نشست «توجه به فوتبال پایه، کلید موفقیت در جام جهانی؛ تحلیلی بر شواهد جام جهانی 2026» برگزار شد
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست تخصصی با موضوع «توجه به فوتبال پایه، کلید موفقیت در جام جهانی؛ تحلیلی بر شواهد جام جهانی 2026» به همت گروه ورزش خانه اندیشمندان برگزار گردید.
در این نشست که با حضور جمعی از پیشکسوتان، کارشناسان و علاقهمندان به حوزه ورزش برگزار گردید، اساتید و صاحبنظران برجسته فوتبال نظیر مجید جلالی، اصغر مازیار، سید میرشاد ماجری و مجید خاتونی (مدیر نشست) به ایراد سخن و تبادل نظر پیرامون موضوع برنامه پرداختند.
فوتبال پایه و نقش آن در موفقیت تیمهای ملی
اصغر مازیار در ابتدای سخنان خود با اشاره به مفهوم فوتبال پایه، اظهار کرد: اصطلاح «فوتبال پایه» گاهی با آنچه در عمل از آن استفاده میکنیم تفاوت دارد. اگر فوتبال را به دو بخش بزرگسال و زیرِ رده بزرگسال تقسیم کنیم، تمام ردههای سنی پایینتر در حوزه فوتبال پایه قرار میگیرند. در این حوزه چند موضوع اساسی وجود دارد که باید به آنها توجه شود؛ نخست بازیکنان، سپس آموزشهایی که عمدتاً از طریق تمرین به آنها ارائه میشود، شیوه مربیگری و در نهایت ساختار و تشکیلات فوتبال پایه.
مؤلفههای بازیکن کامل؛ استعداد، هوش و مسئولیتپذیری
دکتر مازیار با تأکید بر اینکه علاقهمندان به فوتبال بسیار زیاد هستند، اما همه آنها به سطح حرفهای نمیرسند، اظهار داشت: اگر بخواهیم از «بازیکن کامل» سخن بگوییم، سه مؤلفه اصلی را باید در نظر بگیریم؛ استعداد، هوش و مسئولیتپذیری. استعداد به توانایی اجرای صحیح تمرینها و استفاده از آموختهها در جریان مسابقه مربوط میشود، هوش در تصمیمگیریهای داخل زمین نقش تعیینکننده دارد و مسئولیتپذیری نیز به داشتن نگاه و رویکرد حرفهای نسبت به فوتبال بازمیگردد.
وی در ادامه به تفاوت میان مدرسه فوتبال و آکادمی فوتبال پرداخت و گفت: مدرسه فوتبال و آکادمی دو مفهوم کاملاً متفاوت هستند. در مدارس فوتبال تعداد فراگیران زیاد است و هر فردی میتواند با پرداخت شهریه در آن آموزش ببیند؛ همانند کلاسهای موسیقی، نقاشی یا سایر دورههای آموزشی. اما آکادمی فوتبال تنها در باشگاهها معنا پیدا میکند و بازیکنان آن نهتنها شهریه پرداخت نمیکنند، بلکه در بسیاری از موارد حقوق نیز دریافت میکنند.
او افزود: در مدارس فوتبال امکان فعالیت در سنین بسیار پایین، حتی از ششسالگی، وجود دارد و آموزشها در قالب چند جلسه محدود هفتگی برگزار میشود، اما در آکادمیها بازیکنان پس از طی مراحل اولیه آموزش، وارد فرآیند حرفهایتری میشوند که علاوه بر تمرین، رقابتهای منظم تیمی را نیز شامل میشود. در آکادمیهای معتبر دنیا مانند لاماسیا، آژاکس یا لورکوزن، بازیکنان تحت نظارت کامل باشگاه قرار دارند و حتی امکانات اقامتی نیز برای آنها فراهم است.
مازیار با بیان اینکه بازیکن کامل در آکادمیها شکل میگیرد، گفت: یکی از الگوهای موثر در آموزش فوتبال پایه، مدل « 3Cشامل شناخت (Cognition)، شایستگی (Competence) و شخصیت (Character) است.» مربیان باید شناخت لازم را به بازیکن منتقل کنند، توانایی اجرای صحیح را در او پرورش دهند و در کنار آن، شخصیت رقابتی و حرفهای وی را نیز شکل دهند. همچنین تمرینها باید به گونهای طراحی شوند که بازیکن در کوتاهترین زمان ممکن به بالاترین سطح عملکرد خود برسد.
