پرش به محتوا

آرمان ذاکری در نشست «گفتگو درباره جامعه ایران؛ با نگاهی به کتاب درباره جامعه»/ جامعه ایران بیش از هر چیز به صلح، بخشش و گذشت نیاز دارد/ رنج‌های مشترک می‌تواند جامعه را در کنار هم قرار دهد

آرمان ذاکری  در نشست «گفتگو درباره جامعه ایران؛ با نگاهی به کتاب درباره جامعه»/ جامعه ایران بیش از هر چیز به صلح، بخشش و گذشت نیاز دارد/ رنج‌های مشترک می‌تواند جامعه را در کنار هم قرار دهد

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، هشتمین نشست از سلسله‌نشست‌های «تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر» با عنوان «گفت‌وگو درباره جامعه ایران» و با نگاهی به کتاب «درباره جامعه»، به همت گروه علوم اجتماعی خانه اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری انجمن جامعه‌شناسی ایران، سه‌شنبه ۲۴ شهریورماه ۱۴۰۵ در مرکز نشر دانشگاهی برگزار شد.

در این نشست، غلامرضا غفاری، آرمان ذاکری و محمدرضا کلاهی به بررسی مفهوم جامعه، ضرورت بازگشت به امر اجتماعی، نسبت ساختار و همبستگی اجتماعی با تحولات جامعه ایران و ظرفیت‌های کتاب «درباره جامعه» برای فهم مسائل و پیچیدگی‌های جامعه معاصر ایران پرداختند.

 

دکتر مهدی زعیم، دبیر جلسه، درباره هدف از برگزاری این نشست گفت: این جلسه در ابتدا با هدف نقد و بررسی کتاب «درباره جامعه» نوشته الیوت و ترنر طراحی شده بود، اما با توجه به شرایط جامعه ایران و امکان به‌کارگیری مفاهیم مطرح‌شده در این اثر برای تحلیل وضعیت امروز جامعه، محور نشست به گفت‌وگویی درباره جامعه معاصر ایران تغییر کرد.

او افزود: در این کتاب، جامعه در سه قالب ساختار، همبستگی و آفرینش مورد بررسی قرار گرفته است و می‌توان این مفاهیم را برای شناخت و تحلیل ابعاد مختلف جامعه ایران به کار گرفت.

 

آرمان ذاکری با تشکر از خانه اندیشمندان علوم انسانی و مرکز نشر دانشگاهی برای برگزاری این نشست، در ابتدای سخنان خود با اشاره به آغاز سال تحصیلی گفت: امیدوارم دانشگاه سال آرامی را آغاز کند و اتفاقاتی که این روزها در رسانه‌ها درباره برخوردهای انضباطی و اخراج دانشجویان مطرح می‌شود، متوقف شود. این روند در هیچ شرایطی به نفع کشور نیست و کمکی به حل مسائل جامعه نمی‌کند.

او افزود: جامعه ایران همان‌طور که دکتر کلاهی اشاره کردند، در معرض مجموعه‌ای از تنش‌ها و تخاصمات قرار دارد و امروز بیش از هر چیز به صلح، بخشش و گذشت نیاز دارد. مسئولان وزارت علوم نیز نباید در چنین شرایطی وارد توازن قوای سیاسی شوند، بلکه باید منافع کشور را در نظر بگیرند و روندهایی را که به تشدید تخاصمات در جامعه منجر می‌شود، متوقف کنند.

ذاکری سپس با اشاره به کتاب «درباره جامعه» گفت: من در سه بخش درباره این کتاب صحبت می‌کنم؛ نخست اینکه چرا این کتاب اهمیت دارد، دوم اینکه چرا مفهوم جامعه در دوره‌ای در علوم انسانی به حاشیه رفت و امروز دوباره به آن بازگشته‌ایم و سوم اینکه این رفت‌وبرگشت چه پیامدهایی داشته و جامعه ایران نیز چگونه از این روند تأثیر پذیرفته است.

 

چرا دوباره باید درباره جامعه حرف بزنیم؟

او درباره اهمیت کتاب توضیح داد: اهمیت نخست کتاب، بازگشت به مفهوم جامعه و واقعیت جامعه است و اهمیت دوم این است که جامعه را فقط به عنوان یک ساختار معرفی نمی‌کند، بلکه از جامعه به عنوان همبستگی و آفرینش نیز سخن می‌گوید.

