پرش به محتوا

فاطمه سادات نبوی در نشست «اقتصاد ایران در سایه جنگ؛ از تئوری تا اقدام: اقتصاد پساجنگ و خروج از چرخه فرسایش»/ در افزایش تاب آوری جامعه در برابر نااطمینانی های خارجی، تقدم با کاهش عدم اطمینان های داخلی است

فاطمه سادات نبوی در نشست «اقتصاد ایران در سایه جنگ؛ از تئوری تا اقدام: اقتصاد پساجنگ و خروج از چرخه فرسایش»/ در افزایش تاب آوری جامعه در برابر نااطمینانی های خارجی، تقدم با کاهش عدم اطمینان های داخلی است

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست علمی اقتصاد ایران در سایه جنگ؛ از تئوری تا اقدام: اقتصاد پساجنگ و خروج از چرخه فرسایش، با سخنرانی حجت میرزایی و به دبیری فاطمه سادات نبوی روز یکشنبه 17 خردادماه در بستر اسکای روم برگزار شد.

این برنامه به همت گروه اقتصاد خانه اندیشمندان علوم انسانی، انجمن علمی دانشجویی توسعه اقتصادی و برنامه‌ریزی دانشگاه علامه طباطبائی، انجمن علمی دانشجویی اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی و رایحه اقتصاد برگزار گردیده است.



تقدم عدم اطمینان ناشی از نابرابری توزیع قدرت در جامعه نسبت به عدم اطمینان‌های بیرونی از جمله جنگ

فاطمه السادات نبوی دانشجوی دکترای اقتصاد توسعه و برنامه ریزی دانشگاه علوم و تحقیقات و دبیر گروه اقتصاد خانه اندیشمندان علوم انسانی گفت: شاید مهم‌ترین مسئله‌ای که در رابطه با اقتصاد و توسعه اقتصادی که در نهایت به رفاه جمعی ختم می‌شود این است که توسعه اقتصادی امری کاملا پیچیده و ذو ابعاد می‌باشد.

نبوی افزود: این مسئله باعث می شود مسائل در سطح توسعه از کلان به خرد واکاوی شوند. از این رو در فرآیند توسعه مطرح و چشمگیر است مسئله نظم و عدم اطمینان است که حل و فصل نظام وار خشونت در مرکز آن قرار می‌گیرد. مسئله حل و فصل عدم اطمینان‌ها هم متاثر از چگونگی خلق و تحول نهادهاست. به شکلی که نهادها خلق می‌شوند تا دونوع عدم اطمینان فیزیکی و انسانی را در جوامع بشری تعدیل کنند.

او ادامه داد: عدم‌ اطمینان‌های انسانی دو جلوه درونی و بیرونی دارند و آن چیزی که ما در جنگ با آن مواجه هستیم ناشی از امری بیرونی است که بر ما عارض می‌شود. اما نکته کلیدی در طی فرآیند توسعه یافتگی برای حل این خشونت‌های عارضی و عدم اطمینان‌های ناشی از آن این است که ابتدا باید عدم اطمینان‌های درونی یک جامعه  در ارتباط میان دو بخش رسمی و غیررسمی حل و فصل شود. در واقع رابطه میان حکومت و مردم و نحوه ارتباط آن‌ها، تعیین کننده چگونگی رابطه میان بخش سیاسی و اقتصادی است که تعیین کننده تاب آوری در برابر شک های بیرونی از آن جمله جنگ هاست. و در مرکز این مسئله نابرابری در توزیع قدرت مطرح است. چراکه نابرابری در توزیع قدرت سبب شکل‌گیری عدم توازن میان این دو بخش و در نتیجه عدم شفافیت در تصمیم گیری و در نهایت تخصیص منابع خواهد شد و  تولید در این جوامع را در سطح تولید معیشتی یعنی تولیدی مشقت‌بار و با بهره‌وری کم قرار می‌دهد. به این شکل وضعیت روابط کلیدی در یک جامعه هم اثرگذار در شکل دهی به خشونت‌های بیرونی است و هم تعیین  کننده در تاب آوری نسبت به آن‌ها به واسطه توانمند کردن بخش‌های مولد است. از این رو هم از بعد نظری و هم تجربی حفظ سه اصل در جهت تداوم حرکت در روند توسعه یافتگی چه در شرایط جنگی و چه بیرون از آن ضروری است: اول خروج از دورهای باطل توسعه نیافتگی، دوم  فهم صحیح توالی‌ها، و سوم شکل‌دهی به دانش چگونگی.

