حسین مختاری در نشست دیپلماسی و ژئوپلیتیک گردشگری در مسیر قدرت نرم و تامین منافع ملی/ ژئوپولیتیک گردشگری؛ حلقه مفقوده در تحلیل قدرت ملی
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست دیپلماسی و ژئوپلیتیک گردشگری در مسیر قدرت نرم و تامین منافع ملی، به اهتمام گروه گردشگری خانه اندیشمندان و همکاری گروه گردشگری پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری روز چهارشنبه 7 مردادماه در بستر اسکای روم برگزار گردید.
ژئوپولیتیک گردشگری؛ حلقه مفقوده در تحلیل قدرت ملی
حسین مختاری با اشاره به اهمیت ژئوپولیتیک گردشگری اظهار داشت: گردشگری در ایران هنوز آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است. در حالی که معمولاً گردشگری با مفاهیمی مانند تفریح، سفر و اوقات فراغت شناخته میشود، در واقع این حوزه ماهیتی ژئوپولیتیکی نیز دارد؛ زیرا بر بستر فضا، جغرافیا و تعاملات انسانی شکل میگیرد و هر پدیدهای که با فضا و روابط انسانی در ارتباط باشد، در حوزه ژئوپولیتیک قابل بررسی است.
وی ادامه داد: گردشگری در ذات خود بر سه پایه منابع طبیعی، پدیدههای انسانساخت و ظرفیتهای انسانی استوار است. برای تحلیل یک مقصد گردشگری باید مجموعهای از عوامل همچون جاذبههای طبیعی، میراث تاریخی و فرهنگی، زیرساختها، سرمایه انسانی، تصویر ذهنی آن کشور در افکار عمومی جهان و نوع ارتباطات بینالمللی آن را مورد توجه قرار داد.
مختاری با بیان اینکه گردشگری صرفاً تحت تأثیر ژئوپولیتیک نیست، بلکه خود نیز میتواند به ابزاری ژئوپولیتیکی تبدیل شود، افزود: همانگونه که تحولات ژئوپولیتیکی بر گردشگری اثر میگذارند، گردشگری نیز میتواند در خدمت اهداف ژئوپولیتیکی قرار گیرد و به افزایش یا کاهش قدرت ملی منجر شود.
ظرفیتهای ایران و ضرورت عبور از نگاه صرف به جاذبهها
وی در مقایسهای میان ایران و برخی کشورهای جهان تصریح کرد: ایران از ظرفیتهای کمنظیری همچون آثار ارزشمند تاریخی و فرهنگی، تنوع اقلیمی، تمدن چند هزار ساله، مهماننوازی مردم و موقعیت جغرافیایی ممتاز برخوردار است، اما با وجود این مزیتها، تعداد گردشگران ورودی کشور با بسیاری از مقاصد گردشگری جهان قابل مقایسه نیست.
مختاری با اشاره به نمونههایی مانند ایتالیا و ترکیه گفت: صرف ثبت آثار تاریخی در فهرست یونسکو بهتنهایی مشکلات گردشگری را حل نمیکند. همچنین شهر رم سالانه میلیونها گردشگر جذب میکند، در حالی که ایران نیز مجموعههای تاریخی ارزشمند فراوانی دارد اما از چنین میزان جذب گردشگر برخوردار نیست. این مسئله نشان میدهد که برخورداری از میراث فرهنگی، شرط لازم است اما شرط کافی برای توسعه گردشگری نیست.
وی تأکید کرد: برای شناخت مسئله گردشگری ایران باید از فهرست کردن جاذبهها عبور کرد و به لایههای عمیقتری همچون مناسبات قدرت، تصویر بینالمللی کشور، امنیت ادراکشده، روابط خارجی، تحریمها، شبکههای ارتباطی و آنچه «ژئوپولیتیک گردشگری» نامیده میشود، پرداخت.
مختاری با اشاره به جایگاه گردشگری در اقتصاد جهانی اظهار داشت: گردشگری از بزرگترین صنایع جهان به شمار میرود و در برخی برآوردها پس از نفت و خودرو، سومین صنعت بزرگ جهان معرفی شده است. این صنعت علاوه بر ایجاد تریلیونها دلار فعالیت اقتصادی، سهم قابل توجهی در اشتغال جهانی، صادرات خدمات، سرمایهگذاری و تولید ناخالص داخلی کشورها دارد. از اینرو، گردشگری نه یک فعالیت لوکس و حاشیهای، بلکه بخشی مهم از اقتصاد و قدرت ملی محسوب میشود.
