پرش به محتوا

هادی خانیکی در نشست «میراث طالقانی و جهان امروز»/جامعه‌ای با رنج مشترک داریم اما زبان ارتباطی‌مان برای ساختن امید مشترک دچار لکنت شده است/ طالقانی انقلابی اهل مدارا و مذهبی اهل پذیرش دیگری بود

هادی خانیکی در نشست «میراث طالقانی و جهان امروز»/جامعه‌ای با رنج مشترک داریم اما زبان ارتباطی‌مان برای ساختن امید مشترک دچار لکنت شده است/ طالقانی انقلابی اهل مدارا و مذهبی اهل پذیرش دیگری بود

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «میراث طالقانی و جهان امروز» به مناسبت سالروز رحلت آیت‌الله سید محمود طالقانی، به همت گروه تاریخ خانه اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری مجتمع فرهنگی آیت‌الله طالقانی، سه‌شنبه ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۵، در تالار حکمت کتابخانه ملی برگزار گردید.

در این نشست که با دبیری مرتضی ویسی برگزار شد، سید هاشم آقاجری، هادی خانیکی و محمدتقی فاضل میبدی به واکاوی اندیشه‌ها و میراث آیت‌الله طالقانی و نسبت آن با تحولات جهان امروز پرداختند. همچنین در بخشی از این برنامه، کلیپی از سخنرانی‌های آن مرحوم برای شرکت‌کنندگان پخش شد که مورد توجه حاضران قرار گرفت.

 

میراث طالقانی را باید از دریچه گفت‌وگو دوباره خواند

هادی خانیکی، استاد ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در سخنرانی خود با موضوع میراث گفت‌وگویی آیت‌الله طالقانی، تأکید کرد که سخنانش حاصل یک پژوهش ویژه یا بازخوانی اسناد نیست، بلکه برآمده از تجربه شخصی و فکری او در مواجهه با آثار و شخصیت آیت‌الله طالقانی است.

وی گفت: سخنان خود را از تجربه مواجهه با مرحوم آیت‌الله طالقانی آغاز می‌کنم؛ چه در آن زمانی که جوان بودیم و اشتیاق داشتیم ایشان را ببینیم یا آثارشان را بخوانیم و چه بعدها که این مسائل را در دانشگاه دنبال می‌کردیم. بنابراین، اگر در جایی به خاطره‌ای اشاره می‌کنم یا به سندی استناد می‌کنم، از همین منظر است و نباید آن را یک کار کاملاً علمی و دانشگاهی تلقی کرد.

خانیکی افزود: در دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران، پایان‌نامه‌ای با عنوان رویارویی روشنفکران دینی با مارکسیسم قبل از انقلاب انجام شده بود. دانشجویی بسیار علاقه‌مند این پژوهش را انجام داده بود؛ استاد راهنمای او آقای دکتر پارسانیا و استاد مشاورش خانم دکتر سارا شریعتی بودند و من نیز برای داوری انتخاب شده بودم. ترکیب استادان و موضوع پژوهش باعث شده بود که این نشست با استقبال بسیار خوبی مواجه شود و سالن از شنوندگان و مخاطبان پر شده بود.

وی ادامه داد: کار انجام‌شده، کار خوبی بود و در آن، فهم مرحوم مهندس بازرگان، مرحوم دکتر شریعتی و استاد شهید مطهری از مارکسیسم به‌خوبی مورد بررسی قرار گرفته بود؛ اما نخستین نقدی که به آن داشتم این بود که آقای طالقانی کجاست؟

این استاد دانشگاه گفت: اتفاقاً در مقایسه با این سه بزرگوار که هر سه واقعاً از پیشگامان فکری، معرفتی و حتی سیاسی ما هستند، در تفکر و منش و روش طالقانی، گفت‌وگو میان اسلام و مارکسیسم بیشتر شکل گرفته بود و ایشان با احکام از پیش صادرشده با این مسئله مواجه نمی‌شد.

