پرش به محتوا

علی کریمی مله در نشست « جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران؛ نخبگان فکری؛ در میانه کنشگری فکری و بازاندیشی پارادایمی»/ جنگ با فهم وضعیت استثنایی، روشنفکران را در تنگنای جدی قرار می‌دهد/ تنها با مسئله‌مند کردن جنگ است که می‌توانیم به شناخت نقش‌ها و کارویژه‌های نخبگان فکری نائل شویم

علی کریمی مله در نشست « جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران؛ نخبگان فکری؛ در میانه کنشگری فکری و بازاندیشی پارادایمی»/ جنگ با فهم وضعیت استثنایی، روشنفکران را در تنگنای جدی قرار می‌دهد/ تنها با مسئله‌مند کردن جنگ است که می‌توانیم به شناخت نقش‌ها و کارویژه‌های نخبگان فکری نائل شویم

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست « جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران؛ نخبگان فکری؛ در میانه کنشگری فکری و بازاندیشی پارادایمی» روز سه‌شنبه (٢٩ اردیبهشت‌ماه) بصورت برخط برگزار شد.


تنها با مسئله‌مند کردن جنگ است که می‌توانیم به شناخت نقش‌ها و کارویژه‌های نخبگان فکری نائل شویم

علی کریمی مله، استاد علوم سیاسی دانشگاه مازندران در این نشست تخصصی گفت: می‌خواهم از زاویه‌ای دیگر به این بحث بنگرم و به بخشی از اهدافی که در ابتدای این میزگرد اشاره شد بپردازم. اگر بخواهیم متمرکز بر عنوان این میزگرد باشیم و مباحث مان را پیرامون آن عرضه کنیم، به نظرم برای شناخت نقش یا نقش‌های متنوع، پیچیده و حتی ناسازگار نخبگان فکری در وضعیت جنگی  به‌ویژه جنگ کنونی میان آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران  لازم است ابتدا جنگ را مسئله‌مند کنیم. تنها با مسئله‌مند کردن جنگ است که می‌توانیم به شناخت نقش‌ها و کارویژه‌های نخبگان فکری، چه در قلمرو کنشگری فکری و چه در بازاندیشی پارادایمی، نائل شویم.

وی افزود: سروران ارجمند نیک می‌دانند که گاه جنگ را صرفاً به مثابه رخدادی نظامی و رویارویی مسلحانه تلقی می‌کنند؛ فهمی که معمولاً مورد توجه استراتژیست‌ها، تحلیلگران امنیتی و نظامیان است. اما گمانم این است که جریان روشنفکری یا اساساً پدیده روشنفکری با این فهم از جنگ نسبتی ندارد. من جنگ را در دو برداشت بررسی می‌کنم؛ نخست، جنگ به مثابه یک تروما؛ و دوم، جنگ به منزله یک وضعیت استثنایی.

وی ادامه داد:  اگر جنگ را به مثابه تروما تلقی کنیم، با همان برداشت عمومی از تروما مواجهیم؛  ضربه‌ای ژرف، شدید و همه‌جانبه روحی-روانی که بر جامعه وارد می‌شود و باعث گسست در تجربه زیسته، فروپاشی معنا و اختلال در حافظه جمعی می‌گردد. در این فهم تروماتیک، پدیده جنگ صرفاً خسارت فیزیکی، آسیب‌های بدنی و مادی بر جامعه تحمیل نمی‌کند و فقط بدن‌ها را زخمی نمی‌سازد، بلکه بیش و پیش از هر چیز، روان انسان، ادراک جامعه و اعضای آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد و مهم‌تر از همه، شکافی عمیق در آگاهی ایجاد می‌کند؛ به‌گونه‌ای که آگاهی پیش از تروما و پس از آن، تفاوت‌های بنیادین پیدا می‌کنند.

وی تاکید کرد: طبیعتاً این فهم تروماتیک از جنگ، پیامدهایی دارد که با کارویژه روشنفکران و نخبگان فکری پیوندی تنگاتنگ و وسیع می‌یابد. پس از این تجربه تروماتیک، بازسازی هویت ملی و هویت جمعی، روایت‌سازی درباره اینکه چه کسی قربانی جنگ بوده یا قهرمان جنگ بوده، و اساساً معیارهای قربانی‌شدن و قهرمان‌شدن در جنگ، مسائلی هستند که ورود نخبگان فکری را برای ساماندهی منظومه آگاهی پساجنگی ضروری می‌سازد. از این منظر، می‌توان نقشی مشخص برای روشنفکران و نخبگان فکری ذیل فهم تروماتیک از جنگ قائل شد.

