سلمان ساکت در نشست «شاهنامه»: شاهنامه تمام مؤلفه‌های تأثیرگذار در تاب‌آوری فرهنگی را در ذات خود دارد/ شاهنامه در طول تاریخ نقش سترگی در تاب‌آوری فرهنگی ایرانیان داشته است و همین امروز هم این نقش را ایفا می‌کند/ شاهنامه موجب حفظ و بالندگی زبان فارسی و پیونددهنده اقوام مختلف ایرانی بوده است

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست علمی «شاهنامه» روز پنج‌شنبه (٢۴ اردیبهشت‌ماه) به‌صورت برخط برگزار شد.

سلمان ساکت، عضو هیئت‌علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد در این نشست گفت:  واقعاً خوشحالم که این فرصت فراهم شده تا همۀ ما ادای دین و ادای احترامی به ساحت حکیم ابوالقاسم فردوسی داشته باشیم. پیش از هر چیز باید یاد کنم از سه استاد ارجمند و برجسته که هر کدام به سهم خود، کم‌وبیش در حوزۀ شاهنامه‌پژوهی آثار گران‌قدری از خود به یادگار گذاشتند، اما ما در یکی دو ماه اخیر آنها را از دست دادیم و از حضورشان محروم شدیم؛ جناب استاد جلیل دوست‌خواه، دکتر جلال خالقی‌مطلق، و دکتر اصغر دادبه. یاد همۀ رفتگان، به‌ویژه این سه عزیز، را گرامی می‌دارم.

وی افزود: من هم به‌نوبه خود از خانه اندیشمندان علوم انسانی و به‌ویژه دست‌اندرکاران این نشست سپاسگزارم. امیدوارم هر چه زودتر جفایی که بر خانه اندیشمندان رفته جبران شود و این نشست‌ها که البته در فضای مجازی با قوت ادامه دارد به شکل حضوری، در مکانی حتی شایسته‌تر و درخورتر، از سر گرفته شود.

شاهنامه و تاب‌آوری فرهنگی

این استاد دانشگاه گفت: موضوعی که من برای سخن گفتن با شما عزیزان انتخاب کرده‌ام، شاید کمی با مسائل روز ما مرتبط باشد و آن شاهنامه و نقش آن در تاب‌آوری فرهنگی است. تاب‌آوری که معادل واژه Resilience قرار می‌گیرد، ابعاد مختلفی دارد و در کل به توانایی فرد یا جامعه در رویارویی با چالش‌ها، مشکلات، تغییرات، یا حتی دگرگونی‌هایی که با آنها مواجه می‌شود، اطلاق می‌گردد. هر اندازه که فرد یا جامعه‌ای بتواند در برابر مشکلات و تغییراتی که بر آنها تحمیل می‌شود مقاومت کند، خود را با آنها سازگار نماید، و در نهایت بقا، پایداری و ماندگاری خود را تضمین کند، گفته می‌شود که تاب‌آوری بیشتری دارد. بسیاری از متخصصان، تاب‌آوری را نوعی مهارت می‌دانند؛ اما این مهارت، همچون دیگر مهارت‌ها، هم جنبۀ اکتسابی دارد و هم جنبه‌ای ذاتی و سرشتی، و هر دو به موازات هم می‌توانند نقش‌آفرین باشند. تاب‌آوری انواع مختلفی دارد: فردی، جمعی، روانی، فیزیکی، سازمانی، اجتماعی و انواع گسترده‌تر دیگر. مفهوم تاب‌آوری اساساً از علم روانشناسی آغاز شد و سپس به‌سرعت به علوم دیگر، به‌ویژه حوزۀ علوم اجتماعی، گسترش یافت.

یکی از انواع تاب‌آوری، تاب‌آوری فرهنگی (Cultural Resilience) است که به‌نوعی نقطه تلاقی تاب‌آوری روانی و اجتماعی است. تاب‌آوری فرهنگی، توانایی یک فرهنگ است برای زنده ماندن، بقا، تطبیق‌پذیری با تغییرات، و بازسازی خود در مواجهه با چالش‌ها، تهدیدها و فشارهای گوناگون درونی و بیرونی. شاید بتوان گفت توانایی اکوسیستم فرهنگی برای ادامه حیات و عملکرد مناسب در برابر فشارها و تغییراتی که بر آن تحمیل می‌شود، تاب‌آوری فرهنگی است.

