بازگشت

مرتضی قربانی در نشست «از پیروزی در خرمشهر تا مقاومت در تنگه هرمز»/ حماسه خرمشهر قدرت امروز ایران را بنا نهاد/ باید جنگ را پس از فتح خرمشهر تمام می‌کردند اما عراق دوباره حمله کرد

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «از پیروزی در خرمشهر تا مقاومت در تنگه هرمز» روز یکشنبه (٣ خرداد ماه) بصورت برخط برگزار شد.

 

مرتضی قربانی، از فرماندهان پیشکسوت دفاع مقدس، در این نشست گفت: قبل از جنگ در سال ۵۹ در اردن یک کودتا طراحی شد تا با آن، جمهوری اسلامی را براندازند. این افراد که دو دسته بودند، مجموعه‌ای از فراریان اروپایی و نظامیان فراری می‌گفتند: «آقا به کشور ما حمله نکنید و کار را با کودتا تمام می‌کنیم.» در کودتا کم آوردند؛ در اصفهان شناسایی و منحرف شدند و اکثرشان دستگیر شدند. این هم کار خدا بود.

 

صدام گفت ایران را با خاک یکسان می کنیم

 

وی افزود: سپس صدام بعد از ظهر [31 شهریور] سال ۵۹ از دو سوی کشور به ما حمله کرد. وقتی که اولین پرواز انجام شد، صدام مصاحبه‌ای داشت که در آن گفت: «جوانان قهرمان خلبان ما می‌روند و تا دو ساعت دیگر ایران را با خاک یکسان می‌کنند.» نه تنها نتوانستند کوچکترین خدشه‌ای وارد کنند، بلکه فردای صبح هواپیماها از پایگاه‌های نیروی هوایی قدرتمند ما بلند شدند و تمام عقبه‌های دشمن را تا ساعت 9 و 10 صبح منهدم کردند. همه اروپاییان و آمریکاییان فهمیدند که قدرت ایران همچنان برقرار است.

وی ادامه داد: پس از آن جنگ زمینی را شروع کردند. من یکی از فرماندهانی بودم که با ۷۲ نفر همان روز دوم مهر حرکت کردیم و شب به اهواز رسیدیم. مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای شهید ، به همراه شهید چمران آمده بودند. ما وقتی رسیدیم، امام جمعه اصفهان هم بودند. آقا دستور دادند که برای جلوگیری از سقوط خرمشهر اقدام شود.

این فرمانده پیشکسوت دفاع مقدس گفت: ما به سمت جنوب حرکت کردیم. بنده صبح روزسوم مهر سال ۵۹ به خرمشهر رسیدم. شهر زیر آتش بود؛ آبادان و خرمشهر هر دو زیر آتش بودند. نامه‌ای از را از امام جمعه اصفهان و جناب آقای نوری امام جمعه خرمشهر  و محسن رضایی برای جهان آرا برده بودیم و آن را تقدیم کردیم. آنجا بعد از بررسی فهمیدند ما جزء دسته خرابکارها نیستیم چون برخی به عنوان خرابکار از منافقین و دمکات و کومله و توده‌ای‌ها بودند، شناسایی کردند که اسلحه‌های شهدا و رزمندگان ما را می‌بردند. ما خودمان را معرفی کردیم و از همان‌جا آیت‌الله نوری امام جمعه خرمشهر، ما را به شیخی به نام شیخ شریف قنوطی معرفی کرد و ایشان ما را به محور خرمشهر بردند. این روز اول ورود ما به جنگ بود.

وی افزود: دیدیم تمام خانه‌های مردم ویران شده بود، اما با این حال ما رفتیم در خط مقدم و با دشمن ۳۴ روز جنگ و درگیری شدید انجام گرفت. روزانه صد نفر شهید می‌دادیم و تعداد زیادی از دشمن تلفات می‌گرفتیم. از طریق رودخانه و مسیرهای مختلف وارد آبادان شدیم. اکثرا تیر خورده بودیم و مجروح بودیم و در نهایت در هتل‌های شهر مستقر شدیم.

