یحیی نیازی در نشست «از پیروزی در خرمشهر تا مقاومت در تنگه هرمز»/ تصور این بود که اگر جنگی به ایران تحمیل شود، انقلاب اسلامی را در نطفه خفه خواهد کرد
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «از پیروزی در خرمشهر تا مقاومت در تنگه هرمز» روز یکشنبه (٣ خرداد ماه) بصورت برخط برگزار شد.
یحیی نیازی، نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس، در این نشست گفت:
بحث بر سر خطای محاسباتی است و ما از آغاز انقلاب اسلامی که اکنون نزدیک به نیم قرن از آن میگذرد این خطای محاسباتی را مشاهده میکنیم و بهویژه در آغاز جنگ تحمیلی، این خطا بهوضوح رخ داد. شاید انتظار میرفت که در دورههای بعدی، دشمنان ایران نسبت به این موضوع حساسیت بیشتری پیدا کنند، اما چنین نشد.
تصور این بود که اگر جنگی به ایران تحمیل شود، انقلاب اسلامی را در نطفه خفه خواهد کرد
وی افزود: در آغاز جنگ تحمیلی، ما با چهار محیط کنشگر مواجه بودیم؛ محیط ملی ایران، محیط ملی عراق، محیط منطقه و محیط بینالملل. اگر محیط بینالملل آن دوره را در فضای جنگ سرد تقسیمبندی کنیم، شامل بلوک غرب به سرکردگی آمریکا، بلوک شرق به سرکردگی شوروی سابق، مجامع بینالمللی و به نوعی اروپا میشد. در این چهار محیط، هنگامی که محاسبات صرفاً بر مبنای مؤلفههای مادی انجام میشد، بهویژه در محیط ملی ایران، تصور این بود که اگر جنگی به ایران تحمیل شود، انقلاب اسلامی را در نطفه خفه خواهد کرد. شاید بتوان گفت یکی از مهمترین تشابهات هر سه جنگی که به ایران تحمیل شد، این بود که هدف اصلی آنها نابودی نظام جمهوری اسلامی بود؛ هدفی که در هیچیک از آن سه جنگ محقق نشد.
وی ادامه داد: در دفاع مقدس، با توجه به شرایط موجود در این چهار محیط، اگر به محیط ملی ایران نگاه کنیم، مجموعهای از عوامل سیاسی، امنیتی، نظامی، دفاعی، اقتصادی و اجتماعی دیده میشود. در حوزه سیاسی، وقوع انقلاب اسلامی خود یک مسئله مهم بود؛ ماهیت دولتهای مستقر در سالهای اولیه انقلاب، اختلافنظرهای موجود در حاکمیت، سهمخواهی گروههای مختلف، ضعف ساختار نظام سیاسی کشور و عدم استقرار کامل نظامات جدید، همگی از جمله عوامل اثرگذار بودند.
این پژوهشگر دفاع مقدس گفت: در حوزه امنیتی نیز بروز ناامنیها، ترورها و حوادث مختلفی که در نهایت به جنگ تحمیلی منجر شد، شرایط را پیچیدهتر کرده بود. در حوزه نظامی و دفاعی، کاهش قدرت دفاعی کشور، خروج از پیمانها و توافقات دفاعی، لغو برخی قراردادها، نوپا بودن بعضی از نهادهای انقلابی که بعدها در جنگ کارهای بزرگی انجام دادند و نابسامانی سیستم نظامی کشور به دلیل فرار برخی امرای ارتش، از جمله مسائل مهم به شمار میرفت.
