غلامرضا ظریفیان در نشست «چراغی دیگر»/ بزرگترین دشمن عدالت، ظلم نیست؛ عادت است
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، پنجمین جلسه از سلسله نشستهای «چراغی دیگر» به مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا(ع) روز چهارشنبه 3 تیرماه در کانون رسالت برگزار شد.
در این نشست دکتر غلامرضا ظریفیان تحت عنوان «ما با کدام حسین(ع) زندگی میکنیم» و آیتالله سید محمدعلی ایازی با موضوع «خردگرایی و دینداری عاشورایی» به ایراد سخنرانی پرداختند.
بزرگترین دشمن عدالت، ظلم نیست؛ عادت است
غلامرضا ظریفیان در ابتدای سخنان خود با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای دو جنگ ۱۲ و 40 روزه، از تلاش رزمندگان، تابآوری مردم و خدمات دولت در روزهای دشوار یاد کرد و گفت: حاصل این همدلی و مقاومت آن بود که ایران توانست در برابر دو قدرت بزرگ نظامی ایستادگی کند و از این سرزمین که جان همه ماست، پاسداری شود.
ظریفیان سپس با طرح این پرسش که با کدام حسین زندگی میکنیم گفت: حادثه عاشورا در محدوده زمانی کوتاه، از بامداد تا ظهر روز دهم محرم، و در سرزمینی کوچک رخ داد، اما اثری بر جای گذاشت که تا امروز الهامبخش آزادیخواهان و حقیقتجویان است. به گفته وی، امام حسین(ع) در این حماسه، عشق، دین حقیقی، امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با ظلم و بیعدالتی و اخلاق مدارا را به نمایش گذاشت.
وی با اشاره به تنوع یاران امام حسین(ع) افزود: از حضرت عباس(ع) تا جون بن حوی، از مسلم بن عوسجه تا زهیر بن قین، از علیاصغر(ع) تا حبیب بن مظاهر، از وهب مسیحی تا حر بن یزید ریاحی و از حضرت زینب(س) تا اموهب، همگی در این رنگینکمان انسانی حضور دارند و همین تنوع است که عظمت و ماندگاری عاشورا را رقم زده است.
با کدام حسین زندگی میکنیم؟
ظریفیان با تأکید بر اینکه عاشورا محل تحول و تغییر است، اظهار داشت: در طول تاریخ، جوامع مختلف به شیوههای گوناگون با عاشورا زندگی کردهاند. برخی از این شیوهها ارزشمندند، اما در عین حال گاه فاصلهای جدی با حقیقت تاریخی، آگاهیبخش و رهاییبخش نهضت امام حسین(ع) دارند.
وی ادامه داد: بخشی از تصویری که امروز از امام حسین(ع) در ذهن ما شکل گرفته، حاصل تخیلها، عادتها و نیازهای تاریخی و اجتماعی ماست. از این رو باید از خود بپرسیم تا چه اندازه به حقیقت حسین(ع) نزدیک شدهایم و تا چه اندازه تصویری ساخته ذهن و عادتهای خود را بازتولید میکنیم.
غلبه مصیبت بر حماسه
وی نخستین نوع مواجهه با عاشورا را رویکرد مصیبتمحور دانست و گفت: بیتردید عاشورا هم مصیبت است و هم حماسه و نمیتوان بُعد تراژیک آن را نادیده گرفت، اما پرسش اینجاست که کدامیک اصل است؛ حماسه یا مصیبت؟
وی با اشاره به دیدگاه شهید مطهری افزود: گاهی چنان بر جنبه سوگ و اندوه تأکید میشود که پیام اصلی عاشورا به حاشیه میرود. در حالی که امام حسین(ع) جان خود را فدا کرد تا انسانها را از جهل، خرافه و ناآگاهی نجات دهد.
ظریفیان تصریح کرد: اگر عاشورا صرفاً در قالب مصیبت دیده شود، مسئولیت اجتماعی کمرنگ میشود و دین نیز از عرصه نقد قدرت فاصله میگیرد. گریه بر امام حسین(ع) ارزشمند است، اما نباید موجب فراموش شدن پیام آگاهیبخش و اصلاحگرانه عاشورا شود.
امام حسین؛ چهرهای عقلانی و آگاه
وی در ادامه به قرائت عاطفی از عاشورا پرداخت و گفت: گاهی چنین القا میشود که امام حسین(ع) صرفاً تحت تأثیر شور شهادت قرار داشت و بدون محاسبه و تدبیر به سوی سرنوشت خود حرکت کرد؛ در حالی که این تصویر با واقعیت تاریخی سازگار نیست. امام حسین(ع) تنها چهار ماه پایانی زندگی خود را در مسیر نهضت عاشورا سپری نکرد، بلکه نزدیک به ده سال امامت را پشت سر گذاشت. او در این سالها با دقت تحولات جامعه را رصد میکرد، با نخبگان گفتوگو داشت، نظام اموی را تحلیل میکرد و با صبر و بردباری منتظر فرصت مناسب برای اقدام بود. انتخاب امام حسین(ع) انتخابی کاملاً آگاهانه و مبتنی بر شناخت دقیق شرایط زمانه بود و نمیتوان آن را صرفاً محصول احساسات یا شور شهادتطلبی دانست.