وی ادامه داد: شب نهم آبان ۵۹ اعلام کردند که عراقی‌ها از رودخانه بهمن شیر، در منطقه ذوالفقاری، عبور کرده‌اند. صبح نهم آبان حرکت کردیم و ساعت ۱۲ ظهر با دشمن درگیر شدیم. به عظمت قرآن و عظمت ولایت فقیه تا شب، صدها نفر از دشمن به هلاکت رسیدند و 160 اسیر گرفتیم. دشمن تلاش کرد از پل عبور کند اما نتوانست و منهدم شد. در ادامه دو سه روز درگیر شدیم در مجموع حدود ۵۰۰ نفر از دشمن کشته و ۵۰۰ نفر هم اسیر گرفتیم. دشمن نتوانست آبادان را بگیرد.

قربانی گفت: سپس به محور جاده آبادان اهواز رفتیم و آنجا ۳۶۷ روزدر محاصره آبادان با آب گل‌آلود بهمن‌شیر و خرمای گندیده‌ و برخی وسایل بجا مانده از مردم که به اذن شرعی امام از آن استفاده کرده بودیم، زندگی کردیم. والحمدلله رب‌العالمین، در چهارم مهر سال 59، ما یعنی من و حسین خرازی از دارخوین، احمد کاظمی هر کدام یک تیپ داشتیم؛ ۲۷ ایستگاه، ۱۲ محور. یکی تیپ ۷۷ خراسان مشهد بود از ارتش. به دشمن حمله کردیم، سه تنگه را بستیم، پنج هزار کشته و اسیر گرفتیم و تمام غنایم و تجهیزات را به دست آوردیم.

مهر سال ۶۰ فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین را به خرازی و حکم لشگر کربلا را به من دادند.، وحکم  لشگر عاشورا به عزیز جعفری دادند ما فتح بستان را انجام دادیم و فتح‌المبین را انجام دادیم. در فتح‌المبین چهار پنج تنگه بستیم و ۱۹ هزار نفر از دشمن اسیر گرفتیم.

وی ادامه داد: بلافاصله دهم فروردین سال ۶۱، منطقه را رها کردیم و به سمت منطقه خرمشهر آمدیم. سه قرارگاه در اطراف خرمشهر مستقر بودند؛ قرارگاه نصر در سمت انرژی اتمی و کنار کارون، قرارگاه فتح به سمت نثار کوچک و نثار بزرگ؛ قرارگاه نصر در سمت چپ ما بود و قرارگاه دب هردان به سمت هویزه. ما وارد عمق دشمن شدیم و تمام نقاط ضعف دشمن را شناسایی و طراحی کردیم. بین ارتش و قرارگاه فتح که من در آن بودم، لشکر کربلا، لشکر هشت نجف، و لشکر ۱۴ امام حسین بود؛ تیپ ۵۵ هوابرد ارتش هم همراه ما بود. به لطف خداوند، این قرارگاه منسجم تصمیم‌گیری کرد.

 

وی افزود: شب دهم اردیبهشت سال ۶۱، به لطف الله، با رمز «یا علی بن ابیطالب» حمله‌مان را آغاز کردیم. ما سه فرمانده یعنی من، خرازی و احمد کاظمی تصمیم گرفتیم که وقتی خط اول دشمن را گرفتیم، بدون اینکه به قرارگاه یا رده بالا اطلاع بدهیم، تمام وسایل نقلیه را روشن کنیم و به سمت دستگاه اجرا حرکت کنیم. تا ساعت ۱۲ خط شکسته شد و دشمن را اسیر کردیم. با رمزی که بین خودمان داشتیم، چراغ‌های ماشین‌ها روشن شد، ۴۰۰ تا ۵۰۰ وسیله نقلیه در بیابان یکباره چراغ روشن کردند و با سرعت به سمت خرمشهر - اهواز حرکت کردیم.