وی افزود: یکی از ویژگی‌های جامعه ما این است که روشنفکران ما زمانی با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند که در زندان هستند؛ یعنی مجبورند در زندان برازجان، زندان قصر و زندان اوین با یکدیگر صحبت کنند و آنجاست که برای نخستین‌بار با اندیشه‌های یکدیگر آشنا می‌شوند.

خانیکی ادامه داد: عنوانی که برای این صحبت انتخاب کرده‌ام بینش، منش و روش گفت‌وگویی طالقانی در عصر فروبستگی و امتناع گفت‌وگو است. من تلاش می‌کنم از حوزه علایق و تخصص امروزم، یعنی مسئله ارتباطات و گفت‌وگو، به میراث طالقانی بپردازم. طبیعی است که ابعاد دیگری نیز وجود دارد که دو بزرگوار درباره آنها صحبت خواهند کرد و دیگرانی نیز در جاهای مختلف به آن پرداخته‌اند؛ چه در میان نسل جوان و چه نسل میانسال و کهنسال.

 

از رنج مداوم تا امیدی که خاموش نمی‌شود

خانیکی در ادامه با اشاره به شعری که آیت‌الله طالقانی بسیار تکرار می‌کرد، گفت: سخنم را با ابیاتی آغاز می‌کنم که مرحوم طالقانی بسیار به آنها اشاره می‌کرد و حتی آنها را نوشته بود. ایشان خط خوشی داشتند و من در دوره‌ای از آن نوشته‌ها کپی می‌گرفتم:

گرچه یک روز خوش از عمر ندیدیم

هر روز حسرت آن روز کشیدیم

آزادی ما دام گرفتاری ما بود

از بهر قفس بود اگر از بند پریدیم

پیری به رخ ما خط از آن روی کشیده است

تا خوانی از این خط که ز دنیا چه کشیدیم

وی افزود: به نظر من، این شعر خلاصه زندگی طالقانی نیست؛ بلکه خلاصه زندگی ما نیز در امروز است. این شعر تصویر گویایی از تبدیل رنج مداوم به امیدی نامیراست و به نظر من، آقای طالقانی این ویژگی را داشت.

خانیکی ادامه داد: تعبیر امام از زندگی طالقانی، تعبیر حبسی به حبسی، تبعیدی به تبعیدی بود. همه ما نیز می‌دانیم که نخستین زندان‌ها و موضوع زندان‌هایی که ایشان تحمل کرد، بسیار متنوع و متفاوت بود؛ اما او همیشه امیدوار بود، حتی زمانی که مورد انتقاد قرار می‌گرفت.

وی گفت: این تبدیل رنج مداوم به امید نامیرا، به نظر من کیمیایی است که امروز نیز در حوزه اجتماعی، ارتباطی و سیاسی به‌شدت در جست‌وجوی آن هستیم و طالقانی مصداق و سرمشق آن بود.

 

بحران ارتباطی؛ وقتی رنج مشترک به زبان مشترک تبدیل نمی‌شود

خانیکی گفت: اگر بخواهم خواسته خود را از این سخنرانی بیان کنم، این است که دوستانی از نسل جدید، از فرزندان یا نوادگان ما، بپرسند نسبت میان رنج مداوم و امید نامیرا چیست؟ اگر از منظر جامعه‌شناسی به وضعیت کنونی جامعه ایران نگاه کنیم، باز هم از حوزه ارتباطات می‌گویم که بی‌تردید یکی از عمیق‌ترین بحران‌های ما، حتی فراتر از دشواری‌های معیشتی، اقتصادی و ساختاری، اختلال حاد ارتباطی است.

