بازگشت

سید حسن موسوی چلک در نشست «مدیریت بحران، تاب‌آوری و جلوه‌های نوین امداد اجتماعی در دوران جنگ»/ استمرار شرایط «نه جنگ، نه صلح» تعداد ذی‌نفعانِ خدمات اجتماعی را افزایش می‌دهد

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «مدیریت بحران، تاب‌آوری و جلوه‌های نوین امداد اجتماعی در دوران جنگ» روز دوشنبه (١١خردادماه) در مرکز نشر دانشگاهی برگزار شد.

سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در این نشست گفت: می‌خواهم در زمانی که در اختیار دارم به موضوع تاب‌آوری اجتماعی بپردازم. حوزه تخصصی من مددکاری اجتماعی است و عمدتاً از این زاویه به موضوع می‌نگرم.

وی افزود: یادم می‌آید مهر سال ۱۳۹۷، انجمن مددکاران اجتماعی که هر سال شعاری را بر پایه تحلیل وضعیت کشور، داده‌های موجود، فراتحلیل‌های انجام‌شده و گزارش‌های در دسترس انتخاب می‌کنیم  برای سال ۱۳۹۸ شعاری را برگزیدیم که بین‌المللی هم بود؛ کنگره بین‌المللی ما با موضوع «مددکاری اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی» برگزار شد.


به این نتیجه رسیده بودیم که مفهومی مانند تاب‌آوری اجتماعی می‌تواند نگرانی‌های ما در حوزة اجتماعی نسبت به آینده را کاهش دهد

وی افزود: در انتخاب این نام‌گذاری تعمدی داشتیم؛ چرا که همان سال بود که سیل آمد و بیست‌وسه استان کشور را درگیر کرد. ما تقریباً شش ماه پیش از آن به این نتیجه رسیده بودیم که مفهومی مانند تاب‌آوری اجتماعی می‌تواند نگرانی‌های ما در حوزه اجتماعی نسبت به آینده را کاهش دهد. در همین راستا، مفاهیم دیگری هم داشتیم؛ اخلاق اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، مطالبه‌گری اجتماعی، مدارای اجتماعی. برای سال ۱۴۰۵ سرمایه اجتماعی را انتخاب کرده بودیم و همایش بین‌المللی آن را دقیقاً شانزدهم دی با حضور مهمانان خارجی، هم حضوری و هم مجازی، برگزار کردیم.

 

در حوزه اجتماعی، تمرکز ما بر بُعد فردی تاب‌آوری نیست

وی ادامه داد: چرا به این‌ها اشاره کردم؟ برای اینکه در حوزه اجتماعی، تمرکز ما بر بُعد فردی تاب‌آوری نیست. یکی از ضعف‌های حوزه اجتماعی این است که در مقایسه با حوزه روانشناسی و مشاوره که هم تولیدات قابل توجهی داشته و هم کارهای بزرگی انجام داده، ما کمتر به این موضوع پرداخته‌ایم. حتی وقتی کنگره را بررسی کردیم دیدیم که آیا پیش از آن کنگره بین‌المللی‌ای با مفهوم تاب‌آوری اجتماعی داشته‌ایم یا کتابی با این عنوان منتشر شده؟ عمدتاً مباحث آقای دکتر مقدسی را در گروه‌های مجازی آن زمان رصد می‌کردیم. این یک نقطه‌ضعف جدی در حوزه اجتماعی بود؛ شاید نبودن ما در شرایط سخت باعث شده بود که به سمتی گرایش پیدا کنیم که مسائل اجتماعی را به بُعد فردی تقلیل دهیم و حاکمیت و نظام حکمرانی مسئولیت خود را در آن حوزه کمرنگ‌تر کنند.

