پرش به محتوا

آرش نورآقایی در نشست« نقد و بررسی کتاب چین و ماچین»/ کاهلی در ثبت تجربه‌ها یکی از آسیب‌های تاریخی ماست / اگر می‌خواهیم با دنیا واردِ گفت‌وگو شویم، باید درست و متوازن سخن بگوییم و بشنویم؛ نه با خودشیفتگی و نه با خودباختگی، بلکه با قدرتِ مستند

آرش نورآقایی در نشست« نقد و بررسی کتاب چین و ماچین»/ کاهلی در ثبت تجربه‌ها یکی از آسیب‌های تاریخی ماست / اگر می‌خواهیم با دنیا واردِ گفت‌وگو شویم، باید درست و متوازن سخن بگوییم و بشنویم؛ نه با خودشیفتگی و نه با خودباختگی، بلکه با قدرتِ مستند

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست هفدهم از سلسله نشست‌های «آوردگاه» با عنوان نقد و بررسی کتاب «چین و ماچین» به همت گروه زبان و ادبیات فارسی  خانه اندیشمندان علوم انسانی و انجمن زروان ، شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ در محل اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

در این نشست که با حضور جمعی از علاقه‌مندان همراه بود، آرش نورآقایی، پویان مقدم، حامد وفایی، امید حاتمی و شروین وکیلی (نویسنده کتاب) به ایراد سخنرانی و نقد و بررسی این اثر پرداختند. دبیری این جلسه نیز بر عهده مهسا مطهر بود.

 

آرش نورآقایی در ابتدای سخنان خود، ضمن ارج نهادن به امر مستندسازی، از هر اقدامی که به مکتوب کردن تجربه‌ها منجر شود حمایت کرد. وی با تأکید بر اینکه کاهلی در ثبت تجربه‌ها یکی از آسیب‌های تاریخی ماست، گفت: من به هر کسی که تجربه‌ای را مستند کند، دست‌مریزاد می‌گویم. مشکلِ بزرگِ ما این است که در طول تاریخ، در ثبتِ تجربه‌ها کاهلی کرده‌ایم و متأسفانه هنوز هم در همان ورطه مانده‌ایم.

 

«حیرت‌نامه»؛ ریشهٔ تاریخیِ گسستِ رواییِ ایرانیان

 

نورآقایی در ادامه با مقایسه‌ای میان سنت‌های سفرنامه‌نویسی در ملل مختلف، به رویکرد خاص ایرانیان اشاره کرد و افزود: من همواره به جوانان توصیه می‌کنم که سفرنامه بنویسند؛ چرا که مکتوب کردن، از تکرارِ اشتباه جلوگیری می‌کند. در سه دهه مطالعهٔ تخصصی‌ام دربارهٔ سفرنامه‌ها، به این نتیجه رسیده‌ام که عثمانی‌ها «سفارت‌نامه» می‌نوشتند، اروپایی‌ها «سفرنامه» به معنای واقعی، اما ما ایرانی‌ها بیشتر «حیرت‌نامه» داریم. او با لحنی محتاطانه افزود که این گزاره، یک حکم کلی و قابل‌نقد است، اما بیانگر یک جریانِ غالب در سنتِ نوشتاری ماست.

وی سپس از نویسندهٔ کتاب (شروین وکیلی) به‌خاطر اقدام به مستندسازی قدردانی کرد و گفت: ویژگیِ دوست‌داشتنیِ این اثر، زبانِ تند، پرشور و همان طنازیِ کلامیِ نویسنده است که در تدریس‌هایش نیز مشهود است. این شادمانیِ نهفته در لحنِ اثر، برای من خوشایندترین بخشِ کتاب بود.

 

بهترین محصول، بدترین بسته‌بندی؛ نقدی بر نظام پژوهشی کشور

 

نورآقایی که نگاهی تیزبین به مقولهٔ «ارائه» داشت، نقدی صریح به ساختار کتاب وارد کرد و آن را به مثابهٔ یک استعاره برای فضای پژوهشی کشور دانست و گفت: وقتی کارِ خوبی انجام می‌دهید، باید ارائه‌اش هم خوب باشد. ما در ایران بهترین فرش، پسته و زعفران را داریم، اما در بسته‌بندی و معرفی، کوتاهی می‌کنیم. این کتاب از نظر ویرایشی، آشفته است و در یک کلام، «گیج» به نظر می‌رسد.

وی با تأکید بر اینکه این نقد به «پرزنتِ» کتاب وارد است و نه محتوای آن، افزود: احساس می‌کنم سلیقهٔ چندانی برای چاپ و ارائهٔ اثر به کار نرفته است؛ نقشه‌ها می‌توانست جامع‌تر باشد و متن به بازخوانیِ دقیق‌تری نیاز داشت. این نقد، صرفاً متوجه این کتاب نیست، بلکه نقدی است بر فضای پژوهشیِ کلِ کشور که دچار فقر در بسته‌بندیِ دانش است.

 

استدلال، استنتاج، استقرا؛ اضلاعِ گمشدهٔ آکادمی

 

این پژوهشگر که دارای پیش‌زمینهٔ تحصیلی در رشته‌های علوم پایه (ریاضیات و کامپیوتر) است، به خلأهای روش‌شناختی در علوم انسانی اشاره کرد و گفت: پژوهشگرانِ ما باید سه ابزارِ بنیادین را بیاموزند: استدلال، استنتاج و استقرا. متأسفانه در دانشگاه‌های ما این سه مهارت درست تدریس نمی‌شوند و خلأ آن در بسیاری از پژوهش‌ها کاملاً مشهود است.

او با اشاره به سندرومِ «خودشیفتگی یا خودباختگی» در میان ایرانیان و مقایسهٔ آن با وضعیتِ مشابه در ژاپن (اشاره به سندروم پاریس)، بیان داشت: ما گرفتارِ این دوگانه‌ایم؛ یا فکر می‌کنیم همه باید به ما نگاه کنند، یا چنان خودباخته‌ایم که هویتی برای خود قائل نیستیم. در حالی که باید نگاهی متوازن، متواضع و مبتنی بر قدرتِ واقعی به جهان داشته باشیم.

 

آسیب‌شناسیِ تطبیق‌های بی‌بنیاد

 

نورآقایی یکی از نقدهای فنیِ خود را به نحوهٔ مقایسهٔ ایران و چین در کتاب معطوف کرد و اظهار داشت: شروین وکیلی در بخش‌هایی، دست به مقایسهٔ ایران و چین زده است که به باور من، بی‌بستر و مبتنی بر پیش‌فرض‌های نادرست است.

وی ادامه داد: کتاب در بخش‌هایی که به تاریخِ فشرده پرداخته یا اطلاعاتی دربارهٔ معبد شائولین ارائه داده، جذاب است؛ اما مشکل اینجاست که برخی پژوهشگران ما سؤال‌های خوبی مطرح می‌کنند، ولی به جواب‌های درستی نمی‌رسند. این دقیقاً همان جایی است که فقدانِ استدلال و استنتاج، خود را نشان می‌دهد.

نورآقایی در پایان سخنان خود تأکید کرد: در مواجهه با مسائلِ ایران و جهان، باید با تکیه بر مستنداتِ بیشتر و با احتیاطِ تمام سخن گفت. اگر می‌خواهیم با دنیا واردِ گفت‌وگو شویم، باید درست و متوازن سخن بگوییم و بشنویم؛ نه با خودشیفتگی و نه با خودباختگی، بلکه با قدرتِ مستند.

۱۴۰۵/۶/۳ ۱۸:۲۶ ۴ دقیقه
لینک کپی شد