پرش به محتوا

صادق رئیسی‌کیا در نشست «حکمرانی خوب در ورزش ایران: تحلیلی بر نقش اساسنامه فدراسیون‌های ورزشی»/ فدراسیون‌های ورزشی باید از دولت‌محوری فاصله بگیرند/ ضرورت تقویت شفافیت، پاسخگویی و مدیریت تعارض منافع در فدراسیون‌های ورزشی

صادق رئیسی‌کیا در نشست «حکمرانی خوب در ورزش ایران: تحلیلی بر نقش اساسنامه فدراسیون‌های ورزشی»/ فدراسیون‌های ورزشی باید از دولت‌محوری فاصله بگیرند/ ضرورت تقویت شفافیت، پاسخگویی و مدیریت تعارض منافع در فدراسیون‌های ورزشی

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «حکمرانی خوب در ورزش ایران: تحلیلی بر نقش اساسنامه فدراسیون‌های ورزشی» به همت گروه ورزش خانه اندیشمندان علوم انسانی، چهارشنبه ۸ مهرماه ۱۴۰۵ در بستر اسکای‌روم برگزار گردید.

در این نشست، صادق رئیسی‌کیا، حقوقدان ورزشی؛ علی رغبتی، دبیر ستاد تدوین اساسنامه فدراسیون‌های ورزشی؛ و داود حومنیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، به واکاوی ابعاد مختلف حکمرانی در ورزش کشور و تحلیل نقش و جایگاه اساسنامه‌ها در فدراسیون‌های ورزشی پرداختند.


محمدحسن پیمان‌فر، دبیر نشست، در ابتدای این برنامه با اشاره به موضوع «حکمرانی خوب در ورزش» گفت: بهبود وضعیت ورزش کشور در گرو استقرار حکمرانی مطلوب است و اساسنامه فدراسیون‌های ورزشی به عنوان یکی از مهم‌ترین اسناد بالادستی، نقش مؤثری در ساختار مدیریتی، انتخاباتی و توسعه ورزش دارد.

وی افزود: فدراسیون‌های ورزشی در هویت‌بخشی به ورزش کشور، دیپلماسی ورزشی و ایجاد انسجام اجتماعی نقش مهمی ایفا می‌کنند و بررسی قوت‌ها و ضعف‌های اساسنامه‌ها می‌تواند به اصلاح ساختار حکمرانی ورزش کمک کند.

 

اساسنامه، زیرساخت حکمرانی خوب در ورزش است

صادق رئیسی‌کیا با اشاره به توضیحات علی رغبتی درباره روند تاریخی شکل‌گیری فدراسیون‌های ورزشی و تدوین اساسنامه‌ها گفت: اساسنامه یک سند بسیار مهم در مباحث مربوط به حاکمیت شرکتی و حکمرانی خوب است؛ زیرا ساختار، مشروعیت، اعتبار و نحوه فعالیت یک نهاد را مشخص می‌کند. بنابراین اعمال حکمرانی خوب و پیاده‌سازی حاکمیت شرکتی بدون وجود یک اساسنامه مؤثر و کارآمد امکان‌پذیر نیست.

وی ادامه داد: اگر قرار است حکمرانی خوب در ورزش جمهوری اسلامی ایران اعمال شود، یکی از نقاط مهم توجه باید اساسنامه‌ها باشد و باید بررسی کنیم که آیا اساسنامه‌های فعلی ظرفیت لازم برای تحقق حکمرانی خوب را دارند یا خیر. یک موضوع این است که اساسنامه فعلی چه ویژگی‌هایی دارد و موضوع دیگر این است که اساسنامه مطلوب چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد و تا چه اندازه می‌تواند به نسل جدید فدراسیون‌ها و باشگاه‌داری کمک کند.