این فرمانده جنگ گفت: وقتی با آقای محسن تماس گرفتیم و گفتیم جاده خرمشهر اهواز را گرفته‌ایم، آقای محسن [رضایی] ابتدا باور نکرد. گفت: «این قوطی نیست، این اسفالت جاده خرمشهر اهواز است.» گفت: «آقا محسن، ما اصفهان تا خرمشهر را گرفتیم.» قرارگاه در کانال بود. ما مستقر شدیم. قرارگاه سمت چپ ما فردا ظهر رسید و ما کاملاً موضع گرفتیم. در حوالی دب هردان به سمت اهواز، مقداری ناموفق بودیم، اما هر کدام از ما موضع خود را تثبیت کردیم و با دشمن جنگیدیم.

 

وی افزود: نهایتاً شب هفدهم اردیبهشت سال ۶۱ به سمت مرز بین‌المللی جمهوری اسلامی حرکت کردیم و آن شب به مرز رسیدیم. دشمن از طرف دفتر عراق حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ تانک پشت سر داشت. ما رسیده بودیم و عقب نشینی کردند قرارگاه قدس هم تعقیب شان کرد پادگان را گرفت و جاده خرمشهر اهواز باز شد. والحمدلله، حدود هفت روز آنجا ایستادیم و مقاومت کردیم. یک حمله از طرف قرارگاه نفت به خرمشهر صورت گرفت که ناموفق بود. ما تا بیست‌وششم و بیست‌وهفتم اردیبهشت همچنان سر مرز بودیم. سپس تصمیم برای آزادسازی خرمشهر گرفته شد. قرار شد کاظمی وارد خرمشهر شود؛ قرارگاه فتح که من مسئولیت آن را بعهده داشتم به گوشه شلمچه یعنی جاده بصره  رفتیم. ماموریت من این شد که گوشه‌ای از خرمشهر، در تقاطع مرز جمهوری اسلامی و جاده خرمشهر بصره، را بگیرم. بسیار جای خطرناکی بود؛ حدود ۶۰۰ تانک در سمت راست، توپخانه دشمن و نفرات دشمن. به اذن الهی ماموریت را پذیرفتیم، چون این گلوگاه مهم‌ترین ماموریتی بود که خدا به من داد و خدا هم کمکمان کرد.

وی ادامه داد: عزیزان، شنوندگان عزیز، شب دوم خرداد سال ۶۱  یعنی بیش از چهل سال پیش وقتی رفتیم آن جاده را بگیریم تا ارتباط دشمن قطع شود، ۲۰۰ نفر از بچه‌های عزیز قهرمان  بسیجی، سپاهی، ارتشی  شهید شدند. تا صبح، من سینه خیز در خون بچه‌ها، در خون شهدا حرکت کردم. رزمندگان عزیز ما این شهدا را کنار گذاشته بودند و پشت جنازه‌های شهدا سنگر گرفته بودند و نگذاشتند یک نفر از ارتش عراق وارد مرز ایران شود.

 

باید جنگ را پس از فتح خرمشهر تمام می‌کردند اما عراق دوباره حمله کرد

 

وی خاطرنشان کرد: عراقی‌هایی که پرچم سفید تسلیم بالا می‌بردند را دستگیر می‌کردیم. شب سوم خرداد باز حملات ادامه داشت، اما نگذاشتیم یک قدم عراقی‌ها وارد خاک ما شوند. آنجا مرکز توپخانه‌هایشان بود، مرکز تانک‌هایشان بود؛ گلوله مثل باران می‌بارید. اما بچه‌ها مقاومت کردند. با ۴۰۰ شهید از لشکر کربلا و ۵۵ نفر شهید دیگر  و نزدیک به هفتصد تا هشتصد نفر مجموع تلفات تقریباً ۷۰ درصد لشکر ما تلفات دید، ولی افتخارم این است که آن گلوگاه را گرفتیم و خفه کردیم؛ تقاطع جاده خرمشهر به بصره را که ارتش عراق می‌خواست از آن وارد خرمشهر شود. والحمدلله، ۱۵ تا ۲۰ هزار اسیر گرفتیم که در فیلم‌ها می‌بینید. بچه‌ها فداکاری کردند و نگذاشتند دشمن پیروز شود. روز سوم و چهارم خرداد، دشمن عقب‌نشینی کرد. آنجا باید جنگ را تمام می‌کردند، اما دنیا و عراق دوباره حمله کردند؛ دوباره تانک، نفر و توپ و قدرت‌های دنیا را به آنها دادند.

