پرش به محتوا

محمد سروش محلاتی در نشست «چراغی دیگر»/ هنگامی که بی‌عدالتی و تبعیض به اوج خود برسد، جامعه به سمت واکنش‌های تند حرکت خواهد کرد

محمد سروش محلاتی در نشست «چراغی دیگر»/ هنگامی که بی‌عدالتی و تبعیض به اوج خود برسد، جامعه به سمت واکنش‌های تند حرکت خواهد کرد

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، دومین جلسه از سلسله‌نشست‌های «چراغی دیگر» به مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا(ع) روز یک‌شنبه 31 خردادماه در کانون  رسالت برگزار شد.

در این نشست آیت‌الله محمد سروش محلاتی در سخنانی تحت عنوان «امام حسین(ع) در مصاف با اقتصاد فاسد اموی» نسبت نهضت عاشورا و عدالت اقتصادی را مورد بررسی قرار داد.

 

 از «استئثار به فیء» تا عدالت اجتماعی

سروش محلاتی سخنان خود را با طرح دو پرسش آغاز کرد و گفت: نکته‌ای که در ایام محرم کمتر مورد توجه قرار گرفته و جای طرح آن خالی است، پیوند میان نهضت حضرت اباعبدالله‌الحسین و معیشت مردم است. در این زمینه دو پرسش اساسی مطرح می‌شود: نخست آنکه آیا اصلاح وضعیت اقتصادی مردم جزئی از اهداف قیام امام حسین (ع) بوده است؟ و دوم آنکه، در صورت مثبت بودن پاسخ، ایشان ریشه مشکلات اقتصادی جامعه و نظام حاکم را در چه می‌دیدند.

وی اذعان داشت: برخی گمان می‌کنند مسائل معارفی، اخلاقی، سیاسی و اصلاحات دینی از سفره و معیشت مردم جداست؛ اما سیره و کلام اهل‌بیت و به‌ویژه حضرت سیدالشهدا گواهی بر خلاف این مدعاست. علامه طباطبایی در جلد نهم تفسیر المیزان، بُعد مالی و اقتصادی را یکی از زیربناهای اساسی جامعه اسلامی می‌داند. ریشه بسیاری از ناهنجاری‌های اخلاقی و اجتماعی، جرایم و مظالم، در نهایت به فقر مفرط، ثروت‌های بی‌حساب و فاصله‌های عمیق طبقاتی بازمی‌گردد.

 

عدالت اقتصادی؛ بخشی از پیام عاشورا

سروش محلاتی افزود: رابطه این سخن با بحث ما در آن است که حضرت سیدالشهدا چه در مواجهه با سپاه حر و چه در مواضع دیگر، از تعبیر «استأثروا بالفیء» استفاده می‌کنند؛ یعنی گروهی بیت‌المال و اموال عمومی را به نفع خود اختصاص داده و آن را از مسیر طبیعی و شرعی خود خارج ساخته‌اند. این تعبیر  در حقیقت، همان نکته‌ای است که در نامه‌های مردم کوفه نیز انعکاس یافته بود؛ اینکه حق عمومی مردم پایمال شده و اموال عمومی در اختیار گروهی خاص قرار گرفته است. در چنین شرایطی، نظام سیاسی از مسیر عدالت خارج می‌شود و به ساختاری تبدیل می‌گردد که در آن ظلم مالی و اقتصادی جریان دارد.

 

ظلم مالی؛ زمینه‌ساز نارضایتی اجتماعی

وی در ادامه به فرازهایی از نهج‌البلاغه اشاره کرد و افزود: در منطق امیرالمؤمنین (ع)، ظلم تنها ظلم جانی و فیزیکی نیست؛ بلکه ظلم مالی نیز ظلمی بزرگ است و چه‌بسا آثار آن از برخی جهات سنگین‌تر باشد. حضرت در مواضع مختلف نهج‌البلاغه تأکید می‌کنند که هرگاه حقوق مردم ضایع شود و بیت‌المال در اختیار نااهلان قرار گیرد، جامعه به سمت فساد، نارضایتی و بحران‌های گسترده حرکت خواهد کرد. در تحلیل‌های تاریخی نیز آمده است که ظلم مالی مردم را به کوچ و جلای وطن وادار می‌کند. انسان هنگامی که در سرزمین خود امکان زندگی عادلانه نداشته باشد، ناچار به مهاجرت می‌شود؛ اما اگر فشار و بی‌عدالتی از حدی فراتر رود، مسئله تنها هجرت نخواهد بود، بلکه مقاومت و قیام در برابر ظلم شکل می‌گیرد. از همین‌جاست که سخن مشهور «والحَیفُ یَدعو إلی السیف» معنا پیدا می‌کند؛ یعنی ستم، انسان را به سوی مبارزه می‌کشاند.

 

عاشورا؛ الگویی ماندگار برای مبارزه با ظلم و دفاع از حقوق عمومی

سروش محلاتی اظهار داشت: در این چارچوب، حرکت امام حسین (ع) صرفاً یک حرکت عاطفی یا صرفا یک آیین سوگواری نیست؛ بلکه حرکتی اصلاحی در برابر فساد سیاسی و اقتصادی نیز به شمار می‌رود. حضرت تنها برای یک اختلاف شخصی یا مسئله‌ای فردی قیام نکردند، بلکه در برابر ساختاری ایستادند که بیت‌المال را به سود خود مصادره کرده و عدالت اجتماعی را از میان برده بود. از همین رو، در تحلیل نهضت عاشورا باید به بُعد اقتصادی و مسئله حقوق عمومی نیز توجه کرد؛ زیرا یکی از مهم‌ترین محورهای اعتراض امام حسین همین «استئثار به فیء» و تصرف ناروا در اموال عمومی بود. یعنی کسانی که باید امانت‌دار مردم باشند، خود اموال عمومی را در اختیار گرفته و به سود خویش مصرف کرده‌اند. هرچند این حرکت در کوتاه‌مدت به پیروزی سیاسی نینجامید، اما در بلندمدت نقش مهمی در تثبیت اندیشه شیعی و شکل‌گیری نگاه عدالت‌خواهانه در مکتب تشیع ایفا کرد. از این منظر، عاشورا تنها یک واقعه تاریخی نیست، بلکه الگویی ماندگار برای مبارزه با ظلم و دفاع از حقوق عمومی است.