سه کارکرد گردشگری در تقویت قدرت ملی
وی در ادامه، سه نوع قدرت ناشی از گردشگری را برشمرد و گفت: گردشگری میتواند قدرت ادراکی، قدرت ارتباطی و قدرت راهبردی یک کشور را تقویت کند.
مختاری درباره قدرت ادراکی توضیح داد: سفر به یک کشور میتواند تصویری را که افراد تنها از طریق رسانهها در ذهن خود ساختهاند، اصلاح کند. این موضوع برای ایران اهمیت ویژهای دارد، زیرا میان واقعیتهای داخلی کشور و تصویری که در افکار عمومی بینالمللی از ایران شکل گرفته، فاصله قابل توجهی وجود دارد. بسیاری از گردشگرانی که به ایران سفر کردهاند، پس از بازگشت اذعان داشتهاند که واقعیت ایران با تصویری که پیشتر از رسانهها دریافت کرده بودند، تفاوت اساسی داشته است.
وی افزود: اصلاح این تصویر تنها یک مسئله حیثیتی نیست، بلکه مستقیماً با قدرت نرم ارتباط دارد. اگر بتوان از طریق تجربه گردشگری نگاه افکار عمومی جهان را نسبت به یک کشور تغییر داد، در واقع بخشی از قدرت نرم آن کشور تقویت شده است.
مختاری قدرت ارتباطی را دومین کارکرد مهم گردشگری دانست و اظهار داشت: گردشگری شبکههای انسانی ایجاد میکند و زمینه گسترش ارتباطات فرهنگی، علمی، اقتصادی و حتی سیاسی را فراهم میسازد. گردشگران تنها هزینه سفر پرداخت نمیکنند، بلکه تجربه، روایت و ارتباطات تازهای ایجاد میکنند که در بسیاری از موارد زمینهساز همکاریهای اقتصادی، سرمایهگذاری، روابط دانشگاهی و تعاملات فرهنگی در آینده خواهد شد. از این منظر، گردشگری تنها جابهجایی انسان نیست، بلکه جابهجایی معنا، تجربه و ارتباط نیز محسوب میشود.
وی قدرت راهبردی را سومین دستاورد گردشگری عنوان کرد و گفت: گردشگری میتواند به افزایش اعتبار بینالمللی، نفوذ منطقهای، جذابیت اقتصادی و جایگاه ژئوپولیتیکی کشورها کمک کند. کشوری که مقصد جذاب گردشگری باشد، در شبکههای جهانی بیشتر دیده میشود،اعتماد بیشتری جلب میکند و ظرفیت بالاتری برای جذب سرمایه و مشارکتهای بینالمللی خواهد داشت. از این منظر، گردشگری تنها یک خروجی اقتصادی ندارد، بلکه بخشی از معماری قدرت ملی را شکل میدهد.
تأثیر ژئوپولیتیک بر گردشگری ایران
مختاری با اشاره به تأثیر معکوس تحولات ژئوپولیتیکی بر گردشگری تصریح کرد: همانگونه که گردشگری میتواند قدرت ملی را افزایش دهد، رقابتهای ژئوپولیتیکی نیز قادرند از طریق ایجاد تنش، بازنمایی منفی، القای ناامنی، صدور هشدارهای سفر، محدود کردن حملونقل و تضعیف اعتماد عمومی، این ظرفیت را به ابزاری برای کاهش قدرت ملی تبدیل کنند.
وی افزود: درباره ایران این تناقض بهخوبی قابل مشاهده است؛ کشوری با ظرفیتهای گسترده طبیعی، تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی که همزمان با تصویر منفی در بخشی از افکار عمومی جهان مواجه است. این وضعیت را نمیتوان صرفاً با ضعف زیرساختها یا مدیریت داخلی توضیح داد، هرچند این عوامل نیز بیتأثیر نیستند.