جنگ لحظه‌ای است که قدرت سیاسی چهره واقعی و عریان خود را آشکار می‌سازد و میزان التزام خود به ارزش‌های انسانی، اخلاقی، آزادی‌ها و عدالت را نمایان می‌کند

کریمی گفت: در برداشت دوم، جنگ به منزله وضعیتی استثنایی در نقطه مقابل وضعیت نرمال و عادی قرار می‌گیرد؛ جایی که قوانین و ضوابط بر کردارها، سیاست‌ها و رفتارها حاکم‌اند، حقوق شهروندی و آزادی‌های مدنی برقرار است و نظم سیاسی در چارچوب قواعد عمل می‌کند. اما در وضعیت استثنایی یا جنگی که مصداق بارز آن است قواعد و قوانین به تعلیق درمی‌آیند، سیاستمداران و فرمانروایان به اعمال اختیارات فوق‌العاده، تمرکز قدرت و تصمیم‌گیری‌های فوری متمایل می‌شوند و طبعاً میل به تهدید و محدودسازی حقوق مردم و شهروندان تقویت می‌گردد. از این منظر، جنگ لحظه‌ای است که قدرت سیاسی چهره واقعی و عریان خود را آشکار می‌سازد و میزان التزام خود به ارزش‌های انسانی، اخلاقی، آزادی‌ها و عدالت را نمایان می‌کند. در این بزنگاه، هنگامی که نظم حقوقی تعلیق می‌شود، منویات واقعی نظم سیاسی خود را بروز می‌دهد.

وی افزود: این فهم از جنگ به ما می‌گوید که وضعیت استثنایی ناشی از رخداد جنگ، تأثیرات هنگفت و ژرفی بر ساحت اجتماعی، نیروهای اجتماعی و از جمله نیروهای معناساز، هویت‌ساز و آگاهی‌بخش  و به تعبیر دیگر، وجدان بیدار ملت، یعنی روشنفکران می‌گذارد. جنگ از این زاویه، نقش جدید، مسئولیت جدید و اخلاق جدیدی برای نخبگان فکری و جریان روشنفکری خلق و ایفاد می‌کند. از همین منظر می‌توان نقدی به رویکرد جامعه‌شناسی معرفت در بحث جنگ و کارکرد نخبگان فکری وارد کرد؛ به این معنا که جنگ از منظر جامعه‌شناسی معرفت، چگونگی اندیشیدن، نوع موضع‌گیری و کنش نخبگان فکری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. با این نگاه است که به تمایز میان «کنشگری فکری» و «بازاندیشی پارادایمی» می‌رسیم. به نظر می‌رسد این دو، دو سطح یا دو نوع متفاوت از مواجهه روشنفکران با وضعیت جنگی به مثابه شرطی تروماتیک و استثنایی را مشخص می‌کنند.

در فرایند کنشگری فکری، از نخبگان فکری انتظار می‌رود بیش از آنکه مفسر، مبین یا تحلیلگر باشند، فاعل و کنشگر باشند

وی ادامه داد: با این مقدمه باید گفت که در فضای کنشگری فکری  همان‌طور که در ادامه عرض خواهم کرد، جنگ با هر دو برداشتش، میدان را برای کنشگری فکری فراخ و تسهیل می‌کند، اما میدان را برای بازاندیشی پارادایمی تنگ می‌سازد. در کنشگری فکری، تمایل و مطالبه از سوی افکار عمومی، ساحت قدرت یا فضای رسانه‌ای برای موضع‌گیری صریح، سریع و بی‌لکنت نخبگان فکری در موضوع جنگ، تلاش برای شکل‌دهی به افکار عمومی، نقد سیاست جنگی، تولید روایت و معناپردازی برای جامعه و مشارکت در شکل‌دهی به حافظه اکنون، به شدت افزایش می‌یابد. در فرایند کنشگری فکری، از نخبگان فکری انتظار می‌رود بیش از آنکه مفسر، مبین یا تحلیلگر باشند، فاعل و کنشگر باشند. اقتضائات جنگ باعث فوریت و ضرورت این کنشگری می‌شود و آن را به مثابه اخلاق مسئولیت نخبگان فکری قلمداد می‌کند.