 

حاکمیت شرکتی؛ از واکنش به بحران تا نقش فعال هیئت‌مدیره

رئیسی‌کیا با اشاره به سابقه شکل‌گیری مباحث حکمرانی خوب و حاکمیت شرکتی در جهان اظهار کرد: نزدیک به نیم قرن است که در اقتصادهای بزرگ جهان، از جمله آمریکا، انگلستان، استرالیا و برخی کشورهای غربی، مباحث مربوط به حکمرانی خوب و حاکمیت شرکتی مورد توجه قرار گرفته است. بخشی از این مباحث در واکنش به مشکلاتی شکل گرفت که شرکت‌های بزرگ، با وجود برخورداری از مدیران و هیئت‌مدیره‌های شناخته‌شده، با آنها مواجه شدند؛ از کاهش ارزش سهام و ورشکستگی گرفته تا سوءمدیریت، ارائه اطلاعات غیرواقعی و عقب ماندن از رقابت.

وی افزود: نمونه‌هایی مانند شرکت‌های فعال در صنعت دوربین که با ظهور دوربین‌های دیجیتال از تحولات عقب ماندند. یا ماجرای نوکیا نشان داد که حتی حضور مدیران توانمند در یک مجموعه، لزوماً به معنای کارآمدی آن مجموعه نیست. این پرسش برای پژوهشگران مدیریت و حقوق مطرح شد که چگونه ممکن است افرادی که هرکدام به صورت مستقل توانمند و شناخته‌شده هستند، در کنار یکدیگر ساختاری ناکارآمد ایجاد کنند.

رئیسی‌کیا گفت: یکی از نتایج این مباحث، توجه بیشتر به حاکمیت شرکتی و نقش هیئت‌مدیره بود. امروزه هیئت‌مدیره نباید صرفاً یک نهاد ناظر و تماشاگر باشد، بلکه باید نقش فعالی در تعیین راهبردها، نظارت بر مدیران اجرایی، تعیین چارچوب‌های مربوط به پاداش و حقوق مدیران، استخدام، حفظ کارآمدی و نظام مالی داشته باشد.

وی با استفاده از یک مثال ورزشی توضیح داد: اگر بخواهیم این موضوع را در قالب ورزش بیان کنیم، هیئت‌مدیره نسبت به مدیرعامل مانند مربی نسبت به تیم اجرایی است. هیئت‌مدیره باید تیم اجرایی را هدایت و بر عملکرد آن نظارت کند، نه اینکه تمام تلاشش این باشد که جای مدیرعامل را بگیرد. جایگاه هیئت‌مدیره زمانی معنا پیدا می‌کند که اعضای آن نقش راهبری و نظارتی خود را به درستی ایفا کنند.

 

شفافیت؛ فراتر از انتشار حقوق مدیران

رئیسی‌کیا یکی از اصول اساسی حکمرانی خوب را شفافیت دانست و گفت: شفافیت فقط به این معنا نیست که یک فدراسیون فیش حقوقی مدیران را منتشر کند. تمام داده‌های مهم یک نهاد که بر ذینفعان، حامیان مالی، سرمایه‌گذاران و مشارکت‌کنندگان تأثیر می‌گذارد،ف باید تا حد امکان در دسترس قرار گیرد.

وی افزود: صورت‌های مالی، درآمدها، هزینه‌ها، گزارش سود و زیان، برنامه‌های آینده، راهبردها، چشم‌انداز و تصمیمات مهم باید به شکل شفاف منتشر شود. حتی جلسات و تصمیمات کمیته‌ها نیز نباید در کشو بماند و ذینفعان باید بدانند که چه تصمیمی گرفته شده است.

رئیسی‌کیا با اشاره به نمونه‌های بین‌المللی گفت: برای مثال، وقتی فیفا درباره تغییر ساختار جام جهانی و افزایش تعداد تیم‌ها تصمیم‌گیری می‌کند، دلایل و سازوکارهای آن را اعلام می‌کند و موضوعاتی مانند درآمدها، هزینه‌ها، میزبانی و الزامات مربوط به ورزشگاه‌ها نیز در چارچوب‌های مشخص مورد توجه قرار می‌گیرد.