ذاکری ادامه داد: اهمیت بازگشت به مفهوم جامعه از این جهت است که از دهه ۱۹۸۰ به بعد، مفهوم جامعه در ادبیات علوم انسانی تحت تأثیر جریان‌های مختلفی مانند چرخش فرهنگی و چرخش زبانی قرار گرفت و با مفهوم «کلان‌روایت» نیز با مخالفت‌هایی روبه‌رو شد. این نگاه انتقادی معتقد بود مفاهیمی که کلیت ایجاد می‌کنند، ممکن است تفاوت‌های واقعی میان انسان‌ها را نادیده بگیرند و به سرکوب تفاوت‌ها منجر شوند.

وی افزود: در همین دوره، مطالعات فرهنگی به عنوان بدیلی برای جامعه‌شناسی اهمیت پیدا کرد و مفهوم جامعه به تدریج به حاشیه رفت. البته جامعه‌شناسی از بین نرفت و در میان جامعه‌شناسان نیز تلاش‌هایی برای بازاندیشی در مفهوم جامعه شکل گرفت. جنبش‌های اجتماعی و سیاست هویت اهمیت بیشتری پیدا کردند و مفهوم جامعه تا حد زیادی کنار گذاشته شد.

 

وقتی تفاوت‌ها دیده شدند اما شباهت‌ها فراموش شدند

ذاکری با اشاره به پیامدهای این تحول گفت: در علوم انسانی توجه زیادی به مفهوم تفاوت شکل گرفت؛ اینکه زنان، سیاهان، مهاجران، مسلمانان و گروه‌های مختلف هویتی چگونه می‌توانند در جامعه به رسمیت شناخته شوند. این توجه به تفاوت‌ها به خودی خود مسئله نادرستی نبود، اما در این میان چیزی از یاد رفت و آن «شباهت» بود؛ شباهت میان انسان‌هایی که با وجود تفاوت‌های هویتی، ممکن است از مشکلات و رنج‌های مشترکی رنج ببرند.

او ادامه داد: در جامعه ایران نیز امروز این شباهت‌ها تا حد زیادی فراموش شده است. ممکن است افراد زن یا مرد باشند، کرد یا غیرکرد باشند، سنی یا شیعه باشند و هویت‌های متفاوتی داشته باشند، اما در عین حال با مسائل و رنج‌های مشترکی مواجه باشند. به تعبیر اعجاز احمد، یکی از ویژگی‌های این دوره، ترس از شباهت بود؛ چراکه در ذهنیت علوم انسانی، شباهت با تجربه‌هایی مانند استالینیسم و از بین رفتن تفاوت‌ها پیوند خورده بود و نگرانی از نابودی فردیت اهمیت زیادی پیدا کرده بود.

ذاکری گفت: مسئله این نیست که توجه به تفاوت‌ها اشتباه بوده است، بلکه مشکل از جایی آغاز شد که در کنار آن، واقعیت‌های مشترک اجتماعی و مادی فراموش شدند. در همین دوره نئولیبرالی نیز مفهوم جامعه کنار گذاشته شد و مفاهیمی مانند اقتصاد سیاسی و طبقات اجتماعی تا حدی به حاشیه رفتند. گویی تصور شد که همه چیز در فرهنگ و زبان اتفاق می‌افتد و واقعیت‌های سخت اجتماعی دیگر اهمیت سابق را ندارند.

 

بازگشت جامعه در اندیشه اجتماعی

این استاد دانشگاه با اشاره به آثار متفکران معاصر گفت: کتاب «درباره جامعه» را نباید صرفاً یک اثر دانشگاهی دانست که در سال ۲۰۱۲ نوشته شده است، بلکه باید آن را در مجموعه‌ای از آثاری قرار داد که در سال‌های اخیر از بازگشت جامعه، امر اجتماعی و مسئله اجتماعی سخن می‌گویند.

وی افزود: برای مثال، فرانسوا دوبه در سال ۲۰۲۱ متنی با عنوان «بازگشت جامعه» دارد و در آن از این ایده سخن می‌گوید که جامعه یا باید به جامعه بازگردد یا گرفتار بربریت خواهد شد. استدلال او این است که سیاست‌های اقتصادی‌ای که از دهه ۱۹۸۰ در جهان گسترش پیدا کردند، مردم را در برابر قدرت‌های اقتصادی جهانی بی‌دفاع گذاشتند. فردگرایی افراطی نیز امکان کنار هم قرار گرفتن گروه‌های مختلف جامعه برای دفاع از منافع مشترکشان را کاهش داد.

