پرش به محتوا

ایرج شهبازی در نشست «درآمدی بر نظام اخلاقی عشق»/ دیوانگی در عشق، آتش زدن در خرمن منفعت‌طلبی و خودخواهی است، نه کنار گذاشتن عقل و هوشیاری/ در دنیای جدید گاهی به نام تعهد به خود، بی‌تعهدی به دیگری را آموزش می‌دهند

ایرج شهبازی در نشست «درآمدی بر نظام اخلاقی عشق»/ دیوانگی در عشق، آتش زدن در خرمن منفعت‌طلبی و خودخواهی است، نه کنار گذاشتن عقل و هوشیاری/ در دنیای جدید گاهی به نام تعهد به خود، بی‌تعهدی به دیگری را آموزش می‌دهند
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «درآمدی بر نظام اخلاقی عشق»، به همت گروه زبان و ادبیات فارسی خانه اندیشمندان و با سخنرانی دکتر ایرج شهبازی، روز دوشنبه 19 مردادماه 1405 برگزار گردید.

دیوانگی در عشق، آتش زدن در خرمن منفعت‌طلبی و خودخواهی است، نه کنار گذاشتن عقل و هوشیاری
در دنیای جدید گاهی به نام تعهد به خود، بی‌تعهدی به دیگری را آموزش می‌دهند

اخلاق؛ مجموعه‌ای از فضیلت‌ها و رذیلت‌ها

شهبازی با معرفی موضوع سخنرانی خود با عنوان درآمدی بر تدوین نظام اخلاقی عشق، گفت: اخلاق برای افراد و جوامع در موقعیت‌های مختلف، بخش‌های خاصی از امکانات خود را برجسته می‌کند و بخش‌های دیگری را از مرکز توجه دور نگه می‌دارد. به عبارت دیگر، افراد و جوامع دست به اولویت‌بندی فضیلت‌ها و رذیلت‌ها می‌زنند.
وی اخلاق را به‌عنوان مجموعه‌ای از فضیلت‌ها و رذیلت‌ها تعریف کرد و توضیح داد: ممکن است در یک موقعیت، صداقت مهم‌ترین فضیلت اخلاقی باشد، اما در موقعیتی دیگر فروتنی یا شجاعت در اولویت قرار بگیرد. دربارۀ رذیلت‌ها نیز همین‌طور است؛ ممکن است در یک موقعیت حرص و طمع خطرناک‌تر از غرور باشد و در موقعیتی دیگر عکس این اتفاق رخ دهد.
او با بیان اینکه حتی ممکن است یک فضیلت در شرایطی خاص به رذیلت تبدیل شود، افزود: تکبر یک رذیلت است، اما تکبر در مقابل انسان متکبر می‌تواند فضیلت باشد. فروتنی نیز فضیلت بزرگی است، اما تواضع در مقابل ظالم می‌تواند به رذیلت تبدیل شود.

اخلاق به‌مثابۀ آینۀ جامعه

شهبازی با تأکید بر اینکه چنین وضعیتی فقط به اخلاق اختصاص ندارد، ادامه داد: اخلاق نیز مجموعه‌ای از امکانات دارد که افراد و جوامع در زمان‌ها، مکان‌ها و شرایط گوناگون با رویکردهای متفاوت به سراغ آن می‌روند.
وی با نگاهی تاریخی به اخلاق گفت: اگر به مواجهه افراد و جوامع با اخلاقیات در طول تاریخ نگاه کنیم، این مسئله روشن‌تر می‌شود. برای مثال، اگر مشکل اصلی یک جامعه استبداد باشد، روشنفکران، آموزگاران معنوی و انسان‌های فضیلت‌مدار بر ارزش‌هایی مانند ظلم‌ستیزی، شجاعت، مسئولیت‌پذیری و مجاهده تأکید می‌کنند و در مقابل، سکوت، تسلیم و ترس به بدترین رذیلت‌ها تبدیل می‌شوند.
شهبازی در مقابل، جامعه‌ای را مثال زد که مسئلۀ اصلی آن استبداد نیست، بلکه رفاه بیش از حد، دنیا‌زدگی، تجمل و مصرف‌گرایی است و انسان‌ها آرامش خود را فدای ثروت‌اندوزی و لذت‌طلبی می‌کنند. به گفتۀ او، در چنین جامعه‌ای آموزگاران اخلاق بر رذیلت‌هایی مانند حرص، طمع، هوس‌بازی، شتاب‌زدگی و شهوت‌رانی تمرکز می‌کنند و فضیلت‌هایی مانند قناعت، ساده‌زیستی، آرامش و آهستگی را در صدر نظام فضیلت‌های خود قرار می‌دهند.
وی نتیجه گرفت: بنابراین، از بررسی نظام‌های اخلاقی جوامع در طول تاریخ می‌توان به عنوان یک منبع مهم برای مطالعات جامعه‌شناسانه استفاده کرد. اگر کسی کتاب‌های اخلاقی هزار سال گذشته در ایران را به ترتیب تاریخی مطالعه کند و ببیند در هر دوره علمای اخلاق بر چه فضیلت‌هایی تمرکز کرده‌اند، می‌تواند ابزار بسیار خوبی برای شناخت مهم‌ترین مسائل آن جامعه پیدا کند. در واقع، آموزگاران و مربیان معنوی و علمای اخلاق در هر دوره، با توجه به آسیب‌شناسی جامعه خود، دست به اولویت‌بندی نظام فضیلت‌ها و رذیلت‌ها می‌زنند. بنابراین می‌توان با اطمینان گفت مطالعۀ تاریخی اخلاق، یعنی مطالعه جامعه در طول تاریخ.