موسوی چلک گفت: دیدگاه ما این بود و هست  که تاب‌آوری هم بُعد فردی دارد، هم بُعد سازمانی، و هم بُعد اجتماعی. کارگاه‌های بین‌المللی متعددی برگزار کرده بودیم و همواره این دغدغه را داشتیم که چرا حوزه اجتماعی- نقد به خودم هم هست- دربارة جامعه تاب‌آور از منظر اجتماعی کار اساسی انجام نمی‌دهد؟ چرا نمی‌آییم شاخص‌های جامعه تاب‌آور را تدوین کنیم، بر پایه آن‌ها کار کنیم و به سیاست‌گذاران منتقل کنیم؟

 

در جنگ رمضان اصلاً غافلگیر نشدیم؛ ما به عنوان یک سازمان اجتماعی، آماده‌ترین سازمان در پاسخگویی به مطالبات ذی‌نفعانمان بودیم

وی با بیان اینکه اکنون چند مثال از همین شرایط بحران می‌زنم، گفت: ما در دو جنگ، هم جنگ دوازده‌روزه و هم جنگ رمضان حضور داشتیم. به واسطة مسئولیت اداری‌ام در مدیریت بحران، می‌خواهم بگویم که بزرگ‌ترین سازمان اجتماعی مرتبط را هم در اختیار داشتیم. نمی‌خواهم به جنگ اول اشاره کنم؛ در فاصله میان دو جنگ، در اواخر آبان و اوایل آذر، یک بستة راهبردی برای تاب‌آوری اجتماعی تدوین کردیم،  نه برای اینکه بحرانی در پیش بود، بلکه متناسب با وظایف سازمان بهزیستی و حوزه اجتماعی. این بسته را برای خودمان نوشتیم و در حال آماده‌سازی اجرای آن بودیم. من ادعا می‌کنم که در جنگ رمضان اصلاً غافلگیر نشدیم؛ ما به عنوان یک سازمان اجتماعی، آماده‌ترین سازمان در پاسخگویی به مطالبات ذی‌نفعانمان بودیم. این را من نمی‌گویم، ناظران از هر سه قوه این را تأیید کردند. گزارش‌های­مان نیز چاپ شده و قابل ارجاع است.

وی افزود: ما نگرانی‌های دیگری نیز داریم. در جلساتی که برگزار کردیم، یک بسته الزامات حکمرانی برای جامعه تاب‌آور را مشخص کردیم. پذیرش این موضوع که برای پساجنگ باید سازوکارهایی داشته باشیم، کار بسیار دشواری بود. در اولین روز پس از جنگ دوازده‌روزه، یادداشتی نوشتم، معمولاً یادداشت‌هایم را در روزنامه آرمان ملی منتشر می‌کنم، درباره الزامات اعتمادآفرین پس از جنگ؛ اینکه اگر قرار باشد از این بحران فرصتی برای جامعه بسازیم. همه از همبستگی سخن می‌گفتند، اما من شخصاً اعتقادی به دوام آن نداشتم. طولی نکشید که معلوم شد از آن جنگ دوازده‌روزه نیز درسی نگرفته‌ایم، علی‌رغم اینکه برخی نشانه‌ها حاکی از آن بود که هر آن احتمال جنگ مجدد و گسترده‌تر وجود دارد و دیدیم که جنگ از اسفند آغاز شد.

 

 به واسطه بیش از سه دهه فعالیت سازمان بهزیستی در حوزه‌های مختلف، شبکه‌ای از داوطلبان محله‌محور داریم

 

وی ادامه داد: اجازه بدهید بیشتر به الزاماتی بپردازم که می‌تواند جامعه ما را تاب‌آور کند بدون اینکه بخواهم صرفاً نقد کنم. برای بُعد فردی چند کار انجام دادیم: خدمات از راه دور را گسترش دادیم؛ ظرف چهل روز تنها از طریق خط ۱۴۸۰ بیست‌وپنج هزار تماس مرتبط داشتیم، نزدیک به سه هزار تماس با اورژانس اجتماعی ۱۲3، و بیست‌ و دو هزار مداخله در محل. اینها عمدتاً بُعد فردی تاب‌آوری بود. کسانی که در شرایط بحران نیازمند خدمات بودند و ما به عنوان سازمانی که باید کنار مردم می‌ایستادیم، به صورت شبانه‌روزی و رایگان خدمات ارائه دادیم.

