علی اصغر قاسمی در همایش «خلیج فارس و تنگه هرمز؛ از حماسه های دیروز و امروز تا راهبردهای فردا»: جنگ چهل روزه خودآگاهی ملی ما را نسبت به ظرفیتهای ارزشمند فرهنگی، سیاسی و نظامی خلیج فارس و تنگه هرمز افزایش داد/ جنگ چهل روزه به اپوزیسیون برانداز آموخت که دو آرمان آزادی و استقلال، متلازم و همافزای یکدیگرند/ توسعه سیاسی و تقویت نهادهای مدنی، تابآوری و مقاومت در برابر تهاجم بیگانگان را بیشتر خواهد بود
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست تخصصی «خلیج فارس و تنگه هرمز؛ از حمایتهای دیروز و امروز تا راهبردهای فردا» روز شنبه (١٢ اردیبهشتماه) در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
علیاصغر قاسمی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی و مدیرعامل خانه اندیشمندان علوم انسانی در این نشست ضمن تبریک روز ملی خلیج فارس و روز معلم گفت: اجازه دهید نخست از اساتید گرامی تشکر کنم که محبت فرمودند و پذیرفتند تا ما از خرمن دانش ایشان در این جلسه بهرهمند شویم. انشاءالله بحثهای خوبی مطرح خواهد شد و از دل این مباحث، راهبردهای مناسبی برای آیندهای درخشان کشورمان استخراج و ارائه خواهد گردید.
وی افزود: همچنین سپاسگزارم ازاندیشمند فرهیخته جناب آقای دکتر امیرخانی، رئیس محترم کتابخانه ملی، که هم در دوران تصدی مسئولیت در کتابخانه، منشأ برکات فراوانی در این حوزه بودهاند هم حامی نهادهای فرهنگی و علمی کشور هستند. ایشان با روی گشاده و محبت بسیار پذیرفتند که این نشست را در این مکان برگزار کنیم. همینطور از آقای دکتر شکراللهی رییس محترم اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی که هماهنگیهای لازم برای برگزاری این جلسه را به خوبی انجام دادند و نیز از آقای دکتر تفرشی که ایده برگزاری این نشست را مطرح کردند، تشکر میکنم. سپاسگزاری میکنم.
جنگ چهل روزه ، دولت و ملت ایران را واجد رشد و بلوغ فکری ارزشمندی کرد
قاسمی گفت: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چهل روز به طول انجامید. عدد چهل در فرهنگ ما بار معنایی و ارزشی ویژهای دارد. برای همه ما، عدد چهل با مفاهیمی همچون بلوغ فکری، رشد و تکامل فکری عجین شده است؛ بهگونهای که با شنیدن آن، بلافاصله مفهوم چهلسالگی و رشد و بلوغ فکری و اجتماعی فرد به ذهنمان متبادر میشود. من مایلم از این استعاره استفاده کنم و بگویم که این جنگ، علیرغم آسیبهای بسیار زیادی که به کشور وارد کرد و عزیزان بسیاری را از دست دادیم، از رهبری نظام گرفته تا سرداران و امیران ارتش و سپاه ، سربازان وطن و مردم عادی، بهویژه حمله به مدرسه شجره طیبه میناب و پرپر شدن 176 شکوفه نوشکفته و نیز حمله به ابنیه تاریخی و میراث فرهنگی و تمدنی ایران و جهان که جملگی خسارتهای سخت و جبرانناپذیری است ،خیرات و برکاتی نیز برای کشور داشت.
وی افزود: یکی از مهمترین این برکات جنگ چهل روزه آن بود که این جنگ کشور و ملت ایران را واجد رشد و بلوغ فکری ارزشمندی کرد؛ بلوغی که حتی از مرزهای ایران رفت و به سطح منطقه نیز گسترش یافت. این بلوغ ابعاد و زوایای متعددی دارد، اما به فراخور موضوع این همایش و نیز رشته تحصیلی و حوزه تخصصی خود به سه بعد از این ابعاد اشاره میکنم.
جنگ چهل روزه خودآگاهی ملی ما را نسبت به ظرفیتهای ارزشمند فرهنگی، سیاسی و نظامی خلیج فارس و تنگه هرمز افزایش داد.