وی ادامه داد: این اختلال به معنای افتادن در دام چاله‌های فهم دوقطبی، فرورفتگی و امتناع گفت‌وگوست. بنابراین مسئله نخست و مهم من این نیست که فقط پیام آقای طالقانی یا هر متفکر و مصلح دیگری چه بوده است؛ مسئله این است که آن گفته و آن پیام چگونه فهمیده می‌شود.

خانیکی گفت: به نظر من، ما در سیاه‌چال‌های دوقطبی و در بستگی ناشی از امتناع گفت‌وگو گرفتار شده‌ایم. آقای طالقانی نیز در عصری زندگی می‌کرد که درگیری‌های مختلفی وجود داشت و خود او نیز در زندان بود. باید ببینیم او با گفت‌وگو چگونه برخورد می‌کرد.

وی افزود: امروز با جامعه‌ای سرشار از دردهای انباشته‌شده از تجربه‌های مشترک رنج زندگی می‌کنیم؛ اما متأسفانه زبان ارتباطی ما برای تبدیل این رنج مشترک به امید و افق مشترک، دچار لکنت است. گفت‌وگو به محاق رفته، مونولوگ جای دیالوگ را گرفته و سوءتفاهم‌ها به خشم، طرد و قفل‌شدگی کلامی بدل شده‌اند.

خانیکی گفت: پرسش بنیادین این است که در عصر امتناع گفت‌وگو و فرسایش سرمایه اجتماعی، بازخوانی طالقانی و زیستگاه‌ها و میراث او چه نسبتی با اکنون ما دارد؟

وی افزود: آیا پاسخ دادن به این پرسش، صرفاً بازگشت نوستالژیک نسل من و امثال من به کسی است که به او عشق می‌ورزیدیم و از او می‌آموختیم، یا می‌توان در میراث او امکان رهایی‌بخشی برای بازگشایی افق زمانه ارتباطی خود پیدا کرد؟

خانیکی ادامه داد: در بخش دوم سخنم می‌خواهم چند صورت‌بندی را در محضر دوستان اندیشمند مطرح کنم. برای پاسخ به این پرسش، به چند صورت‌بندی نیاز داریم.

 

حافظه جمعی میان فراموشی و گزینش‌گری

وی گفت: نخست باید مفهوم سیاست حافظه را دقیق‌تر صورت‌بندی کنیم. سیاست حافظه در ایران لطمه دیده و به همین دلیل، گرفتار حافظه‌های کوتاه‌مدت و مقطعی هستیم. خیلی زود نسبت به حافظه گذشته خود موضع‌گیری می‌کنیم و تلاش می‌کنیم آن را حذف کنیم.

خانیکی افزود: جامعه‌ای که دچار گسست نسلی و اختلال ارتباطی می‌شود و با نسل‌های جدید و ارتباطات جدید مواجه است، حافظه جمعی‌اش در معرض دستکاری، گزینش‌گری و فراموشی سازمان‌یافته قرار می‌گیرد.

وی ادامه داد: اگر سیاست حافظه در خدمت آگاهی و حقیقت باشد، حتی می‌خواهم واژه دیگری را نیز در اینجا مطرح کنم و در کنار سیاست حافظه از سیاست خاطره سخن بگویم. اینکه با این خاطره‌ها چگونه و با چه رویکرد گزینشی برخورد می‌کنیم و آنها را چگونه به یک مجموعه تبدیل می‌کنیم، اهمیت دارد.

خانیکی گفت: سیاست حافظه اگر در خدمت رهایی و آگاهی باشد، پادزهر فراموشی است و نشان می‌دهد که گذشته ما گذشته‌ای خطی، تک‌صدا و بسته نبوده، بلکه سرشار از امکان‌ها، افق‌ها و راه‌های نرفته بوده است.

وی افزود: ما امروز تاریخ معاصر، چهره‌های صدر انقلاب، انقلاب مشروطه و حتی تاریخی را که دوستان در جاهای دیگر توضیح داده‌اند، میان دو آسیب بزرگ بازخوانی می‌کنیم.

