نغمه مبرقعی در نشست «جنگ و تهدیدات محیط زیست»/ سه ضرورت اساسی و اجتنابناپذیر برای ارزیابی میزان خسارت جنگ بر محیطزیست: اول آگاهی دقیق از وضعیت موجود اکوسیستمها، دوم توجه ویژه به خدمات غیربازاری از دست رفته و سوم بهکارگیری این برآوردها در طرح دعاوی حقوقی
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «جنگ و تهدیدات محیط زیست» روز شنبه (٩ خرداد ماه) بصورت برخط برگزار شد.
طبقهبندی اثرات جنگ بر محیطزیست
نغمه مبرقعی، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی، در این نشست گفت: مطالب حاضر شامل مقدمهای کوتاه، مهمترین اثرات جنگ بر محیطزیست، آسیبهایی که جنگ به خدمات غیربازاری اکوسیستم وارد میسازد، و چگونگی برآورد خسارات ناشی از آن است. آنچه از اثرات جنگ بر محیطزیست برداشت میشود طبقهبندیهای متعددی دارد؛ این اثرات میتوانند کوتاهمدت باشند، مانند گرد و غبار و آلودگی صوتی، یا بلندمدت، مانند اثرات ژنتیکی ناشی از تشعشعات هستهای. همچنین میتوانند مستقیم باشند، مانند آلودگی و تغییر کاربری، یا غیرمستقیم، مانند تأثیرات اجتماعی، فقر، تخریب منابع و مهاجرتهایی که در پی جنگ رخ میدهند.
وی افزود: مهمترین اثرات جنگ بر محیطزیست عبارتاند از: تغییر کاربری و تخریب زیستگاهها؛ آلودگی آب، خاک، هوا و صدا ناشی از انفجارها و بهکارگیری ابزار جنگی؛ اثرات ناشی از آواربرداری و انباشت نخالهها در مکانهای دیگر که خود میتواند به نابودی اکوسیستمهای جدید بینجامد؛ مصرف بالای انرژی، آب، مصالح ساختمانی و حملونقل در فرایند بازسازی؛ از بین رفتن گونههای گیاهی و جانوری بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم؛ تغییر الگوی جمعیتی به واسطه مهاجرتهای اجباری؛ سوختن عمدی یا سهوی مراتع و جنگلها؛ و انتشار گازهای گلخانهای. از دیگر اثرات قابلتوجه، تعرض به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیطزیست است؛ چرا که معمولاً بین ۱۰ تا ۲۰ درصد از مساحت هر کشور تحت مدیریت این سازمان قرار دارد که در ایران این رقم حدود ۱۸ درصد است. اثرات روحی و روانی جنگ بر انسان و سایر موجودات نیز از دیگر پیامدهای این پدیده به شمار میروند.
خدمات اکوسیستمی و شکاف میان ارزشهای بازاری و غیربازاری
عضو هیات دانشگاه شهید بهشتی گفت: چنانچه بخواهیم بر اثر جنگ در تخریب خدمات اکوسیستمی تأکید کنیم، باید گفت که اکوسیستمها عملکردهای متفاوتی دارند و کارکردهایی ارائه میدهند که انسان از آنها بهرهمند میشود؛ از جمله عملکردهای تولیدی، تنظیمی و اطلاعاتی که کالاها و خدماتی را پدید میآورند و موجب ارتقای رفاه بشر میشوند. برخی از این عملکردها قابلیت ارزشگذاری بازاری دارند، مانند تولید غذا، مواد خام، منابع ژنتیکی و گیاهان دارویی که مستقیماً در بازار قابل خرید و فروش هستند. اما دستهای دیگر از عملکردهای اکوسیستمی، چون عملکردهای تنظیمی، در هیچ بازاری ارزشگذاری نمیشوند؛ نظیر ترسیب کربن، جذب دیاکسیدکربن، تولید اکسیژن، تعدیل اقلیم، کنترل سیلاب، تنظیم دبی رودخانهها، کنترل فرسایش خاک، گردهافشانی و کنترل بیولوژیک.