مختاری تأکید کرد: مسئله گردشگری ایران تا حد زیادی ماهیتی ژئوپولیتیکی دارد و محیط بینالمللی و مناسبات قدرت در سطح منطقهای و جهانی، نقشی تعیینکننده در سرنوشت این صنعت ایفا میکنند.
تحریم، ایرانهراسی و ادراک امنیت
وی تحریمها را از مهمترین موانع توسعه گردشگری دانست و گفت: تحریمها تنها بر تجارت و فروش نفت اثر نمیگذارند، بلکه تجربه سفر گردشگران را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. محدودیت در انتقال پول، استفاده از کارتهای بانکی بینالمللی، رزرو خدمات، بیمه و سایر خدمات مالی، سفر به ایران را دشوارتر کرده و ریسک ادراکشده را افزایش میدهد.
مختاری ادامه داد: نگرانی برخی گردشگران درباره پیامدهای احتمالی سفر به ایران، از جمله دشواری در دریافت ویزای شنگن یا سفر به برخی کشورها، نیز بر تصمیم آنان اثرگذار است؛ فارغ از اینکه این نگرانی تا چه اندازه با واقعیت منطبق باشد.
وی همچنین هشدارهای سفر صادرشده از سوی وزارتخانههای خارجه برخی کشورها را از دیگر عوامل مؤثر بر کاهش گردشگران ورودی دانست و افزود: قرار گرفتن ایران در فهرست مقاصد پرخطر، برای بسیاری از گردشگران عادی کافی است تا نام ایران را از گزینههای سفر خود حذف کنند.
مختاری جنگها و تنشهای منطقهای را نیز در شکلگیری این وضعیت مؤثر دانست و اظهار کرد: حتی اگر ایران مستقیماً درگیر جنگ نباشد، قرار گرفتن در یک منطقه پرتنش، ادراک امنیتی نسبت به کشور را تضعیف میکند. همچنین نبود پروازهای مستقیم و ضعف در اتصال شبکههای حملونقل، بخشی از مزیت رقابتی ایران را از بین برده است. به گفته وی، تحریمها بر صنعت هواپیمایی، نوسازی ناوگان و توسعه زیرساختهای حملونقل نیز تأثیر منفی گذاشته و ظرفیت پاسخگویی به تقاضای گردشگران را محدود کردهاند.
مسئله اصلی گردشگری ایران؛ ژئوپولیتیک، نه کمبود جاذبه
مختاری با تأکید بر اینکه مسئله اصلی گردشگری ایران کمبود آثار ثبتشده در یونسکو، فقدان تنوع اقلیمی یا کمبود منابع انسانی نیست، خاطرنشان کرد: ایران در همه این حوزهها از ظرفیتهای قابل توجهی برخوردار است، اما چالش اصلی، بیش از هر چیز، ماهیتی ژئوپولیتیکی دارد. حتی اگر تعداد آثار ثبتشده ایران در یونسکو چندین برابر شود، تا زمانی که مسائل مربوط به تصویر بینالمللی، امنیت، ارتباطات و اعتماد حل نشود، افزایش چشمگیری در ورود گردشگران رخ نخواهد داد.
وی با اشاره به پدیده «ایرانهراسی» اظهار داشت: بازنمایی مستمر و نظاممند ایران بهعنوان کشوری ناپایدار، ناامن و غیرقابل پیشبینی، تنها از طریق رسانههای سنتی انجام نمیشود، بلکه امروز شبکههای اجتماعی و حتی الگوریتمهای فضای مجازی نیز در بازتولید این تصویر نقش دارند. الگوریتمها معمولاً بحران، تنش و اخبار منفی را بیشتر برجسته میکنند و همین مسئله باعث میشود وجوه مثبت یک کشور کمتر دیده شود.
مختاری در پایان تأکید کرد: تصمیم افراد برای سفر، بیش از هر چیز تابع ادراک آنان است. ممکن است کشوری در واقعیت از امنیت بالایی برخوردار باشد، اما تصویر منفی شکلگرفته درباره آن، گردشگران را از سفر منصرف کند. از اینرو، برای تحلیل واقعبینانه گردشگری ایران باید از نگاه صرفاً درونزا فاصله گرفت و نقش محیط بینالمللی و عوامل ژئوپولیتیکی را بهطور جدی در نظر گرفت.