پرش به محتوا

فرشته موتابی در «سمپوزیوم روان‌شناسی زنان در جهان امروز؛ گستره و پویایی‌ها»/ سوگیری جنسیتی در پزشکی؛ وقتی مرد به عنوان هنجار پژوهش در نظر گرفته می‌شود/ نظام تشخیص و پژوهش‌های دارویی از مهم‌ترین زمینه‌های سوگیری جنسیتی هستند

فرشته موتابی در «سمپوزیوم روان‌شناسی زنان در جهان امروز؛ گستره و پویایی‌ها»/ سوگیری جنسیتی در پزشکی؛ وقتی مرد به عنوان هنجار پژوهش در نظر گرفته می‌شود/ نظام تشخیص و پژوهش‌های دارویی از مهم‌ترین زمینه‌های سوگیری جنسیتی هستند

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، سمپوزیوم «روان‌شناسی زنان در جهان امروز: گستره و پویایی‌ها» به همت گروه تخصصی روان‌شناسی زنان انجمن روان‌شناسی ایران و با همکاری گروه روان‌شناسی خانه اندیشمندان علوم انسانی، جمعه ۲۷ شهریورماه ۱۴۰۵ به‌صورت حضوری و آنلاین، در کتابخانه ملی ایران برگزار گردید.

در این نشست، دکتر شیوا دولت‌آبادی، دکتر فرشته موتابی و دکتر فاطمه شفیعی به سخنرانی پرداختند و فایل صوتی سخنرانی دکتر فاطمه کشاورز برای حاضران پخش شد. این رویداد با مدیریت علمی دکتر اکرم خمسه‌ای و دبیری اجرایی دکتر الهامه اشتاد برگزار گردید.

 

سوگیری جنسیتی در قضاوت بالینی؛ از تشخیص تا درمان

فرشته موتابی در این نشست با موضوع «سوگیری جنسیتی در قضاوت بالینی: از نظام تشخیص تا مسیر درمان» به بررسی این پرسش پرداخت که آیا جنسیت بیمار می‌تواند مستقل از شواهد بالینی، بر قضاوت و تصمیم‌گیری متخصصان اثر بگذارد یا خیر. او گفت: سوگیری جنسیتی در قضاوت بالینی به این معناست که جنسیت بیمار، جدا از شواهد بالینی، بر درک علائم، تشخیص، ارزیابی خطر، انتخاب روش درمان یا پیش‌بینی نتیجه درمان اثر بگذارد.

او با بیان اینکه این سوگیری لزوماً آگاهانه نیست، افزود: بسیاری از این فرایندها از همان سازوکارهایی استفاده می‌کنند که در تصمیم‌گیری بالینی به کار می‌روند؛ از جمله میانبرهای ذهنی و کلیشه‌ها. بنابراین حتی درمانگرانی که نگرش برابری‌خواهانه دارند نیز ممکن است تحت تأثیر ریشه‌های جنسیتی و کلیشه‌های موجود قرار بگیرند.

موتابی ادامه داد: این موضوع را می‌توان در مراحل مختلفی از فرایند درمان، از تشخیص و تجویز دارو گرفته تا بستری روان‌پزشکی و روان‌درمانی بررسی کرد. علاوه بر این، باید دید آیا خود دانش و پژوهش‌هایی که مبنای این اقدامات بالینی قرار می‌گیرند نیز تحت تأثیر سوگیری جنسیتی هستند یا خیر.

 

از ملاک‌های تشخیصی تا تفاوت در تشخیص زنان و مردان

موتابی با اشاره به سابقه پژوهش درباره سوگیری جنسیتی در تشخیص گفت: در سال ۱۹۸۳، مارسیا کاپلان استدلال کرد که ملاک‌های تشخیصی اختلالات شخصیت در DSM  به‌گونه‌ای است که برخی ویژگی‌های کلیشه‌ای زنانه را در خود جای داده و در نتیجه زنان بیشتری ممکن است با این ملاک‌ها تشخیص اختلال شخصیت دریافت کنند. در همان سال، دو پژوهشگر دیگر با استفاده از ملاک‌های ساختاریافته و سناریوهای بالینی، به این نتیجه رسیدند که در ملاک‌های DSM سوگیری نظام‌مندی وجود ندارد.

او افزود: اهمیت این مطالعات در این بود که نشان دادند از همان ابتدا درباره وجود یا نبود سوگیری جنسیتی در نظام تشخیص، اختلاف نظر وجود داشته و همین موضوع زمینه را برای پژوهش‌های تجربی بیشتر فراهم کرده است.

موتابی ادامه داد: چند سال بعد، یک مطالعه مبتنی بر سناریو نشان داد نقش‌های جنسیتی می‌توانند بر تفسیر رفتارهایی که در ملاک‌های تشخیصی توصیف شده‌اند اثر بگذارند. بنابراین ممکن است مسئله فقط خود ملاک‌های تشخیصی نباشد، بلکه نحوه تفسیر آنها نیز اهمیت داشته باشد؛ به این معنا که یک رفتار مشابه در زن و مرد می‌تواند به شکل متفاوتی تفسیر و در نهایت با برچسب تشخیصی متفاوتی همراه شود.