نقش بازیکنان جوان در موفقیت تیمهای جام جهانی ۲۰۲۶
وی سپس با استناد به آماری از جام جهانی ۲۰۲۶، به نقش بازیکنان جوان در موفقیت تیمها اشاره کرد و گفت: در این بررسی، بازیکنان زیر ۲۳ سال بهعنوان بازیکنان جوان در نظر گرفته شدند. نتایج نشان میدهد برخی تیمها مانند پاناما و اروگوئه هیچ بازیکن زیر ۲۳ سالی در ترکیب خود نداشتند، در حالی که اسپانیا و بلژیک هر کدام هشت بازیکن جوان، مراکش و انگلستان هفت بازیکن، فرانسه شش بازیکن و نروژ و سوئیس پنج بازیکن در اختیار داشتند.
او افزود: میانگین تعداد بازیکنان زیر ۲۳ سال در میان ۴۸ تیم حاضر در جام جهانی حدود ۴.۷ نفر بود، اما تیمهایی که به مراحل پایانی راه یافتند، عموماً از این میانگین فراتر بودند. اسپانیا با هشت، انگلستان با هفت و فرانسه با شش بازیکن جوان از جمله تیمهایی بودند که به جمع چهار تیم پایانی رسیدند.
بررسی ترکیب سنی تیمهای برتر و نقش مسی در آرژانتین
مازیار با اشاره به جزئیات ترکیب سنی برخی تیمها گفت: اسپانیا علاوه بر چند بازیکن ۲۲ و ۲۳ ساله، یک بازیکن ۱۹ ساله و حتی یک بازیکن ۱۶ ساله نیز در اختیار داشت که از جمله آنها میتوان به پائو کوبارسی اشاره کرد؛ بازیکنی که در ترکیب اصلی نیز به میدان میرود. این موضوع نشان میدهد که بازیکنان جوان صرفاً برای تکمیل فهرست تیمها حضور ندارند، بلکه نقش مؤثری در عملکرد تیمهای ملی ایفا میکنند.
وی درباره استثنای تیم آرژانتین نیز اظهار کرد: هرچند آرژانتین تنها سه بازیکن زیر ۲۳ سال در اختیار داشت و از میانگین پایینتر بود، اما حضور لیونل مسی شرایط متفاوتی را برای این تیم ایجاد کرده است. به جرأت میتوان گفت اگر مسی در این دوره حضور نداشت، احتمالاً آرژانتین نیز در میان هشت تیم پایانی قرار نمیگرفت.
مازیار در پایان تأکید کرد: جام جهانی بالاترین سطح رقابت فوتبال است و در چنین سطحی، توان اجرایی بازیکنان اهمیت بسیار زیادی دارد. بازیکنان جوانی که امروز در تیمهای ملی حضور دارند، اغلب در باشگاههای خود نیز مهرههای اصلی و تأثیرگذار هستند و همین مسئله نشان میدهد که توجه ویژه به فوتبال پایه و پرورش اصولی استعدادها، نقشی تعیینکننده در موفقیت تیمهای ملی در بالاترین سطوح فوتبال جهان دارد.
تأثیر فوتبال پایه بر نتایج جامجهانی
مجید جلالی در ابتدای سخنان خود، بحث را با طرح یک پرسش بنیادین آغاز کرد و اظهار داشت: «پرسش اصلی این است که آیا فوتبال پایه در جامجهانی بر نتایج بهدستآمده تأثیر داشته است یا نه؟» بهعبارت دیگر، کشورهایی که از زیرساخت قویتری در فوتبال پایه برخوردارند، در جامجهانی موفقتر عمل کردهاند یا خیر؟
وی در پاسخ به این پرسش، با استناد به ترکیب تیمهای پایانی جامجهانی اخیر، خاطرنشان کرد: چهار تیم اسپانیا، انگلستان، فرانسه و آرژانتین در میان تمام تیمهای شرکتکننده، بیشترین سهم را در بهکارگیری بازیکنان کمسنوسال داشتهاند. اسپانیا هشت، فرانسه شش و انگلستان هفت بازیکن جوان را به میدان فرستادهاند و آرژانتین نیز سه بازیکن کمسنوسال در اختیار داشته است. این ارقام بهروشنی نشان میدهد که فوتبال پایه در فرایند رشد و پیشرفت فوتبال هر کشور، نقشی انکارناپذیر و تعیینکننده دارد.