 

حماسه خرمشهر قدرت امروز ایران را بنا نهاد

 

قربانی گفت: امروز، اگر می‌بینید که ما قدرت برتر داریم، قدرت موشکی داریم و آمریکا و اسرائیل را به ذلت کشانده‌ایم، این حماسه‌ خرمشهر است که آن قدرت را بنا نهاد. هیچ شناوری نمی‌تواند بدون اجازه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی از تنگه هرمز عبور کند. ترامپ ونتانیو باید تسلیم شوند. ما هزار کیلومتر تونل داریم، شهرهای موشکی داریم، همه آماده‌اند. از هشت سال دفاع مقدس، از جنگ دوازده روزه، از جنگ رمضان، صد برابر قوی‌تر شده‌ایم. که موشک‌هایمان هفت برابر آمادگی بیشتری پیدا کرده است. هر کشوری در منطقه به آنها پایگاه بدهد، با موشک‌های ما مواجه خواهد شد

وی افزود: ما ۱۷ پایگاه نظامی آمریکا و اسرائیل را در منطقه منهدم کرده‌ایم و امروز با اقتدار صد در صد آماده هستیم. ما هیچگاه تجاوز نکردیم، اما امام فرمود "ما جنگ طلب نبوده و نیستیم اما اگر کسی تجاوز کند، دهانش را خرد می‌کنیم." تا حالا ۴۵ تا ۴۷ سال است که دهان دشمنانمان را خرد کرده‌ایم. مطمئن باشید آینده درخشان خواهید داشت؛ تمام خسارات را خواهیم گرفت.

وی تاکید کرد: تنگه هرمز در دست ماست؛ مسیر تمام راه‌های نفتی و تجاری زیر نظر ماست و هر کشوری باید با پرداخت هزینه، اجازه عبور بگیرد. دیگر آن دوران گذشت. اگر یکی بزنند، ده تا جواب می‌گیرند. والحمدلله، همه پاسداران، همه ارتشی‌ها، همه نیروی انتظامی، همه بسیجی‌های ما آماده‌اند. این حضور مردم در میادین، این پرچم‌هایی که تکان می‌دهند، والله از موشک و هواپیما برای رزمندگان و برای کشور ما قدرتمندتر است. دشمن مانده و متحیر است؛ نتانیاهو مانده و انشاءالله در آینده‌ای نزدیک کشور ما هم از نظر نظامی و اقتصادی قدرتمندتر خواهد شد.

وی ادامه داد: همه باید بسیج شوند برای بازسازی و آبادانی کشور. شما عزیزانی که توانایی دارید، انصافاً امکانات را جمع نکنید، جمع نکنید؛ به وضع کشور برسید. تاریخ، انشاءالله، عزت و سربلندی شما را رقم خواهد زد. کسانی هم که از دشمنان ما  آمریکا و نتانیاهو حمایت می‌کنند، باید بدانند که اینها دشمنان ما هستند. اینها حدود ۱۷۰ دانش‌آموز دختر و پسر ما را بمباران کردند، ولی خدشه‌ای به جمهوری اسلامی وارد نشد.

ما باید تلافی خون سید شهیدان  حضرت آیت‌الله العظمی امام سید علی خامنه‌ای  را از دشمن بگیریم. مطمئن باشید با قدرت جمهوری اسلامی، این عزت و اقتدار روز به روز بیشتر خواهد شد. ایران یک کشور مقتدر است؛ ایران امپراتوری بوده است. ما ۸۰ درصد از خاک کشور را از دست دادیم قیچی کردند، منهدم کردند  اما از زمان جمهوری اسلامی، در سایه ولایت فقیه، یک وجب از خاک ایران جدا نشده است.

اخبار نشست علمی جنگ و امنیت خلیج فارس و هرمز