 

عدالت اجتماعی؛ حلقه مفقوده برخی قرائت‌ها

وی در رابطه با عدالت اجتماعی خاطرنشان کرد: ما سال‌ها از قرآن و سنت برای مردم سخن گفته‌ایم و بر اهمیت عدالت، عدالت اقتصادی، تأمین معیشت مردم و مقابله با شکاف‌های طبقاتی تأکید کرده‌ایم. اما در سال‌های اخیر گاه سخنانی مطرح شده است که گویی رفع محرومیت و تحقق عدالت اجتماعی جزو اهداف دینی و انقلابی نیست. در حالی که اگر انقلاب اسلامی الهام‌گرفته از نهضت امام حسین (ع)، سیره امیرالمؤمنین (ع) و آموزه‌های قرآن کریم است، نمی‌توان عدالت اقتصادی و مبارزه با محرومیت را از آن جدا دانست. ایجاد تقابل میان دین و عدالت اجتماعی، در حقیقت فاصله گرفتن از بخش مهمی از آموزه‌های دینی است.

 

امّ‌المفاسد اقتصادی از نگاه امام حسین(ع)

سروش محلاتی به تبیین مفاسد اقتصادی در دیدگاه امام حسین پرداخته و اذعان داشت: در ابتدای بحث این پرسش مطرح شد که اگر امام حسین (ع) به مسئله اقتصادی جامعه زمان خود توجه داشتند، مسئله اصلی از نگاه ایشان چه بود؟ ممکن است برخی ربا یا برخی تخلفات اقتصادی دیگر را مطرح کنند؛ اما آنچه در سخنان حضرت برجسته شده، مسئله‌ای بنیادی‌تر است. از نگاه ایشان، ریشه بسیاری از مفاسد اقتصادی در یک نقطه جمع می‌شود و آن، اختصاص یافتن امکانات عمومی جامعه به گروه‌های خاص است. امام حسین مسئله «فیء» را مطرح می‌کنند؛ اینکه اموال عمومی در کجا هزینه می‌شود؟ چه کسانی از آن بهره‌مند می‌شوند؟ حقوق مردم چگونه توزیع می‌شود؟ چرا برخی افراد به واسطه ارتباطات خاص از امتیازات ویژه برخوردارند، در حالی که دیگران از همان حقوق محروم می‌مانند؟ این پرسش‌ها، پرسش‌هایی صرفاً تاریخی نیستند؛ بلکه همچنان در هر جامعه‌ای که داعیه عدالت دارد، مطرح‌اند.

 

فساد اقتصادی و فاصله از آرمان‌های علوی

وی درباره مسئله فساد اقتصادی اظهار کرد: آیا برای جامعه‌ای که خود را پیرو مکتب علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) می‌داند، پذیرفتنی است که با معضل فساد اقتصادی دست به گریبان باشد؟ آیا این وضعیت با آرمان‌های عدالت‌خواهانه‌ای که قرن‌ها بر آن تأکید شده، سازگار است؟ فساد اقتصادی، در هر تعریفی که بیان شود، در نهایت به سوءاستفاده از قدرت عمومی برای منافع شخصی بازمی‌گردد. این همان چیزی است که در ادبیات دینی از آن به «استئثار به فیء» تعبیر شده است؛ یعنی اختصاص دادن امکانات عمومی به منافع گروهی محدود و محروم ساختن سایر مردم از حقوق خویش. هر اندازه جامعه از این معیار فاصله بگیرد، به همان میزان از آرمان‌های علوی و حسینی فاصله گرفته است.

 

بازگشت به عدالت، بازگشت به عاشورا

سروش محلاتی در بخش پایانی سخنان خود افزود: حق را باید به مردم بازگرداند و حقوق عمومی را در اختیار صاحبان اصلی آن قرار داد. نباید همه مسائل را صرفا به دشمنان و عوامل بیرونی نسبت داد. دشمنی دشمنان امری طبیعی است؛ اما آنچه امیرالمؤمنین (ع) بر آن تأکید می‌کنند، توجه به زمینه‌های واقعی و داخلی نارضایتی‌هاست. چرا مردم معترض می‌شوند؟ چرا گاه حاضرند از جان خود نیز بگذرند؟ پاسخ را باید در همان سخن کوتاه اما عمیق جست‌وجو کرد: «والحَیفُ یَدعو إلی السیف». هنگامی که بی‌عدالتی و تبعیض به اوج خود برسد، جامعه به سمت واکنش‌های تندتر حرکت خواهد کرد. بنابراین، بازخوانی نهضت عاشورا تنها یادآوری یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه بازگشت به یک مکتب فکری و اجتماعی است که عدالت، مبارزه با فساد، دفاع از حقوق عمومی و حمایت از محرومان را در متن دینداری قرار می‌دهد.

 

۱۴۰۵/۴/۱ ۲۱:۳۰ ۷ دقیقه
لینک کپی شد