چالش هدررفت استعدادها در کشور
جلالی در ادامهٔ سخن خود، به موضوع پرورش بازیکنان نخبه پرداخت و گفت: اگر بخواهیم بازیکنان بزرگ و نخبه داشته باشیم، باید بدانیم که این بازیکنان چگونه ساخته میشوند.
وی با تأکید بر اینکه ایران از استعدادهای بزرگی در سطح بهترین کشورهای جهان برخوردار است، این پرسش را مطرح کرد: چرا این استعدادها بارور نمیشوند و به بازیکنان بزرگ تبدیل نمیگردند. بدین منظور باید آسیبشناسی کرد که چه عواملی باعث هدررفت این سرمایههای عظیم میشود. در شهرها و حتی روستاهای کشور، بازیکنان مستعد فراوانی دیده است، اما متأسفانه این استعدادها از چرخهٔ فوتبال خارج میشوند
وی سپس به موضوع آموزش و چرخهٔ تولید بازیکن پرداخت و تصریح کرد: در حال حاضر، چرخه سازندگی در فوتبال کشور غیرفعال است. بیش از سه میلیون کودک در مدارس فوتبال و آکادمیهای کشور مشغول به فعالیت هستند، اما خروجی این سیستم سالانه کمتر از ده بازیکن حرفهای است و این مسئلهای بسیار مهم است که باید دقیقاً بررسی شود بازیکن چگونه باید آموزش ببیند و به چه عواملی نیاز دارد تا به بازیکنی تأثیرگذار و بزرگ تبدیل شود.
جلالی در ادامه، به نمونههای بینالمللی اشاره کرد و گفت: نروژ با یک بازیکن بزرگ توانسته تیم خود را به مراحل بالای رقابتها برساند؛ آرژانتین نیز با تکیه بر بازیکن ستارهٔ خود موفق شده و فرانسه بهوضوح با نفرات کلیدیاش به نتایج مطلوب دست یافته است. اسپانیا نمونهای فراتر از بازیکنسازی است که علاوه بر پرورش بازیکن، به تیمسازی و ارائهٔ مدل بازی مشخص نیز اهتمام دارد.
جلالی اصلیترین مسئله را چگونگی آموزش بازیکنان در ردههای سنی مختلف عنوان کرد و پرسید: آیا به نظام هماهنگ آموزشی نیاز داریم یا خیر و اگر نیاز است، چرا این نظام در کشور ما وجود ندارد.
وی توضیح داد: بازیکنان باید در هر رده سنی، آموزشهای مرحلهای و متناسب دریافت کنند؛ برای نمونه، بازیکنی که از هفت سالگی وارد چرخهٔ آموزش میشود، باید تا شانزده سالگی یعنی در طول هشت سال، آموزشهای ویژهای ببیند تا بتواند به تیم نوجوانان جامجهانی راه یابد و سپس به بازیکنی حرفهای و نخبه تبدیل شود.
جلالی با تأکید بر اینکه پیش از تغییر بازیکنان، باید مربیان متحول شوند، خواستار آموزش تخصصی مربیان در ردههای زیر ده سال، زیر چهارده سال و زیر هجده سال شد و بر ضرورت طراحی یک نظام آموزشی مدون و متناسب با هر گروه سنی تأکید نمود.
نقدی بر نظام استعدادیابی و برنامهریزی فوتبال کشور
میرشاد ماجدی دیگر سخنران این برنامه در ابتدای سخنان خود، ضمن اشاره به صحبتهای اساتید پیشین، اظهار داشت که فحوای کلام همگی این است که هیچ تیمی در جامجهانی بدون توجه به فوتبال پایه نمیتواند موفق شود؛ بنابراین فوتبال پایه یک ضرورت صد درصدی است که باید به آن پرداخته شود.
وی با اشاره به عنوان وبینار، تأکید کرد که کلید موفقیت در جامجهانی، برنامهریزی بلندمدت است و گفت: ما بدون توجه به فوتبال پایه نمیتوانیم یکشبه حرکتی انجام دهیم و تیمی را جوان و آماده مسابقات جهانی کنیم چنین رویکردی امکانپذیر نیست.
آسیبشناسی روند استعدادیابی در فدراسیون
ماجدی سپس با نگاهی به گذشته، خاطر نشان کرد: در دهههای شصت و هفتاد، تیمهای امید، زیر ۲۳ سال یا المپیک وجود نداشت و بازیکنان مستعد مستقیماً از تیم جوانان به تیم بزرگسالان ملحق میشدند. اما از زمانی که تیمهای المپیک و امید تشکیل شد و به بازیکنان اجازه داده شد تا سن ۲۲ تا ۲۴ سال برنامهریزی داشته باشند، عملاً نگاهها از تیمهای جوانان برداشته شد. امروز در مسابقات باشگاهی اروپا و شرق آسیا، اکثر بازیکنان واردشونده به لیست بزرگسالان، ۱۶، ۱۷ و ۱۸ ساله هستند؛ یعنی عملاً بازیکن ۲۲ ساله، بازیکن بزرگسال محسوب میشود.