 

تاریخ را نه تحریف کنیم، نه از سر خشم بخوانیم

خانیکی گفت: به گفته آقای دکتر عبدالمحمد کاظمی‌پور، جامعه‌شناس برجسته، ما گرفتار کج‌خوانی تاریخ و لج‌خوانی تاریخ هستیم.

وی افزود: از یک سو با یک رویکرد تقلیدگرایانه، انحصاری و رسمی مواجهیم که چهره‌های چندبعدی مانند طالقانی را در یک تندیس مانده در تاریخ، کم‌اثر و تک‌بعدی محصور می‌کند و ابعاد مدنی، اعتراضی و مداراجویانه او را نادیده می‌گیرد.

خانیکی ادامه داد: برای طالقانی، این مسئله شوخی نیست. در آغاز انقلابی که پردامنه بود و محله‌ها و گروه‌های مختلف را دربرگرفته بود، طالقانی کسی بود که زندان رفته و در زندگی مبارزاتی‌اش نیز نقطه سیاهی وجود نداشت. با این حال، حتی کسانی که او را مورد آزار قرار داده بودند، در مقطعی به دنبال طالقانی بودند تا از آنها دفاع کند.

وی گفت: همان‌طور که آقای فاضل میبدی نیز در ابتدای سخنان خود اشاره کردند، با کسی مواجهیم که هم روحانی انقلابی است و هم با ظلم و ظلمت مبارزه کرده و در پی آن است که حق پایمال نشود. این چهره، چهره‌ای بسیار دشوار برای فهمیدن است؛ زیرا مداراگری، رفتار کسی نیست که در خانه نشسته و هیچ رنجی ندیده باشد. مداراگری کسی است که خود آزار دیده و در برابر آزار ایستاده است.

خانیکی افزود: در برابر این وضعیت، با لج‌خوانی تاریخ مواجه شده‌ایم؛ واکنشی که از خشم و انباشت رنج‌های متأخر، به‌ویژه در نقدهایی که نسبت به شیوه حکمرانی، سیاست و تبعیض به نام دین وجود داشته، برآمده است.

وی ادامه داد: این وضعیت موجب شده چشم بر تمامیت تاریخ بسته شود و نسل پیشگامان در تونل زمان قرار گیرد؛ به‌گونه‌ای که گذشته یا کاملاً سفید ارائه شود یا تمام آن به دلیل عملکردهای متأخر طرد شود.

 

روایت، راهی برای دیدن دوباره طالقانی

خانیکی گفت: سیاست حافظه و فهم تاریخی منصفانه، پادزهر این کج‌خوانی‌ها و لج‌خوانی‌هاست. در نتیجه، ما نیازمند بازگشت به متن مستند تاریخ هستیم تا ریشه‌های تاریخی رنج‌هایمان را پیدا کنیم و سرمایه‌های زنده هویتی و اخلاقی خود را دوباره بشناسیم.

وی افزود: بخش سوم سخنم را نیز به‌سرعت و از زاویه ارتباطی مطرح می‌کنم. در پی تحولات فناورانه، چرخش روایی در ارتباطات رخ داده است؛ به‌خصوص اینکه روایت به جای داده‌ها نشسته و روایت اولویت پیدا کرده است.

خانیکی گفت: ما در داده، خبر و عدد مانده‌ایم؛ در حالی که مهم‌تر از آنها روایت است. وقتی از روایت صحبت می‌کنم، منظورم این است که روایت دو طرف دارد؛ یکی می‌گوید و دیگری می‌شنود. روایت از بالا شکل نمی‌گیرد، بلکه مخاطبان فعال می‌خواهد و در مشارکت مخاطبانش شناخته می‌شود.

وی افزود: طالقانی در اینجا نیازمند روایت است؛ روایتی که بعضی جاهای آن نیز پارادوکسیکال است. او انقلابی اهل مدارا و مذهبی اهل پذیرش دیگری بود و این ویژگی در زندان و بیرون از زندان تفاوتی نداشت.

