محمد بیطرفان در همایش «خلیج فارس و تنگه هرمز؛ از حماسه های دیروز و امروز تا راهبردهای فردا»: از دوران باستان و عصر امپراتوری هخامنشیان تا قرن شانزدهم میلادی، در تمامی نقشههای معتبر هیچ نام جایگزینی برای خلیج فارس برای این پهنهی آبی وجود نداشته است/ تحریف نام خلیج فارس برای نخستینبار در دوره عثمانی و با هدف مقابله با رقیب قدرتمند خود در ایران یعنی سلسله صفوی صورت گرفت
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست تخصصی «خلیج فارس و تنگه هرمز؛ از حمایتهای دیروز و امروز تا راهبردهای فردا» روز شنبه (١٢ اردیبهشتماه) در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
نقشهها با ما سخن میگویند؛ ریشهیابی تاریخی تحریف نام خلیج فارس و دریای پارس
دکتر محمد بیطرفان، استاد تاریخ دانشگاه خوارزمی، در این نشست ضمن تأکید بر اهمیت خوانش دقیق اسناد جغرافیایی، روایتی تاریخی از روند تحریف نام خلیج فارس ارائه داد. وی در مقدمه سخنان خود با اشاره به نحوه ورودش به این پژوهش گفت: «هرچند من سالهاست مبحث خلیج فارس را تدریس میکنم، اما پیشتر از منظر نگارش کتاب یا مقاله تخصصی وارد این حوزه نشده بودم. متأسفانه دسترسی به منابع بسیار محدود بود و نقشههای موجود نیز فاقد تفسیر و تحلیل بودند. در واقع، ما نباید صرفاً نقشهها را نگاه کنیم؛ نقشهها با ما حرف میزنند و باید پیام آنها را تحلیل کرد. به همین دلیل، تصمیم گرفتم بر روی حدود یکصد نقشه تاریخی که طی هفت یا هشت سال گذشته جمعآوری کرده بودم، تمرکز کنم تا اولین رگههای تحریف نام خلیج فارس را بیابم.
اقتدار باستانی نام «خلیج فارس» و انتقال دانش نقشهنگاری به اروپا
دکتر بیطرفان با اشاره به ثبات نام خلیج فارس در دوران باستان افزود: «با بررسی دقیق این اسناد دریافتم که از دوران باستان و عصر امپراتوری گسترده هخامنشیان تا قرن شانزدهم میلادی، این پهنهی آبی در تمامی نقشههای معتبر با نامهایی چون خلیج فارس، سینوس پرسیکوس یا گلف پرسیکوس ثبت شده و هیچ نام جایگزینی نداشته است.
وی درباره پیشینه نقشهنگاری توضیح داد: «ما از دوران باستان و دانشمندانی چون هکاتئوس، استرابون، اراتوستن و بطلمیوس (که جهانبینی او تا پایان قرون وسطی حاکم بود)، تقریباً نقشه فیزیکیِ باقیماندهای نداریم؛ چراکه نقشههای ترسیمشده روی الواح یا پاپیروسها از بین رفتهاند. نقشههایی که امروز از آن دوران میبینیم، بازسازیهایی است که در قرون چهاردهم و پانزدهم میلادی بر اساس متون به جا مانده انجام شده است. در این میان، جغرافیدانان مسلمانِ دوران رنسانس اسلامی، نظیر اصطخری، ابن خردادبه و ابن حوقل، نقش بیبدیلی داشتند. آنها با ترجمه آثار یونانی، این دانش را حفظ کرده و به صورت یک بسته کاملِ علمی به اروپاییان منتقل کردند.»
سقوط بیزانس، ظهور عثمانی و تغییر مسیر تاریخ جهان
این استاد دانشگاه نقطه عطف تغییرات ژئوپلیتیک و متعاقب آن تحریف نقشهها را سقوط قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ میلادی دانست و گفت: «با ظهور امپراتوری عثمانی و احیای خلافت اسلامی، سدّی محکم میان غرب و شرق ایجاد شد. این اتفاق، تجارت پرسود اروپاییها از طریق جاده ابریشم و جاده ادویه را قطع کرد. عبور از ممالک عثمانی برای بازرگانان مسیحی به دلیل محدودیتها و عوارض سنگین، دیگر صرفه اقتصادی نداشت.»
وی به تلاشهای اروپا برای دور زدن عثمانی اشاره کرد و افزود: این انسداد باعث شد اروپاییها به تکاپو بیفتند. بریتانیا ابتدا تلاش کرد با دور زدن عثمانی از طریق شمال (مسیر آستاراخان به ایران و سپس هند و چین) راهی بیابد که این پروژه شکست خورد. در نهایت، این بحران زمینهساز اکتشافات بزرگ جغرافیایی شد؛ از حرکت کریستف کلمب به سمت غرب گرفته تا دور زدن دماغه امید نیک برای رسیدن به هندوستان. به جرأت میتوان گفت شکلگیری امپراتوری عثمانی، اثری دومینووار داشت که به اکتشافات جغرافیایی، انباشت سرمایه در اروپا، استعمار و حتی شکلگیری تکنولوژی و فرهنگ امروزیِ غرب منجر شد.