 تمام متخصصان بر این باورند که تاب‌آوری فرهنگی، جدا از اینکه خود به‌صورت مستقل مورد توجه و ارزیابی است، شالوده و بنیان تاب‌آوری‌های دیگر را نیز تشکیل می‌دهد یا دست‌کم تأثیری بسیار سترگ بر آنها دارد. حتی برای تاب‌آوری روانی که بیشتر در حوزۀ تاب‌آوری فردی قرار می‌گیرد کسی که فرهنگ‌مدارتر است و با مؤلفه‌های مختلف فرهنگی پیوندی تنگاتنگ‌تر دارد، تاب‌آوری روانی بیشتری نیز خواهد داشت. بنابراین فرهنگ مؤلفه‌ای بسیار مهم برای بالندگی، شکوفایی و ماندگاری یک جامعه است.

مؤلفه‌های تأثیرگذار بر تاب‌آوری فرهنگی

وی با طرح این پرسش که مؤلفه‌های تأثیرگذار بر تاب‌آوری فرهنگی کدام‌اند، گفت: قطعاً زبان و هویت زبانی نقشی بسیار سترگ ایفا می‌کنند. آگاهی جمعی و خاطره و حافظه جمعی نیز از اهمیت بالایی برخوردارند. هویت‌های نژادی، ملی و قومی؛ تاریخ  اعم از تاریخ اساطیری و تاریخ به معنای متعارف آن نقشی ستُرگ، مهم و ارزنده در تاب‌آوری فرهنگی دارند. سنت‌ها، مناسک، روایت‌سازی‌ها و ظرفیت‌های روایی هم نقشی مهم دارند و در کنار همه این‌ها، تنوع فرهنگی یعنی گونه‌ها و شکل‌های مختلف در شاخه‌های گوناگون فرهنگی. هر چه این گوناگونی بیشتر باشد، زمینه برای تاب‌آوری بیشتر خواهد بود. همچنین عدالت فرهنگی، یعنی فراهم بودن فرصت و زمینه برای بروز و ظهور همۀ انواع فرهنگ و وجوه مختلف آن. بر این اساس، انسجام اجتماعی مؤلفه‌ای بسیار بسیار مهم در شکل‌دهی به تاب‌آوری فرهنگی است. این مقدمه را گفتم تا زمینه‌ای باشد برای پرداختن به موضوع اصلی که نسبت شاهنامه با تاب‌آوری فرهنگی چیست؟

شاهنامه و پیشینۀ آن

این استاد دانشگاه گفت: سروران ارجمند و کسانی که این نشست را پیگیری می‌کنند کم‌وبیش می‌دانند که شاهنامه‌ای که امروز پیش روی ماست، این سرودۀ بزرگ‌مرد ابوالقاسم فردوسی، پیشینه‌ای دیرین دارد. از پیش از آمدن آریاییان به این سرزمین  که در آن روزگار اصلاً ایران نامیده نمی‌شد، مجموعه‌ای از داستان‌ها و روایت‌ها شکل گرفته و گام‌به‌گام پیش آمده و مجموعه‌ای از روایت‌های حماسی، ملی و هویتی را پدید آورده است. این‌ها در یک دوره از انتقال سینه‌به‌سینه به صورت مکتوب درآمدند و بر اساس آنها خدای‌نامه‌ها شکل گرفت که ژانری خاص در دورۀ پیش از اسلام بود. سپس این خدای‌نامه‌ها به دورۀ اسلامی منتقل شد و یکی از آنها، یعنی شاهنامه منثور ابومنصوری، به‌عنوان مهم‌ترین و اساسی‌ترین منبع فردوسی مورد توجه او قرار گرفت و او به سرودن شاهنامه پرداخت و این کتاب سترگ را برای ما به یادگار گذاشت.

 اگر با این سیر تحول و تکوین حماسه ملی آشنا باشیم، می‌دانیم که در دوره‌های مختلف، این داستان‌ها و روایت‌های ملی، چه آنگاه ‌که به صورت خدای‌نامه‌ها نقل و سپس مکتوب شد، و چه آنگاه ‌که به‌صورت شاهنامه به قلم فردوسی به دست ما رسید، همواره نقش‌آفرین بوده‌اند. در دورۀ ساسانی، هنگامی‌که ایرانیان در تنگناهای سیاسی، نظامی و اجتماعی قرار می‌گرفتند، دست به دامن همین خدای‌نامه‌ها می‌شدند و خدای‌نامه‌ها آنها را نجات می‌داد، موجب انسجام ملی می‌شد، آگاهی جمعی پدید می‌آورد و آنها را دوباره زنده و امیدوار می‌کرد.

