سید جواد ورعی در نشست «چراغی دیگر»/ هیچکس را وفادارتر از یاران امام حسین(ع) نمیشناسم/ اوج وفاداری را میتوان در وجود قمر بنیهاشم مشاهده کرد
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، چهارمین جلسه از سلسله نشستهای «چراغی دیگر» به مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا(ع) روز سهشنبه 2 تیرماه در کانون رسالت برگزار شد.
در این نشست دکتر صادق حقیقت تحت عنوان «قرائت انقلابی از قیام عاشورا» و استاد سید جواد ورعی با موضوع «ای بیوفایی تا وفاداری در نهضت حسینی» به ایراد سخنرانی پرداختند.
هیچکس را وفادارتر از یاران امام حسین(ع) نمیشناسم/ اوج وفاداری را میتوان در وجود قمر بنیهاشم مشاهده کرد
سیدجواد ورعی سخنان خود را با حدیثی از امام حسین(ع) آغاز کرد که در آن حضرت از یاران خویش به عنوان وفادارترین اصحاب یاد میکنند. وی سپس اظهار داشت: موضوع بحث من بیوفایی و وفاداری در نهضت حسینی است. حادثه کربلا از معدود رخدادهای تاریخ است که در آن میتوان دو چهره کاملاً متضاد را مشاهده کرد؛ از یک سو انواع رذایل اخلاقی، نامردمی و ناجوانمردی، و از سوی دیگر عالیترین فضیلتهای انسانی، اخلاقی و دینی.
وی افزود: این تقابل در مسئله وفاداری و بیوفایی نیز به روشنی دیده میشود. در یک سو، بیوفایی در بالاترین مرتبه خود قرار دارد و در سوی دیگر، وفاداری به اوج میرسد. وفای به عهد و تعهد، امری فطری، وجدانی و فرادینی است. این ارزش اختصاص به مؤمنان ندارد، بلکه هر انسانی با وجدان خود درمییابد که باید به تعهدات خویش پایبند باشد. در مقابل، بیتوجهی به عهد و مسئولیتگریزی نوعی خیانت محسوب میشود.
ورعی ادامه داد: در ادبیات ما غدر در برابر وفا قرار میگیرد. وفا به معنای پایبندی به تعهد و غدر به معنای پیمانشکنی است. از همین رو، هنگامی که در فرهنگ اسلامی و آموزههای دینی بر وفای به عهد تأکید میشود، در حقیقت به همان حکم فطرت و عقل انسانی ارشاد شده است. دستور قرآن کریم در آیه «اوفوا بالعقود» نیز از همین سنخ است.
وفای به عهد؛ اصلی فراتر از دین و مذهب
وی با اشاره به نامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر گفت: امام علی(ع) در عهدنامه خود به مالک سفارش میکنند که اگر حتی با دشمن خود پیمانی بستی، به آن وفادار بمان و هرگز آن را زیر پا نگذار. زیرا وفای به عهد از ارزشهایی است که همه انسانها، فارغ از دین و مذهب، آن را میستایند. نباید تصور کرد که وفاداری به عهد فقط در زمان ضعف معنا دارد و هرگاه قدرت پیدا کردیم میتوانیم تعهدات خود را نادیده بگیریم. این منطق، منطق قدرتهای طاغوتی و استکباری است. در حالی که در فرهنگ اسلامی، عهدشکنی حتی در اوج قدرت نیز محکوم است.
وی با اشاره به آیات قرآن کریم اظهار داشت: خداوند کسانی را که پیوسته پیمان میشکنند و هیچ التزامی به عهدهای خود ندارند، به شدت نکوهش میکند. البته مقصود، افرادی نیستند که به دلیل غفلت یا ناتوانی ناخواسته از انجام تعهدی بازمیمانند؛ بلکه کسانی هستند که اساساً خود را در برابر هیچ پیمانی مسئول نمیدانند.
عهدشکنی؛ رذیلت اخلاقی، نه نشانه زیرکی
سخنران این نشست با اشاره به سخنان امیرالمؤمنین(ع) گفت: امام علی(ع) وفاداری به عهد را به سپری تشبیه میکنند که انسان را از آسیبها حفظ میکند. متأسفانه در برخی دورهها کسانی عهدشکنی را نشانه زیرکی و سیاستورزی دانستهاند. حتی برخی معاویه را به دلیل همین رفتارها سیاستمدارتر از امام علی(ع) معرفی میکردند. از نگاه دین، این رفتار سیاست نیست، بلکه حیلهگری است و حیلهگری هرگز فضیلت محسوب نمیشود. زیرکی واقعی با صداقت و پایبندی به اصول همراه است، نه با فریب و پیمانشکنی.
ورعی در ادامه به حدیثی از امام صادق(ع) اشاره کرد و گفت: آن حضرت میفرمایند سه چیز است که هیچ انسانی نمیتواند برای ترک آن عذر و بهانهای بیاورد؛ امانتداری نسبت به هر کسی، وفای به عهد با هر فردی و نیکی به پدر و مادر. در فرهنگ دینی، امانتداری چنان جایگاهی دارد که امام سجاد(ع) میفرمایند اگر قاتل پدرم امانتی نزد من بگذارد، در آن خیانت نخواهم کرد. همچنین نیکی به پدر و مادر وظیفهای است که حتی در صورت اختلاف عقیده یا باور نیز از دوش فرزند برداشته نمیشود.