نقد تصویر حسین مظلوم شکستخورده
ظریفیان در ادامه به قرائتی دیگر از عاشورا اشاره کرد و گفت: برخی امام حسین(ع) را صرفا به عنوان مظلوم شکستخورده معرفی میکنند و حتی برای این برداشت، مبانی نظری و الهیاتی میسازند. بیتردید امام حسین(ع) مظلوم بود، اما شکستخورده نبود. اگر امروز پس از قرنها نام حسین به نیکی زنده است و نام یزید با نفرت یاد میشود، این خود نشان میدهد که پیروزی تنها در میدان نظامی معنا نمیشود. امام حسین(ع) در عرصه اخلاق، حقیقت و نقد قدرت به پیروزی رسید و همین پیروزی است که عاشورا را جاودانه کرده است.
حسین اسوه در برابر حسین اسطورهای
ظریفیان در ادامه با انتقاد از برخی روایتهای اغراقآمیز درباره واقعه عاشورا گفت: خود امام حسین(ع) بارها بر الگو بودن و اسوه بودن خویش تأکید کرده است. او در اوج عرفان و معنویت قرار داشت، اما انسانی بود که در متن جامعه زندگی میکرد و نمیتوان او را به شخصیتی دستنیافتنی و فراتر از ظرفیت انسانی تبدیل کرد.
وی افزود: گاه در برخی روایتها و ادبیات مذهبی، بهویژه در دورههایی که جامعه از عرصه سیاست و اجتماع فاصله گرفته، تصویری اسطورهای از امام حسین(ع) ارائه شده است؛ تصویری که بیش از آنکه به شناخت حقیقت عاشورا کمک کند، آن را از دسترس فهم و الگوگیری اجتماعی خارج میسازد. در طول تاریخ، گاه مطالبی درباره عاشورا مطرح شده که نه تنها پشتوانه تاریخی محکمی ندارند، بلکه چهرهای غیرواقعی از این واقعه ترسیم میکنند. به گفته وی، برخی از این روایتها چنان اغراقآمیزند که حتی شهید مطهری نیز نسبت به آثار و پیامدهای آنها هشدار داده است.
ظریفیان با یادآوری دیدگاه شهید مطهری افزود: مطهری معتقد بود امام حسین(ع) تنها یک بار در کربلا به شهادت نرسید، بلکه گاه در اثر تحریفها و نقلهای نادرست نیز بار دیگر مورد ظلم قرار گرفته است. به باور وی، بخشی از این روایتها به جای آنکه پیام عاشورا را زنده نگه دارند، مانع فهم درست آن میشوند.
عادت؛ بزرگترین دشمن عدالت
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مفهوم عادت در جامعهشناسی گفت: موضوع عادت از مسائل مهمی است که اندیشمندانی چون ماکس وبر، امیل دورکیم و پیر بوردیو نیز به آن پرداختهاند. از نظر من، عاشورا را میتوان از زاویه تقابل عادت و عدالت نیز فهم کرد. معمولاً تصور میکنیم بزرگترین دشمن عدالت، ظلم است؛ اما تجربه تاریخی نشان میدهد که گاه عادت از خود ظلم خطرناکتر است. ظلم معمولاً آشکار است و انسان در برابر آن واکنش نشان میدهد، اما عادت بهتدریج حساسیت اخلاقی جامعه را از بین میبرد.
وی افزود: انسان یکباره دچار انحراف نمیشود، بلکه آرامآرام به شرایط نادرست عادت میکند. همانگونه که حضرت ابراهیم(ع) با عادت بتپرستی مبارزه کرد و پیامبر اسلام(ص) نیز در برابر عادتهای ریشهدار جامعه جاهلی ایستاد، امام حسین(ع) نیز بیش از آنکه با شمشیر یزید مواجه باشد، با عادتهای تثبیتشده جامعه مبارزه میکرد. مردم آن روزگار به سلطنت اموی، تبعیض، سکوت در برابر ناهنجاریها و مشاهده ظلم عادت کرده بودند. همین عادتها بود که زمینه وقوع عاشورا را فراهم کرد.
ظریفیان ادامه داد: هنگامی که جامعه به تبعیض و بیعدالتی عادت کند، دیگر حساسیت خود را نسبت به آن از دست میدهد. در چنین شرایطی عقل انتقادی تضعیف میشود، پرسشگری از میان میرود و وجدان عمومی به تدریج خاموش میشود. بسیاری از مسلمانان آن دوران اهلبیت(ع) را دوست داشتند، اما کمتر میپرسیدند چرا خلافت موروثی شده است، چرا بیتالمال نابرابر توزیع میشود و چرا فرزند پیامبر(ص) تحت فشار قرار گرفته است. این سکوت، نتیجه عادت به وضع موجود بود.
ظریفیان در پایان این بخش تصریح کرد: فاجعه بزرگ عاشورا تنها در شمشیر کشیدن گروهی علیه امام حسین(ع) خلاصه نمیشود؛ فاجعه بزرگتر آن بود که بخش قابل توجهی از جامعه این رخداد را دید و در برابر آن سکوت کرد. جامعه به وضع موجود عادت کرده بود و همین عادت، زمینهساز آن فاجعه تاریخی شد.