وی افزود: در مسائل اقتصادی و اجتماعی نیز کاهش شدید ذخایر ارزی، تشدید تحریمهای اقتصادی، توقف واحدهای تولیدی و شکلگیری برخی گسلهای اجتماعی، این تصور را برای دشمن ایجاد کرده بود که ایران در برابر یک جنگ تمامعیار، سریع و کوتاهمدت، تاب نخواهد آورد. از سوی دیگر، وقتی محیط ملی عراق را بررسی میکنیم، میبینیم که عراق در آن دوره دوازده لشکر آماده حمله فراهم کرده بود. ویژگیهای شخصیتی صدام، که سودای رهبری جهان عرب را در سر داشت، اختلافات مرزی با ایران و مسائل ژئوپلیتیکیای که عراق با آن دستوپنجه نرم میکرد، همه فرصت مناسبی را برای تحمیل جنگ فراهم میکرد تا بغداد بتواند مشکلات خود را از این طریق حلوفصل کند.
وی ادامه داد: در محیط بینالملل نیز عملاً چراغ سبز وجود داشت؛ چه از سوی آمریکا، چه شوروی سابق و چه مجامع بینالمللی که در سکوت قرار داشتند. بنابراین، زمینه برای آغاز جنگ فراهم شد. از منظر محاسبات مادی، تحلیل آنان درست به نظر میرسید و در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ جنگی تمامعیار علیه ایران آغاز شد. رفتهرفته، همزمان با جنگ، ترور سران نظام، انفجار دفتر ریاستجمهوری، حادثه هفتم تیر و شهادت ۷۲ تن از مسئولان کشور نیز رخ داد. اما یک موضوع اساسی در محاسبات دشمن نادیده گرفته شده بود و آن، مسئله مردم بود.
نیازی گفت: در محاسبات دشمن درباره ایران، ملت ایران در بسیاری از موارد نادیده گرفته شد. پروژه جنگ سریع و کوتاهمدت در پشت دروازههای خرمشهر شکست خورد. آنان آمده بودند تا ظرف یک هفته خوزستان را جدا کنند، اما با هجوم جوانان و مردم مواجه شدند؛ مردمی که در محاسباتشان دیده نشده بودند. همین آقای قربانی که صحبت کردند و امثال ایشان، از اقصی نقاط کشور به خوزستان آمدند و در کنار جوانان خرمشهر، آبادان و شهید جهانآرا ایستادند.
وی خاطرنشان کرد: جنگی که قرار بود سریع و کوتاه باشد، به جنگی فرسایشی تبدیل شد. ارتش مجهز عراق ۳۴ روز پشت خرمشهر متوقف ماند تا بتواند این شهر را تصرف کند. همین جوانان و نیروهای مردمی، که بعدها در عملیات طریقالقدس سه تیپ تشکیل دادند، بهسرعت به یک قدرت نظامی تبدیل شدند. سپس در سال دوم جنگ، از عملیات ثامنالائمه تا سوم خرداد و عملیات بیتالمقدس، عمده سرزمینهای اشغالی آزاد شد. بنابراین، آن جنگ سریع و کوتاهمدت نهتنها انقلاب را از میان نبرد، بلکه صدام و حامیان بینالمللیاش را درگیر یک جنگ فرسایشی کرد. این خطای محاسباتی نزدیک به نیم قرن است که تکرار میشود.
مسائل اجتماعی ایران را با بزرگنمایی رسانهای به جایی رساندند که باور کردند به سقوط حاکمیت ایران منجر خواهد شد
وی افزود: برای مثال، آنان برخی مسائل اجتماعی کشور را که بعضاً نیز واقعی و بحق بود با بزرگنمایی رسانهای به نقطهای رساندند که خودشان نیز باور کردند این مسائل به سقوط حاکمیت و تجزیه ایران منجر خواهد شد. سپس بدون آنکه ملت ایران را بهدرستی مطالعه کنند، وارد چالشهای جدید با ایران شدند. شاید از سیاستمداران استکباری انتظار چندانی نباشد که درباره ملت ایران مطالعه کنند، اما ایکاش اندیشمندان و پژوهشگران منصف غربی، دستکم یکبار درباره ملت ایران مطالعه میکردند. وقتی از ملت ایران سخن میگوییم، همه را در بر میگیرد؛ سربازان، فرماندهان غیور ارتش، جهاد سازندگی، کمیتههای انقلاب اسلامی و همه آحاد ملت.