ماجدی ادامه داد: مهمترین بخش سرمایهگذاری در تیمهای پایه، باید بر روی تیمهای جوانان و نوجوانان متمرکز شود و این امر محقق نمیشود مگر با استعدادیابی درست. متأسفانه در حال حاضر مسئول فنی ما اعتقادی به استعدادیابی ندارد. اگر استعدادیابی را از استانها، شهرستانها و کوچهپسکوچهها نگیریم و فقط به تماشای مسابقات پایه و انتخاب بازیکن اکتفا کنیم، مسیر را اشتباه میرویم. این اتفاق هماکنون در فدراسیون فوتبال در حال رخ دادن است و تا زمانی که این روند ادامه یابد، نه تنها جوانگرایی نمیکنیم، بلکه هیچ رنسانس و انقلابی در فوتبال کشور ایجاد نخواهد شد.
بودجه و مدیریت آکادمیها؛ وعدههایی که محقق نشد
وی در ادامه به بحث بنیادین فوتبال پایه اشاره کرد و گفت: همانطور که آقای مازیار در اسلاید خود نشان دادند، در بحث "گرسروتس" یا فوتبال پایه دو مؤلفهٔ لذت و آموزش مطرح است. لذت، عشق، علاقه و تفریح در مدارس فوتبال ما پشتسر گذاشته میشود و بخش فنی، آموزش و رقابت در آکادمیها. وی اشاره داشت ما هنوز نمیتوانیم ادعا کنیم که یک آکادمی در کشور داریم که از هر لحاظ تحصیل، تمرین، مسابقه، پزشکی و تغذیه سرآمد باشد. تنها یک آکادمی را به AFC معرفی کردهایم، اما عملا بسیاری از آکادمیها صرفا به تیمهای ردهسنی باشگاهها اطلاق شدهاند.
ماجدی سپس به موضوع بودجهنویسی در باشگاهها پرداخت و با اشاره به اینکه سهم زیادی از بودجه سالانه به تیمهای ردهسنی اختصاص مییابد، اما این بودجه به سرمنزل مقصود نمیرسد، خاطرنشان کرد: ما بر خلاف اکثر کشورهای دنیا وقتی بحث نتیجه و قهرمانی مطرح میشود، بررسی تیمهای پایه، آکادمیها و مدارس فوتبال از دستور کار خارج میشود. ما آنقدر بازیکن خارجی جذب میکنیم و مبالغ چندمیلیون دلاری به آنان پرداخت میکنیم که اگر یکپنجم این پول را به آکادمیهای خود اختصاص میدادیم، طی دو تا سه سال میتوانستیم بازیکنان مستعد را از آکادمی به تیم بزرگسالان جذب کنیم، اما متأسفانه این اتفاق نمیافتد.
نتیجهگرایی در برابر سازندگی
ماجدی در پایان سخنان خود، با طرح یک استعاره، جمعبندی نهایی را چنین بیان کرد: کلید موفقیت در جامجهانی، کلید موفقیت در تیمهای پایه وکلید موفقیت در باشگاههای ما، در دست مدیرانی است که برنامهمحور هستند. اگر برنامهای برای آینده نداشته باشیم، موفق نخواهیم شد. اگر به رنگ زرد علاقهمندیم، باید تونالیتههای رنگهای سفید و نارنجی را بررسی کنیم؛ نمیتوانیم برای رسیدن به رنگ زرد، تونالیتههای آبی و قرمز را در دستور کار قرار دهیم. ما به نقشهراه و برنامهریزی نیاز داریم. حداقل باید یک آکادمی در کشور داشته باشیم که به آن افتخار کنیم. فوتبالی که نتیجهگرا باشد، مطمئن باشید در آینده به هیچ موفقیتی دست نخواهد یافت. تنها تیمی که باید مربیاش و فوتبالش نتیجهگرا باشد، تیمی است که در جامجهانی حضور پیدا میکند. هر تیم ملی که به جامجهانی راه مییابد، باید دارای مربی نتیجهگرا باشد و اگر به قهرمانی فکر میکند بداند که یک هیچ بردن، بهتر از زیبا بازی کردن است.
