محمدرضا مقدسی در نشست «مدیریت بحران، تابآوری و جلوههای نوین امداد اجتماعی در دوران جنگ»/ تابآوری آن سکویی است که فریاد میزند: عدالت اجتماعی کجایی؟
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «مدیریت بحران، تابآوری و جلوههای نوین امداد اجتماعی در دوران جنگ» روز دوشنبه (١١خردادماه) در مرکز نشر دانشگاهی برگزار شد.
محمدرضا مقدسی، مدیر و موسس خانه تابآوری، در این نشست ضمن تسلیت درگذشت دکتر شکرکن، استاد پیشکسوت روانشناسی اجتماعی گفت: کشور عزیزمان حداقل دو بار البته با نوعی سراسیمگی که کاملاً هویدا و برجسته بود، توجهی ویژه به تابآوری نشان داده است؛ بسیار دستپاچه، بسیار شتابزده. یکبار در دوران کرونا و بار دوم در رویدادهای اخیر که از سهماه پایانی سال گذشته آغاز شده است و تاکنون نیز ادامه دارد.
تابآوری چسب زخم نیست
وی افزود: واقعیت این است که تابآوری چسب زخم نیست که هرگاه ناگهان با جراحت، زخم، یا به روایتی تروما مواجه شدیم، جعبه کمکهای اولیه را -یا هر نام دیگری که بر آن بگذارید- باز کنیم و آن را بر زخم خود بچسبانیم. تابآوری چنین کارکردی ندارد و نمیتواند داشته باشد. بخش عمده آنچه امروز از آن تحت عنوان بحران یاد میکنیم، نیاز به اقداماتی داشته است که میبایست انجام میشد و انجام نشد؛ به همین سبب در سامانههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، علوم رفتاری و روانشناسی شکافهایی پدید آمده است.
شایسته نیست که هر بار با بحرانی روبرو شدیم، سراغ تابآوری برویم
وی ادامه داد: البته در بحران، سیستمها به دلیل از دست دادن تعادل، احتمال بروز خطای مجدد در آنها بسیار بیشتر میشود و از این جهت مسئلهای به نام «مدیریت بحران» مطرح میشود. این داستان با داستان تابآوری در سطوحی همپوشانی دارد، اما یکی نیستند. میخواهم این جمله را دوباره تکرار کنم: تابآوری چسب زخم نیست. چرا که در جعبه کمکهای اولیه حتی اگر «کمکهای اولیه روانشناختی» هم باشد؛ ممکن است هزار چسب زخم داشته باشیم، اما در بحران با جمعیتی دویستهزار نفری از مجروحان روبرو شویم. بنابراین شایسته نیست که هر بار با بحرانی روبرو شدیم، سراغ تابآوری برویم.
ایران جزو ده کشور حادثهخیز جهان است
مقدسی گفت: رویدادها و بحرانها میتوانند ناشی از رویدادهای طبیعی باشند یا بحرانهای انسانساز مانند منازعات، جنگ، و حوادث تروریستی. شما بهتر از من میدانید که کشور عزیزمان ایران، پایتخت عاشقی و مهربانی دنیا جزو ده کشور حادثهخیز جهان است. ما تقریباً هر اتفاقی که ممکن است در دستهبندی رویدادهای طبیعی قرار گیرد را در کشورمان تجربه کردهایم؛ از این جهت توجه روزافزون به مقوله تابآوری یکی از الزامات ماست، یکی از بایستههاست، و یکی از کارهایی که صدرصد باید در عرصههای اجتماعی و روانشناختی انجامش دهیم.
وی افزود: موضوع دیگری هم میخواهم در همین راستا مطرح کنم این است که تابآوری رویدادمحور هم نیست. یعنی اگر منتظر باشیم تا اتفاقی بیفتد و آنگاه با عجله به سراغ تابآوری برویم، این هم با تعریف استانداردشدهای که دفتر کاهش خطر سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۹ از تابآوری ارائه داده سازگار نیست.
گاهی اوقات در شهری هفت، هشت ریشتر زلزله میآید و هیچ اتفاق قابل رؤیتی رخ نمیدهد. گاهی در جای دیگری از جمله در کشور خودمان با پنج، شش ریشتر شهری ویران میشود. آنجایی که اتفاقی نمیافتد، معنایش وجود تابآوری است. علت این است که هنگام ساخت آن سازهها استانداردها رعایت شده و رفتار در ساختوساز علمی بوده است.
تا زمانی که با عرصههای اجتماعی عالمانه و خردمندانه رفتار نشود، «در خانة مور، شبنمی طوفان است!»