خانیکی ادامه داد: طالقانی را نمی‌توان در داده‌های گسسته، تک‌جمله‌ها، عکس‌های تقطیع‌شده و خلاصه‌ها محدود کرد. او را باید در یک پیوستار روایی زنده دید؛ از مسجد هدایت تا ایستادگی در زندان قصر و دیگر زندان‌ها و حتی گوشه‌نشینی‌های ناخواسته‌اش در روستاهای گلگرد و طالقان.

وی گفت: یک بار به طالقان رفته بودم و با روستاییان صحبت می‌کردم. از آنها پرسیدم چه چیزی از آقای طالقانی به خاطر دارند. یکی از آنها می‌گفت آقای طالقانی وقتی به اینجا می‌آمد، حتی وقتی با چوپان صحبت می‌کرد، گفت‌وگو را از سر گوسفند و چوپانی و مسائل روزمره او آغاز می‌کرد؛ یعنی خود را در جایگاه بالاتری قرار نمی‌داد تا بخواهد او را انقلابی کند یا وارد حوزه سیاست کند.

خانیکی افزود: از این حضورهای میدانی تا حضور او در سنندج، در شرایطی که بعد از انقلاب بحران وجود داشت و حتی نماز جمعه، همه نشان می‌دهد که فهم روایی چگونه پیوند وثیق طالقانی با مردم و زبان تفاهم و مدارا را حفظ کرده بود.

 

گفت‌وگو، نتیجه فهمی رحمانی از دین و انقلاب

وی گفت: بخش چهارم سخنم همان سه‌گانه بینش، منش و روش طالقانی است که از زاویه گفت‌وگو به آن نگاه می‌کنم. در سه لایه بسیار مختصر به آن می‌پردازم، زیرا درباره برخی از بخش‌ها، آقای فاضل میبدی و در بخش دیگری آقای دکتر آقاجری سخن خواهند گفت.

خانیکی افزود: درباره بینش طالقانی گفته شد که فهمی رحمانی از دین داشت. من می‌خواهم فهمی رحمتی از انقلاب را نیز به آن اضافه کنم. در بینش طالقانی، انقلاب نباید به معنای تخریب و ایجاد گسست باشد؛ بلکه باید فرصتی برای رهایی انسان و جامعه تلقی شود.

وی ادامه داد: به نظر من، گفت‌وگو برای طالقانی یک تاکتیک مقطعی نبود؛ بلکه برآمده از یک فهم رحمانی، رهایی‌بخش و انسان‌مدار از دین و انقلاب بود. این مسئله را باید در پرتو قرآن و فهم او از توحید دید.

خانیکی گفت: انقلاب برای طالقانی ابزاری برای قبضه انحصاری قدرت نبود، بلکه فرصتی برای رهایی تاریخی جامعه و تحقق کرامت انسان بود.

وی افزود: در این زمینه کارهای ارزنده‌ای انجام شده است و توصیه می‌کنم آثار پژوهشی مرتبط با این موضوع، از جمله کارهایی که درباره تاریخ و فرهنگ انقلاب انجام شده، مورد توجه قرار گیرد.

 

مداراگری طالقانی از موضع ضعف نبود

خانیکی گفت: یکی از ویژگی‌های مهم طالقانی این بود که مداراگری او از سر انفعال یا ضعف نبود؛ بلکه از ایمان او به حق انتخاب و آزادی اراده انسان سرچشمه می‌گرفت.

وی افزود: دومین وجه، منش طالقانی است. منش طالقانی، سیاست اخلاقی بود و مداراگری برای او به معنای حذف دیگری نبود. دیگری برای آقای طالقانی یک طرف گفت‌وگو و موجودی محترم بود.