توسعه فوتبال پایه نیازمند برنامهریزی بلندمدت و زیرساختهای اصولی است
اصغر مازیاری در ادامه این نشست با اشاره به فراگیری فوتبال و جذابیت رقابتهای جام جهانی اظهار کرد:جام جهانی نشاندهنده جهانشمول بودن فوتبال است؛ رقابتی که میلیونها نفر در سراسر جهان آن را دنبال میکنند. حتی افرادی که ارتباط شغلی با فوتبال ندارند، برای تماشای مسابقات برنامهریزی میکنند. اما سؤال اصلی این است که چگونه میتوانیم به چنین سطحی برسیم. برای رسیدن به این هدف، باید نگاه خود را به فوتبال پایه از طریق برنامهریزی، توسعه زیرساختها و ایجاد امکانات لازم ارتقا دهیم.
استعدادیابی؛ مسیر توسعه فوتبال ایران
مازیار با اشاره به تجربه خود در حوزه استعدادیابی اظهار کرد: در دورهای که آقای دکتر ماجدی مسئولیت کمیته جوانان و فدراسیون فوتبال را داشتند، در تیم ملی نونهالان برنامه استعدادیابی اجرا کردیم. این کار تنها محدود به مسابقات رسمی نبود و با حضور در شهرهای مختلف، حتی در زمینهای خاکی، به دنبال شناسایی استعدادها بودیم.
وی با اشاره به تجربه آلمان ادامه داد: فدراسیون فوتبال آلمان سالها قبل چنین برنامهای را در سطح کشور اجرا کرد. موفقیت در فوتبال پایه نیازمند یک برنامه مدون و بلندمدت است و کشورهایی که بر اساس برنامه حرکت میکنند، نتیجه آن را نیز میبینند.
نتیجهگرایی کوتاهمدت نباید جای روند رشد را بگیرد
مازیار با انتقاد از تغییرات مکرر در تیمهای پایه گفت: در سالهای گذشته مربیان تیمهای ملی پایه گاهی صرفاً بر اساس نتیجه تغییر میکردند، در حالی که باید به تجربه، روند رشد بازیکنان و برنامه بلندمدت توجه شود. کشورهایی مانند عربستان، عراق، سنگال و نیجریه در ردههای پایه موفقیتهایی کسب کردند، اما همه آنها نتوانستند این موفقیت را به رده بزرگسالان منتقل کنند. بنابراین نباید تنها به نتایج مقطعی توجه کنیم، بلکه باید روند پیشرفت بازیکنان را ملاک قرار دهیم.
وی در پایان خاطرنشان کرد: فلسفه ایجاد رده امید در فوتبال جهان نیز همین است که بازیکنان پس از پایان رده جوانان، مسیر رشد تدریجی خود را طی کنند و به شکل اصولی وارد فوتبال بزرگسالان شوند.
تغییر نظام استعدادیابی و مسابقات پایه، مسیر ساخت نسل جدید فوتبال ایران است
مجید جلالی در جمعبندی سخنان خود با اشاره به بررسیهای انجامشده در فدراسیون فوتبال اظهار کرد: برای اینکه این جلسات به نتیجه برسد، باید سه موضوع اساسی را بررسی کنیم؛ نخست، عوامل بازدارنده چرخه تولید بازیکن، دوم، دلایل هدررفت استعدادها و سوم، چگونگی ساخت بازیکنان بزرگ. پس از آن نیز باید به سراغ زیرساختها، برنامهریزی در حوزه فوتبال پایه و آموزش مربیان و بازیکنان برویم.
وی با تأکید بر ظرفیت بالای فوتبال ایران افزود: ما در کشورمان مشکل اقبال عمومی به فوتبال نداریم. خانوادهها با وجود دشواریهای فراوان، فرزندانشان را به مدارس فوتبال میآورند و حضور بیش از سه میلیون کودک در این مدارس نشاندهنده ظرفیت بالای کشور است. مسئله اصلی این است که باید شبکهای گسترده برای شناسایی استعدادها ایجاد کنیم تا هیچ استعدادی از نگاه استعدادیابها دور نماند.
برنامه توسعه فوتبال؛ نقشه راه آینده این رشته
جلالی با اشاره به برنامه توسعه و پیشرفت فوتبال که در فدراسیون تدوین شده است، اظهار کرد: جزئیات این طرح در برنامه جامع توسعه و پیشرفت فوتبال که در فدراسیون موجود است، تدوین شده. این برنامه حاصل کار بیش از ۱۰۰ نفر از متخصصان حوزه فوتبال و دانشگاه است که در قالب کارگروههای مختلف روی آن کار کردهاند.