وی خاطرنشان کرد: زنگ خطر اینجا به صدا در میآید: عناد با علم نتیجهای جز آسیبپذیری نخواهد داشت. تا زمانی که در شهری زلزله میآید و خانه مسکونی مسئول نظارت بر ساختوساز به دلیل رعایتنکردن استانداردها جزو نخستین خانههایی است که فرو میریزد، به نظر میرسد زیاد شایسته نیست از تابآوری هم سخن بگوییم. هیچ راهی نیست جز اینکه خردمندانه رفتار کنیم، عالمانه بیندیشیم و عالمانه بسازیم. در ساختار و رفتار اجتماعی هم همین گونه است؛ تا زمانی که با عرصههای اجتماعی عالمانه و خردمندانه رفتار نشود، «در خانة مور، شبنمی طوفان است».
مدیر و موسس خانه تابآوری گفت: موضوع مهمی که باید بدانیم این است که پیش از سال ۲۰۰۹ تعاریف تابآوری پرشمار و از سوی نظریهپردازان مختلف در سطوح گوناگون ارائه میشدند. این پراکندگی در مبانی نظری مشکلساز است؛ چرا که تا در مبانی نظری به توافقی نرسیم، ورود به عرصههای عملیاتی دشوار خواهد بود. باید بدانیم درباره چه چیزی سخن میگوییم تا بر اساس آن توافقات نظری بتوانیم وارد عمل شویم. به همین دلیل سازمان ملل خود وارد شد و تعریفی ارائه داد که «توانایی یک نظام، جامعه، ساختار، خانه یا خانواده برای حفظ عملکردهای اساسی و قابلیت نگهداری و بازآرایی آنها هنگام مواجهه با صدمه، آسیب یا اختلال». مسئله، رویینتنی نیست؛ هیچجای ادبیات تابآوری مدعی ضدضربه بودن و رویینتنی نیست. مسئله فقط حفظ عملکردهای اساسی است.
وی افزود: اگر بخواهیم خلاصهاش کنیم، چند کلمه بیشتر نمیشود؛ سامانهها، افراد، خانوادهها و جوامع تابآور در مواجهه با انواع شوک که مقدار ضربه در زمانی کوتاه، به شکل ناگهانی و انفجاری وارد میشود، عملکرد خوبی دارند؛ ضربات را جذب میکنند و عملکردهای اساسیشان مختل نمیشود. در مواجهه با تهدید که صحبت از احتمال وقوع است، سامانه در موقعیتی نامعین و مبهم گرفتار میشود، اضطراب تولید میکند و فرسودگی مزمن ایجاد میکند. این فرسودگی به تمام لایهها رسوخ میکند و بدون اینکه واقعاً هیچ جنگی اتفاق بیفتد، آن فرد، آن خانواده، آن سامانه و آن اجتماع را به خاطر مزمن و نامعین بودنش از پا درمیآورد.
جنس تهدیدات اجتماعی امروز از آن نوعی نیست که با آن کهنالگو بتوان از آن گریخت. دویدن، نیاکان ما را در صدها هزار سال پیش، از موقعیتهای پرمخاطره نجات میداد
وی ادامه داد: دوستانی که در سطوح روانشناختی و مقیاس فردی کار میکنند میدانند که بنا به روایت بزرگانی همچون فروید، هسته مرکزی سایکوز چیزی جز قدرت تحمل ابهام نیست. بخش عمده چالشها، استرسها، دلنگرانیها و اضطرابهایی که تجربه میکنیم به خاطر ابهامی است که در آن گرفتار میشویم. موقعیتهای نامعین بسیار آزاردهندهاند؛ چرا که وقتی حیوان درندهای روبرویت ایستاده، بازگردیم به چندصدهزار سال پیش، بدن تهدید را میبیند و راهی که برای مقابله میشناسد گریز است. اما جنس تهدیدات اجتماعی امروز از آن نوعی نیست که با آن کهنالگو بتوان از آن گریخت. دویدن، نیاکان ما را در صدها هزار سال پیش، از موقعیتهای پرمخاطره نجات میداد، اما امروز با دویدن از دست هیچکدام از مشکلاتی که ما را محاصره کردهاند نجات پیدا نمیکنیم. به همین دلیل است که برنامههایی به نام مدیریت استرس و تنظیم هیجانات شکل گرفتهاند؛ چون آن راهحلهای کهنالگویی دیگر پاسخگو نیستند.
مقدسی با بیان اینکه در بحران آنجا که تهدیدات فراگیر میشوند و آنچه سالها پیش تهدید بود امروز به واقعیت تبدیل شده، مسئله مدیریت بحران به کمک ما میآید، گفت: در بحران باید در موقعیتی نامعین، تصمیمی قطعی، مشخص و معین گرفت و این هنر مدیران در روزهای بحرانی است.
