جبرئیل نوکنده در نشست «جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران؛ نقش موزه ها در تاب آوری ملی و صلح و همبستگی جهانی»/ موزهها مخازن حافظه جمعی ما هستند که در روزهای سخت، چراغ راه تابآوری ملی و صلح پایدار میشوند/ در لحظات سخت جنگ، موزهها از یک مکان فرهنگی به پناهگاه روانی مردم تبدیل شد
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست تخصصی «جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران؛ نقش موزهها در تابآوری ملی و صلح و همبستگی جهانی» روز یکشنبه (٣ خرداد ماه) درعمارت مسعودیه تهران برگزار شد.
موزهها را نه بهمثابه گورستان اشیا، بلکه بهعنوان قلب تپنده هویت ملی و پایگاههای بحرانزدایی ببینیم
جبرئیل نوکنده، باستانشناس و مدیر موزه ملی ایران در این نشست گفت: من این بحث را از منظری دیگر دنبال میکنم. عنوانی که برای این جلسه برگزیدهام «موزهها فراتر از ویترینها؛ ستونهای تابآوری و صلح» است. همه ما موزهها را با اشیای تاریخی، ویترینهای شیشهای و سکوت تالارهایشان به یاد میآوریم؛ اما امروز میخواهم شما را دعوت کنم با نگاهی دیگر به این مکانها بنگرید. بیایید موزهها را نه بهمثابه گورستان اشیا، بلکه بهعنوان قلب تپنده هویت ملی و پایگاههای بحرانزدایی ببینیم.
وی افزود: موزهها مخازن حافظه جمعی ما هستند که در روزهای سخت، چراغ راه تابآوری ملی و صلح پایدار میشوند. آنها به ما یادآوری میکنند که گذشته تنها در کتابها مدفون نیست، بلکه در تار و پود زندگی امروز ما جاری است و میتواند برای ساختن فردایی آرامتر و همبستهتر به ما نیرو بخشد.
تابآوری ملی فراتر از یک مفهوم انتزاعی یا سیاسی، جوهره نهفته یک ملت برای ایستادگی در برابر طوفانهای سنگین تاریخ است
وی تاکید کرد: تابآوری ملی فراتر از یک مفهوم انتزاعی یا سیاسی، جوهره نهفته یک ملت برای ایستادگی در برابر طوفانهای سنگین تاریخ است. پرسش اینجاست که در لحظه بحران، وقتی زمین زیر پای جامعه میلرزد، به چه چیزی چنگ میزنیم؟ پاسخ کوتاه است: به هویتمان. موزهها روایتگر لحظاتی هستند که نیاکان ما از خاکستر شکستها دوباره برخاستند، در برابر قحطیها تاب آوردند و هویت خویش را در قلب میدان نبرد زنده نگه داشتند. هنگامی که شهروندی در تالارهای یک موزه گام برمیدارد و میبیند که فرهنگ او چگونه هزاران سال از پس تهاجمها و تندبادهای زمانه برآمده است، ناخودآگاه پیامی قدرتمند دریافت میکند: ما بازماندگان کسانی هستیم که شکستناپذیر بودند. این پیام، هسته مرکزی تابآوری ملی است. موزه به ما میآموزد که در پهنه تاریخ نه بیریشه، بلکه صاحب پیوندی مستحکم با گذشتهای پرافتخاریم.
نوکنده با بیان اینکه اجازه دهید مثالی ملموس از تجربه زیسته خودمان بازگو کنم، گفت: در جریان تنشها و بحرانهای امنیتی سال گذشته، زمانی که نگرانی برای امنیت موزه ملی در شبکههای اجتماعی اوج گرفته بود، شاهد واکنشی نمادین و معنادار از سوی مردم بودیم. برای بسیاری از هموطنان، سلامت آثار موزه نمادی از سلامت پیکره خود ایران بود. میراثبانان ما در آن شرایط دشوار با تمام توان دست به کار شدند؛ برخی آثار را به مخازن امن منتقل کردند و آثاری که امکان جابهجایی نداشتند با تدابیر ویژه در محل حفاظت شدند. اما آنچه در این میان اهمیت داشت تنها حفاظت فیزیکی نبود؛ آنچه رخ داد، حفاظت از امید بود. وقتی مردم دیدند که میراثشان در امان است، پیامهای بسیاری دریافت کردیم که میگفتند با مشاهده ثبات و مقاومت شما، حس کردیم خودمان نیز قوام داریم.
