محمدحسن طالبیان در نشست «آسیب شناسی میراث فرهنگی و اماکن تاریخی در جنگ چهل روزه»: برخی از آسیب‌های وارد شده به میراث فرهنگی بازگشت پذیر نیست/ حضور جریان جهانی برای مرمت آثار تاریخی آسیب دیده برای ایجاد پژواک جهانی مهم است

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست آسیب‌شناسی «میراث فرهنگی و اماکن تاریخی در جنگ چهل‌روزه» روز یکشنبه (١٣ اردیبهشت‌ماه) بصورت برخط برگزار شد.

 

 آنچه آمارها هم‌اکنون به ما نشان می‌دهند، بالغ بر ۱۵۰ مورد آسیب به میراث فرهنگی است

 

محمدحسن طالبیان، معاون سابق میراث فرهنگی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در ابتدای سخنان خود در این نشست گفت: آنچه آمارها هم‌اکنون به ما نشان می‌دهند، بالغ بر ۱۵۰ اثر تاریخی آسیب دیده است. البته همه این موارد یکسان نیستند. برخی از آن‌ها آسیب‌های بسیار بیشتری به خود عرصه و کالبد بنا وارد کرده‌اند و خسارت‌های سنگینی به بار آورده‌اند. اگر بخواهیم دسته‌بندی کلی انجام دهیم، بر اساس شدت آسیب وارده، چیزی حدود زیر ۲۰ اثر آسیب‌های درجه یک دیده‌اند و حدود ۱۶ یا ۱۷ اثر آسیب‌های درجه دو، و به همین ترتیب درجه سه. این ۱۵۰ مورد از خسارت‌های جزئی تا خسارت‌های عمده را شامل می‌شوند. برخی از این آثار میراث جهانی هستند، برخی میراث ملی، برخی بناهای تاریخی، برخی در بافت تاریخی و فرهنگی قرار دارند و بعضی خانه‌های تاریخی هستند. انواع و اقسام آن‌ها متفاوت است؛ از جمله پل‌های مهم مواصلاتی؛ به‌ویژه شش یا هفت پل راه‌آهن مورد اصابت قرار گرفته است.

 

به همت مردم و کارشناسان فداکار، برخی از پل‌های آسیب‌دیده ظرف ۴۸ ساعت با روش‌های خلاقانه‌ای که خود تجربه‌ای تاریخی برای مرمت پل‌ها به شمار می‌رود، به‌صورت اضطراری بازگشایی شدند

وی افزود: من توفیق داشتم در دو سه روز گذشته به اتفاق همکاران، به دلیل آنکه مدیر پرونده ثبت جهانی راه‌آهن سراسری هستم، از این پل‌ها بازدید کنم. کار بزرگی بود که با همراهی تیمی چندرشته‌ای انجام شد. برخی از این پل‌ها، هرچند پل‌های استراتژیک نبود، اما پل‌های مهمی بودند که آسیب‌های جدی دیده‌اند؛ به‌ویژه دو پل در زنجان و میانه که در مسیرهای جنوب، کاشان و تبریز و آذربایجان قرار دارند. خدا را شکر که به همت مردم و کارشناسان فداکار، برخی از این پل‌ها ظرف ۴۸ ساعت با روش‌های خلاقانه‌ای که خود تجربه‌ای تاریخی برای مرمت پل‌ها به شمار می‌رود، به‌صورت اضطراری بازسازی و بازگشایی شدند. ما نیز همراهی می‌کردیم تا پس از دوره اضطرار، مرمت اساسی آن‌ها انجام شود. برخی از این پل‌ها مربوط به اوایل دوره پهلوی هستند و پل‌های مهمی به شمار می‌روند؛ بعضی از آن‌ها شاهکارهای استادکاری و هنر پل‌سازی ایران‌اند.