وی همچنین به استانداردسازی باشگاه‌های فوتبال اشاره کرد و گفت: در این حوزه، موضوع شفافیت را می‌توان در سطح مالی، حقوقی، زیرساختی و آموزشی مشاهده کرد. باشگاه باید بداند چه استانداردهایی دارد و هوادار، بازیکن، مربی، سرمایه‌گذار و فدراسیون نیز باید بدانند چه الزامات و ضوابطی قرار است رعایت شود.

رئیسی‌کیا تأکید کرد: اساسنامه‌های فعلی فدراسیون‌ها نسبت به گذشته ترکیب‌های بهتری پیدا کرده‌اند، اما همچنان از نظر شفافیت به سطحی که بتواند اعتماد عمومی را به اندازه کافی جلب کند، نرسیده‌ایم و نیازمند نسخه کامل‌تر و حرفه ای تری از اساسنامه‌ها هستیم.

 

پاسخگویی و نظارت؛ حلقه‌ای که باید تقویت شود

رئیسی‌کیا اصل دیگر حکمرانی خوب را پاسخگویی دانست و گفت: ورزش حوزه‌ای است که تقریباً همه جامعه آن را دنبال می‌کنند و تصمیمات یک فدراسیون، حتی اگر بودجه آن در مقایسه با شرکت‌های بزرگ اقتصادی بسیار محدود باشد، می‌تواند پیامدهای اجتماعی، رسانه‌ای و حتی بین‌المللی گسترده‌ای داشته باشد. بنابراین لازم است مدیران و نهادهای ورزشی در برابر ذینفعان خود پاسخگو باشند.

وی ادامه داد: فدراسیون‌ها باید در برابر نهادهای نظارتی داخلی و در موارد لازم در برابر نهادهای عمومی پاسخگو باشند. اگر دولت منابعی در اختیار یک فدراسیون قرار می‌دهد، طبیعی است که درباره نحوه هزینه‌کرد آن سؤال کند؛ اما این نظارت نباید به دخالت در امور اجرایی و مدیریتی فدراسیون تبدیل شود.

رئیسی‌کیا با اشاره به مسئله سرپرستی طولانی‌مدت در برخی فدراسیون‌ها اظهار کرد: وقتی یک فدراسیون مدت زیادی با سرپرست اداره می‌شود، این پرسش مطرح است که چه کسی باید درباره ادامه این وضعیت پاسخگو باشد و چرا فرآیند انتخابات به نتیجه نمی‌رسد. همچنین اگر انتخابات یک فدراسیون از سوی دیوان عدالت اداری ابطال شود، باید مشخص باشد چه کسی مسئول این وضعیت است.

وی افزود: برای تقویت پاسخگویی، لازم است نهادهای داخلی مانند کمیته‌های انضباطی، استیناف و اخلاق، استقلال بیشتری داشته باشند. قرار نیست برای هر موضوعی سازمان بازرسی، وزیر ورزش یا دیوان محاسبات وارد جزئیات مدیریت فدراسیون شود؛ بلکه باید سازوکارهای نظارت داخلی را تقویت کرد تا فدراسیون ضمن حفظ استقلال، پاسخگو نیز باشد.

 

کارایی نباید فقط با تعداد مدال سنجیده شود

رئیسی‌کیا اصل دیگر حکمرانی خوب را کارایی و بهره‌وری عنوان کرد و گفت: اقتصاد به ما می‌آموزد که با منابع محدود، بیشترین خروجی ممکن را ایجاد کنیم. در ورزش نیز باید منابع مالی، انسانی و زیرساختی محدود را به شکلی مصرف کنیم که بیشترین نتیجه ورزشی و اجتماعی حاصل شود.

وی ادامه داد: ما چندین دهه پس از جنگ را پشت سر گذاشته‌ایم، اما هنوز گزارش‌های جامع و مستمر درباره عملکرد و بهره‌وری فدراسیون‌ها نداریم. معمولاً تعداد مدال‌ها یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی عملکرد قرار می‌گیرد، در حالی که مدال مهم است اما تنها معیار نیست.

