینها نیز از مجموعه آسیب‌هایی هستند که می‌توان برشمرد.

مدیرکل سابق اداره موزه‌ها و اموال منقول فرهنگی-تاریخی گفت: علاوه بر این، اوقات فراغت مردم که می‌توانست با میراث فرهنگی پر شود و غنی گردد، آموزش‌هایی که می‌توانست به خانواده‌ها، کودکان و نوجوانان ارائه شود، اکنون صورت نمی‌گیرد. این خلأ شناخت از میراث فرهنگی و عشق‌ورزی به آن ایجاد شده و این فرصت از دست رفته است. این فرصت‌ها قابل جبران نیستند؛ کودکان از یک کلاس به کلاس دیگر و از سنی به سن دیگر می‌روند. بنابراین، اوقاتی که باید در فضای میراث فرهنگی سپری می‌شد، در پرتو آموزش‌های میراثی و آشنایی‌ها و پیوندهایی که باید محصول آن بود، اکنون حاصل نمی‌شود. این نیز به نظر من آفتی بسیار جبران‌ناپذیر است.

تدابیر امنیتی شدید، تردد آزادانه حتی میان کارشناسان و آثارشان کاهش یافته است

وی افزود: موضوع دیگر، محدودیت ارتباط خود موزه‌داران و کارشناسان با آثار در شرایط جنگ است. با تدابیر امنیتی شدید، تردد آزادانه حتی میان کارشناسان و آثارشان کاهش یافته است. آثار بسته‌بندی و در مخازن قرار گرفته‌اند، مخازن انباشته از اشیا شده و رفت‌وآمد راحت و سرکشی منظم به آنها انجام نمی‌شود. کارشناسان به راحتی نمی‌توانند جعبه‌ها را باز کنند، از وضعیت اشیا آگاه شوند و اگر خدای ناکرده آسیبی _ به‌ویژه آسیب‌های شیمیایی_ به آنها وارد شده باشد، به موقع مداوا کنند. این آسیب‌ها معمولاً مشهود نیستند و شناسایی آنها نیازمند آزمایش‌ها و روش‌های تخصصی است که در این شرایط امکان‌پذیر نیست. مهم‌تر از همه، ما نمی‌دانیم این جنگ تا چه زمانی ادامه خواهد یافت و لذا نمی‌توانیم برنامه‌ریزی منسجمی برای آن داشته باشیم. در نتیجه، اولویت مطلق موزه‌های ما که کاملاً درست و به‌حق است، بحث حفاظت فیزیکی از آثار و موزه‌ها بوده است.

وی تاکید کرد: با این حال، باید با قدردانی و دست‌مریزاد از تمام موزه‌داران سراسر کشور  چه موزه‌های وابسته به سازمان میراث فرهنگی، چه نهادهای عمومی و دولتی دیگر، چه موزه‌های خصوصی و مجموعه‌داران، یاد کنیم که طبق آمار و اطلاعات موجود، آسیب مشخصی به اشیا وارد نشده است. این موفقیت، مرهون درایت مدیران مسئول، کارکنان متعهد و کارشناسان متخصص موزه‌هاست.

کارگر در پایان گفت: در نهایت، ما با آسیب‌های فیزیکی، آسیب‌های شیمیایی (به دلیل بسته‌بندی طولانی‌مدت و عدم رؤیت منظم اشیا)، آسیب‌های پژوهشی، آسیب به آموزش‌های فرهنگی، فاصله‌گیری جامعه از موضوع میراث فرهنگی، تعطیلی برنامه‌ها و ایجاد فاصله میان مردم و مخاطبان با میراث فرهنگی روبه‌رو هستیم. پژوهش‌هایی که می‌توانست ادامه یابد یا آغاز شود، اکنون با سکوت مواجه شده‌اند.

 

اخبار

اخبار صفحه نخست

تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۲/۱۶

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت و محتوای آن متعلق به خانه اندیشمندان علوم انسانی است.