پرش به محتوا

مهدی فیروزان در نشست «چراغی دیگر»/ در آیات قرآن رحمت موج می‌زند اما ما خدا را سریع‌الحساب می‌بینیم

مهدی فیروزان در نشست «چراغی دیگر»/ در آیات قرآن رحمت موج می‌زند اما ما خدا را سریع‌الحساب می‌بینیم

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، سومین جلسه از سلسله نشست‌های «چراغی دیگر» به مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا(ع) روز دوشنبه 1 تیرماه در کانون رسالت برگزار شد.

در این نشست دکتر مهدی سیمایی تحت عنوان «عاشورا و شجاعت تنها زیستن» و دکتر مهدی فیروزان با موضوع «الهیات جدید و مسأله رنج» به ایراد سخنرانی پرداختند.



در آیات قرآن رحمت موج می‌زند اما ما خدا را سریع‌الحساب می‌بینیم

 

مهدی فیروزان در ابتدای سخنان خود به تأمل درباره عاشورا پرداخت و اظهار داشت: با خود اندیشیدم که آیا می‌توان نگاه دیگری به ماجرای عاشورا داشت؟ آیا روایتی که سال‌ها از عاشورا در ذهن ما شکل گرفته، تحت تأثیر ذهنیت‌های الهیاتی دستخوش تغییر نشده است؟ از خداوند خواستم توفیقی دهد تا این نگرانی نسبت به اوضاع و همچنین نگاه خود به امام حسین(ع) را که سرچشمه بسیاری از استقامت‌ها و پیروزی‌های ما بوده‌اند، با شما در میان بگذارم.

 

چهار پرسش بنیادین الهیات

فیروزان با طرح چهار موضوع بنیادین در الهیات گفت: در الهیات همواره از چند موضوع اساسی سخن گفته‌ایم؛ نخست خداوند، دوم انسان، سوم رابطه انسان با خداوند و چهارم بازتاب آسمان بر زمین. این چهار موضوع در الهیاتی که هنوز در ذهن ما حضور دارد، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، به واسطه آموزش‌ها و ساختارهای ذهنی‌ای که در طول هزاران سال شکل گرفته‌اند، تعریف خاصی یافته است.

 

خدا در ذهنیت رایج؛ از پادشاه تا قاضی

وی در ادامه به تصویر رایج از خداوند اشاره کرد و گفت: اگر لحظه‌ای به خود بازگردیم و در خلوت خویش تأمل کنیم، تصویری که از خداوند در ذهن داریم، تصویر یک پادشاه، یک قاضی و یک حساب‌کش است؛ وجودی که ترازو در دست گرفته و ما باید درباره درست و غلط، ثواب و گناه خود در برابر او پاسخگو باشیم. حتی کودکان ما نیز اغلب چنین تصویری از خداوند دارند. در بسیاری از شیوه‌های تربیتی، برای جلوگیری از خطا، گناه، انحراف و لغزش، خداوند را به گونه‌ای معرفی کرده‌ایم که گویی قاضی یک محکمه بزرگ است؛ با دو فرشته که خوبی‌ها و بدی‌های ما را ثبت می‌کنند و در نهایت سرنوشت ما را تعیین خواهند کرد.

 

انسان در الهیات سنتی؛ میان ترس و پاداش

وی سپس به تبیین جایگاه انسان در این نگاه پرداخت و اظهار داشت: انسان در چنین تصویری موجودی است که یا از ترس از دست دادن چیزی، به خدا پناه می‌برد یا برای به دست آوردن پاداشی عبادت می‌کند. گاه می‌گوید خدایا فرزندم را از من نگیر، یا خدایا روزی‌ام را کم نکن، یا مرا از عذاب آخرت حفظ کن. در چنین وضعیتی، آنچه رخ می‌دهد بیشتر عبودیت است تا عبادت.

 

عبودیت یا عبادت؛ تفاوتی فراتر از واژه‌ها

فیروزان در ادامه با اشاره به مقاله‌ای از امام موسی صدر گفت: مقاله‌ای از امام موسی صدر را حتماً بخوانید که در آن میان عبادت و عبودیت تفاوت قائل می‌شود. عبودیت نوعی بردگی است، در حالی که عبادت نوعی تقرب و نزدیکی. این تفاوت حتی در زبان‌شناسی فرانسه، انگلیسی و عربی نیز قابل مشاهده است و نشان می‌دهد که این تلقی از الهیات در بسیاری از سنت‌های فکری وجود داشته است. در نگاه مبتنی بر عبودیت، انسان همواره یک متهم تلقی می‌شود؛ در مسیحیت به دلیل گناه اولیه و در برخی قرائت‌های اسلامی به سبب غفلت. چنین انسانی یا از ترس عبادت می‌کند یا برای ذخیره کردن پاداشی در آینده. در نتیجه رابطه او با خداوند بر پایه بیم و امید شکل می‌گیرد.

 

رابطه انسان و خدا در الهیات کهن

فیروزان ادامه داد: رابطه انسان با خدا در این الهیات سنتی از اطاعت آغاز می‌شود، با ترس از مجازات ادامه می‌یابد و به امید دریافت پاداش ختم می‌شود. این همان تصویری است که قرن‌ها از رابطه انسان و خداوند در ذهن بسیاری از ما شکل گرفته است.