او با اشاره به پژوهشی در سال ۲۰۰۷ گفت: در این مطالعه با مشارکت ۵۹۹ نفر و با بررسی شش ملاک از ۱۰ اختلال شخصیت در DSM-IV-TR این احتمال مطرح شد که روش اندازه‌گیری و سنجش ملاک‌ها ممکن است دچار سوگیری باشد، نه لزوماً خود ملاک‌ها.

موتابی به مطالعه‌ای در ترکیه در سال ۲۰۲۴ نیز اشاره کرد و گفت: در این پژوهش، یک سناریوی بالینی یکسان با تغییر جنسیت بیمار در اختیار روان‌پزشکان قرار گرفت و احتمال تشخیص اختلال شخصیت مرزی برای بیمار زن حدود یک‌ونیم برابر بیشتر بود. به این ترتیب، با وجود ثابت بودن ملاک‌های بالینی، تغییر جنسیت بیمار توانست بر تشخیص اثر بگذارد.

او افزود: برخی مطالعات نیز نشان داده‌اند استفاده از مدل پنج‌عاملی شخصیت به جای DSM  می‌تواند اثر جنسیت را کاهش دهد. در مجموع، شواهد نشان می‌دهند که هم در تفسیر رفتار و هم در برخی شیوه‌های استفاده از ملاک‌های تشخیصی، جنسیت می‌تواند بر قضاوت بالینی اثرگذار باشد.

 

تجویز دارو؛ وقتی الگوهای پژوهشی به درمان منتقل می‌شوند

موتابی در ادامه به سوگیری جنسیتی در تجویز دارو پرداخت و گفت: در یک مطالعه در تایوان در سال ۲۰۲۱، مشخص شد هنگامی که روان‌پزشک یا درمانگر مرد بوده، برای بیماران زن بنزودیازپین بیشتری تجویز شده است و این تفاوت زمانی بیشتر بوده که پزشک مرد و بیمار زن بوده است.

او ادامه داد: در یک مطالعه اروپایی در سال ۲۰۲۱ نیز پس از کنترل آماری شدت علائم و تعداد مراجعه به خدمات روان‌پزشکی، زنان همچنان بیشتر از مردان با تشخیص افسردگی و اضطراب مواجه شده و داروهای روان‌پزشکی بیشتری دریافت کرده بودند. پژوهشگران این وضعیت را «پزشکی‌سازی سلامت روان زنان» نامیده‌اند. به گفته موتابی، یک فراتحلیل در سال ۲۰۲۵ نیز شواهد مشابهی را در سطح بین‌المللی گزارش کرده است.

موتابی درباره تفاوت اثر دارو در بدن زنان و مردان گفت: مطالعات نشان داده‌اند که در شرایط مشابه، سطح برخی داروها در بدن زنان می‌تواند بالاتر از مردان باشد و عوامل هورمونی نیز در این تفاوت نقش دارند. با این حال، زنان ممکن است همان میزان یا حتی دوز بالاتری از برخی داروهای روان‌پزشکی دریافت کنند و این موضوع می‌تواند یکی دیگر از زمینه‌های سوگیری جنسیتی باشد.

او تأکید کرد: وقتی از سوگیری جنسیتی صحبت می‌کنیم، منظور لزوماً سوگیری به نفع زنان یا علیه زنان نیست؛ جنسیت می‌تواند در شرایط مختلف به شکل‌های متفاوتی بر نتیجه اثر بگذارد. مسئله اصلی این است که ببینیم آیا جنسیت بیمار در جایی که نباید، وارد فرایند قضاوت بالینی می‌شود یا خیر.

 

بستری روان‌پزشکی؛ نادیده گرفتن نیازهای متفاوت زنان

این پژوهشگر در ادامه به مسئله بستری بیماران در محیط‌های روان‌پزشکی پرداخت و گفت: درباره میزان بستری اجباری زنان و مردان یافته‌های متفاوتی وجود دارد. برخی مطالعات میزان بستری اجباری را در مردان بیشتر گزارش کرده‌اند و برخی مطالعات در کشورهای دیگر، این میزان را در زنان بیشتر دانسته‌اند. اما آنچه در برخی یافته‌ها مشترک است، این است که زنان هنگام بستری، بیشتر به دلیل اختلالات خلقی بستری می‌شوند.

او افزود: مسئله مهم دیگر، طراحی فیزیکی و مدل مراقبت در واحدهای روان‌پزشکی و قانونی مانند بیمارستان‌هاست. این ساختارها در بسیاری از موارد بر مبنای نیازهای مردانه طراحی شده‌اند و نیازهای زنان، از جمله میزان و نحوه ارتباط آنان با فرزندانشان، در این واحدها به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.