وی افزود: تابآوری سیر تکاملیای را پشت سر گذاشته؛ از فیزیک آغاز شد، به اقلیم و محیطزیست و روانشناسی رسید، و این روزها در سامانهها و سیستمهای مدیریتی در سطح کلان خود را نشان میدهد. در این مسیر، بخشی که شاید برای ما بسیار جالب باشد، اتفاقاتی است که توسط دیدگاهها و نظریات خانم پروفسور هارت از دانشگاه آکسفورد رقم خورد. در دنیا حداقل سهچهار دیدگاه کلان داریم که به نام نظریهپردازان بزرگی ثبت شدهاند؛ از جمله خانم پروفسور ورنر که چند سال پیش درگذشتند و پروفایلشان در دانشگاه پنسیلوانیا قابل مشاهده است که بیتردید بانو و ملکه تابآوری دنیا هستند. مطالعه طولی چهلساله ایشان که تحت عنوان «مطالعات پیشتاز» از آن یاد میشود، سنگبنای این حوزه است. پس از ایشان، خانم پروفسور ماستن که کتاب جادوی رایج ایشان به فارسی هم ترجمه شده، و نظریهپردازان دیگری نیز در این میان جای دارند.
تابآوری آن سکویی است که فریاد میزند: عدالت اجتماعی کجایی؟
وی ادامه داد: یکی از نظریهپردازانی که امروز برگزیدم تا مختصری با او آشنا شویم خانم پروفسور هارت است، استاد تمام دانشگاه آکسفورد. ایشان معتقدند که تابآوری یک سکو، یک فرصت و یک ظرفیت است که از قربانی شدن افراد به حاشیه راندهشده به هر دلیلی جلوگیری میکند؛ و تابآوری آن سکویی است که فریاد میزند: عدالت اجتماعی کجایی؟ پروفسور هارت سالیان سال با کودکان بیخانمان انگلستان کار کرده است. کتاب بسیار خوبی به نام رزیلینس تراپی توسط استاد عزیزمان آقای پروفسور عباس ابوالقاسمی از دانشگاه گیلان و همکارشان آقای حسن صادقی ترجمه شده؛ کتابی بسیار شورانگیز و الهامبخش که توصیه میکنم نگاهی به آن بیندازید.
مقدسی گفت: آنچه این رویکرد را برجسته میکند این است که از تابآوری به عنوان فرصتی برای استقرار و بازآرایی عدالت زخمخورده اجتماعی یاد میکند. نوع نگرش ایشان جالب است که «اگرچه سهم مرا ندادید و اگرچه به هر دلیلی به حاشیه رانده شدم، اما قربانی نخواهم بود. تاب خواهم آورد و برای گسترش عدالت و استقرار برابری تلاش خواهم کرد.» این بازیابی، این بازآرایی، این پیشوند «re» که در ریکاوری، بیلدینگ، ریفورم و رزیلینس نهفته، اصل داستان است: دوباره بازآرایی کردن. ما خوشبخت بودیم؛ بر اثر یک adversity [مصیبت و ناملایمات]، بر اثر یک تروما، بر اثر هر حادثه تلخی، آن خوشبختی از دست رفته. اکنون از کار افتادهایم. این بازآرایی و بازیابی همان چرخه تابآوری است که امروزه در سراسر دنیا به آن قائلاند.
وی خاطرنشان کرد: سخنرانی ۲۰۱۴ پروفسور هارت در دانشگاه آکسفورد دنیا را تحت تأثیر قرار داد و به این پرسش پاسخ داد: چرا تابآوری؟ زیرا آسیبها و صدمات متعدد و متنوع شدهاند؛ درمان در دسترس بسیار محدود است؛ درمان همیشه اثربخش نیست، گران است و زمانبر. و دلایل بسیار دیگری. خلاصة کلام اینکه ایشان اهل عدالت اجتماعی است، چیزی که نبودنش هر جامعهای را به چالش میکشد.
اینکه در روزهایی که فشار میآید سراغ تابآوری برویم، نشانه خوبی نیست
این فعال حوزه اجتماعی در پایان سخنان خود گفت: مجدداً تأکید میکنم که تابآوری چسب زخم نیست که ناگهان اتفاق بدی از راه برسد و ما با عجله به سراغش برویم. چنین کارکردی نه در عرصههای سیاسی، نه اجتماعی، و حتی نه اخلاقی، تابآوری نداشته و نخواهد داشت. اینکه در روزهایی که فشار میآید سراغ تابآوری برویم، نشانه خوبی نیست. توصیه میکنم در روزهای سخت بیشتر به خودمان نگاه کنیم، در اتاق بنشینیم و به کارهایی که میبایست انجام میدادیم و انجام ندادیم بیندیشیم تا با چنین روز و روزگار و گرفتاریهایی روبرو نشویم. تابآوری چسب زخم نیست و خاصیت درمانی ندارد؛ اساساً ماهیتش اینگونه نیست.