پرش به محتوا

جواد کاشی در نشست «رونمایی و نقد و بررسی کتاب سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی»/ مردم حلقه گمشده تحلیل سیاسی

جواد کاشی  در نشست «رونمایی و نقد و بررسی کتاب سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی»/ مردم حلقه گمشده تحلیل سیاسی

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست رونمایی و نقد و بررسی کتاب " سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی" ، به همت گروه علوم سیاسی خانه اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری نشر اگر، انجمن علمی مطالعات صلح ایران و مرکز نشر دانشگاهی، شنبه 23 خرداد 1405 در این مرکز برگزار شد.

در این نشست؛ محمدعلی اکبری، احمد بستانی، جواد کاشی(نویسنده کتاب) و ابوالفضل دلاوری به عنوان دبیر نشست، به بررسی این اثر اهتمام ورزیدند.


مردم حلقه گمشده تحلیل سیاسی

در ادامه نشست؛ جواد کاشی پژوهشگر علوم سیاسی و نویسنده کتاب، در خصوص ایده نوشتن این کتاب گفت: ایده نوشتن این کتاب در سال 1401 و همزمان با جریان‌های آن زمان شکل گرفت و  نگارش آن حدود 2 سال زمان برد. طولانی شدن نوشتن آن نشان‌دهنده این موضوع است که چه انگیزه‌هایی مرا برای نوشتن این کتاب ترغیب کرده است. به خوبی می‌دانیم که تجربه زیسته ایران بعد از 1401 با پیش از آن بسیار متفاوت است، حوادث آن سال گسستگی عمیقی در وجدان و مخیله جمعی ایرانیان به‌وجود آورد.

کاشی به بیان چکیده‌ای از ایده مرکزی کتاب پرداخت و گفت: ما اصولا در ایران اجتماع سیاسی را به صورت تک منطقی درک کرده‌ایم؛ یعنی رابطه میان حکم‌فرما و خود ما. به تصور من این شاکله فهم عمومی ما بسیار هابزی است. می‌دانیم که درک هابز از اجتماع سیاسی بسیار تک‌منطقی است یعنی حاکم، حکومت و سازمان سیاسی تمامیت حیات اجتماعی و سیاسی را توضیح می‌دهد، تو گویی اگر روزی حاکمی در میان نباشد دیگر چیزی برقرار نخواهد بود و هرچه هست از زبان و تاریخ گرفته تا فرهنگ، اقتصاد، زبان و تخیل وام‌دار الگوی هرمی اجتماع سیاسی است.


تغییر هرم قدرت یا تکرار همان الگو؟

وی به توضیح بیشتری درباره هرم سیاسی پرداخت و افزود: اگر هرم اجتماعی و سیاسی موجود آنچنان که ما می‌خواهیم مطلوب نیست، باید هرم دیگری را جایگزین آن کنیم و این تنازعی است میان کسانی که سروری می‌کنند و ما مردم که عادلانه مقاومت می‌کنیم. در واقع هر دو ما از حیث آن‌چه می‌خواهیم با هم فرقی نداریم زیرا در پی آن هستیم که یک هرم جدید را جایگزین هرم نامطلوب فعلی کنیم. ایده جایگزینی هرم، تمام ما مردم را تبدیل به پارتیزان‌هایی می‌کند که یا مبارزه می‌کنیم و یا با نگارش و توطئه، لشکری برای فتح کاخ مستقر می‌سازیم.

کاشی در نقد نگاه تک ساحتی به سیاست و قدرت اذعان داشت: حاصل این است که بایستی نگاه دو منطقی به ساختار قدرت و جامعه داشت. جامعه سیاسی یک ساختار عمودی دارد که به سازمان سیاسی حاکم باز می‌گردد و ساختار افقی که در جامعه و در متن زندگی روزمره قرار می‌گیرد و سرمایه‌های انبوه ما در بطن همین ساختار افقی وجود دارد. گفتارهای هرمی مرتب سرمایه‎‌های زیست روزمره مردم را تصرف می‌کنند. اگر ما امروزه اجتماعی در آستانه جنگ داخلی داریم که با نفرت، انکار و تردید مواجه است، مقصر آن اپوزیسیون و اپوزیسیونی است که هرروزه  به بهره‌برداری بی‌رویه از سرمایه‌های اجتماعی و سیاسی، چونان ذخایر نفتی، می‌پردازند.

کاشی با بیان اینکه جنبش‌های کنونی جامعه ما از جمله «جنبش مهسا»، ایدئولوگ ندارد، عنوان کرد: زندگی روزمره به خودی خود سیاسی شده و خودش به هدفش می‌رسد. اتفاقا کسانی که برای جامعه نسخه تجویز می‌کنند و یک راهکار مشخصی را ارائه می‌دهند، بیشتر کار را خراب می‌کنند و اتفاقاتی مانند حوادث دی‌ماه سال گذاشته را رقم می‌زنند. هدف من از نگارش این کتاب، این بود که به حاکمیت و سازمان ایدئولوژیک بگویم با تحمیل بیش از حدّ خواسته‌های خود به جامعه، آن را تخریب نکند. حاکمیت و روشنفکران نباید نقش راهبری را برای خود قائل باشد.


سنتی را انکار می‌کنم که تبدیل به ایدئولوژی شده است

در ادامه، کاشی در پاسخ به انتقادات مطرح‌شده بیان کرد: من قبول دارم که کتاب خیلی فرمالیزم است. ژیژک، فیلسوف اسلوونیایی، می‌گوید هر جامعه‌ای یک فانتزی عمیق و بنیادین دارد. در جامعه ما نیز یک فانتزی عمیق وجود دارد که همه ما در هر موضعی که باشیم، در ذیل آن قرار می‌گیریم. این فانتزی، برای هر سلیقه‌ای یک محتوای متفاوت دارد، اما فرم آن به یک شکل واحد است. این کتاب، فارغ از مصادیق و محتواهای مختلف، در پی توضیح این فرم است. از این زاویه، استعاره‌ها نیز مهم هستند.

وی با بیان اینکه من اصلا سنت را انکار نمی‌کنم چون اساسا زندگی روزمره بدون سنت بی‌معناست، اضافه کرد: من سنتی را انکار می‌کنم که تبدیل به ایدئولوژی شده است؛ سنت ایدئولوژیک‌شده که سعی دارد از گذشته یک پناهگاه امن بسازد، یک دروغ است. ایدئولوژی مانند یک افعی است که همه چیز از جمله سنت را مصادره می‌کند‌. این سنت، عاملیت را از جامعه می‌گیرد و می‌خواهد آن را به گذشته بازگرداند، در حالیکه عاملیت باید در دست جامعه باشد تا بتواند آینده را بسازد.

کاشی ابراز عقیده کرد: این را باید پذیرفت که دین به عنوان یک سنت، دیگر جایگاه موسس را در جامعه ندارد، اما جمهوری اسلامی سعی دارد آن را به همان جایگاه برگرداند، اما جامعه این را نمی‌پذیرد.

۱۴۰۵/۳/۲۷ ۱۵:۲۳ ۵ دقیقه
لینک کپی شد