کار دومی که انجام دادیم و در بسته الزامات نظام حکمرانی پس از جنگ حتماً باید به آن توجه شود؛ تقویت رویکرد محله‌محوری بود که در فرمایش دوستان هم آمد. ما به واسطة بیش از سه دهه فعالیت سازمان بهزیستی در حوزه‌های مختلف، شبکه‌ای از داوطلبان محله‌محور داشتیم.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: جالب اینجاست که در جنگ چهل‌روزه، تعداد این داوطلبان افزایش پیدا کرده بود؛ خود ما چنین تصوری نداشتیم. اینان عمدتاً دانش‌آموختگان رشته‌های علوم اجتماعی و علوم انسانی بودند. رویکرد محله‌محوری و رویکرد خانواده‌محوری را با استفاده از ظرفیت مردم دنبال کردیم.

برای اولین بار تعداد کودکان داخل مراکز شبانه‌روزی‌مان از ۹۵۰۰ نفر به ۵۲۰۰ نفر کاهش یافت. سازمان ما برای پاسخگویی به نیاز کودکان زمین‌گیر نشد، چون تمهیداتش از قبل پیش‌بینی شده بود و تمام سازوکارها و هماهنگی‌ها انجام شده بود. پس ما نارضایتی ایجاد نکردیم. بخشی از این موفقیت، کارکرد سازمان‌هایی است که در حوزه‌های مختلف مسئولیت دارند و می‌توانند متناسب با مخاطبان خود امیدآفرینی کنند. ما توانستیم ۲۲ هزار نفر از معلولان، سالمندان، بیماران روانی، معتادان و کودکان را در چهل روز، نه با تهدید و اجبار، بلکه با رضایت  به خانواده‌های­شان تحویل دهیم.

در دوران جنگ، در بسیاری از حوزه‌ها از جمله حوزه اجتماعی، بروکراسی از میان رفت

وی تاکید کرد: اتفاق دیگری که در صحبت‌های خانم دکتر هم مطرح شد، موضوع دیوان‌سالاری بود. در دوران جنگ، در بسیاری از حوزه‌ها از جمله حوزه ما، بروکراسی از میان رفت. با یک تماس تلفنی می‌توانستیم با حوزه قضایی برای ترخیص هماهنگ کنیم؛ بدون جلسه، بدون تشریفات. کاهش نصف ظرفیت مراکز در شرایط عادی شاید ده سال طول می‌کشید، اما در جنگ این اتفاق افتاد.

دو کار دیگر نیز برای تقویت توان پاسخگویی مراکز صورت گرفت؛ اول اینکه برای اولین­بار کالابرگ به جای اینکه به پدری داده شود که کودک را آزار می‌دهد، مستقیماً به مرکز داده شد و مراکز توان پاسخگویی پیدا کردند. دوم، تصمیم رئیس­جمهور مبنی بر تفویض اختیارات به وزارتخانه‌ها به اقتضای وظایف مرتبط، یارانه کودکان هم همین مسیر را طی کرد و دیگر پدری که فرزندش را آزار می‌داد یارانه او را دریافت نمی‌کرد. یعنی از دل این بحران، تغییری در سیاست‌گذاری ایجاد شد که اکنون پایدار است.

وی ادامه داد: جالب اینجاست که من شخصاً نگران تعطیل شدن مراکز بودم، اما نه‌تنها تعطیل نشدند، بلکه بسیاری از مراکز اعلام کردند ظرفیت خالی برای پذیرش دارند و هیچ چیزی هم نمی‌خواهند. همین یک تصمیم کوچک امیدآفرینی بزرگی ایجاد کرده بود. در زمینه کمک‌های مردمی هم باید بگویم که در جنگ دوازده‌روزه، مشارکت چهار مرکز بزرگ ما در تهران به صفر رسیده بود، اما در جنگ چهل‌روزه، مردم ۱۷۰ میلیارد تومان کمک نقدی کردند. این نتیجه سازوکاری بود که از پیش برایش برنامه‌ریزی کرده بودیم؛ بهمن‌ماه،  یک ماه پیش از جنگ، نامه‌ای برای آمادگی مراکز نوشتیم و بیستم بهمن جلسه هماهنگی گذاشتیم. ۱۵۵ راهنمای عمل مبتنی بر زیست‌بوم محلی تدوین کرده بودیم که توان همکاران­مان را در پاسخگویی تقویت کرده بود. اما اینها کار یک سازمان بود.