وقتی بمبی به جایی اصابت می‌کند و بخشی از یک اثر از بین می‌رود و سپس با بخش‌های جدید جایگزین می‌شود، روح تاریخی آن اثر دستخوش تغییر می‌شود و این امر بازگشت‌ناپذیر است

این کارشناس میراث فرهنگی گفت: این وضعیت نشان می‌دهد که از یک سو جای تأسف بسیار دارد که البته بعداً بیشتر درباره آن صحبت و آسیب‌شناسی خواهیم کرد و از سوی دیگر، همین آمادگی و سرعت عمل در استفاده از روش‌های پیش‌ساخته یا ابتکارات محلی، ارزشمند است. برای نمونه، بتنی که به صورت عادی باید ۲۸ روز برای گیرش آن زمان نیاز داشت، با افزودنی‌های خاص ظرف یک روز آماده شد و ریخته شد تا راه‌آهن عبور کند. البته برای اتمام ظاهر و سیمای نهایی و مرمت کامل آثار تاریخی، کار بسیار مهم و اساسی است. با این حال، علی‌رغم ارزشمندی این اقدام فوق‌العاده اضطراری، همان‌طور که عزیزان فرمودند، بحث اصالت مطرح است. وقتی بمبی به جایی اصابت می‌کند و بخشی از یک اثر از بین می‌رود و سپس با بخش‌های جدید جایگزین می‌شود، روح تاریخی آن اثر، دستخوش تغییر می‌شود و این امر بازگشت‌ناپذیر است.

وی خاطرنشان کرد: بنابراین باید گفت که بخشی از این حملات، هدف‌گیری آسایش و آرامش مردم و ضربه زدن به فرهنگ و هویت آن‌ها بوده است. در طول تاریخ نیز چنین تجربیاتی وجود داشته؛ مانند آشوربانی‌پال که معابد دوره ایلام را نابود کرد و چغازنبیل را از بین برد، یا اسکندر مقدونی که تخت جمشید را هدف قرار داد. یعنی مهم‌ترین عناصری که هم جنبه مقدس داشتند و هم نماد شکوه و عظمت بودند.

برخی از آسیب‌ها به میراث فرهنگی واقعاً قابل بازگشت نیستند

طالبیان گفت: حالا در میان این ۱۵۰ مورد، برخی آسیب‌ها ناشی از موج انفجار بوده، برخی مستقیماً در بغل عرصه یا روی آن اصابت کرده و برخی با فاصله بیشتر. در یک شهر هرگز نباید چنین اتفاقی بیفتد، زیرا گاهی موج انفجار بدتر از خود موشک تخریب می‌کند. بنابراین، میزان آمادگی ما و نوع آسیب‌های واردشده خود موضوع مهمی برای بررسی است. برخی از این آسیب‌ها واقعاً قابل بازگشت نیستند. اثری که با ظرافت تمام توسط هنرمندان دوره خود خلق شده، روح و اصالت آن بسیار اهمیت دارد. گرچه از نظر فیزیکی و با تکیه بر استادکاران و دانش تاریخی می‌توانیم آن را مرمت کنیم، اما از بین رفتن بخش‌هایی از آن، بخشی از اصالت و هویت فرهنگی اثر را برای همیشه از دست می‌دهد.

هر بخش، هر قطعه، هر دیوار، هر آینه، هر تزیین، هر خاطره و هر رویداد مرتبط با میراث ناملموس، لایه‌ای از حافظه فرهنگی را نشان می‌دهد

وی افزود: به یاد دارم وقتی توفیق نگارش پرونده‌های میراث جهانی مانند باغ ایرانی، کاخ گلستان، راه‌آهن سراسری ایران و امثال آن را داشتم، همه دغدغه‌مان حفاظت و مدیریت بود. فکر می‌کردیم ثبت جهانی به حفاظت کمک می‌کند و واقعاً هم چنین بود؛ توجه ویژه‌ای به این آثار شد. اما هرگز تصور نمی‌کردیم روزی شاهد جنگ و ویرانی باشیم. در آن زمان دغدغه ما اثبات ارزش برجسته جهانی با اسناد، نقشه‌ها و استدلال‌های تاریخی بود. در فرآیند تهیه پرونده هر روز بیشتر می‌فهمیدیم که موضوع فقط یک اثر معماری یا تکنولوژیک نیست؛ هر بخش، هر قطعه، هر دیوار، هر آینه، هر تزیین، هر خاطره و هر رویداد مرتبط با میراث ناملموس، لایه‌ای از حافظه فرهنگی را نشان می‌دهد؛ حافظه‌ای که امروزه برخی از این آثار نه فقط به یک ملت، بلکه به بشریت تعلق دارند.