 

روان‌درمانی؛ شواهدی از سوگیری در رابطه درمانی دیده نشده است

موتابی در ادامه به حوزه روان‌درمانی که به گفته او حوزه تخصصی خودش است، اشاره کرد و گفت: برخلاف انتظار اولیه، پژوهش‌ها شواهد قابل توجهی از سوگیری جنسیتی در روان‌درمانی نشان نداده‌اند. به این معنا که زن یا مرد بودن مراجع، زن یا مرد بودن درمانگر یا حتی هم‌جنس بودن درمانگر و درمانجو، تأثیر مشخصی بر پیامدهای درمان نداشته است.

او با اشاره به یک تحلیل اکتشافی در سال ۲۰۱۴ گفت: در این مطالعه اثر کوچکی به نفع زنان مشاهده شد، اما این اثر در پیامدهای درمان نبود، بلکه در رابطه درمانی دیده شد. زمانی که درمانگر و درمانجو هر دو زن بودند، درمانجو اتحاد درمانی بیشتری را تجربه و گزارش کرده بود؛ اما این تفاوت لزوماً به تغییر قابل توجه در نتیجه نهایی درمان منجر نشده بود.

موتابی ادامه داد: بنابراین برخلاف حوزه تشخیص و تجویز دارو، در خود فرایند روان‌درمانی شواهد زیادی از سوگیری جنسیتی دیده نمی‌شود. به نظر می‌رسد سوگیری جنسیتی در روان‌شناسی و روان‌پزشکی بیشتر می‌تواند یک پدیده ساختاری باشد؛ یعنی ابزارها و ملاک‌های تشخیصی ممکن است سوگیری داشته باشند، اما این سوگیری الزاماً در رابطه میان درمانگر و درمانجو تکرار نمی‌شود.

 

وقتی خود پژوهش نیز می‌تواند سوگیری ایجاد کند

موتابی در بخش دیگری از سخنان خود به سوگیری در پژوهش و فرایند تولید دانش پرداخت و گفت: یکی از نمونه‌های مهم، کم‌نمایی زنان در کارآزمایی‌های دارویی است که در یک فرایند تاریخی شکل گرفته است. در بسیاری از پژوهش‌هایی که مبنای تدوین دستورالعمل‌ها و تعیین دوز داروهای روان‌پزشکی قرار گرفته‌اند، تعداد مردان شرکت‌کننده بیشتر از زنان بوده است و این مسئله می‌تواند به ایجاد سوگیری منجر شود؛ به‌ویژه آنکه داروها ممکن است در بدن زنان و مردان به شکل متفاوتی عمل کنند.

او افزود: در نمونه‌گیری‌های بالینی نیز مسئله مشابهی وجود دارد. برای مثال، در برخی پژوهش‌های دارویی از مراکز درمانی مشخصی استفاده می‌شود و در کشورهای مختلف، به‌ویژه در اروپا، ممکن است ترکیب مراجعان این مراکز از نظر جنسیتی متفاوت باشد. در نتیجه، ترکیب نمونه پژوهش نیز می‌تواند تحت تأثیر قرار گیرد.

موتابی این مسئله را در قالب مفهوم «هنجار مردانه» توضیح داد و گفت: در این نگاه، مرد به عنوان استاندارد در نظر گرفته می‌شود و زنان نوعی تغییر یا نسخه متفاوت از این استاندارد تلقی می‌شوند. در نتیجه، یافته‌های علمی بر اساس پژوهش‌های انجام‌شده روی مردان شکل می‌گیرند و در مرحله بعد برای زنان تغییراتی در نظر گرفته می‌شود.

 

محدودیت‌های پژوهش‌ها را هم باید در نظر گرفت

او در پایان تأکید کرد: با وجود همه این یافته‌ها، باید محدودیت‌های خود پژوهش‌هایی را که درباره سوگیری جنسیتی انجام شده‌اند نیز در نظر گرفت. یکی از این محدودیت‌ها، محدودیت ذاتی مطالعات سناریومحور است. زمانی که یک سناریو به فرد، چه درمانگر و چه فرد عادی، ارائه می‌شود و از او پرسیده می‌شود اگر چنین شرایطی برای شما اتفاق می‌افتاد چه تصمیمی می‌گرفتید، پاسخ او لزوماً با رفتاری که در شرایط واقعی از خود نشان می‌دهد یکسان نیست.

موتابی افزود: بخش قابل توجهی از اطلاعاتی که درباره سوگیری جنسیتی ارائه شد، از همین طرح‌های پژوهشی به دست آمده است. علاوه بر این، بسیاری از این یافته‌ها هنوز به اندازه کافی تکرار نشده‌اند و برخی بر اساس یک یا چند مطالعه محدود هستند. بنابراین در تفسیر این نتایج باید محدودیت‌های روش‌شناختی پژوهش‌ها را نیز در نظر گرفت.

 

۱۴۰۵/۷/۱ ۰۱:۲۰ ۸ دقیقه
لینک کپی شد