عشق و شکل‌گیری یک نظام اخلاقی مستقل

شهبازی در ادامه عشق را یکی از مهم‌ترین حوزه‌های زندگی اجتماعی انسان دانست و گفت: عشق هم یکی از مهم‌ترین حوزه‌های زندگی اجتماعی است و تقریباً همۀ انسان‌ها در زندگی خود کمابیش وارد این حوزه می‌شوند. برخی مدت کوتاهی، مثلاً در دوران نامزدی، تجربۀ عشق دارند و سپس شراره عشق در آنها فروکش می‌کند و برخی دیگر در همه یا بیشتر عمر خود عاشق می‌مانند.
وی افزود: به نظر می‌رسد انسان می‌تواند با پرورش فضیلت‌های ویژه و پرهیز از رذیلت‌های خاص، رنگی از اخلاق به عشق خود ببخشد و آن را عمیق‌تر و زیباتر کند. اولویت‌بندی مسائل اخلاقی در دنیای عشق با اخلاق در سیاست، تجارت یا علم متفاوت است. بنابراین می‌توان از چیزی به نام نظام اخلاقی عشق سخن گفت.
شهبازی با اشاره به ابیاتی از مولانا توضیح داد که در قلمرو عشق، برخی فضیلت‌ها و رذیلت‌ها معنایی متفاوت پیدا می‌کنند و گفت: در قلمرو عشق ناگزیریم به بازتعریف فضیلت‌ها و رذیلت‌ها بپردازیم؛ برخی را بیشتر در کانون توجه قرار دهیم و برخی دیگر را به حاشیه ببریم، زیرا عشق نظام ارزش‌ها و ضد ارزش‌های ویژۀ خودش را دارد.
وی با اشاره به مفهوم مذهب عشق در اشعار مولانا، ابیاتی از او را خواند که در آنها ارزش‌های رایج در عشق با معیارهای اخلاقی بیرون از آن متفاوت تصویر شده‌اند و در ادامه گفت: وقتی انسان در قلمرو عشق قرار می‌گیرد، برخی از فضیلت‌ها و رذیلت‌ها جابه‌جا می‌شوند و بعضی از آنها دچار تحولات بنیادین می‌شوند. بنابراین منظور من از نظام اخلاقی عشق این است که در قلمرو عشق چه فضیلت‌هایی باید برجسته شوند، چه رذیلت‌هایی باید به حاشیه بروند و چه چیزهایی در عشق زیبا و پسندیده یا نازیبا و ناپسندند.