وی تاکید کرد: آثاری مانند چهل ستون یا کاخ گلستان با گچ‌بری‌ها، تزیینات، نقاشی‌ها و انواع هنرها، روایت‌گر تعامل قدرت، دیپلماسی و اتفاقات مختلف هستند و شکنندگی خود را در بحران‌ها نشان می‌دهند. ما در این‌جا همواره درباره اصالت و یکپارچگی برای ارزیابی و آسیب‌شناسی صحبت می‌کنیم. مسلماً اگر بتوانیم ارزیابی دقیق انجام دهیم، برخی آسیب‌ها بازگشت‌ناپذیرند. با این حال، خسارات فیزیکی نیز کم نیستند؛ از تعداد قطعات لوستر و آینه‌های شکسته گرفته تا سازه‌ها، سقف‌های ترک‌خورده، اورسی‌های از بین رفته و مسائل بسیار دیگر. وقتی وارد جزئیات می‌شویم، واقعاً خسارت سنگین است.

جابه‌جایی اشیاء به مخازن امن هرچند با دقت انجام شود، خسارت دارد

معاون سابق میراث فرهنگی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گفت: خوشبختانه در دوره‌های مختلف، از زمان مرحوم کاظمی تا دوره‌های جناب مهندس بهشتی و بعد از آن، مخازن امن برای اشیاء ایجاد شد. در این جنگ نیز بسیاری از اشیاء به این مخازن امن منتقل شدند (کاخ گلستان، موزه ملی، موزه خراسان، موزه همدان و جاهای دیگر ...) که کمک زیادی به حفظ آثار کرده ولی جابه‌جایی اشیاء، هرچند با دقت انجام شود، خسارت دارد. اشیاء نمی‌توانند ارائه شوند، مردم نمی‌توانند به موزه‌ها مراجعه کنند و تعامل کارشناسان با موزه‌ها مختل شده است. این‌ها همه خسارت به شمار می‌روند. در بحران‌های قبلی تلاش می‌کردیم ارتباط مجازی مردم با موزه‌ها قطع نشود، اما اکنون حتی این امکان هم به دلایل مختلف فراهم نیست. بنابراین با تهدیدهای چندوجهی هم در حوزه بناها و هم در حوزه موزه‌ها و سایر زمینه‌ها مواجه هستیم.

وی ادامه داد: این بحران پدیده‌ای چندوجهی است که با بحران‌های قبلی تفاوت دارد. گرچه معمولاً سایت‌های تاریخی برنامه مدیریتی دارند، اما باید برنامه مدیریت بحران نیز داشته باشند. برخی دارند و برخی ندارند. با این وجود نمی‌توانم بگویم کاملاً آماده بودیم، ولی تا حدودی برخی بناها آماده بودند. تجربیات کشور در این زمینه وجود دارد؛ به‌ویژه پس از جنگ عراق با ایران در استان‌های مرزی مانند خوزستان، شوش و هفت‌تپه. پس از جنگ، رها شدگی، باران‌های سیل‌آسا و عدم دسترسی کارشناسان (به دلیل منطقه نظامی بودن) باعث آسیب‌های جبران‌ناپذیر شد. حدود ۲۰ سال طول کشید تا پروژه‌ای در زمان جناب مهندس بهشتی تعریف شود که من توفیق داشتم مدیر آن باشم و بعداً به ایدۀ ایشان به پایگاه تبدیل شد و اکنون ۱۵۰ پایگاه در سراسر کشور وجود دارد.

در مرمت، بحث فقط فیزیکی نیست؛ فرایند فرهنگی نیز هست

وی افزود: در بم نیز تجربه مشابهی داشتیم. روز دوم زلزله آنجا بودم. تجربه نشان داد که باید سریع آوار برداری کنیم، اما شرایط روحی همکاران بسیار مهم است؛ اضطراب و نگرانی آن‌ها را درک می‌کردیم. همه معتقد به سرعت‌عمل بودند، اما ما با خلاقیت، پلی چوبی از دم در تا حاکم‌نشین ایجاد کردیم تا مردم بتوانند آئین و سنت‌های خود را — به‌ویژه در ایام تاسوعا و عاشورا— انجام دهند، به تکیه، چاه امام‌زمان و مسجد رسول‌الله بروند و عبادت کنند. در مرمت، بحث فقط فیزیکی نیست؛ فرایند فرهنگی نیز هست. نباید شواهد جنگ را سریع محو کنیم. اتفاقاً خوب است که در آثار تاریخی این شواهد بمانند تا روایت کنند.