وی تأکید کرد:این برنامه متعلق به یک فرد یا گروه خاص نیست و هر مدیری که بخواهد فوتبال ایران را در مسیر پیشرفت قرار دهد، باید به آن توجه کند. ممکن است بخشهایی از آن تغییر کند، اما پایههای اصلی آن میتواند مسیر رسیدن به آیندهای بهتر را فراهم کند.
جلالی در پایان خاطرنشان کرد: با اجرای درست این برنامه میتوانیم در سالهای آینده نسل جدیدی از بازیکنان را در ردههای مختلف پرورش دهیم؛ بازیکنانی که از ردههای پایه تا تیم ملی بزرگسالان بتوانند برای فوتبال ایران موفقیتآفرین باشند.
تغییر نگاه؛ نخستین گام برای پیشرفت فوتبال ایران
میرشاد ماجدی در جمعبندی سخنان خود با تأکید بر ضرورت تغییر نگرش در فوتبال ایران اظهار کرد: تا زمانی که چشمانداز روشنی برای آینده نداشته باشیم، همه اقدامات ما بینتیجه خواهد بود. هنوز نمیدانیم از آینده فوتبال چه میخواهیم. تا وقتی هدف ما "خوب نباختن" باشد، نه "بردن"، هیچ تحول اساسی در فوتبال ایران ایجاد نخواهد شد و در چنین شرایطی نیز برنامهریزی برای فوتبال پایه در اولویت قرار نمیگیرد.
ازبکستان و کیپورد؛ الگوهای جدید فوتبال آسیا
وی با اشاره به تجربه کشورهای موفق در سالهای اخیر گفت: امروز دیگر الگوی ما نباید صرفاً کشورهایی مانند ژاپن یا ایتالیا باشد؛ بلکه باید کشورهایی مانند ازبکستان و کیپورد را بررسی کنیم که با تغییرات مدیریتی، فنی و علمی پیشرفت قابل توجهی داشتهاند. ازبکستان اکنون بیش از ۱۶ آکادمی دولتی و شش آکادمی تخصصی دارای مجوز AFC دارد و شایسته است کارشناسان فوتبال ایران با حضور در این کشورها، روند توسعه آنها را از نزدیک مطالعه کنند.
فوتبال ایران به متخصص، استعدادیابی و لیگهای منطقهای نیاز دارد
ماجدی با انتقاد از ساختار مدیریتی فوتبال ایران اظهار کرد: فدراسیون فوتبال نباید با نگاه سلیقهای اداره شود، بلکه باید از ظرفیت متخصصان فنی بیشتری استفاده کند. همه بر اهمیت استعدادیابی اتفاق نظر داریم، اما هنوز لیگهای منطقهای و شبکه منسجم استعدادیابی در کشور شکل نگرفته و این یکی از ضعفهای اصلی فوتبال ایران است.
وی همچنین درباره انتخاب مربیان تیمهای پایه گفت: مشکل تنها تغییر مربیان پس از نتایج ضعیف نیست؛ بلکه در بسیاری موارد، انتخابهای اولیه نیز بر پایه معیارهای فنی انجام نمیشود. انتخابهای نادرست یا رفاقتی، به تیمهای ملی پایه آسیب میزند و آثار آن در نتایج سالهای بعد نمایان میشود.
سرمایهگذاری در فوتبال پایه؛ ضرورتی کمهزینه اما اثرگذار
ماجدی با تأکید بر اهمیت تأمین منابع مالی افزود: استعدادیابی و پرورش بازیکن بدون امکانات و بودجه امکانپذیر نیست. فوتبال پایه به زیرساخت، برنامهریزی و سرمایهگذاری نیاز دارد؛ در حالی که با مدیریت صحیح منابع، حتی هزینه یک بازیکن یا یک قرارداد خارجی میتواند صرف توسعه آکادمیها و پرورش استعدادهای آینده شود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: فوتبال ایران یا باید الگوی بومی خود را طراحی کند یا از کشورهایی که در سالهای اخیر مسیر توسعه را با موفقیت طی کردهاند، مانند ازبکستان، کیپورد و حتی کنگو، الگو بگیرد. موفقیت این کشورها نتیجه برنامهریزی، سازماندهی و تأمین بودجه است و بدون این سه عنصر، دستیابی به پیشرفت ممکن نخواهد بود.