بازگشت

سمیه توحیدلو در نشست «مدیریت بحران، تاب‌آوری و جلوه‌های نوین امداد اجتماعی در دوران جنگ»/ ماندگارترین پناهگاه در زمان بحران، بازگشت به سنت است

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «مدیریت بحران، تاب‌آوری و جلوه‌های نوین امداد اجتماعی در دوران جنگ» روز دوشنبه (١١خردادماه) در مرکز نشر دانشگاهی برگزار شد.

سمیه توحیدلو، جامعه‌شناس، در این نشست گفت: می‌خواهم ماجرای تاب‌آوری را از خاستگاه اجتماعی بنگرم و این بحث را فراتر از مسائل فردی، اندکی ساختاری‌تر و از منظر حکمرانی بررسی کنم. در مدیریت پساجنگ، نیازمند مواجهه با عدم‌قطعیت‌های شدید هستیم و ابهام‌های بی‌شماری ما را در برابر این عدم‌قطعیت‌ها قرار داده‌اند.

 

طالب و سه‌گانه شکنندگی، تاب‌آوری، پادشکنندگی

وی افزود: از همان ابتدا به کتاب ارزشمند نسیم نیکولاس طالب با عنوان پادشکنندگی ارجاع می‌دهم تا برخی کلیدواژه‌ها و نکات قابل رصد در فضای امروز را بررسی کنم.  این کتاب اساساً درباره بازتعریف بقا، پایداری، و بازسازی در شرایط بحران است؛ شرایطی همچون آنچه ما اکنون در آن به سر می‌بریم. وی گفت در فضای جنگ می‌بینیم که جنگ مظهر تام و تمام یک «قلمرو حدّی» است،  همان چیزی که یاسپرس (فیلسوف و روان­پزشک آلمانی) از آن سخن می‌گوید  و نظم‌های گذشته را فرو می‌پاشد و ما را درگیر رویدادهایی می‌کند که طالب از آن‌ها با عنوان «قوی سیاه» یاد می‌کند.

 

سیستم شکننده؛ تمرکز بیش از حد و وابستگی به پیش‌بینی

وی ادامه داد: طالب سه‌گانه‌ای دارد که برای ارتقای تداوم جامعه و حاکمیت به کار ما می‌آید: شکنندگی، تاب‌آوری، و پادشکنندگی. وی افزود سیستم شکننده سیستمی است کاملاً متمرکز، بیش از حد بهینه‌شده، بدون ظرفیت مازاد، و وابسته به پیش‌بینی‌های دقیق؛ دولت و حکمران در این سیستم‌ها، دیوان‌سالاری بزرگ و برنامه‌ریزی‌های متمرکز بلندمدت دارند و اتکای مطلق به درآمدهای تک‌محصولی در آن‌ها وجود دارد.  طالب برای این سیستم مثال شمشیر داموکلس را به کار می‌برد که با یک تار مو آویزان شده؛ ظاهراً مقتدر و منتظم، اما پس از وقوع بحران به سرعت از هم می‌پاشد.

 

سیستم تاب‌آور؛ ضربه‌گیری بدون یادگیری

توحیدلو گفت: مدل دوم، سیستم‌های تاب‌آور یا مقاوم‌اند که طالب آن‌ها را «robast/استوار» می‌نامد. این سیستم‌ها در برابر شوک‌های جنگی ایستادگی می‌کنند، ضربه را در خود جذب می‌کنند و پدافند غیرعامل فعال، ذخایر عظیم، و ساختارهای موازی دارند؛ به گونه‌ای که وقتی یک ساختار فرو می‌ریزد، ساختار موازی‌اش فعال می‌شود. وی گفت اما این سیستم‌ها از منظر طالب سیستم‌هایی‌اند که زنده می‌مانند، اما از طریق بحران چیزی نمی‌آموزند و در آن‌ها تغییری ایجاد نمی‌شود؛ صرفاً تاب می‌آورند.


سیستم پادشکننده؛ تغذیه از بحران و رشد از دل آن

وی ادامه داد:  سومین مدل، سیستم پادشکننده است که نه‌تنها آسیب نمی‌بیند، بلکه می‌کوشد از بحران تغذیه کند، به واسطه آن رشد کند، و ساختارهای خود را ارتقا دهد؛ مانند آن مار افسانه‌ای که هر بار سری از آن قطع می‌شود، دو سر می‌روید. این سیستم در جستجوی آن است که در فضای بحران گزینه‌های ناکارآمد را حذف کند، بازارهای محلی را فعال سازد، شبکه توزیع محلی را به کار اندازد، و صنایعی داشته باشد که در برابر تحریم و کمبود مواد اولیه از پا در نیایند.


خطای بوقلمون؛ توهم ثبات در آرامش تصنعی

وی خاطرنشان کرد: خطای مهمی که در آثار طالب برجسته است، خطای بوقلمون یا توهم ثبات تصنعی است؛ بوقلمونی که هزار روز با آب و غذا و محبت پرورش یافته، روز هزار و یکم سرش بریده می‌شود.  دولت‌هایی که در زمان صلح نسبی با ابزار تصنعی، نوسانات طبیعی را مهار می‌کنند، اعتراض‌ها را سرکوب می‌کنند، اینترنت را می‌بندند، و مدام در بازار مداخله می‌کنند، آرامشی کاذب می‌آفرینند. وی گفت این آرامش، صلح نیست؛ بلکه عملاً باعث تراکم انرژی می‌شود که یک‌باره به انفجارهای بزرگ می‌انجامد.