حضور جریان جهانی برای مرمت آثار تاریخی آسیب دیده برای ایجاد پژواک جهانی مهم است

طالبیان گفت: در بم شرایطی پیش آمد که حرکت درستی انجام شد. برای آثار جهانی و آثار در فهرست موقت، اقدامات لازم در مجامع جهانی انجام شده است. باید از کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ استفاده کنیم. قوانین آن روشن است و حقوقدانان ما باید شکایات و ادعاها را در دادگاه لاهه آماده کنند تا غرامت بگیریم و از یونسکو کمک بگیریم. موضوع فقط مالی نیست؛ کارشناسی هم هست. مهم‌تر از همه، حضور جریان جهانی برای این آثار اهمیت دارد. نه به این معنا که ما بلد نیستیم یا استادکار نداریم — ایران در این زمینه در سطح بسیار خوبی است و حتی گاهی کشورهای دیگر اینجا آموزش می‌بینند— بلکه این جریان، پژواک جهانی ایجاد می‌کند که این جنایت ضد حقوق بشر رخ داده است و این می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

وی افزود: خوشبختانه هر یک از آثاری که مورد اصابت قرار گرفته‌اند، یا تیم کارشناسی و چندرشته‌ای دارند یا پایگاه، یا استان‌ها و افراد داوطلب آمادگی کمک اعلام کرده‌اند. مستندسازی سریع در حال انجام است با کمک تیم‌های دانشجویی و کارشناسی. به نظر می‌رسد باید کار یکپارچه و فراتری انجام شود تا پژوهش، آسیب‌شناسی و راهکارها با دقت انجام گیرد. از همه مهم‌تر، چون هر اثر با اثر دیگر تفاوت دارد، باید دستورالعمل‌های خاص هر اثر تدوین شود تا بتوانیم وظیفه خود را دقیق‌تر انجام دهیم.

برخی آثار مرمت‌های اشکال‌دار داشتند که شاید اکنون فرصتی برای اصلاح آن‌ها باشد/ تهدید را به فرصت تبدیل کنیم

وی تاکید کرد: با برنامه زمان‌بندی مناسب پیش برویم. برخی آثار مرمت‌های اشکال‌دار داشتند که شاید اکنون فرصتی برای اصلاح آن‌ها باشد. بناهایی وجود دارند که اکنون می‌توان با نگاهی فرهنگی بالاتر به آن‌ها کمک کرد. برای مثال، ساختمان دادگاهی که در کنار کاخ گلستان قرار دارد — که در پرونده ثبت جهانی نیز درباره آن صحبت کردیم — اگر عمر طبیعی‌اش به پایان برسد، می‌توان آن را برداشت و تکیه دولت را احیا کرد. همیشه در برنامه مدیریتی چنین چیزهایی پیش‌بینی شده بود.

این کارشناس میراث فرهنگی گفت: هرچند بسیار ناراحتیم از وقوع این خسارت‌ها، اما می‌توانیم این تهدید را به فرصت تبدیل کنیم؛ مثلاً جلوگیری از ساخت طبقات بالاتر در اطراف کاخ گلستان، توسعه میدان ارگ و احیای شواهد تاریخی. یا در مورد استانداری اصفهان که آسیب جدی دیده است؛ این ساختمان در دولت‌خانه صفوی قرار دارد. زمانی که ثبت چهل ستون پیگیری می‌شد، بخشی از باغ در اختیار استانداری بود. با آقای دکتر ذاکر اصفهانی (استاندار وقت) و آقای دکتر حیدری (مدیرکل) صحبت کردیم و بلافاصله تصمیم گرفته شد که بخش پارکینگ برداشته شود. اکنون نیز شاید نیاز به تصمیمات بالاتری در همین راستا باشد. عجله کردن درست نیست؛ باید با دقت موارد را بررسی کنیم و هرجا ممکن است، در جهت تعالی آثار تاریخی تصمیم بگیریم.

وی در پایان افزود: برخی بناها مانند خانه‌های تاریخی در کرمانشاه یا آثار نزدیک نقاط اصابت که با موج انفجار تخریب شده‌اند، قابل مرمت سریع هستند. این موارد در بخش‌های مختلف و با دسته‌بندی‌های متفاوت قرار دارند. وزارت میراث فرهنگی نیز تلاش خود را آغاز کرده و به‌ویژه بر مشارکت مردم و جامعه تأکید دارد. اگر در این بخش موفق شود — که بسیاری نیز آمادگی مشارکت اعلام کرده‌اند — بازخورد بسیار خوبی خواهد داشت.

 

اخبار

اخبار صفحه نخست

تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۲/۱۶

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت و محتوای آن متعلق به خانه اندیشمندان علوم انسانی است.