بعد اول اینکه جنگ چهل روزه خودآگاهی ملی ما را نسبت به ظرفیتهای ارزشمند اما ناشناخته یا بالقوه خلیج فارس و تنگه هرمز برای تقویت اقتدار ملی ، ارتقای بنیه دفاعی کشور، حفظ تمامیت ارضی کشور و نیز ایجاد و تقویت هژمونی منطقه ای ایران افزایش داد.همچنین این بلوغ را در جامعه ایجاد کرد که با بهره مندی از ظرفیتهای تاریخی و هویت بخش خلیج فارس و تنگه هرمز میتوان ملاط وحدت و همبستگی ملی را ایجاد و تقویت و بر محور این نماد انسجام بخش، طیفهای مختلف مردم را در برابر دشمنان و متجاوزان بسیج کرد.
جنگ چهل روزه به اپوزیسیون برانداز آموخت که دو آرمان آزادی و استقلال، متلازم و همافزای یکدیگرند
اگر نگاهی گذرا به وقایع معاصر ایران یعنی از انقلاب مشروطه تاکنون بیندازیم متوجه میشویم که طی این دوره حدودا دویست ساله مطالبات متعددی از سوی مردم مطرح شده و هزینههای سنگینی هم برای پیگیری و تحقق آنها پرداخت شده است. یکی از ویژگیهای بارر مطالبات این بوده که حفظ ایران و تمامیت ارضی آن در مرکز ثقل آنها بوده که سایر مطالبات هم با یکدیگر همافزا بوده است.بویژه دو آرمان تاریخی استقلال و آزادی دو بخش لاینفک و جدایی ناپذیر مطالبات تاریخی ملت ایران بوده است موضوعی که متاسفانه در سالهای اخیر از طرف برخی از مخالفین ایران و نظام جمهوری اسلامی سهوا یا عمدا نادیده گرفته شده بود اما جنگ چهل روزه به همه بویژه اپوزیسیون برانداز آموخت که دو آرمان آزادی و استقلال، متلازم و همافزای یکدیگرند
مداخله بیگانگان هرگز آزادی برای مردم به ارمغان نیاورده است
رئیس خانه اندیشمندان علوم انسانی گفت: تجربه تاریخی نشان داده که هرگاه استقلال کشور نقض شده، آزادیهای سیاسی و اجتماعی نیز از بین رفته یا کمرنگ شده است. تجربه تاریخی کشور ما نشان میدهد مداخله بیگانگان هرگز آزادی به ارمغان نیاورده و یا در بهترین حالت با سقوط یک نظام اقتدارگرا کشور را به ورطه هرج و مرجی کشانده که از دل آن اقتدارگرایی جدیدی ظهور کرده است..نمونه اعلای آن به توپ بستن مجلس شورای ملی توسط روسها بود که نظام مشروطه را ازبین برد و استبداد صغیر را برکشور حاکم کرد و یا حمله متفقین به ایران در زمان جنگ جهانی دوم که منجر به اشغال ایران و سقوط رضاشاه شد اما از دل آن شرایطی به وجود آمد که آذربایجان و کردستان در آستانه جدایی از ایران قرار گرفتند و در نهایت آزادیهای سیاسی اجتماعی مبتنی بر شرایط هرج و مرج و دولتهای ضعیف و کوتاه مدت با کودتای 28 مرداد 1332 به محاق رفت و دیکتوری جدیدی بر کشور حاکم شد. مداخله خارجی و نقض استقلال ملی حتی بسترهای مساعد و زمینههای نیم بند موجود برای گذر به دموکراسی و را نیز کمرنگ و تضعیف میکند. کما اینکه میبینیم در فضای میلیتاریزه شده دوران جنگ و حتی دوره آتش بس، شاهد ایجاد محدودیت فراوان برای نهادهای مدنی، تحدید آزادیهای سیاسی و اجتماعی مردم و حتی تضعیف حقوق پایه شهروندی مانند دسترسی آزاد به اخبار و اطلاعات از طریق اینترنت جهانی هستیم؛ این خود نشان میدهد که مداخله خارجی حتی آزادیهای نیمبند موجود را نیز تهدید میکند.