رئیسی‌کیا توضیح داد: باید بررسی کنیم که موفقیت‌های ورزشی تا چه اندازه پایدار بوده، منابع در چه رشته‌هایی هزینه شده، چه میزان پیشرفت در رشته‌های مختلف اتفاق افتاده و آیا تخصیص منابع متناسب با اهداف ورزش کشور بوده است یا خیر. ارزیابی عملکرد نیز نباید صرفاً بر اساس گزارشی باشد که وزیر یا مدیر یک مجموعه ارائه می‌کند، بلکه باید ذینفعان مختلف در ارزیابی مشارکت داشته باشند.

وی افزود: ممکن است یک فدراسیون از نظر تعداد مدال عملکرد خوبی داشته باشد، اما اتفاقی که برای یک بازیکن یا مربی در یک سفر خارجی رخ می‌دهد، نشان دهد که در زمینه نظارت، مسئولیت‌پذیری یا مدیریت تیمی ضعف‌هایی وجود دارد. بنابراین ارزیابی عملکرد باید چندبعدی باشد.

 

پایداری مالی؛ یکی از الزامات حکمرانی خوب

رئیسی‌کیا یکی دیگر از الزامات حکمرانی خوب را پایداری مالی دانست و گفت: فدراسیون‌ها و مجموعه‌های حرفه‌ای ورزشی باید به سمت ایجاد درآمدهای پایدار حرکت کنند. جذب حامی مالی، درآمدهای تجاری، حق پخش تلویزیونی و رسانه‌ای و ظرفیت‌های درآمدی فضای دیجیتال، باید در ساختار اقتصادی ورزش جدی گرفته شود.

وی ادامه داد: حمایت دولت می‌تواند وجود داشته باشد، اما منطقی نیست که سهم اتکای فدراسیون‌ها به منابع دولتی برای دهه‌ها ثابت بماند. اساسنامه باید به گونه‌ای تنظیم شود که فدراسیون‌ها و لیگ‌ها بتوانند در برابر شوک‌های اقتصادی، تحریم‌ها، نوسانات ارزی و سایر مشکلات، منابع مالی باثبات‌تری داشته باشند.

رئیسی‌کیا تأکید کرد: لیگ می‌تواند برای باشگاه‌ها و فدراسیون مانند یک کارخانه درآمدزایی عمل کند. اگر لیگ به شکل صحیح مدیریت شود، می‌تواند درآمد ایجاد کند و بخشی از مشکلات اقتصادی باشگاه‌ها و فدراسیون را کاهش دهد. برای این کار نیز به چارچوب‌های مشخص نظارت، گزارش‌دهی و ارزیابی نیاز داریم.

وی همچنین درباره حق پخش و حقوق رسانه‌ای گفت: موضوع حق پخش تلویزیونی و حقوق رسانه‌ای باید در قوانین و اساسنامه‌ها جایگاه محکم‌تری پیدا کند. در برنامه‌های توسعه نیز درباره این موضوع صحبت شده، اما در عمل هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده‌ایم و لازم است جایگاه حقوقی آن تقویت شود.

 

انطباق با مقررات و مسئولیت‌پذیری مدیران

رئیسی‌کیا با اشاره به ضرورت رعایت مقررات داخلی و بین‌المللی اظهار کرد: در سال‌های گذشته موارد مختلفی از محرومیت مربیان و بازیکنان، جریمه‌ها و تعلیق‌ها را شاهد بوده‌ایم. باید سازوکارهایی وجود داشته باشد که اگر یک مدیر یا مسئول بر اثر بی‌دقتی یا عدم رعایت مقررات خسارتی ایجاد کرد، مسئولیت آن مشخص شود.

وی افزود: نمی‌توان اجازه داد فردی که در دوره مدیریت خود موجب ایجاد خسارت شده، بدون هیچ سازوکار پاسخگویی دوباره به ساختار مدیریتی بازگردد و همان اتفاق را تکرار کند. گزارش عملکرد و ارزیابی مدیران باید جدی‌تر گرفته شود و ذینفعان بیشتری نیز در فرآیند مدیریت فدراسیون‌ها حضور داشته باشند.