 

وی سپس با طرح این پرسش که آیا می‌توان از دل عاشورا به نوع دیگری از الهیات رسید، اظهار داشت: آیا می‌توان نگاهی داشت که در آن هم خداوند در چارچوب آموزه‌های دینی باقی بماند، هم انسان مقید به اسباب آفرینش باشد و هم رابطه‌ای متفاوت میان این دو شکل بگیرد؟ رابطه‌ای که در آن انسان از مأموریت‌زدگی فاصله بگیرد و به موجودی مختار و آزاد تبدیل شود.

 

خداوند؛ گنج پنهان و سرچشمه رحمت

فیروزان با اشاره به حدیث «کنت کنزاً مخفیاً» گفت: خداوند گنجی پنهان است. اگر نگاه الهیاتی خود را تغییر دهیم، نگاه ما به حکومت، جامعه، مردم، اسطوره‌ها و حتی زندگی دگرگون خواهد شد. این نگاه جدید بر آن است که خداوند در ذات خود رحیم و رحمان است و رابطه او با انسان بر پایه رحمت و محبت استوار شده است. هنگامی که از رحمت سخن می‌گوییم، ناگزیر از حب و عشق نیز سخن گفته‌ایم. خداوند می‌فرماید اگر مرا دوست می‌دارید، از من پیروی کنید تا من نیز شما را دوست بدارم. در این صورت، رابطه انسان و خدا دیگر رابطه قاضی و متهم یا پادشاه و رعیت نیست، بلکه رابطه‌ای عاشقانه است. سراسر قرآن سرشار از مضامین رحمت است، اما ما اغلب خداوند را سریع‌الحساب می‌بینیم، نه رحمان و رحیم. در حالی که خداوند در نگاه قرآنی ارحم الراحمین است و رابطه خود با انسان را بر اساس رحمت تنظیم کرده است.

 

خداوند؛ هم‌سخن انسان یا قاضی محکمه؟

فیروزان در ادامه به تبیین این نگاه پرداخت و گفت: اگر خداوند آن پادشاه حساب‌کش و قاضی محکمه نیست، پس چیست؟ این پرسش برای تقریب به ذهن مطرح می‌شود، نه برای تعریف خداوند. ما معمولاً خدا را انسانی بزرگ‌تر با قدرت و دانشی بیشتر تصور می‌کنیم و به همین دلیل خشم او را نیز مشابه خشم انسان‌ها می‌دانیم؛ در حالی که حقیقت چنین نیست.

 

وی افزود: اگر قرار نیست خداوند به جای عقل انسان بنشیند، باید در این اندیشه تأمل کنیم که آیا او صرفاً قاضی و فرمانرواست یا سرچشمه خلاقیتی است که می‌خواهد شناخته شود. برای این شناخت نیز ابزارهایی در اختیار انسان قرار داده شده است؛ از جمله مقام خلافت، علم و امکان برقراری رابطه‌ای دوطرفه. در این نگاه، رابطه خدا با انسان عشق است و رابطه انسان با خدا سپاسگزاری.

 

از تکلیف‌محوری تا سپاسگزاری عاشقانه

فیروزان برای روشن‌تر شدن این تفاوت، به مسئله حج اشاره کرد و گفت: من اگر به حج می‌روم، می‌توانم دو نوع نگاه داشته باشم. در الهیات مرسوم، چون وظیفه دارم به حج می‌روم؛ اما در نگاه جدید، مستطیع شدن شرط لازم است، نه شرط کافی. پرسش اصلی این است که آیا برای انجام یک تکلیف می‌روم یا برای سپاسگزاری؟ این دو نگاه تفاوتی بنیادین دارند. وقتی سپاسگزاری می‌کنم، خود را شایسته بهره‌مندی از نعمت می‌بینم، اما هنگامی که صرفاً از سر وظیفه عمل می‌کنم، خود را مأمور و معذور می‌دانم. اگر این نگاه در ما شکل بگیرد، نوع مواجهه ما با مردم، جامعه و زندگی تغییر خواهد کرد. در این صورت عشق جای وظیفه را می‌گیرد و رابطه‌ها به جای آنکه صرفاً قانون‌محور باشند، اخلاق‌محور و فیض‌محور خواهند شد.

 

 

امام حسین(ع) و الهیات عاشورایی

فیروزان با بازگشت به واقعه عاشورا، قرائتی عاشقانه از حرکت امام حسین(ع) ارائه کرد و گفت: به اعتقاد من، امام حسین(ع) از سرِ عشق، دعوتِ اصلاح را پذیرفتند، نه از سرِ قیامی از پیش طراحی‌شده. اما به دلیل خلف وعده شدن و شکست رابطه سپاسگزاری، در میان بیابان حیران ماندند و ناگزیر به دفاع از خویش شدند. با نگاه الهیاتیِ عاشقانه، عمل امام حسین(ع) توجیه‌پذیر است، اما با نگاه سنتی، عمل ایشان عاقلانه و قانون‌مدار به نظر نمی‌رسد. در نگاه عاشقانه می‌گوییم هرچه از او رسد نیکوست و برای من زیباست؛ اما در نگاه سنتی، هرچقدر از نهضت امام حسین(ع) سخن بگوییم، در نهایت باور نداریم که نهضتی در کار بوده است، زیرا در آن منظومه فکری، اساساً امام حسین(ع) نمی‌تواند قیام کند.

 

او در پایان با تأکید بر ضرورت بازاندیشی در نوع مواجهه با مفاهیم الهیاتی و نسبت انسان با خداوند، تصریح کرد که تغییر این نگاه می‌تواند فهمی متفاوت از عاشورا، دین، جامعه و مناسبات انسانی پیش روی ما قرار دهد.

۱۴۰۵/۴/۲ ۱۸:۵۸ ۷ دقیقه
لینک کپی شد