چهار مؤلفۀ اصلی عشق

شهبازی در ادامه چهار مؤلفۀ اصلی عشق را برشمرد و گفت: اولین مؤلفه عشق، تمنای دیدار است. انسان وقتی عاشق می‌شود دلش می‌خواهد معشوقش را ببیند و به دیدار او نائل شود. این تمنای دیدار یکی از مهم‌ترین نشانه‌های عشق است.
وی دومین مؤلفه را تکرار یاد دانست و افزود: عاشق دائم در یاد معشوق به سر می‌برد. نام، چهره، سخن و خاطرۀ معشوق همه‌جا با اوست و هر جا که برود چیزی از معشوق در جان او حضور دارد.
او سومین مؤلفه را تاب دیدار معرفی کرد: عاشق فقط مشتاق دیدار نیست، بلکه ظرفیت دیدار را نیز پیدا می‌کند. گاهی انسان چیزی را می‌خواهد، اما تاب مواجهه با آن را ندارد. در عشق حقیقی، عاشق باید تاب دیدار را نیز داشته باشد.
شهبازی چهارمین مؤلفه را میل به فداکاری دانست و گفت: عاشق به خاطر معشوق از بسیاری چیزها، از آسایش، راحتی و خواسته‌های خودش می‌گذرد. این فداکاری فقط یک احساس نیست، بلکه یک خصلت اخلاقی مهم در عشق است.

صداقت؛ پایه اعتماد در عشق

شهبازی با ورود به بحث فضیلت‌های نظام اخلاقی عشق، صداقت را یکی از مهم‌ترین آنها دانست و گفت: عاشق نمی‌تواند دروغگو باشد. دروغ عشق را می‌فرساید و عشق با صداقت زنده است. اگر انسان در عشق صادق نباشد، اساساً رابطۀ او با معشوق سست و بی‌بنیاد می‌شود.
وی دربارۀ آثار صداقت در رابطۀ عاشقانه توضیح داد: صداقت به ایجاد اعتماد میان دو طرف کمک می‌کند. زمانی که می‌دانیم محبوب یا محب ما با ما صادق است، در کنار او احساس امنیت و راحتی داریم. صداقت باعث می‌شود افراد بتوانند بازتر و شفاف‌تر دربارۀ احساسات و نیازهای خود صحبت کنند و همین مسئله پایه‌ای برای شکل‌گیری روابط پایدار و سالم است.
او در مقابل، دروغ را عامل از بین رفتن اعتماد دانست و افزود: وقتی افراد متوجه می‌شوند محبوب یا محب آنها دروغ می‌گوید، احساس ناامنی و بی‌اعتمادی می‌کنند. دروغ به سرعت کیفیت رابطه را پایین می‌آورد و اجازه نمی‌دهد افراد خود واقعی‌شان را آشکار کنند. بنابراین صداقت یکی از مهم‌ترین فضیلت‌ها در نظام اخلاقی عشق است.

فروتنی؛ شاهراه ورود به عشق

شهبازی فضیلت بعدی را فروتنی دانست و گفت: فروتنی در بیشتر نظام‌های اخلاقی اهمیت دارد، اما در نظام اخلاقی عشق ارزش بیشتری پیدا می‌کند. نقطۀ مقابل فروتنی، تکبر و خودبرتربینی است. عاشق برای اینکه بتواند از رابطه خود مراقبت کند، باید متواضع باشد و از هرگونه منش و بینش متکبرانه پرهیز کند.
وی تأکید کرد: کسی که خودش را از محبوبش بالاتر می‌داند، از بالا به او نگاه می‌کند و او را تحقیر می‌کند، کمر به کشتن عشق خودش بسته است. عشق در فضای فروتنی تنفس می‌کند و می‌بالد. غرور هرگونه عشقی را نابود می‌کند، زیرا عزت نفس طرف مقابل را می‌شکند و احساس ارزشمند بودن او را از بین می‌برد.
شهبازی با اشاره به تمایز میان ناز و نیاز در ادبیات فارسی گفت: اگر می‌خواهیم روابط عاشقانۀ خوبی داشته باشیم، باید ناز را ترک کنیم و نیاز را جایگزین آن کنیم. نیاز با فضیلت‌هایی مانند فروتنی، افتادگی و ازخودگذشتگی همسایه دیواربه‌دیوار است. این ویژگی باعث می‌شود به دیگری فضا بدهیم، حق دیگری بودن را به رسمیت بشناسیم و کرامت انسانی او را محترم بشماریم.