 

تاب‌آوری را  صرفاً در بُعد اجتماعی هم نمی‌بینم؛ هم بُعد اقتصادی دارد، هم بُعد سیاسی، هم بُعد روانی، هم بُعد امنیتی، و هم بُعد نهادی و حکمرانی

وی افزود: من تاب‌آوری را حتی صرفاً در بُعد اجتماعی هم نمی‌بینم؛ هم بُعد اقتصادی دارد، هم بُعد سیاسی، هم بُعد روانی، هم بُعد امنیتی، و هم بُعد نهادی و حکمرانی. اگر قرار باشد در این حوزه کار کنیم، چند دقیقه‌ای به برخی از الزاماتی که تدوین شده اشاره می‌کنم.

موسوی چلک گفت: در حوزه نظام حکمرانی، نیازمند داده‌های قابل اتکا هستیم. به عنوان مثال، ما الان نمی‌دانیم کسی که انسولین مصرف می‌کند کجاست، و سازوکاری تعریف نکرده‌ایم که اگر جنگ گسترش پیدا کرد، چه کسی و با چه شیوه‌ای داروی ضروری او را تأمین کند. سالمندان تنها  که حدود ۱۲ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند در دوران بحران نیاز به سازوکار ویژه دارند. یکی از تماس‌هایی که با ما داشتند این بود که کسی بیاید کار خانه‌شان را انجام دهد، حتی پیگیری شیشه شکسته. نظام داده‌های ما به گونه‌ای نیست که در بحران واکنش‌های به موقع و درست داشته باشیم.

وی افزود: موضوع بعدی هماهنگی است. در بحران باید یک صدا داشته باشیم؛ سخنگویی که با قاطعیت پشت تریبون بایستد و گزاره‌هایش اعتمادآفرین و اطمینان‌بخش باشد. متأسفانه در این دوران با پدیده‌ای مواجه بودیم که من آن را «تاجران بحران» می‌نامم. اگر نتوانیم اعتماد را افزایش دهیم  -همه پژوهش‌ها نشان می‌دهند که اعتماد تعمیم‌یافته و اعتماد به سازمان‌ها پایین‌ترین شاخص را دارد-جامعه به مراتب شکننده‌تر خواهد شد. ممکن است در آن لحظه سکوت کند، اما این سکوت به معنای پذیرش نیست.

 

بیکاری ناشی از این شرایط می‌تواند تبعات اقتصادی، اجتماعی، روانی و امنیتی جدی داشته باشد

وی ادامه داد: موضوع بعدی فرماندهی واحد است. ما فرمانده واحد نداریم. پدافند غیرعامل در حوزه اجتماعی باید وجود داشته باشد که خوب هم هست اما حتماً نباید با نگاه پدافند عامل نوشته شود. نکته بعدی که بسیار مهم است، موضوع تأمین کوتاه‌مدت است. ما توانستیم به صورت کوتاه‌مدت صف برای بنزین و آذوقه را مدیریت کنیم. اما تا کی می‌توانیم با این وضعیت اقتصادی ادامه دهیم؟ ما قبل از جنگ هم نگران فقر بودیم؛ اکنون نگران تعمیق فقر هستیم؛ بیکاری ناشی از این شرایط می‌تواند تبعات اقتصادی، اجتماعی، روانی و امنیتی جدی داشته باشد.

این فعال حوزه اجتماعی گفت: در ادامه، نیازمند تدوین بسته‌های حمایتی هدفمند هستیم برای اقشاری که به شدت از بحران آسیب دیده‌اند، کسی که شغلش آسیب دیده، کارگاهش دچار مشکل شده، یا باید تحت پوشش نهادهای حمایتی قرار گیرد. کار خوبی که شهرداری تهران انجام داد این بود که برای کسانی که خانه‌هایشان آسیب دید مکانی مشخص کرد و روان‌شناس و مددکار در آنجا مستقر نمود. اما تجربه تمام بحران‌ها نشان می‌دهد که معمولاً پس از پایان بحران به تعهدات­مان عمل نمی‌کنیم.

پاسخگویی مستقیم مسئولان در بحران نیز ضروری است. من به عنوان کسی که درگیر این موضوع بوده‌ام می‌گویم که در بسیاری از موارد پاسخگو نبودیم. سخنگو باید با قاطعیت بیاید و پاسخ مطالبات و نیازهای مردم را بدهد.