وی ادامه داد: پس از حملۀ تازیان به ایران هم همین اتفاق افتاد. می‌دانیم که افراد دیگری هم شروع به سرودن شاهنامه‌های منظوم کرده بودند و شاهنامۀ منثور ابومنصوری را فراهم آوردند، اما گل سرسبد همۀ آنها فردوسی بود. این‌ها برای اینکه در برابر هجوم فرهنگی بتوانند از این زبان، این فرهنگ، این تاریخ و این هویت پاسداری کنند، دست‌به‌کار شدند. به سخن دیگر، شاهنامه ستون و شالودۀ انسجام ملی و اجتماعی ما در دوره‌های مختلف بوده است. این روند بعدها هم ادامه یافت. پس از حملۀ مغول که موجودیت ایران و فرهنگ ایرانی با خطرهایی سهمگین مواجه شد، بسیاری از نویسندگان برجستۀ آن دوره، از جمله عطاملک جوینی، دست به دامن شاهنامه شدند و به‌وفور از ابیات آن در آثارشان بهره گرفتند.

شاهنامه در دورۀ معاصر

ساکت گفت: اگر این سیر را ادامه دهیم، به آغاز دوره پهلوی می‌رسیم؛ یعنی حدود سال ۱۳۰۰ خورشیدی که یکی از مقاطع مهم تاریخی است. پس از شکست‌ها و ناکامی‌های مکرری که کم‌وبیش همه با آنها آشناییم، بارقه‌ای از امید برای تغییر پدیدار شد؛ اما آن تغییر مبتنی بود بر افزایش روحیۀ ملی‌گرایی در ایران. به گمان من، ایرانیان آگاهانه ملی‌گرایی مبتنی بر شاهنامه را پایه قرار دادند تا با اتکا به آن، ناکامی‌ها و شکست‌ها را پشت سر بگذارند و با نگاه به آن گذشتۀ درخشان و شکوهمند، امیدوار باشند که می‌توانند آینده‌ای شکوهمند برای خود رقم بزنند.

وی خاطرنشان کرد: در این زمینه نقل‌قولی از جناب سیروس علی‌نژاد، هنگامی‌که درباره مرحوم صنعتی‌زاده سخن می‌گفت، بسیار جالب است: «اگر تمام کسانی را که در حدود سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ به دنیا آمدند بررسی کنیم، گویی همه آنها آرمان‌هایی بزرگ و سترگ دارند، بسیار امیدوارند، بسیار اعتمادبه‌نفس دارند و می‌توانند با اتکا به آن گذشتۀ درخشان، آینده‌ای شکوهمند برای خود رقم بزنند.» به همین دلیل هم دست به کارهای بزرگ می‌زنند.

با همین انگارۀ ذهنی و اجتماعی بود که کسانی چون تقی‌زاده، فروغی، ارباب کیخسرو شاهرخ و ملک‌الشعرای بهار در پی احیای آرامگاه فردوسی و ساخت آن برآمدند؛ با آن جزئیاتی که کم‌وبیش همه از آن آگاه‌اند، از جمله انتشار اعلامیه‌ها و کارت‌های بخت‌آزمایی تا همۀ ایرانیان در ساخت آنچه حرم ملی‌شان می‌شمردند نقش‌آفرین باشند و این غرور موجب اعتماد به نفسشان شود و پس از آن، برگزاری جشن هزاره فردوسی که شکوهمندترین همایش علمی برگزارشده در ایران بود؛ با آن شخصیت‌های برجسته و ممتازی که از اقصی نقاط جهان به ایران آمدند.

چرا شاهنامه چنین نقشی دارد؟

این استاد دانشگاه با طرح این سؤال که چرا شاهنامه می‌تواند چنین نقشی ایفا کند و چرا این بزرگان فرهنگی ما در دوره معاصر  مانند فروغی، تقی‌زاده، بهار، کیخسرو شاهرخ و حکمت، به شاهنامه توجه می‌کنند و آن آرامگاه را به‌عنوان نمادی ملی می‌سازند، گفت:  به این دلیل که شاهنامه تمام مؤلفه‌های تأثیرگذار در تاب‌آوری فرهنگی را در ذات خود دارد. شاهنامه موجب حفظ و بالندگی زبان فارسی شده است، تاریخ اساطیری و تاریخ متعارف ما را در خود جای داده، هویت نژادی و ملی ما را در بر دارد، حافظه جمعی ما را در خود محفوظ نگه داشته و مجموعه‌ای از سنت‌ها و مناسک پیرامون شاهنامه شکل گرفته است.