 

مدیریت تعارض منافع؛ ضرورت شناسایی موقعیت‌های متعارض

در ادامه این نشست، رئیسی‌کیا در پاسخ به پرسشی درباره تعارض منافع در مدیریت ورزش گفت: موضوع تعارض منافع طی حدود یک دهه اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده است. وقتی فردی به اطلاعات خاص دسترسی دارد، ممکن است از آن اطلاعات برای ایجاد رانت اطلاعاتی استفاده شود و وقتی به منابع و امکانات دسترسی دارد نیز امکان شکل‌گیری رانت مالی وجود دارد.

وی توضیح داد: اساسنامه باید موقعیت‌های مهم تعارض منافع را شناسایی و سازوکار اعلام آن را مشخص کند. لازم نیست تمام حالت‌های ممکن در اساسنامه نوشته شود، اما باید چارچوبی وجود داشته باشد که هرگاه یک عضو مجمع، کمیته اخلاق یا هر ذینفع دیگری احتمال تعارض منافع را مشاهده کرد، بتواند آن را اعلام کند.

رئیسی‌کیا تأکید کرد: کسی که تعارض منافع را شناسایی می‌کند، نباید الزاماً همان فردی باشد که درباره وجود یا نبود آن تصمیم می‌گیرد. تشخیص، اعلام و تصمیم‌گیری باید از یکدیگر تفکیک شود. جدایی نقش‌های قانون‌گذاری، نظارتی و تصمیم‌گیری، یکی از اصول حکمرانی خوب است و در اساسنامه‌های فعلی در این زمینه همچنان خلأهایی وجود دارد.

وی در عین حال گفت: مشکل اصلی ورزش ایران فقط کمبود قانون نیست. در بسیاری از حوزه‌ها قوانین و اساسنامه‌ها طی چند دهه تدوین و اصلاح شده‌اند و نسبت به گذشته پیشرفت‌هایی داشته‌اند، اما مسئله مهم‌تر، میزان پایبندی به همین قوانین و مقررات موجود است.

 

قانون‌مداری و ضرورت به‌روزرسانی اساسنامه‌ها

رئیسی‌کیا با تأکید بر اینکه اصلاح اساسنامه‌ها باید یک فرآیند مستمر باشد، گفت: حتی اگر یک اساسنامه سال گذشته نوشته شده باشد، ممکن است شش ماه بعد تجربه‌های جدیدی به دست بیاید که نشان دهد بخشی از آن نیازمند اصلاح است. بنابراین باید سازوکاری برای به‌روزرسانی سریع و مستمر اساسنامه‌ها وجود داشته باشد تا خطاهای تجربه‌شده اصلاح و کارآمدی ساختار حفظ شود.

وی افزود: در بسیاری از موارد، مشکل فقط این نیست که اساسنامه چه می‌گوید، بلکه مسئله این است که اساسنامه اجرا نمی‌شود و ضمانت اجرای کافی وجود ندارد. اگر مجمع که بالاترین رکن یک فدراسیون است، وظیفه نظارت خود بر هیئت‌رئیسه را انجام ندهد، باید مشخص باشد، چه سازوکاری برای برخورد با این وضعیت وجود دارد.

رئیسی‌کیا ادامه داد: حتی ممکن است برخی اعضای مجمع، اساسنامه خود فدراسیون را به‌طور کامل نخوانده باشند. این مسئله فقط مختص ورزش نیست و به فرهنگ عمومی قانون‌مداری نیز مربوط می‌شود. اگر در اساسنامه آمده باشد فردی نمی‌تواند برای دوره سوم نامزد شود، نمی‌توان با تفسیرهای مختلف این محدودیت را نادیده گرفت. برای حل این مسئله، علاوه بر اصلاح ساختار، به آموزش، نظارت کارشناسی، مطالبه‌گری رسانه‌ها و حساسیت بیشتر افکار عمومی نیاز داریم.