جامعه توقع دارد که نخبگان فکری در فضای پرتنش عمومی حضور یابند

این استاد دانشگاه گفت: پدیدارشناسی جنگ به گونه‌ای است که تحمل تأخیر طولانی در برابر پدیده‌ها را بسیار محدود می‌سازد و می‌طلبد که نخبگان فکری سریع اظهارنظر کنند،  درباره تهدید، تجاوز و متجاوز، منطق مقاومت، صلح، هویت، عقلانیت بقا، مذاکره، دیپلماسی و بسیاری مسائل دیگر موضع‌گیری کنند. جامعه توقع دارد که نخبگان فکری در فضای پرتنش عمومی حضور یابند. اخلاق مسئولیت در وضعیت جنگی بسیار برجسته می‌شود. اگر الهامی از دوگانه وبر بگیریم (اخلاق اعتقاد و اخلاق مسئولیت)، در اخلاق مسئولیت این پرسش برجسته است که روشنفکر در برابر رنج جمعی  که مصداق بارز آن تجاوز به تمامیت سرزمینی و اعمال خسارت‌های فیزیکی، مادی و روحی-روانی به جامعه است  چه مسئولیتی دارد؟

با فهم تروماتیک از جنگ، در شرایط جنگی زبان عاطفی و هویتی بر زبان خردورزی و عقلانیت چیره می‌شود

وی افزود: طبیعی است که بخشی از جامعه و افکار عمومی، سکوت را عملی غیراخلاقی تلقی کنند و انتظار داشته باشند نخبگان فکری به زودی وارد میدان عمومی شوند و درباره عواقب ایده‌پردازی‌ها و ارزش‌گرایی‌های متعالی که سابقاً تبلیغ و گفتگو می‌کردند، موضع بگیرند. از سوی دیگر، با فهم تروماتیک از جنگ، در شرایط جنگی زبان عاطفی و هویتی بر زبان خردورزی و عقلانیت چیره می‌شود. از این رو انتظار از نخبگان فکری بیشتر احساسی‌تر و عاطفی‌تر شدن است، انتزاعیت کاهش می‌یابد و تمایل به انسجام و روایت‌های مشترک افزایش پیدا می‌کند. در اینجا روشنفکران در منگنه قرار می‌گیرند که با زبانی عاطفی‌تر نسبت به مسئله جنگ اظهارنظر کنند.

وی خاطرنشان کرد: در نقطه مقابل این کنشگری فکری، همان‌طور که از عنوان میزگرد برمی‌آید، با بازاندیشی پارادایمی مواجه هستیم. در این بازاندیشی، جنگ به مثابه گسست معرفتی  نه صرفاً رخداد نظامی  تلقی می‌شود. بازاندیشی پارادایمی به معنای بازبینی متأملانه در همه مفروضات، چارچوب‌ها و بنیان‌های فکری پیشین است. بسیاری از مفروضات قدیمی و مفاهیم بنیادی همچون دولت، خشونت، امنیت، توسعه، حقوق بشر، حاکمیت ملی، نظم سیاسی و به‌ویژه هویت، مشمول این بازاندیشی و تأمل قرار می‌گیرند. در اینجا نخبگان فکری و روشنفکران دیگر صرفاً شاهد، ناظر یا بیننده جنگ نیستند، بلکه مشارکت‌کنندگان فعال در بازسازی معرفت نوین و هویت‌سازی جدیدند.

طبیعی است که در شرایط جنگی، جریان روشنفکری دچار قطبی‌شدگی شود

کریمی گفت: از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، در وضعیت جنگی یا استثنایی، ما با نیروی اجتماعی روشنفکری مواجهیم که خود دارای تکثر، تنوع افق‌های هویتی و منظومه‌های فکری و معرفتی گوناگون است. طبیعی است که در شرایط جنگی، جریان روشنفکری دچار قطبی‌شدگی شود. منظور از قطبی‌شدگی آن است که روشنفکران در وضعیت استثنایی جنگی باید نسبت خود را با دولت، امنیت ملی، تجاوز و متجاوز، تحریم، مداخله خارجی و امثال آن به‌صورت روشن، صریح و بدون لکنت مشخص کنند. در چنین انتظاری، مواضع میانه و میان‌رو تضعیف می‌شود. چون جنگ منطق دوست و دشمن را فعال و برجسته می‌کند، روشنفکران را به دو سو می‌راند: کسانی که تجاوز، متجاوز، وطن، هویت، حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی را به گونه‌ای متفاوت تفسیر می‌کنند، در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند .

جنگ با فهم وضعیت استثنایی، روشنفکران را در تنگنای جدی قرار می‌دهد

وی افزود: از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، پدیده جنگ باعث غلبه گفتمان‌های امنیتی یا آنچه بوردیو «سرمایه امنیتی» می‌نامد، می‌شود و سایر سرمایه‌ها به حاشیه رانده می‌شوند. تحلیگران نظامی، امنیتی و استراتژیست‌ها مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرند و گفتارهای انتقادی و بازاندیشانه  که اقتضای کارویژه روشنفکری است عموماً با بدگمانی و سوءظن مواجه می‌شوند. مرز میان نقد و تهدید امنیتی مبهم یا حتی زدوده می‌شود. در نتیجه، روشنفکر برای ایفای نقش پیشتازانه، روشنگرانه و منتقدانه خود با محدودیت‌های جدی روبه‌رو می‌گردد. در دوران جنگ یا وضعیت استثنایی، شرایط حکومت‌مندی امنیتی بر جامعه غالب می‌شود، سیاست‌ورزی بیشتر حول مدیریت تهدید سازمان می‌یابد، میدان برای روشنفکران تنگ می‌شود، خودمختاری بازیگران میدان فکری کاهش می‌یابد، خودسانسوری افزایش پیدا می‌کند و نقد متوازن بسیار دشوار می‌گردد. از این زاویه است که می‌گویم جنگ با فهم وضعیت استثنایی، روشنفکران را در تنگنای جدی قرار می‌دهد.

وی ادامه داد: به اختصار عرض کنم که از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، وضعیت جنگی و استثنایی باعث می‌شود مسئله ملت دوباره به کانون توجه بازگردد. در حالی که در دهه‌های اخیر، متناسب با جریان جهانی روشنفکری (از جمله روشنفکری ایرانی)، موضوعاتی همچون جهانی‌شدن، فردگرایی، حقوق بشر، جامعه مدنی جهانی و امثال آن برجستگی بیشتری یافته بود، مسئله جنگ، تهدید تجاوز و تهدید وجودی باعث می‌شود مسئله ملت، ملت‌بودگی، ملت‌باوری و بقای جمعی دوباره به مرکز توجه همگانی تبدیل شود. روشنفکران به عنوان نیروهای فکری، هویت‌ساز و معناساز جامعه، نمی‌توانند از مفاهیمی همچون تمامیت ارضی، دولت ملی، انسجام اجتماعی و همبستگی ملی چشم‌پوشی کنند. جنگ از منظر روان‌شناختی، احساس تعلق ملی را برمی‌انگیزد و برمی‌افروزد. از این رو، روشنفکران نیز ممکن است در این فرایند از ارزش‌هایی که سابقاً به آنها دلبستگی داشتند، به سمت دلبستگی به ارزش‌های ملی سوق یابند.

این استاد دانشگاه در پایان گفت: در نهایت، مرجعیت روشنفکر کلاسیک با رسانه‌ای‌شدن جامعه و ورود بازیگران جدید در فضای دیجیتال، شبکه‌ها و رسانه‌ها تا حد زیادی دچار فرسایش شده است. مسائل اخلاقی فراروی جریان روشنفکری قرار گرفته که باید نسبت خود را با آنها روشن کند و نمی‌تواند مانند گذشته در فضای خاکستری و ابهام‌آلود حرکت نماید. اینکه در دوگانه امنیت و آزادی چگونه باید کنشگری یا بازاندیشی را سامان داد، جایگاه ارزش‌های جهان‌وطنی در برابر ارزش‌های ملی چیست، صلح‌اندیشی و صلح‌گرایی در برابر مقاومت و ایستادگی ملی چه سرنوشتی پیدا می‌کنند یا چه اولویتی باید داشته باشند، و دوگانه تغییر و ثبات، دفاع از حقیقت و نقد دائمی قدرت در برابر منطق حقیقت چه جایگاهی می‌یابند، از جمله این مسائل‌اند. به عبارت دیگر، در شرایط جنگی، روشنفکران همزمان با چندین منطق از جمله منطق بقا، منطق حقیقت، منطق هویت، منطق مسئولیت اجتماعی و منطق ملیت و ملت‌باوری مواجهه می‌شوند.

 

۱۴۰۵/۳/۹ ۰۵:۴۰ ۱۰ دقیقه
لینک کپی شد