 انواع شاهنامه‌خوانی‌ها  از شرق ایران و دورترین نقاط نسبت به مرکز، مثلاً در سیستان و بلوچستان تا نواحی لرستان و کردستان  به شکل‌های مختلف، موسیقی‌های محلی گوناگونی که حول شاهنامه شکل گرفته، نقالی‌ها، پرده‌خوانی‌ها، روایت‌های مختلف، و در دوره‌های نزدیک‌تر به ما، شکل‌های مدرن‌تر هنر. این ظرفیت سترگ روایت‌سازی در شاهنامه، و تنوع فرهنگی که در آن وجود دارد،  ـ دست‌کم فرهنگ اسلامی، فرهنگ ایرانی و فرهنگ یونانی ـ، مؤلفه‌هایی هستند که در کتاب‌ها و مقالات متعددی استخراج شده و نشان داده شده که مثلاً در مقدمه شاهنامه چگونه این سه آبشخور گرد هم آمده و آمیزه‌ای درخشان پدید آورده است.

وی تأکید کرد: شاهنامه پیونددهندۀ اقوام مختلف ایران به هم بوده و خواهد بود. همه ما  حتی با زبان‌های محلی مختلف و قومیت‌های گوناگون  سر سفره شاهنامه نشسته‌ایم؛ در گذشته نشسته بودیم، امروز می‌نشینیم و در آینده خواهیم نشست. شاهنامه ما را گرد هم می‌آورد، به هم نزدیک می‌کند و به هم پیوند می‌زند. متأسفانه در دهه‌های اخیر از این قابلیت شاهنامه غفلت شده بود، و حتی کسانی که می‌خواستند این را یادآوری کنند و بر مبنای آن انسجام ملی و اجتماعی را تقویت کنند، گاهی با بی‌مهری‌هایی روبرو می‌شدند. هنوز یادمان نرفته که همین چند سال پیش، در برخی شهرها، دیوارنگاره‌هایی که بر مبنای شاهنامه کشیده شده بود متأسفانه پاک و زدوده شد. جالب است که در تمام این سال‌ها، با تبلیغات فراوان و هزینه‌های گزاف، کوشش‌های بسیاری صورت گرفت تا جایگزین‌هایی برای شاهنامه فراهم شود؛ اما همۀ این کوشش‌ها به بن‌بست رسید و در هنگامی که به آنها نیاز بود تا انسجامی ملی ایجاد کنند، کارایی لازم را نداشتند.

این استاد دانشگاه در پایان گفت: چرا این سخن را می‌گویم؟ به این دلیل که در بزنگاه‌های حساس، باز هم می‌بینیم که دست به دامن شاهنامه و فردوسی می‌شویم. اگر ایران عزیز ما با خطرهای گوناگون مواجه می‌شود، اگر سلایق و علایق مختلف در برهه‌های زمانی به دلایل گوناگون از هم دور می‌شوند و این بیم و هراس در ما پدید می‌آید که مبادا این دور شدن به انشقاق اجتماعی و از دست رفتن انسجام ملی بینجامد، باز دست به دامن شاهنامه می‌شویم و از آن کمک می‌گیریم تا این سلایق و علایق مختلف را به هم نزدیک کنیم و همه آنها را سر سفره ایران گرد هم آوریم. چرا؟ چون شاهنامه منادی ایران یکپارچه است، منادی هویت ملی است، منادی حافظه جمعی همه ماست.

 بنابراین شاهنامه در طول تاریخ نقشی بسیار سترگ در تاب‌آوری فرهنگی ما داشته و همین امروز هم این نقش را ایفا می‌کند. امیدوارم که پس از گذر از این برهه‌های حساس  که ظاهراً بوده و خواهد بود قدر شاهنامه را بدانیم و فراموش نکنیم که شاهنامه بود که مردم ما را گرد هم جمع کرد، سلایق و علایق مختلف را در کنار هم بر سر سفره ایران نشاند و چگونه ایران عزیز، تاریخ، هویت و فرهنگ ما را برای ما زنده نگه داشت و نقطه اتکایی شد تا ما با تکیه بر آن، ایران عزیزمان را حفظ کنیم.​​​​​​​​​​​​​​​​

اخبار

اخبار صفحه نخست

تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۲/۲۶

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت و محتوای آن متعلق به خانه اندیشمندان علوم انسانی است.