وی تاکید کرد: مدیریت رسانه نیز موضوع مهمی است. با قطعی اینترنت، مردم عملاً تلویزیون هم کمتر نگاه می‌کنند. ما به شدت ضعف مدیریت رسانه را در بحران داشتیم، چون ابزار مناسبی برای رساندن اطلاعات به موقع به مردم نداشتیم.

موضوع دیگر توسعه و تسهیل دسترسی مردم به خدمات روان‌شناسی، مشاوره و مددکاری اجتماعی است. ما در جنگ این خدمات را رایگان کردیم. اکنون از یک خرداد، طرح ملی سنجش سلامت روان برای افراد بالای ۱۸ سال را رایگان آغاز کرده‌ایم. همین الان که با هم صحبت می‌کنیم، دیروز و امروز در یک استان کارگاه آموزشی برای همین موضوع داشتیم. می‌دانیم که حال سلامت روان مردم خوب نیست و باید سازوکارهایی برای تقویت این بخش فراهم کنیم.

وی افزود: نکته بعدی امنیت داده‌هاست، چه داده‌های محرمانه، چه غیرمحرمانه. زیرساخت‌های فناوری ما عموماً ضعیف است. در سازمان خودمان چند کار خوب انجام دادیم: سرور اصلی را که در تهران بود، به جای دیگری خارج از تهران هم منتقل کردیم تا اگر تهران از دسترس خارج شد، داده‌های­مان را در جای دیگری داشته باشیم و روزانه پشتیبان‌گیری کردیم. موضوع دیگری که هر شهروندی نگرانش است، چتر حفاظتی است. وقتی ظرف ده دقیقه سران و فرماندهان ما هدف قرار می‌گیرند و آسمان ما آسمان امنی نیست -ما در سازمان بهزیستی نشسته بودیم و موشکی از جلوی پنجره‌مان رد می‌شد- مردم به مراتب نگران‌تر می‌شوند. گرچه جنگ اخیر عموماً جنگ افراد و مکان‌های خاص بود و داخل مردم نیامد، اما ناتوانی در حفاظت از مسئولان باعث ناامیدی و ترس در جامعه می‌شود.

موضوع بعدی سیاست مشخص کشور در بحران است. وقتی مسئولی می‌آید عذرخواهی می‌کند و ده دقیقه بعد اتفاق دیگری رخ می‌دهد، این موضوع سیاسی است اما اثرش مستقیماً روی مردم می‌افتد.

 

استمرار شرایط «نه جنگ، نه صلح» تعداد ذی‌نفعانِ خدمات اجتماعی را افزایش می‌دهد

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در پایان گفت: و آخرین نکته که بیشترین نگرانی ما را برمی‌انگیزد؛ استمرار شرایط نه جنگ نه صلح است. این استمرار، تعداد ذی‌نفعانِ خدمات اجتماعی را افزایش می‌دهد. ما نگران رهاشدگی کودکان، بی‌خانمان‌ها، سالمندان، و بیماران روانی مزمن هستیم، و به شدت نگران افزایش خودکشی در کشور. اگر این موارد افزایش پیدا کنند، توان پاسخگویی ما بسیار کم خواهد بود و این خود آزردگی و بی‌اطمینانی را تشدید می‌کند.

وی افزود: علی‌رغم تمام تدابیری که در سیاست‌گذاری، اجرا و آموزش اتخاذ کرده‌ایم، می‌دانیم که اگر این وضعیت چند ماه دیگر ادامه پیدا کند، با مشکلات اقتصادی موجود، بیکاری چندمیلیونی که به کشور اضافه شده، و وضعیت سرمایه اجتماعی که داریم، اگر تکلیف این جنگ مشخص نشود و این وضعیت استمرار یابد، حوزه اجتماعی و حوزه امنیتی ما به شدت دچار مشکل خواهد شد. جامعه ما الان منتظر یک تصمیم است و امیدی دارد؛ اگر مردم آن امید را از دست بدهند، تمام مطالبات انباشته‌شده در حوزه‌های مختلف در خیابان خود را نشان خواهد داد.

 

اخبار نشست علمی روان‌شناسی