 

فاصله گرفتن از دولت‌محوری و ساده‌سازی ساختارها

وی با اشاره به ساختار فعلی فدراسیون‌ها اظهار کرد: اساسنامه‌های فدراسیون‌ها تا حدی دولت‌محور هستند و یکی از دلایل آن نیز وابستگی فدراسیون‌ها به منابع و حمایت‌های دولتی است. باید پذیرفت که فدراسیون‌های ورزشی طی سال‌های گذشته رشد کرده‌اند و لازم است متناسب با این رشد، استقلال و ظرفیت مدیریتی آنها نیز تقویت شود.

رئیسی‌کیا گفت: این به معنای آن نیست که دولت باید کاملاً از ورزش کنار برود. نه استقلال مطلق و بدون نظارت راه‌حل است و نه دخالت مستقیم دولت در امور اجرایی. باید به‌تدریج از مداخله مستقیم فاصله گرفت و در مقابل، نظارت و حسابرسی را تقویت کرد. این یک فرآیند تدریجی است و نمی‌توان انتظار داشت در یک یا دو سال به‌طور کامل اتفاق بیفتد.

وی همچنین بر ضرورت ساده‌سازی ساختارها تأکید کرد و افزود: بسیاری از ساختارهای موجود پیچیده و زمان‌بر هستند، در حالی که در دنیا حرکت به سمت مقررات‌زدایی، ثبت سریع شرکت‌ها و امکان تغییر سریع ساختارهاست. اساسنامه‌های ورزشی نیز باید تا حد امکان ساده، شفاف و کارآمد باشند.

 

استقلال نهادهای قضایی و حل اختلاف

رئیسی‌کیا یکی دیگر از الزامات حکمرانی خوب را استقلال نهادهای حل اختلاف و قضایی دانست و گفت: نهادهای قضایی ورزشی باید بتوانند در برابر رئیس فدراسیون یا هیئت‌رئیسه نیز تصمیم بگیرند و نباید تحت کنترل همان ساختاری باشند که قرار است درباره عملکرد آن تصمیم‌گیری کنند.

وی با اشاره به تجربه فیفا توضیح داد: در ساختار فیفا نیز پس از پرونده‌های مختلف و اصلاحات صورت‌گرفته، تلاش شد نهادهای قضایی از هیئت‌رئیسه استقلال بیشتری داشته باشند و مشروعیت آنها از مجمع گرفته شود. در ایران نیز باید سازوکاری وجود داشته باشد که نهادهای قضایی داخلی بتوانند بدون فشار مدیریتی به شکایات و اختلافات رسیدگی کنند.

 

ضرورت داشتن راهبرد کلان برای ورزش

رئیسی‌کیا در ادامه با اشاره به نبود یک سیاست روشن و جامع در حوزه ورزش حرفه‌ای گفت: یکی از مسائل مهم این است که هنوز رابطه روشنی میان ورزش حرفه‌ای، ورزش همگانی، سلامت عمومی، پرورش بازیکن و اقتصاد باشگاه‌ها تعریف نشده است.

وی افزود: امروز شاهد حضور نهادهای مختلف از شهرداری‌ها و بانک‌ها گرفته تا بخش خصوصی در باشگاه‌داری هستیم، اما مشخص نیست این مدل‌ها بر اساس چه سیاست کلانی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. گاهی سرمایه‌گذار خصوصی وارد می‌شود و با مشکل مواجه می‌شود و از سوی دیگر نهادهای عمومی منابع قابل توجهی را صرف باشگاه‌داری می‌کنند، بدون اینکه همیشه نتیجه مشخص و قابل ارزیابی وجود داشته باشد.

رئیسی‌کیا تأکید کرد: لازم است یک سند یا سیاست کلان برای ورزش وجود داشته باشد تا مشخص شود ورزش حرفه‌ای چه جایگاهی دارد، باشگاه‌ها چگونه باید اداره شوند و ارتباط آنها با ورزش پایه و سلامت عمومی چگونه باید باشد.