وی افزود: با این حال، این عملکردها از مهمترین خدمات اکوسیستمی هستند که علاوه بر پایداری اکولوژیک، موجب ارتقای رفاه انسان میشوند. همچنین انسان از اطلاعاتی که اکوسیستمها به رایگان در اختیارش میگذارند بهرهمند میشود؛ اطلاعات فرهنگی، تأثیرات زیباییشناختی، امکانات تفریحی، و برداشتهای علمی، آموزشی و تاریخی، همگی ارزشمند هستند اما متأسفانه ارزش بازاری ندارند. آخرین عملکرد اکوسیستمی نیز عملکرد زیستگاهی است؛ اکوسیستمهای مختلف، زیستگاهها و مکانهای زادآوری خاصی برای گونههای گیاهی و جانوری فراهم میکنند که این امکان نیز به رایگان در اختیار آنها قرار میگیرد. در مجموع، تنها بخش تولیدی است که دارای قیمتگذاری مستقیم در بازار است و سایر عملکردهای اکوسیستمی هیچگاه در بازار ارزشگذاری نمیشوند؛ برآورد ارزش این خدمات تنها از طریق ابزارهای اقتصاد محیطزیست امکانپذیر است.
روششناسی برآورد خسارات محیطزیستی ناشی از جنگ
مبرقعی گفت: چنانچه بخواهیم خسارت جنگ بر محیطزیست را برآورد کنیم، هزینههای پاکسازی آلودگی خاک، آسیبهای وارده به سلامت انسان، هزینههای درمانی ناشی از جراحات، بازسازی مناظر و زیرساختها، و اثرات محیطزیستی ناشی از مصرف منابع همگی قابلیت ارزشگذاری دارند. اما هزینههای ناشی از کاهش و آسیب به خدمات اکوسیستمی غیربازاری آن بخشی است که در محاسبات اقتصادی مغفول میماند. ارزشهای اقتصادی به دو دسته کلی تقسیم میشوند: ارزشهای استفاده و ارزشهای غیراستفاده. ارزشهای استفاده آن دسته از ارزشهایی هستند که انسان به واسطه بهرهبرداری از آنها مطلوبیت قائل است و تنها این دسته است که در بازار قابل خرید و فروش و ارزشگذاری است. اما ارزشهای غیراستفادهای نیز وجود دارند که هیچ بهرهبرداری مستقیمی از آنها صورت نمیگیرد، اما از منظر انسانی مطلوب هستند؛ از جمله ارزش میراثی که انسان علاقه دارد گونهای برای آیندگان باقی بماند، ارزش وجودی که به صِرف وجود یک گونه گیاهی یا جانوری تعلق میگیرد، و ارزش انتخاب.
وی ادامه داد: این بخش از ارزشها در ارزش کل اقتصادی نمیگنجد و علیرغم مواهبی که برای انسان دارد، قابلیت برآورد بازاری ندارد. این همان نقطهای است که هنگام آسیب دیدن اکوسیستم در اثر جنگ، این بخش از خسارتها نادیده گرفته میشود و هیچگاه وارد محاسبات اقتصادی نمیشود. برای نمونه، مطالعهای که ارزش میانگین خدمات مختلف اکوسیستمی را در سطح جهان سنجیده نشان میدهد که تخریب یک هکتار جنگل مانگرو بهتنهایی سالانه ۷۸ هزار دلار خسارت وارد میسازد. این رقم نه تنها جنبههای تولیدی جنگل را در بر میگیرد، بلکه شامل عملکردهای تنظیمی، زیستگاهی و اطلاعاتی با ارزشهای غیربازاری نیز میشود.