وی خاطرنشان کرد: در آن روزها مردم میگفتند به این آثار نگاه کنید؛ اینها از دل صدها بحران پیشین عبور کردهاند و همچنان ایستادهاند. این اشیا بودند که بیصدا فریاد میزدند: ما پیش از این نیز چنین روزهایی را پشت سر گذاشتهایم و خواهیم ماند؛ نگران نباشید. در آن لحظات، موزه از یک مکان فرهنگی به یک پناهگاه روانی بدل شد؛ جایگاهی که ثابت کرد تمدن ما چون درختی تنومند، ریشهدارتر از آن است که با هر تندبادی فروریزد.
صلح تنها فقدان جنگ نیست؛ صلح محصول فرهنگی است که باید با آگاهی پرورش یابد
مدیر موزه ملی ایران گفت: صلح تنها فقدان جنگ نیست؛ صلح محصول فرهنگی است که باید با آگاهی پرورش یابد. موزهها، بهویژه آنهایی که روایتگر تاریخ کهن و فرهنگهای گوناگون هستند، کانونهای گفتگو هستند. در دنیایی که اغلب به سمت قطبی شدن پیش میرود، موزه فضایی خنثی و در عین حال عمیق است. موزه با نمایش هنر و دانش همسایگان یا رقیبان تاریخی به ما یادآوری میکند که تمدنها همواره در حال داد و ستد و تعامل بودهاند. وقتی بازدیدکنندهای با میراث یک فرهنگ دیگر آشنا میشود، آن «دیگری» در نگاهش از بیگانه به انسانی آشنا بدل میگردد. این همذاتپنداری بهترین پادزهر پیشداوری و خشم است.
وی افزود: موزهها به ما میآموزند که ریشههای مشترکمان بسیار عمیقتر از تفاوتهای ظاهری هستند. موزهها بهمثابه یک «فضای سوم» عمل میکنند؛ مکانی که نه به گرمای خانه شبیه است و نه به جدیت محل کار، بلکه فضایی است برای حضور همه اقشار جامعه. این فضا میتواند پُلی میان نسلها باشد. تصور کنید پدربزرگی با نوهاش در تالارهای موزه قدم میزند؛ این پیوندی است که در هیچ کتاب درسی یا تعامل روزمرهای به این عمق تجربه نمیشود. موزههای امروز فراتر از تمرکز بر اشیای بیجان، بر روایت انسانها متمرکز شدهاند. آنها از مردم دعوت میکنند تا قصههای خود را بازگو کنند. هنگامی که یک موزه صدای اقلیتها، روایت مردمان به حاشیهراندهشده و صدای هنرمندان محلی را در خود منعکس میکند، در واقع به همه اقشار جامعه حس تعلق و ارزشمندی میبخشد. جامعهای که در آن هر فرد خود را بخشی از تاریخ زنده میبیند، جامعهای منسجمتر، متعهدتر و تابآورتر است.
وی در پایان تأکید کرد: موزهها سرمایههای گرانبهای ملی ما هستند؛ اما نه تنها بهخاطر اشیای عتیقه زرین و سیمین یا سفالینههای کهنشان. آنها سرمایه هستند زیرا حافظه و داستان یگانه ما هستند. در دنیای پرآشوب و ناپایدار امروز، موزهها پناهگاههایی برای بازگشت به ریشه و یافتن آرامش روحیاند. بیایید از موزهها حمایت کنیم؛ نه فقط بهعنوان بازدیدکنندگان گذرا، بلکه بهعنوان حامیان راستین صلح و همبستگی اجتماعی. هر موزهای که امروز بنا میکنیم، در واقع سپر فرهنگی قدرتمندی برای حفاظت از هویت و آیندگان ما است.