 

استراتژی دمبل؛ تعادل میان امنیت بقا و پویایی مهاجمانه

وی افزود:  طالب مدل دیگری دارد به نام استراتژی دمبل که برای پادشکننده نگه داشتن سیستم، باید سقف آسیب‌ها را بست و سقف دستاوردها را باز گذاشت.  وزنه اول باید نود درصد منابع را در بحران به خود اختصاص دهد؛ این وزنه، وزنه امنیت و بقای مطلق است که در آن ذخایر غلات، پدافند غیرعامل، و ساختارهای موازی تأمین می‌شوند و اصلاً دنبال کارایی نیستیم بلکه دنبال آزادی برای بقا هستیم. وی گفت وزنه دوم باید ده درصد منابع را به ساختارهای پادشکننده اختصاص دهد؛ یعنی شبکه‌های غیرمتمرکز، بازارهای موازی، کارآفرینان خرد، و بخش خصوصی واقعی که با آزادی بتوانند از تحریم‌ها بگریزند و ابداعات تکنولوژیک داشته باشند. وی افزود خطای بزرگ اقتصادهای بحران‌زده آن است که در وسط این دمبل قرار می‌گیرند؛ نه امنیت بخش اول تأمین می‌شود نه چابکی بخش دوم، و به همین دلیل سیستم نه‌تنها شکننده، بلکه فاسد می‌شود.

 

حذف به جای افزودن؛ رویکرد سلبی در مدیریت بحران

این جامعه‌شناس گفت: طالب معتقد است دولتمردان در بحران‌ها بیش از حد مداخله می‌کنند و فکر می‌کنند با بیماری روبه‌رویند که مدام باید برایش دارو تجویز کنند، اما نمی‌دانند که داروها گاه از خود بیماری مضرترند. در فضای پادشکننده باید اندیشید که چه چیزهایی را باید حذف کرد؛ دیوان‌سالاری زائد، قیمت‌گذاری دستوری در حوزه‌های غیرضروری، و نهادهای موازی ناکارآمد همگی باید حذف شوند، نه اینکه قواعد جدیدی بر آن‌ها افزوده شود.

 

تاب‌آوری کل، برآیند اجزاست

وی افزود: تاب‌آوری و پادشکنندگی کل، برآیندی از تاب‌آوری‌ها یا پادشکنندگی‌های اجزاست؛ اگر سیستم‌های خرد شکننده زیاد شوند، سیستم کلی نیز شکننده می‌شود و زود از پا در می‌آید.  در شرایط جنگ، توانایی حذف ناکارآمدی حیاتی است و باید به دنبال بازآفرینی بود نه بازسازی؛ چرا باید سیستمی که ناکارآمد بود را عیناً با بودجه بازسازی کرد؟ وی گفت تصمیم درست را نه تنها دانشگاهیان و تکنوکرات‌هایی که پشت میز نشسته‌اند، بلکه کسی می‌گیرد که در میدان است و نبض بازار و اجتماع دستش است.

 

بازگشت به سنت؛ ماندگارترین پناهگاه در بحران

وی ادامه داد: طالب معتقد است امید به زندگی آینده اساساً با سن همزاد است و سنت‌ها در زمان بحران بسیار ماندگارند؛ اگر بتوانید به سنت‌های هزارساله تکیه کنید، قطعاً دیرپاتر از مُدهای تازه‌پیداشده هستند. در چنین شرایطی، آنچه توزیع را در محله‌ها پوشش می‌دهد همان بازار توزیع‌شده محلی کوچک است؛ همان خانواده‌ها و قرض‌الحسنه‌های خانوادگی که مانده‌اند و دارند آدم‌ها را تاب‌آور می‌کنند. وی گفت این اصالت، حتی فرهنگی یا معنوی، خود را نشان می‌دهد؛ ما به شکل تاریخی در چنین زمان‌هایی سراغ عرفان و فرهنگ می‌رویم و جواب می‌گیریم.

 

سیستم‌های کوچک و متکثر؛ پایداری در برابر ضربات بزرگ

توحیدلو در پایان گفت: جامعه‌ای که اساساً میان‌بحرانی است و مدام از بحرانی به بحران دیگر می‌پرد، سیستم بزرگ برایش معنادار نیست.  در چنین شرایطی سیستم پادشکننده آن است که به جای پالایشگاه و نیروگاه بزرگ، نیروگاه‌های محلی و متکثر داشته باشد که بتوانند از یکدیگر پشتیبانی کنند؛ اگر سنگی هزار کیلویی یکجا بر سر شما بیفتد جانتان را از دست می‌دهید، اما اگر همان هزار کیلو به صورت سنگریزه‌های پراکنده باشد تاب می‌آورید، چون فشار توزیع شده است.

 

اخلاق پادشکنندگی؛ «پوست در بازی» حکمرانان

وی تاکید کرد: بزرگ‌ترین خطر آن است که تصمیم‌گیران و حکمرانان، شکنندگی را به دیگران منتقل کنند و خودشان از تصمیماتی که می‌گیرند سود ببرند. اخلاق پادشکنندگی یعنی قاعده «پوست در بازی»؛ زمانی که تصمیم‌گیر تصمیمی می‌گیرد، خود و خانواده‌اش اولین کسانی باشند که در صف قرار می‌گیرند. وی گفت در دو سال گذشته سه میلیون نفر به زیر خط فقر اضافه شده‌اند و پیش‌بینی حداقلی برای سال آینده چهار و نیم میلیون نفر است؛ تصور کنید تصمیم‌گیری تصمیمی بگیرد که خود از آن بهره‌مند شود و آن‌ها فقیرتر شوند؛ این شکافی که ایجاد می‌کند، عدالت اجتماعی را کاملاً زیر سؤال می‌برد. وی افزود به نظر می‌رسد این بخش یعنی اخلاق پادشکنندگی  یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها برای داشتن سیستمی پادشکننده است.​​​​​​​​​​​​​​​​

اخبار نشست علمی روان‌شناسی