کوفه؛ نماد بیوفایی در تاریخ اسلام
ورعی با اشاره به فضای اجتماعی عراق و کوفه در آن دوران اظهار داشت: آنچه در جامعه کوفه به چشم میخورد، فرهنگی از بیوفایی و پیمانشکنی بود. این مسئله حتی در فرهنگ جاهلی نیز مذموم شمرده میشد. برای نمونه، پس از نقض پیمان صلح حدیبیه از سوی برخی قبایل، ابوسفیان تلاش کرد خود را از این پیمانشکنی مبرا نشان دهد؛ زیرا وفای به عهد حتی در میان مشرکان نیز ارزش محسوب میشد.
وی افزود: قرآن کریم نیز در عین برخورد با پیمانشکنان، به مسلمانان سفارش میکند تا زمانی که طرف مقابل بر عهد خود باقی است، آنان نیز به پیمان پایبند بمانند و رفتار دیگران را بهانهای برای عهدشکنی قرار ندهند. بیعتشکنی در تاریخ اسلام سابقهای طولانی دارد. آغاز جنگ جمل با بیعتشکنی طلحه و زبیر رقم خورد. در دوران امام حسن مجتبی(ع) نیز بسیاری از کسانی که با ایشان بیعت کرده بودند، پیمان خود را شکستند و زمینه صلح تحمیلی با معاویه را فراهم کردند.
دعوتی که به بیوفایی انجامید
وی در ادامه با اشاره به وقایع منتهی به عاشورا گفت: هنگامی که مردم کوفه از امتناع امام حسین(ع) ازبیعت با یزید آگاه شدند، هزاران نامه برای ایشان فرستادند و از آن حضرت خواستند به کوفه بیاید و رهبری آنان را بر عهده بگیرد. بسیاری از شخصیتها، از جمله ابنعباس، امام را از اعتماد به کوفیان برحذر داشتند و سابقه آنان را در برخورد با امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن(ع) یادآور شدند.
ورعی افزود: با این حال، امام حسین(ع) وظیفه داشت حجت را بر مردم تمام کند. اگر ایشان به این دعوت گسترده پاسخ نمیدادند، بعدها ممکن بود مورد پرسش قرار گیرند که چرا دعوت شیعیان را نپذیرفتند. از همین رو، مسلم بن عقیل را به کوفه فرستادند و هزاران نفر نیز با او بیعت کردند؛ اما با ورود عبیدالله بن زیاد، شرایط به سرعت تغییر کرد و بسیاری از همان افراد پیمان خود را شکستند.
وی با اشاره به ترکیب جمعیتی کوفه گفت: کوفه تنها شهر شیعیان نبود، بلکه گروههای مختلفی از جمله طرفداران بنیامیه، خوارج و قبایل گوناگون در آن حضور داشتند. همین مسئله سبب شده بود که ثبات سیاسی و اجتماعی چندانی در این شهر وجود نداشته باشد.
سرنوشت تلخ جامعهای که بر عهد خود نماند
ورعی اظهار داشت: کوفه در تاریخ به نماد بیوفایی تبدیل شد. حتی ضربالمثلی میان مردم رایج شد که «الکوفی لا یوفی»؛ کوفی وفا نمیکند. مردمان این شهر بارها تحت تأثیر ترس، طمع یا تغییر شرایط سیاسی، بیعتهای خود را شکستند. سرنوشت خود کوفه نیز عبرتآموز بود. در سال ۶۱ هجری سر مبارک امام حسین(ع) در دارالاماره کوفه در برابر عبیدالله بن زیاد قرار گرفت. چند سال بعد سر عبیدالله بن زیاد در همان مکان در برابر مختار ثقفی قرار داده شد. پس از آن سر مختار در برابر مصعب بن زبیر و سپس سر مصعب در برابر عبدالملک مروان قرار گرفت. نقل شده است که عبدالملک پس از شنیدن این حوادث دستور داد دارالاماره را ویران کنند. این سرنوشت جامعهای بود که بر رأی و عقیده خود استوار نماند و هر بار با تغییر شرایط، پیمانهای خود را زیر پا گذاشت. از همین رو امام حسین(ع) در کربلا و حضرت زینب(س) پس از واقعه عاشورا، مردم کوفه را به دلیل بیوفایی و عهدشکنی مورد سرزنش قرار دادند.
اوج وفاداری در خیمهگاه حسین(ع)
ورعی در بخش پایانی سخنان خود به روی دیگر واقعه عاشورا پرداخت و گفت: در مقابل آن همه بیوفایی، کربلا صحنه نمایش عالیترین مراتب وفاداری نیز بود. امام حسین(ع) خود درباره یارانش فرمودند که وفادارتر و بهتر از آنان سراغ ندارند. به همین دلیل شهدای کربلا در فرهنگ دینی جایگاهی ممتاز یافتهاند. هنگامی که خبرهای ناگوار از کوفه رسید، بسیاری از همراهان که با انگیزههای دیگر به کاروان پیوسته بودند، از آن جدا شدند. اما یاران حقیقی امام باقی ماندند. شب عاشورا نیز امام بیعت را از همه برداشت و آنان را در انتخاب آزاد گذاشت، اما هیچیک حاضر به ترک ایشان نشدند.
وی در پایان با اشاره به شخصیت حضرت عباس(ع) گفت: اوج وفاداری را میتوان در وجود قمر بنیهاشم مشاهده کرد. نقل شده است هنگامی که امام حسین(ع) بر بالین برادر خود حاضر شدند، حضرت عباس(ع) با دیدن چهره برادر اشک ریخت. امام علت گریه را پرسیدند و او پاسخ داد: برای خود گریه نمیکنم، بلکه برای مظلومیت تو میگریم و به این میاندیشم که تا ساعاتی دیگر چه کسی سر برادرم را بر دامان خواهد گرفت. این جلوهای از وفاداری بینظیر خاندان و یاران امام حسین(ع) در عاشورا بود.