خانیکی ادامه داد: به همین دلیل، به نظر من طالقانی تجسم عینی سیاست اخلاقی در برابر سیاست قدرت‌محور بود. او سیاست را عرصه‌ای برای قربانی کردن اصول اخلاقی نمی‌دید و اخلاق را مهارکننده خشونت قدرت می‌دانست.

وی گفت: از این معنا می‌توان طالقانی را با تعاریف ارتباطی، یک میانجی معرفتی دانست؛ کسی که پلی میان جزیره‌های جداافتاده جامعه ایران ایجاد می‌کرد.

 

طالقانی میان جامعه‌های جداافتاده پل می‌زد

خانیکی افزود: او میان حوزه و دانشگاه، سنت و نواندیشی مذهبی و غیرمذهبی، نسل پیشین و جوان‌های پرشور، پیوند ایجاد می‌کرد. حتی در زندان نیز همنشین دگراندیشان بود و هرگز صدای مخالف را با تخطئه هویتی پاسخ نمی‌داد.

وی ادامه داد: وجه سوم، روش طالقانی بود. به نظر من، روش او یک رویکرد مدنی بود؛ رویکردی مبتنی بر خرد جمعی و ساختار شورایی که تلاش‌های او برای گنجاندن شورا در قانون اساسی، نمونه روشنی از آن است.

خانیکی گفت: این، به نظر من، یک روش مهم مدنی و جامعه‌محور بود. درباره شیوه مبارزه سیاسی او نیز باید کارهای علمی بیشتری انجام شود و پژوهش‌هایی درباره روش مبارزه و رفتار سیاسی طالقانی دنبال شود.

 

برای فهم طالقانی، ناگفته‌ها را هم باید دید

وی افزود: در نهایت، همان‌طور که گفتم، باید در کارهای نکرده طالقانی نیز تأمل کرد؛ از جمله سکوت‌های او، نقدهای او و اعتراض‌هایش در مراحل مختلف. از نخستین دستگیری‌های مبتنی بر هرج‌ومرج پس از انقلاب گرفته تا سکوت‌های پرتنش، نحوه نشستن او در مجلس خبرگان و نحوه سخن گفتنش.

خانیکی گفت: این رفتارها از سر انفعال یا افراطی‌گری نبود، بلکه رفتار کسی بود که می‌خواست باب گفت‌وگو را باز کند و باب حذف دیگری را ببندد.

 

هنر گفت‌وگو در روزهای دشوار آشکار می‌شود

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: حرف من، به‌صورت خلاصه، بیشتر خطاب به نسل جوان است. علاوه بر همه آنچه درباره آقای طالقانی دیده‌ایم و درباره او گفته‌ایم، پیام و میراث طالقانی برای امروز ما این است که گفت‌وگو تا زمانی که فضا آرام و هموار است، هنر نیست.

خانیکی افزود: فضیلت طالقانی این بود که در شرایط سخت و در وضعیت امتناع و فروبستگی، گفت‌وگو می‌کرد و راه گفت‌وگو را باز نگه می‌داشت.

وی ادامه داد: ما امروز، برای ادامه این راه، بیش از هر کس به پژوهشگران و کنشگران جوان نیازمندیم؛ کسانی که بتوانند باب گفت‌وگوی طالقانی را در شرایط امتناع و فروبستگی ادامه دهند.

خانیکی در پایان گفت: خلاصه حرف من این است که طالقانی زبان گفت‌وگو را از دل سنگلاخ فروبستگی بیرون کشید؛ سیاست اخلاقی و رویکرد مدنی را در دل سیاست‌های معطوف به قدرت احیا کرد و نشان داد که با تکیه بر فهم تاریخی و روایی می‌توان از دل همین رنج‌های انباشته، نفس امید را زنده کرد. آیت الله طالقانی رنج مستمر را در برابر امید نامیرا فهمید و آن را دنبال کرد.

۱۴۰۵/۶/۲۱ ۲۲:۵۵ ۱۴ دقیقه
لینک کپی شد