او در این موارد اذعان داشت: این سه مورد را می‌توان از دو جنبه نظری و تاریخی در رابطه با کشور خودمان در جنگ تحمیلی 8 ساله مورد واکاوی قرار دهیم تا اهمیت تقدم رابطه حکومت و مردم را در شکل‌دهی به تاب آوری نسبت به عدم اطمینان‌های بیرونی بهتر درک کنیم.


خروج از دورهای باطل توسعه‌نیافتگی

او تصریح کرد: از جنبه نظری این دورها حاصل فقدان تولید مدرن کارخانه‌ای است و شکل‌گیری و حیات این کارخانه‌ها به دلیل ماهیت تصمیم‌گیری بلندمدت، نیازمند تضمین‌های بلندمدت است. پس اگر حاکمیت خواهان آن باشد که به واسطه این توانایی خود را در برابر شوک‌های بیرونی مستحکم کند باید این تضمین را از طریق حفظ حقوق مالکیت تأمین کند. و این کار را باید با بالا بردن هزینه نامولد بودن در برابر مولدها انجام دهد.

نبوی با اشاره به اینکه دولت جنگ دولتی توسعه‌گرا بود گفت: در آن زمان یکی از اساسی‌ترین کارها برای جلوگیری از افزایش هزینه‌ها برای نامولد‌ها مقابله با رانت و ایجاد شفاف‌سازی بود. در آن زمان دولت این کار را با محدود کردن کانون‌های اصلی رانت از دو مسیر کاهش وابستگی به درآمد‌های نفتی با کاهش صادرات از چهار میلیون بشکه در روز به  هشتصد هزار بشکه و انتقال تصمیم گیری در رابطه با دلارهای نفتی از دولت به مجلس پی گرفت.

فهم صحیح توالی‌ها

نبوی بیان کرد که برای تقویت بنیه تولید باید هم الگوی مصرف همگام با توانایی تولید تعریف شود. در این زمینه دولت جنگ با اهتمام بر اصلاح الگوی مصرف به شکلی که همه مردم به حداقل نیازهای ضروری و اساسی به صورت عادلانه دسترسی داشته باشند و مهار تخصیص منابع به کالاهای غیرضروری کاری کرد که به استناد سند پیوست قانون برنامه اول توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی ایران در دوران پس از انقلاب تا  1367 هزینه‌های مصرفی جامعه که شامل  هزینه های عمومی و خصوصی هستند به طور میانگین 2 درصد کاهش یافته. و از این میزان 1.2 درصد آن متعلق به بخش خصوصی و 3.8 درصد متعلق به بخش دولتی بود.

شکل دهی به دانش چگونگی

نبوی توضیح داد:  دانش چگونگی محل پیوند نظریه به عمل است. از این حیث نحوه طرح‌ریزی برنامه‌های توسعه‌گرا در حمایت از صنایع کارخانه‌ای منتخب مسئله اصلی آن است. در این زمینه می‌توان اشاره به پرهیز از برنامه‌ها و سیاست‌های ثبات‌زا در سطح کلان داشت که موجب تزلزل شدید در تولید صنعتی می‌گردد. و روگردانی از برقراری برنامه‌های شوک درمانی توسط  دولت‌ها با همین هدف باید صورت پذیرد. دولت جنگ با دقت بر این موضوع توانست در طول دوران جنگ عملکردی خیره کننده از خود نشان دهد به شکلی که با دوری جستن از برنامه‌ها و سیاست‌های ثبات‌زا در سال 1363 کشور پایین‌ترین نرخ رشد نقدینگی یعنی 6 درصد، در سال 1364 پایین‌ترین نرخ تورم یعنی 7 درصد، و در سال 1362 مشارکت ویژه بخش خصوصی در سرمایه‌گذاری را با 85 درصد از کل سرمایه‌گذاری های خصوصی و به صورت اخص در ماشین‌آلات رقم زد. 

۱۴۰۵/۳/۲۱ ۱۸:۱۸ ۵ دقیقه
لینک کپی شد