توسعه سیاسی و تقویت نهادهای مدنی ، تابآوری و مقاومت در برابر تهاجم بیگانگان را بیشتر خواهد بود
وی افزود: از سوی دیگر جنگ به ما آموخت برای حفظ استقلال، به ناگزیر باید آزادی و توسعه سیاسی را در کشور تقویت شود. اگر توسعه سیاسی و برخورداری شهروندان از آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حد مطلوب نباشد و نهادهای مدنی منزوی و جامعه مدنی تضعیف شود، بیگانگان و دشمنان برای دست اندازی به کشور طمع خواهند کرد. در دوره رضاشاه، یکی از علل موفقیت اشغال متفقین در اشغال آسان و بدون مقاومت ایران تهی شدن حکومت رضاشاه از پشتوانه مردمی بود. در جنگ اخیر نیز مهاجمان زمانی طمع کردند به کشورمان حمله کنند که اختلافات داخلی و فاصله دولت و ملت زیاد شد و دشمنان، نارضایتی مردم و شکاف موجود را نشانهای از ضعف و ناکارآمدی حکومت و فروپاشی نظام سیاسی را امکان پذیر تلقی کردند. بنابراین فقدان توسعه سیاسی، کاهش آزادیهای سیاسی و اجتماعی و تضعیف جامعه مدنی، طمع بیگانگان به دست اندازی به کشور و منابع آنرا افزایش و قدرت مقاومت نظام سیاسی را کاهش میدهد. هر قدر پیوند دولت و ملت مستحکمتر باشد و نهادهای مدنی به عنوان پل ارتباطی عمل کنند، تابآوری و مقاومت در برابر تهاجم بیگانگان بیشتر خواهد بود.
امنیت متکی بر پایگاههای خارجی، بسیار شکننده است
این استاد دانشگاه گفت: جنگ جهل روزه این رشد فکری و خودآگاهی را در مردم کشورهای منطقه و حتی در میان حکام برخی از این کشورها ایجاد کرد که با اتکا به بیگانگان نمیتوان به امنیت و توسعه پایدار دست یافت. کشوری که به عنوان قبله آمال سرمایه گذاران و فعالین اقتصادی و بسیاری از مردم عادی شناخته میشد ، در عرض چند هفته به سرزمین ناامن و پایگاههایی که قرار بود امنیت را برای این کشورها به ارمغان بیاورند خود به عامل ناامنی مبدل گردید و بر همگان معلوم شد که امنیت متکی بر پایگاههای خارجی، بسیار شکننده است. این جنگ به ملتها و دولتهای منطقه آموخت که امنیت و توسعه پایدار تنها با اتکا به مردم، نهادهای مدنی و تن دادن به لوازم توسعه سیاسی ممکن و میسر میشود.
در جنگ هشتساله و دو جنگ اخیر دیدیم که وقتی عرق ملی و میهنی با اعتقادات دینی و مذهبی همافزا شد، تابآوری، مقاومت و قدرت دفاع کشور به شکل چشمگیری افزایش یافت
وی افزود: سومین بعد تاثیر جنگ چهل روزه بر رشد و بلوغ فکری جامعه ناظر به این نکته است که در فرهنگ ما، عناصر هویت ایرانی، یعنی عناصر دینی ، ملی و قومی با یکدیگر همافزایی دارند و این یکی از امتیازات منحصر به فرد هویت ایرانی است. در جنگ هشتساله و دو جنگ اخیر دیدیم که وقتی عرق ملی و میهنی با اعتقادات دینی و مذهبی همافزا شد، تابآوری، مقاومت و قدرت دفاع کشور به شکل چشمگیری افزایش یافت. باید تاکید کنم تجربه تاریخی سالهای قبل و بعد از انقلاب نشان داده است که برتری بخشیدن به هر یک از این دو بعد هویت ایرانی آسیبزا است. به طور خلاصه در جریان سه جنگ گذشته ، دین در خدمت میهن بوده و اعتقادات دینی و باورهای شیعی درراستای دفاع از میهن قرار گرفته و کسانی که از کشور دفاع کردند، عرق دینی و مذهبی داشتهاند.دفاع جانانه و غیرتمندانه عشایرکشورمان و مقابله با دشمنان حتی با سلاحهای سادهای چون تفنگ برنو نشان میدهد هویت قومی نیز عنصری افزاینده بر ظرفیتهای دینی و ملی جامعه و عناصر معطوف به آن است.
با ایران و ایرانی نمیتوان با زبان زور سخن گفت
قاسمی گفت: سخن خود را با این جمله به پایان میبرم که جنگ علیرغم همه خسارتها، باعث بلوغ و تکامل مردم ایران و مردم منطقه شد. اما آرزو میکنم این جنگ باعث بلوغ سردمداران آمریکا و اسرائیل نیز شده باشد تا بدانند که با کشوری همچون ایران و مردمی با این پیشینه فرهنگی و تمدنی با عظمت باید بسیار محترمانهتر و با نزاکت بیشتری سخن بگویند.بفهمند که با ایران و ایرانی نمیتوان با زبان زور سخن گفت. امیدوارم آنان نیز از این جنگ این رشد فکری و بلوغ سیاسی را یافته باشند و در آینده شاهد اینگونه تجاوزها به کشورمان نباشیم.