وفاداری؛ ستون مراقبت از عشق

شهبازی وفاداری را یکی دیگر از فضیلت‌های مهم در نظام اخلاقی عشق دانست و گفت: وفاداری یکی از مهم‌ترین فضیلت‌هایی است که از رابطه مراقبت می‌کند و نقطه مقابل آن خیانت و بی‌تعهدی است. متأسفانه در دنیای جدید، گاهی به نام تعهد به خود، بی‌تعهدی به دیگری را به افراد آموزش می‌دهند؛ این سخن کاملاً خطاست. اگر کسی صادقانه و اخلاقی به خودش متعهد باشد، به پیمانی که با دیگری می‌بندد نیز متعهد خواهد بود.
او ادامه داد: پیمان‌شکنی و بی‌وفایی رابطه‌ها را خراب می‌کند. انسان‌های بی‌وفا در طولانی‌مدت خودشان را از هرگونه رابطه سالم محروم می‌کنند. بنابراین اگر می‌خواهیم رابطۀ خوبی داشته باشیم، باید تعهد و وفاداری کامل داشته باشیم.
وی یکی از آثار وفاداری را ایجاد احساس ارزشمندی در طرف مقابل دانست و گفت: وفاداری باعث می‌شود طرف مقابل احساس کند موجود ارزشمندی است و نسبت به رابطه دلگرم شود. در مقابل، بی‌وفایی و بی‌تعهدی باعث می‌شود عزت نفس طرف مقابل آسیب ببیند و نسبت به ادامه رابطه بی‌رغبت شود.
وی افزود: کنار آمدن با خطاهای دوست نیز بخشی از وفاداری است. هر کسی ممکن است اشتباه کند. اگر به کسی تعهد داریم، خطایش را به او یادآوری و از او انتقاد می‌کنیم، اما به خاطر خطاهایش او را کنار نمی‌گذاریم. همچنین باید بر ناخوشی‌ها و رنج‌هایی که ناخواسته از یار به ما می‌رسد صبر کنیم. مولانا می‌گوید: عاشق جور یار شو، عاشق مهر یار نی
                                         تا که نگار نازگر، عاشق ‌زار آیدت

غیرت؛ از مراقبت تا کنترلگری

شهبازی غیرت را نیز فضیلتی مهم دانست و گفت: غیرت یکی از فضیلت‌های مهم نظام اخلاقی عشق است. اگر کسی عاشق است اما هیچ غیرتی نسبت به معشوق خود ندارد، باید بداند که در عشق خود دچار کاستی است.
وی غیرت را به معنای معطوف کردن توجه به محبوب و مراقبت از رابطه دانست و افزود: منظور از غیرت این است که عاشق باید توجه خود را به محبوبش معطوف کند و نسبت به او حساس باشد. البته این غیرت نباید با کنترلگری، سلطه‌جویی، زندانی کردن طرف مقابل و بدگمانی همراه شود.
او تأکید کرد: اگر غیرت افراطی شود و با کنترل کردن و زندانی کردن محبوب همراه باشد، سرچشمۀ آن عشق نیست؛ بلکه ترس، ناامنی و عزت نفس پایین است. ما در عین اینکه به محبوب خود اعتماد داریم، می‌توانیم نسبت به او غیرت نیز داشته باشیم. غیرت باید برای مراقبت از عشق باشد، نه برای سلب آزادی طرف مقابل.

شجاعت و عبور از ترس‌های عاشقانه

یکی دیگر از فضیلت‌های مورد اشارۀ شهبازی، شجاعت بود. او گفت: نقطه مقابل شجاعت، ترس است و ترس یکی از بزرگ‌ترین رذیلت‌های اخلاقی است. عاشق اهل ترس نیست و مانند مرغابی‌ای است که از سهمگین‌ترین طوفان‌ها نیز ترسی به خود راه نمی‌دهد.
وی با اشاره به اشعار مولانا دربارۀ شجاعت عاشقانه، ادامه داد: این شجاعت باعث می‌شود انسان بر ترس‌های توهمی خود غلبه کند و در راه خوشحال کردن و رسیدن به یار، از موانع دروغین و توهمی عبور کند.