وی افزود: این امر نشان میدهد که اگر به جنبههای غیربازاری توجه نشود، بیش از سهچهارم ارزش واقعی اکوسیستم نادیده گرفته میشود و در نتیجه نمیتوان غرامت درستی از متخاصم مطالبه کرد. همانگونه که سرکار خانم دکتر محمدعلیپور نیز اشاره داشتند، بسیاری از ارزیابیهای ما انسانمحور است؛ یعنی هنگامی که انسانی آسیب ببیند یا به شهادت برسد، تلاش میشود خسارت بهسرعت برآورد و به مجامع بینالمللی اعلام شود، اما آنچه بر سیستم اکولوژیک میگذرد، بهویژه تعرض به بخشهای غیربازاری اکوسیستم، همواره مغفول میماند.
همجواری مناطق نظامی با مناطق حفاظتشده؛ تشدید خسارات زیستمحیطی
این استاد دانشگاه گفت: بسیاری از جنگها به تخریب و تعرض به بخشهای حفاظتشده اکوسیستم منجر میشوند. نزدیکی سایتهای نظامی با مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیطزیست از جمله مناطق شکار ممنوع و پناهگاههای ملی باعث شده که هم در جنگ دوازدهروزه اخیر و هم در جنگ رمضان، به واسطه حملات دشمن به سایتهای موشکی، هستهای و نظامی، این مناطق حفاظتشده که از مهمترین کانونهای زیستی کشور به شمار میروند آسیب جدی ببینند.
وی خاطرنشان کرد: نمونههای این همجواری را میتوان در مجاورت سایت نظامی شیراز با پارک ملی، یا سایت خرمآباد با منطقه شکار ممنوع کَرک مشاهده کرد. علت این همجواری نامناسب آن است که مناطق نظامی همواره دور از مناطق مسکونی مستقر شدهاند و این دوری آنها را به مجاورت مناطق کمجمعیت و حفاظتشده کشانده است. از اینرو، چنانچه پس از جنگ مکانیابی مجدد برای تأسیسات نظامی حساس انجام شود، رعایت ضوابط استقرار این مناطق در چارچوب آمایش سرزمین ضرورتی اجتنابناپذیر است.
ارزیابی اکوسیستمی؛ پیششرط برآورد درست خسارات جنگ
مبرقعی در پایان گفت: به منظور ارزیابی صحیح خسارات جنگ بر محیطزیست، نخستین گام تحلیل تغییرات در اکوسیستمهاست. برای این کار باید ابتدا دانسته شود که موجودیت و وضعیت پیشین اکوسیستمها چه بوده است. متأسفانه هنگامی که یک منطقه حفاظتشده در اثر اصابت موشک آسیب میبیند، اگر اطلاعاتی از تعداد حیات وحش، میزان پوشش گیاهی، وسعت جنگل و نوع درختان آن در دست نباشد، برآورد خسارت وارده نیز امکانپذیر نخواهد بود.
وی تاکید کرد: بنابراین، ابتدا باید از آنچه در اکوسیستم داریم آگاه باشیم و سپس تغییرات ایجادشده در اثر جنگ را بسنجیم؛ چرا که خسارت محیطزیستی همان ارزش از دست رفته است. چنانچه نقشه ارزش اکولوژیک بهروز و دقیقی وجود داشته باشد و ارزش خدمات اکوسیستمی در هر هکتار مشخص باشد، آنگاه میتوان خسارات ناشی از تعرضات جنگی را بهسادگی برآورد کرد. سازمان حفاظت محیطزیست هماکنون در حال تهیه نقشه ارزش اکولوژیک در استانهای کشور است که در صورت بهروز نگه داشتن آن، ابزاری ارزشمند برای این منظور خواهد بود.
وی افزود: در نهایت، این برآوردهای دقیق باید مبنای طرح دعاوی محیطزیستی و اخذ غرامت از متخاصم در محاکم بینالمللی قرار گیرد. در جمعبندی باید گفت که به منظور ارزیابی مناسب خسارت جنگ بر محیطزیست، آگاهی دقیق از وضعیت موجود اکوسیستمها، توجه ویژه به خدمات غیربازاری از دست رفته، و بهکارگیری این برآوردها در طرح دعاوی حقوقی، سه ضرورت اساسی و اجتنابناپذیر هستند.