 

باشگاه‌محوری و تقویت نقش ذینفعان

وی با اشاره به ساختار مجامع فدراسیون‌ها گفت: در ورزش حرفه‌ای و قهرمانی، باید نقش باشگاه‌ها در ساختار فدراسیون‌ها پررنگ‌تر شود. در برخی موارد باشگاه‌های فعال در لیگ‌های پایین‌تر عضو مجمع نیستند، در حالی که ساختارهایی مانند هیئت‌های استانی سال‌هاست در ترکیب مجامع حضور دارند.

رئیسی‌کیا افزود: اگر قرار است فدراسیون در حوزه ورزش حرفه‌ای فعالیت کند، باید ساختار آن تا حد زیادی باشگاه‌محور باشد. البته بحث مالکیت عمومی یا خصوصی باشگاه‌ها موضوع دیگری است، اما باشگاه‌ها، بازیکنان، مربیان و سایر ذینفعان باید در تصمیم‌گیری‌ها نقش واقعی داشته باشند.

 

شفافیت اطلاعاتی و مسئولیت اجتماعی ورزش

رئیسی‌کیا با تأکید بر ضرورت دسترسی عمومی به اطلاعات ورزشی گفت: وب‌سایت فدراسیون‌ها باید به‌روز باشد و آخرین نسخه اساسنامه، اصلاحات آن، آیین‌نامه‌ها، تصمیمات کمیته‌ها، آرای نهادهای قضایی و ترکیب کمیته‌ها در دسترس باشد. حتی اگر در آرای قضایی نام افراد حذف شود، اصل تصمیم و محتوای رأی می‌تواند منتشر شود.

وی ادامه داد: این اطلاعات فقط برای هواداران نیست، بلکه برای دانشگاهیان، پژوهشگران، رسانه‌ها و سرمایه‌گذاران نیز اهمیت دارد. وقتی اطلاعات عمومی منتشر نشود، امکان ارزیابی و مطالبه‌گری نیز کاهش پیدا می‌کند.

رئیسی‌کیا همچنین بر نقش ورزش در تقویت سرمایه اجتماعی تأکید کرد و گفت: جامعه ایران در سال‌های مختلف با بحران‌هایی مانند زلزله، سیل، جنگ و دیگر مشکلات مواجه بوده است. ورزش می‌تواند در تقویت سرمایه اجتماعی و ایجاد ارتباط میان ظرفیت‌های اجتماعی و اقتصادی نقش داشته باشد. بنابراین مسئولیت اجتماعی ورزش نیز باید در ساختارهای مدیریتی و اساسنامه‌ها مورد توجه قرار گیرد.

 

اقتصاد ورزشی و آینده لیگ‌ها

وی در پایان گفت: فدراسیون‌ها باید به شکل جدی‌تر به اقتصاد ورزش، تقویت لیگ‌ها و توسعه باشگاه‌ها توجه کنند. البته فدراسیون نباید صرفاً به یک شرکت تجاری تبدیل شود، اما لیگ‌ها و باشگاه‌های حرفه‌ای و قهرمانی باید با مدل‌های اقتصادی و تجاری سالم و کارآمد اداره شوند.

رئیسی‌کیا تأکید کرد: اگر قرار است حکمرانی خوب در ورزش محقق شود، باید هم‌زمان شفافیت، پاسخگویی، کارایی، پایداری مالی، رعایت مقررات، مدیریت تعارض منافع، استقلال نهادهای نظارتی و مشارکت ذی‌نفعان تقویت شود. اصلاح اساسنامه‌ها بخشی از این مسیر است، اما در نهایت مهم‌تر از وجود قانون، پایبندی به قانون و ایجاد سازوکارهایی است که اجرای آن را تضمین کند.

۱۴۰۵/۷/۱۳ ۱۱:۳۱ ۱۵ دقیقه
لینک کپی شد