پاک‌بازی؛ جایی فراتر از حسابگری

شهبازی هفتمین فضیلت را پاک‌بازی دانست و گفت: عاشق اهل پاک‌بازی است؛ یعنی بی‌حساب و کتاب و در نهایت دریادلی، داروندار خودش را نثار محبوب می‌کند. عاشق واقعی بهره‌جویی را در درون خود می‌کشد. برخلاف عقل که اهل حسابگری و سود و زیان است، عشق می‌تواند بی‌حساب و کتاب باشد.
وی با تأکید بر تفاوت منطق تجارت و عشق افزود: طلب سود و دوراندیشی در عالم تجارت بسیار ارزشمند است و هرچه حسابگرتر و دوراندیش‌تر باشیم، ممکن است تاجر موفق‌تری باشیم؛ اما در عالم عشق این‌گونه نیست. تبدیل کردن رابطۀ عاشقانه به رابطۀ تاجرانه، رابطه را نابود می‌کند. زمانی که عشق با حساب‌وکتاب همراه شود، منطق جای احساس و عاطفه را می‌گیرد و عشق به سرعت خوبی‌های خود را از دست می‌دهد.
شهبازی در ادامه مفهوم دیوانگی در عشق را توضیح داد و گفت: دیوانگی به این معناست که عاشق در راه رسیدن به معشوق بتواند پا بر سر خودخواهی‌ها، حسابگری‌ها، منفعت‌طلبی‌ها و وسوسه‌های خود بگذارد. اما این دیوانگی به معنای کله‌شق‌بازی، حماقت، بلاهت و نادانی نیست. عاشق باید بسیار باهوش باشد تا بتواند از محبوب خود مراقبت کند. دیوانگی درعشق، آتش زدن در خرمن منفعت‌طلبی و خودخواهی است، نه کنار گذاشتن عقل و هوشیاری.

بازتعریف چهار فضیلت در نظام اخلاقی عشق

شهبازی در بخش دیگری از سخنان خود گفت برای تدوین نظام اخلاقی عشق، تنها اولویت‌بندی فضیلت‌ها و رذیلت‌ها کافی نیست و برخی مفاهیم اخلاقی نیز باید در این نظام بازتعریف شوند: برای تدوین نظام اخلاقی عشق، غیر از اولویت‌بندی در نظام فضیلت‌ها و رذیلت‌ها، باید بعضی از فضیلت‌ها و رذیلت‌ها را نیز بازتعریف کنیم. من در اینجا به چهار مورد اشاره می‌کنم: ادب، توبه، صبر و شرم.
وی در ابتدا به مفهوم ادب پرداخت و گفت: ادب یکی از برترین فضیلت‌های اخلاقی است و مولانا نیز ارزش زیادی برای آن قائل است. اما در نظام اخلاقی عشق، ادب معنای متفاوتی پیدا می‌کند. هرچه صمیمیت و عمق عشق بیشتر شود، آداب و رسوم ظاهری که در جامعه میان انسان‌ها محترم شمرده می‌شوند، میان عاشق و معشوق کنار می‌روند.
او افزود: ادب در عشق یعنی در عمق وجودمان برای محبوب خود احترام قائل باشیم؛ اما آداب ظاهری که در محل کار، دانشگاه، مدرسه و دیگر محیط‌های اجتماعی وجود دارند، در رابطۀ عاشقانه معنای متفاوتی پیدا می‌کنند. مولانا نیز با همین نگاه می‌گوید عشق می‌تواند عاشق را از ادب متعارف بیرون ببرد.

عشق؛ جایی که پرحرفی عین ادب است

شهبازی یکی از جلوه‌های بازتعریف ادب در عشق را پرحرفی دانست و گفت: در همه جا پرحرفی ناپسند است و علمای اخلاق نیز بر پرهیز از وراجی تأکید کرده‌اند. معمولاً توصیه می‌شود کم‌گویی و گزیده‌گویی کنیم، اما در عالم عشق، پرحرفی می‌تواند بسیار ارزشمند باشد. 
شهبازی با اشاره به داستان حضرت موسی و گفت‌وگوی او با خداوند و همچنین نمونه‌ای از رمان بینوایان اثر ویکتور هوگو، این وضعیت را توضیح داد و گفت: در مقام عاشقی، انسان دنبال بهانه‌ای برای حرف زدن با محبوب است و اصلاً مهم نیست چه می‌گوید؛ مهم این است که با محبوب خود حرف بزند. این کیمیای عشق است که می‌تواند یک مسئلۀ معمولی مانند صحبت دربارۀ امور ابتدایی را به لذتی بی‌پایان تبدیل کند.
او افزود: حتی ناسزا گفتن و حرف‌های زشت در بیرون از نظام اخلاقی عشق ناپسند است، اما در عالم عشق، سخنان زشت میان عاشق و معشوق گاهی نشانۀ صمیمیت و عمق رابطه می‌شود. سعدی نیز می‌گوید: فحش از دهن تو طیبات است؛ و حافظ نیز در همین زمینه می‌گوید:
 اگر دشنام فرمایی و گر نفرین، دعا گویم
                               جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را