ذاکری ادامه داد: در کنار این مسئله، فرایندهای دموکراتیک نیز به سمتی رفتند که نیروهای سیاسی کمتر و کمتر توانستند جامعه را نمایندگی کنند. حتی متفکرانی مانند عجم‌اوغلو و فوکویاما نیز درباره بحران دموکراسی لیبرال و بحران نمایندگی سخن گفته‌اند. نتیجه این وضعیت آن است که افراد جامعه امکان دفاع جمعی از خود را تا حد زیادی از دست داده‌اند.

او همچنین به آثار جامعه‌شناسان فرانسوی اشاره کرد و گفت: روزان والون نیز در سال ۲۰۱۱ کتابی درباره بازسازی جامعه منتشر کرد؛ اثری که سه سال پس از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ نوشته شد. بحران ۲۰۰۸ نقطه عطف مهمی بود، اما به نظر من هنوز در علوم انسانی ایران آن‌طور که باید به آن توجه نشده است. در این آثار نیز بر افزایش نابرابری و ضرورت بازسازی جامعه تأکید شده است.

ذاکری با اشاره به مفهوم «دو ملت» در آثار بنیامین دیزرائیلی گفت: دیزرائیلی در سال ۱۸۴۵ درباره شکل‌گیری دو ملت، یعنی فقرا و ثروتمندان، هشدار داده بود. امروز دوباره با شرایطی مواجهیم که در آن گروه‌های اجتماعی مختلف از یکدیگر فاصله گرفته‌اند و ضرورت بازسازی جامعه این است که بتوان این فاصله و نابرابری را کاهش داد و دوباره نوعی همبستگی اجتماعی ایجاد کرد.

 

واقعیت‌های سخت اجتماعی را نباید فراموش کرد

او در ادامه با نقد غلبه نگاه فرهنگی و زبانی بر تحلیل‌های اجتماعی گفت: در دوره‌ای که همه چیز را در سطح زبان و فرهنگ توضیح می‌دادیم، اقتصاد سیاسی، طبقات اجتماعی، شیوه تولید و انباشت سرمایه کمتر مورد توجه قرار گرفتند. در حالی که در آثار کلاسیک جامعه‌شناسی، از مارکس و وبر گرفته تا دورکیم، ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و حتی جامعه جهانی موضوع تحلیل بودند.

ذاکری افزود: امروز نیز آثار متعددی درباره بازگشت طبقات اجتماعی و بازگشت مسئله اجتماعی منتشر شده است. دلیل آن این است که جهان پس از چند دهه نشان داده مسائل سختی مانند نابرابری، فقر و جنگ همچنان وجود دارند و نمی‌توان همه آنها را صرفا با زبان و فرهنگ توضیح داد.

وی درباره تأثیر این روند بر ایران گفت: در ایران نیز چه در میان نیروهای حکومتی و چه در میان نیروهای غیرحکومتی، از این فضای فکری تأثیر گرفته‌ایم و گاهی مسائل مادی و سخت جامعه را کنار گذاشته‌ایم. بحث‌هایی درباره مشروعیت، خبر، ذهن و تغییر نگرش‌ها مطرح می‌شود، اما گاهی فراموش می‌کنیم که بیرون از ذهن ما نیز واقعیت‌های سختی وجود دارد و همین مسئله می‌تواند ما را در تحلیل شرایط دچار خطا کند.

 

برای فهم جنگ باید ساختارهای پشت آن را دید

ذاکری برای توضیح این مسئله به سخنرانی خداحافظی آیزنهاور در سال ۱۹۶۱ اشاره کرد و گفت: آیزنهاور در این سخنرانی درباره شکل‌گیری «مجتمع نظامی_صنعتی» در آمریکا هشدار داد. او معتقد بود آمریکا به قدرت نظامی نیاز دارد، اما در عین حال این قدرت نظامی و پیوند آن با صنایع می‌تواند آن‌قدر گسترده شود که آزادی و دموکراسی آمریکا را تهدید کند و تنها شهروندان آگاه می‌توانند از فرایندهای دموکراتیک در برابر این قدرت دفاع کنند.