نقشههای کاتب چلبی و نخستین گامها در جعل نام خلیج فارس
بیطرفان با بیان اینکه برای نخستینبار در دوره عثمانی شاهد تحریف نام خلیج فارس هستیم، خاطرنشان کرد: در کنار تمام این تحولات تاریخی، عثمانیها دست به تغییر برخی اسامی جغرافیایی زدند. در کتاب جهاننما اثر کاتب چلبی (جغرافیدان نامدار عثمانی)، برای اولینبار در یک نقشه با عنوان "بصره کرفزی" (خلیج بصره) مواجه میشویم. البته حدود نیم قرن پیش از او نیز یک نقشهنگار هلندی به این نام اشاره کرده بود.
وی دلایل این تحریف را اینگونه تشریح کرد: بندر بصره در آن زمان تنها مسیر ارتباطی عثمانیها با خلیج فارس بود. از آنجا که مرزهای سیاسی و خطوط قرمز پررنگی میان ایران صفوی و عثمانی وجود داشت، دولت عثمانی با هدف مقابله با رقیب قدرتمند خود (صفویان) و همچنین به دلیل تمرکز تجارت دریایی اروپاییان در بندر بصره، نام خلیج بصره را جعل کرد. (این اهمیت بصره حتی تا دوران کریمخان زند نیز ادامه داشت، تا جایی که انگلیسیها دفتر تجاری خود را از بوشهر به بصره منتقل کردند). نکته جالب توجه در نقشههای کاتب چلبی این است که او تصویر یک کشتی اروپایی را در منطقه رسم کرده تا اهمیت تجاری آن را نشان دهد و با وجود استفاده از واژه خلیج بصره، در بخشهای دیگری از همان نقشه همچنان به نام "بحر فارس" اذعان کرده است؛ چرا که زبان اداری و مکاتبات آن زمانِ عثمانیها فارسی بود و حذف کامل این نام تاریخی غیرممکن مینمود.»
با این حال، پس از این دوره، نقشهنگاران هلندی، فرانسوی و انگلیسی تحت تأثیر تجارت با عثمانیها، به تدریج استفاده از عنوان خلیج بصره را در اسناد خود رواج دادند.
"خلیج عربی" کجاست؟ جابهجایی اسامی از غرب به شرق عربستان
دکتر بیطرفان در بخش دیگری از سخنان خود از یک تحریف بزرگ دیگر پرده برداشت و گفت: «از دوران باستان تا قرن شانزدهم، پهنهای که امروز "دریای سرخ" یا "بحر احمر" نامیده میشود، در تمامی نقشهها با عنوان سینوس عربیکوس (خلیج عربی) ثبت شده بود. یعنی خلیج عربی در طول تاریخ، در سمت غرب عربستان قرار داشته است. اما ترکان عثمانی در نقشههای خود نام این دریا را به "بحر سوئز" (به دلیل تسلط بر کانال سوئز و شام) تغییر دادند. بعدها در نقشههای اروپاییِ قرن هجدهم و نوزدهم، این منطقه با نام دریای سرخ (Red Sea) تثبیت شد.»
وی افزود: «با حذف نام خلیج عربی از غرب عربستان، در قرن نوزدهم شاهد استفادهی جعلی از عبارت Arabian Gulf (خلیج عربی) برای خلیج فارس هستیم. در برخی نقشهها نیز عناوینی چون "خلیج قطیف" (به واسطه شهر قطیف در شرق عربستان) به چشم میخورد که همگی در راستای همین تحریفات است.»
از بحر محیط عجم تا دریای عمان؛ لزوم تغییر رویکرد حقوقی ایران
این پژوهشگر تاریخ در پایان سخنان خود به نام دریای عمان اشاره کرد و گفت: نکتهی بسیار مهمی که باید به آن توجه کنیم این است که تا پیش از قرن شانزدهم، در هیچیک از اسناد تاریخی و صدها نقشهای که من بررسی کردهام، نامی از "خلیج عمان"، "دریای عمان" یا "دریای عرب" وجود ندارد. این مناطق در تمام اسناد کهن با نامهای بحر محیط عجم، بحر پارس یا دریای پارس شناخته میشدند.
وی با تأکید بر لزوم تغییر رویکرد تدافعی به رویکردی مطالبهگرانه، تصریح کرد: ما نباید در برابر این تحریفات صرفاً حالت دفاعی بگیریم و به اثبات خلیج فارس بسنده کنیم. ما باید نسبت به نامهای اصیلی چون دریای پارسی و بحر محیط عجم ادعای تاریخی و حقوقی مطرح کنیم. امروز ما باید با استناد به این اسناد متقن، مدعی باشیم و بپرسیم که با چه مجوزی و بر اساس کدام سند تاریخی، پهنهای که همواره "دریای پارس" بوده، امروزه در نقشههای جهانی به عنوان "دریای عمان" یا "دریای عرب" معرفی میشود.