توبه؛ فضیلتی که در عشق معنای دیگری دارد 

شهبازی دومین فضیلتی را که در نظام اخلاقی عشق نیازمند بازتعریف است، توبه معرفی کرد و گفت: توبه یکی از ارزشمندترین فضیلت‌های دینی است. توبه یعنی تجدیدنظر مداوم در خود، تصمیم‌ها و اعمال، ریشه‌یابی خطاها و تصمیم برای تکرار نکردن آنها. اما در عالم عشق، توبه معنای خاصی پیدا می‌کند.
وی ادامه داد: توبه از غیرمعشوق آری، اما توبه از عشق و معشوق خیر. اگر کسی بگوید من از عشق توبه می‌کنم و بتواند چنین کاری انجام دهد، معلوم می‌شود عشق او پیش‌تر مرده و از بین رفته است. اگر عشق واقعاً وجود داشته باشد، دشمن توبه است.
شهبازی با اشاره به اشعار مولانا دربارۀ توبه‌شکنی عشق گفت: در ادبیات فارسی با چند توبه‌شکن روبه‌رو هستیم؛ یکی بهار است که با زیبایی، طراوت و شکوفه‌های خود توبه انسان‌ها را می‌شکند و دیگری عشق است؛ عشق نیرومند و قهاری که اجازه نمی‌دهد عاشق از معشوق خود توبه کند.

صبر و تحمل دشواری‌های عشق

شهبازی سومین فضیلتی را که باید در نظام اخلاقی عشق بازتعریف شود، صبر دانست و گفت: برای تداوم رابطه باید صبر و تحمل داشت. در عشق دشواری‌هایی وجود دارد؛ تفاوت‌های شخصیتی، فرهنگی و جنسیتی می‌توانند مشکلات جدی ایجاد کنند و ممکن است محبوب نیز اخلاقیات و ویژگی‌هایی داشته باشد که پذیرش آنها آسان نباشد.
او افزود: برای تداوم عشق، انسان باید بتواند بر این دشواری‌ها صبر کند وگرنه بی‌صبری می‌تواند به رابطه آسیب بزند. هر انسانی، هر قدر هم کامل باشد، ممکن است اخلاق‌های بدی داشته باشد. بنابراین معشوق ما نیز هرقدر انسان خوبی باشد، ممکن است اشتباهات اخلاقی داشته باشد و ما باید با صبر و حوصله به او کمک کنیم این ویژگی‌ها را کنار بگذارد.
شهبازی تأکید کرد که صبر در عشق، تحمل دوری و دشواری‌های رابطه را نیز دربرمی‌گیرد و گفت: صبر بر دشواری‌ها، جفاهای معشوق و دوری او فضیلت است؛ اما صبر برای رها کردن عشق معنا ندارد. مولانا می‌گوید: لیلی‌ات از صبر تو مجنون شود. یعنی اگر بتوانی بر دشواری‌های عشق و اخلاقیات بد معشوق صبر کنی، لیلی تو مجنون تو می‌شود.

شرم؛ فضیلتی که ممکن است عشق را نابود کند

شهبازی چهارمین فضیلتی را که در عشق باید بازتعریف شود، شرم دانست و گفت: شرم در بیرون از نظام اخلاقی عشق ارزشمند است، اما در نظام اخلاقی عشق، شرم معنای دیگری پیدا می‌کند. شرم در اینجا یعنی بیش از حد نگران نظر دیگران بودن و بیش از اندازه درگیر داوری آنها شدن؛ به‌گونه‌ای که انسان به خاطر نگاه‌ها و سرزنش‌های دیگران به محبوب خود بی‌احترامی کند.
وی ادامه داد: چنین شرمی بسیار خطرناک است و می‌تواند عشق را نابود کند. در عالم عشق باید شرم را بازتعریف کنیم. مولانا نیز در اشعار خود بر این معنا تأکید می‌کند و می‌گوید: 
هرچه غیر شورش و دیوانگی است
                                           اندر این ره، دوری و بیگانگی است
 عشق و ناموس، ای برادر، راست نیست
                                            بر در ناموس ای عاشق، مایست
وقت آن آمد که من عریان شوم
                                           نقش بگذارم، سراسر جان شوم