او ادامه داد: این مجتمع‌های نظامی_صنعتی در دوره جنگ سرد بزرگ‌تر شدند و بخش مهمی از قدرت را در جامعه آمریکا به خود اختصاص دادند. گروه‌های اقتصادی بزرگی نیز شکل گرفتند که از این ساختارها سود می‌برند.

ذاکری با اشاره به دیدگاه ژرژ باتای در کتاب «اقتصاد عام» گفت: باتای در نقد و تکمیل بحث مارکس درباره انباشت سرمایه، این پرسش را مطرح می‌کند که محصول این انباشت چگونه مصرف می‌شود. او از مفهومی به نام «اتلاف» سخن می‌گوید و یکی از شکل‌های آن را جنگ می‌داند. مجتمع‌های نظامی_صنعتی سلاح تولید می‌کنند و این سلاح‌ها باید مصرف شوند تا چرخه تولید و سود ادامه پیدا کند.

وی افزود: به همین دلیل برخی از این ساختارها از جنگ‌های دائمی سود می‌برند و برای آنها وجود دشمن اهمیت پیدا می‌کند. اگر یک سلاح چند میلیون دلاری تولید شود، باید مصرف شود تا دوباره تولید آن ادامه پیدا کند. بنابراین بخشی از واقعیت جنگ، به منافع اقتصادی و ساختارهایی مربوط است که از آن سود می‌برند.

ذاکری با اشاره به تحولات سیاست خارجی آمریکا گفت: اگر فقط از زاویه شکست یا پیروزی نمادین به جنگ‌ها نگاه کنیم، بخشی از واقعیت را نمی‌بینیم. ممکن است آمریکا در ویتنام یا افغانستان به اهداف خود نرسیده باشد یا در عراق به بخشی از اهدافش دست پیدا نکرده باشد، اما در همین جنگ‌ها کشورهای دیگر ویران شدند و مردم هزینه‌های بسیار سنگینی پرداختند.

 

رنج مردم فقط یک مسئله فرهنگی نیست

او با اشاره به شرایط امروز گفت: اهمیت بازگشت به ایده جامعه این است که به ما امکان می‌دهد این ساختارها را هم در سطح ملی و هم در سطح جهانی ببینیم و رابطه آنها را با زبان، فرهنگ و نمادها بررسی کنیم.

ذاکری در ادامه به نمونه‌ای از وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران اشاره کرد و گفت: وقتی گفته می‌شود منابع ارزی اختصاص‌یافته به دارو کاهش پیدا کرده، این مسئله فقط یک عدد اقتصادی نیست. پیامدهای آن می‌تواند در قالب فروش کلیه، سوءتغذیه، توقف درمان و رنج مردم عادی دیده شود. اینها واقعیت‌های مادی زندگی مردم هستند و نمی‌توان آنها را صرفا در سطح زبان، فرهنگ یا مسائل نمادین توضیح داد.

وی تأکید کرد: اگر این بخش از واقعیت را نبینیم، ممکن است تصور کنیم با تغییر روایت‌ها یا شکست یک هیمنه، مسئله حل شده است، در حالی که ساختارهای اقتصادی و اجتماعی همچنان وجود دارند و بر زندگی مردم اثر می‌گذارند.

 

ورای تفاوت‌ها، رنج‌های مشترک وجود دارد

ذاکری در جمع‌بندی سخنان خود گفت: بازگشت به مفهوم جامعه دو امکان مهم در اختیار ما قرار می‌دهد. نخست اینکه بتوانیم ساختارهای اجتماعی را دوباره در سطح ملی و جهانی ببینیم و رابطه آنها را با فرهنگ، زبان و امر نمادین بررسی کنیم. دوم اینکه جامعه به مثابه همبستگی و جامعه به مثابه آفرینش به ما امکان می‌دهد فراتر از تفاوت‌ها و هویت‌های مختلف، شباهت‌های میان انسان‌ها را ببینیم.

او ادامه داد: باید از شباهت نترسیم. میان انسان‌هایی که هویت‌های متفاوت دارند، رنج‌ها و منافع مشترکی وجود دارد. جامعه اگر نخواهد به سمت بربریت برود، باید بتواند حول این رنج‌ها و منافع مشترک شکل بگیرد و از خودش و اعضایش دفاع کند. در غیر این صورت، همان‌طور که فرانسوا دوبه گفته است، انتخاب میان جامعه و بربریت قرار می‌گیرد.

 

۱۴۰۵/۶/۲۸ ۰۰:۴۷ ۱۰ دقیقه
لینک کپی شد