وی ادامه داد: همه میدانیم که اقوام ایرانی، در هر گوشه این سرزمین، ویژگیهایی چون مهماننوازی، مردانگی و وفاداری دارند. حتی در موضوع مذاکرات نیز، هر بار که ملت ایران وارد مذاکره شده، صادقانه و مردانه وارد شده است؛ اما طرف مقابل بار دیگر دچار خطای محاسباتی شده، نامردی کرده و در نهایت خود گرفتار شده است. اگر آنان مؤلفههایی همچون مکتب مترقیای را که ملت ایران با پیروی از آن توانسته حوادث شکننده را به پیروزی تبدیل کند، بهتر مطالعه میکردند، شاید کمتر دچار خطای محاسباتی میشدند. مکتبی که صبر، استقامت و توکل از اصول بنیادین آن است و پیروانش در طول تاریخ مقاومت کردهاند.
این نویسنده گفت: همچنین اگر تمدن کهن ایران را مطالعه میکردند تمدنی که سراسر آن حماسه، مبارزه و دفاع است درمییافتند که این سرزمین مانند درختی کهنسال با ریشههایی عمیق در خاک تاریخ است؛ درختی که همواره فراز و نشیبهای فراوانی را تجربه کرده، اما مقاومت ملت آن زبانزد بوده است. فرهنگ غنی و منحصربهفرد این ملت نیز عامل دیگری است. ملت ایران از اقوام گوناگون تشکیل شده، اما وجه مشترک همه آنان این است که وقتی پای مسئلهای بایستند، با تمام وجود میایستند. مگر آنکه طرف مقابل در حقشان نامردی کند؛ در آن صورت، بدون هیچ ملاحظهای مقاومت این ملت را شاهد خواهد بود و امروز نیز این مقاومت را میبینیم.
وی افزود: ویژگی دیگر این مردم، وطندوستی آنهاست؛ دلدادگی به زادگاه، به وطن و به ارزشهایی که برایشان گرانبهاست و حاضرند جان خود را برای آن فدا کنند. این مسائل در محاسبات صرفاً مادی نمیگنجد. بنابراین، اگر این خطاهای محاسباتی از سوی دیگران اصلاح شود، شاید بحرانها و دردسرهایی که سردمداران استکبار برای خود، منطقه و ملتها ایجاد میکنند، کمتر شود. نزدیک به نیم قرن است که این خطاها تکرار میشود. در جنگ دوازدهروزه نیز همین اتفاق رخ داد. در جنگ تحمیلی سوم، که موسوم به جنگ رمضان شد، باز همین خطای محاسباتی تکرار شد. دشمن با تمام توان خود در حوزههای نظامی، سیاسی، رسانهای، سایبری، هوش مصنوعی، عملیات روانی و ترور وارد میدان شد، اما ملت ایران منسجمتر و یکپارچهتر به میدان آمد.
وی ادامه داد: نصرت الهی، این مکتب مترقی، این بعثت مردمی، این تمدن کهن و این روحیه وطندوستی، تنها بخشی از مؤلفههای قدرتساز ملت ایران است؛ مؤلفههایی که اگر بهدرستی مطالعه و در محاسبات لحاظ شوند، دشمنان دچار خطا نخواهند شد. در هر دوره نیز، به دلیل همین خطای محاسباتی، اقدامات مشابهی تکرار شده است. برای مثال، در سال ۱۳۶۰ و پیش از آغاز عملیاتهای سرنوشتساز آزادسازی مناطق اشغالی، بسیاری از مسئولان و فرماندهان کشور ترور شدند، اما ملت ایران فرزندان دیگری را جایگزین آنان کرد. در دو جنگ اخیر نیز، همانگونه که استاد درویشی اشاره کردند، اگرچه خسارتها و ضایعات سنگینی به کشور وارد شد و سرمایههای بزرگی از دست رفت، اما ملت ایران نشان داد هرگاه کسی در حقش نامردی کند، در برابر او خواهد ایستاد.