بخشایش؛ فضیلتی بی‌جایگاه در نظام اخلاقی عشق

شهبازی در ادامه به دو فضیلت مهم اشاره کرد که به باور او در نظام اخلاقی عشق جایگاهی ندارند: بخشایش و عدالت.
او دربارۀ بخشایش گفت: بخشایش فضیلت بسیار مهمی است؛ اینکه بتوانیم بدی‌هایی را که دیگران در حق ما کرده‌اند ببخشیم، کینه و نفرت را کنار بگذاریم و از انتقام دست برداریم. اما در عالم عشق چیزی به نام بخشایش وجود ندارد، زیرا شرط لازم بخشایش، رنجش و کینه و نفرت است. اگر رنجشی وجود نداشته باشد، بخشش نیز موضوعیت پیدا نمی‌کند. عشق مجال رنجش را از دل می‌برد. عاشق امکان ندارد بتواند از معشوق خود برنجد و اگر کسی می‌گوید عاشق فردی است اما در بلندمدت از او متنفر می‌شود، کینه به دل می‌گیرد و نمی‌تواند رنجش خود را کنار بگذارد، باید بداند که در عشق خود دچار مسئله است.
شهبازی با اشاره به دیدگاه اسپینوزا، توماس آکویناس و برخی روان‌شناسان اخلاق در این زمینه گفت: عشق هیچ جایی برای کینه و نفرت باقی نمی‌گذارد. عشق تمام‌عیار، خشم و نفرت را از میان می‌برد و حالتی در انسان ایجاد می‌کند که کاستی‌ها و خطاهای معشوق را نیز نمی‌تواند مانند دیگران ببیند.
او برای توضیح این موضوع به رابطه والدین و فرزندان اشاره کرد و گفت: پدر و مادر معمولاً نمی‌توانند از فرزندان خود برنجند. حتی اگر فرزند، خدای ناکرده، به انسانی ظالم، دزد یا دروغگو تبدیل شود، باز هم پدر و مادر او را دوست دارند و نمی‌توانند از او کینه و نفرت به دل بگیرند. این وضعیت در عالم عشق نیز به شکلی شدیدتر رخ می‌دهد. ممکن است عاشق موقتاً برنجد و حتی رابطه را قطع کند، اما اگر واقعاً عاشق باشد، دلتنگی دوباره او را به سمت رابطه بازمی‌گرداند و رنجش و کینه را کنار می‌زند.

عدالت؛ فضیلتی بیرون از منطق عشق

شهبازی دومین فضیلتی را که در نظام اخلاقی عشق جایگاهی برای آن قائل نیست، عدالت دانست و گفت: عدالت یکی از بزرگ‌ترین فضیلت‌های اخلاقی است. اگر بخواهیم یک نظام اخلاقی سیاسی تدوین کنیم، عدالت از مهم‌ترین فضیلت‌هاست و فیلسوفان بزرگی مانند ارسطو نیز عدالت را مهم‌ترین فضیلت اخلاقی دانسته‌اند. اما وقتی عاشق می‌شویم، عدالت به معنای متعارف خود بی‌معنا می‌شود.
وی ساده‌ترین معنای عدالت را تقسیم مساوی دانست و افزود: اگر عاشق کسی باشید و بگویید این غذا برای تو و این غذا برای من، این پول برای تو و این پول برای من، رابطه به یک رابطۀ عادلانه تبدیل می‌شود؛ اما اگر عدالت برای مدتی طولانی بر رابطه حاکم باشد، عشق به‌تدریج از بین می‌رود. ارسطو در اخلاق نیکوماخوس می‌گوید: وقتی دوستی پا به میدان می‌گذارد، عدالت از سوی دیگر میدان خارج می‌شود.

اخلاقی زیستن، شرط ماندگاری عشق

شهبازی در پایان سخنان خود گفت: اخلاق یک بسته است که ما با توجه به موقعیت‌ها و شرایط مختلف می‌توانیم امکانات خاصی از آن را فعال کنیم یا اولویت‌بندی متفاوتی داشته باشیم. نظام اخلاقی سیاست با نظام اخلاقی هنر، علم، تجارت، جنگ و عشق یکسان نیست.
وی تأکید کرد: اگر می‌خواهیم از عشق خود مراقبت کنیم، حتماً باید اخلاقی زندگی کنیم. انسانی که اخلاقی زندگی نمی‌کند، حتی بهترین عشق‌ها را هم به تباهی می‌کشاند.

۱۴۰۵/۵/۲۱ ۱۶:۰۲ ۱۷ دقیقه
لینک کپی شد