داود حومنیان در نشست «حکمرانی خوب در ورزش ایران: تحلیلی بر نقش اساسنامه فدراسیونهای ورزشی»/ اساسنامه فدراسیونهای ورزشی با واقعیتهای موجود فاصله دارد/ دولت در انتخابات فدراسیونها همچنان نفوذ دارد
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «حکمرانی خوب در ورزش ایران: تحلیلی بر نقش اساسنامه فدراسیونهای ورزشی» به همت گروه ورزش خانه اندیشمندان علوم انسانی، چهارشنبه ۸ مهرماه ۱۴۰۵ در بستر اسکایروم برگزار گردید.
در این نشست، صادق رئیسیکیا، حقوقدان ورزشی؛ علی رغبتی، دبیر ستاد تدوین اساسنامه فدراسیونهای ورزشی؛ و داود حومنیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، به واکاوی ابعاد مختلف حکمرانی در ورزش کشور و تحلیل نقش و جایگاه اساسنامهها در فدراسیونهای ورزشی پرداختند.
محمدحسن پیمانفر، دبیر نشست، در ابتدای این برنامه با اشاره به موضوع «حکمرانی خوب در ورزش» گفت: بهبود وضعیت ورزش کشور در گرو استقرار حکمرانی مطلوب است و اساسنامه فدراسیونهای ورزشی به عنوان یکی از مهمترین اسناد بالادستی، نقش مؤثری در ساختار مدیریتی، انتخاباتی و توسعه ورزش دارد.
وی افزود: فدراسیونهای ورزشی در هویتبخشی به ورزش کشور، دیپلماسی ورزشی و ایجاد انسجام اجتماعی نقش مهمی ایفا میکنند و بررسی قوتها و ضعفهای اساسنامهها میتواند به اصلاح ساختار حکمرانی ورزش کمک کند.
ترکیب مجمع و مسئله حق رأی
داود حومنیان با اشاره به ماده ۱۳ اساسنامه فدراسیونهای ورزشی، آن را یکی از اساسیترین نقاط قابل نقد در این اساسنامه دانست و گفت: در ماده ۱۳ درباره مجمع عمومی و افرادی که حق رأی دارند، مواردی مطرح شده که به نظر من نیازمند بازنگری و تقویت است. در این اساسنامه، تعداد اعضای دارای حق رأی در حالت پایه حدود ۵۰ نفر است که با اضافه شدن نمایندگان باشگاهها، این تعداد میتواند به ۷۲ نفر هم برسد.
وی افزود: پرسش اساسی این است که آیا تمام این افراد واقعاً نسبت به فرد یا افرادی که قرار است به آنها رأی بدهند، شناخت و اشراف کافی دارند؟ طبیعتاً چنین شناخت کاملی وجود ندارد. هرچه تعداد افراد دارای حق رأی افزایش پیدا کند، اگر سازوکار انتخاب و شناخت کاندیداها به درستی طراحی نشده باشد، مشکلات بیشتری نیز ایجاد خواهد شد.
حومنیان یکی دیگر از اشکالات را مربوط به شرط سابقه مدیریتی دانست و اظهار کرد: سابقه مدیریتی در برخی موارد به شکل سلیقهای و تفسیری اجرا میشود و اگر فردی این سابقه را نداشته باشد، شرایط دیگری جایگزین آن میشود. به نظر من این بخش باید بهصورت روشن و بدون امکان تفسیرهای مختلف اصلاح شود.
حق رأی سرپرستان و نمایندگان
وی ادامه داد: در اساسنامه برای سرپرستان نیز حق رأی در نظر گرفته شده است؛ در حالی که سرپرست هنوز رئیس فدراسیون نیست و حتی ممکن است در انتخابات آینده نیز به ریاست نرسد. بنابراین این پرسش مطرح است که فردی که هنوز رئیس منتخب نیست، با چه مبنایی باید به عنوان نماینده آن مجموعه حق رأی داشته باشد. این موضوع نیز از مواردی است که نیاز به اصلاح دارد.
حومنیان درباره جایگاه باشگاهها در مجمع گفت: در اساسنامه برای باشگاههای بانوان و آقایان نیز سهمی در نظر گرفته شده است و مجموعاً وزن باشگاهها در ترکیب مجمع قابل توجه است. اما باید توجه داشت که بخش عمده باشگاههای ما دولتی یا وابسته به دولت هستند. در چنین شرایطی، وقتی باشگاهها وابستگی مالی و مدیریتی به دولت دارند، این احتمال وجود دارد که نظر دولت از طریق آنها بر فرآیند انتخابات اثر بگذارد.
وی افزود: اگر قرار است باشگاهها در انتخابات نقش داشته باشند، باید استقلال آنها در تصمیمگیری نیز مورد توجه قرار گیرد؛ در غیر این صورت افزایش تعداد آرای باشگاهها لزوماً به معنای دموکراتیکتر شدن فرآیند انتخابات نخواهد بود.
نمایندگان فدراسیونها و نقش ورزشکاران و مربیان
حومنیان همچنین به حضور نمایندگان فدراسیونهای دانشآموزی، کارگری و دانشگاهی اشاره کرد و گفت: اگر قرار است این مجموعهها در مجمع حضور داشته باشند، به نظر من بهتر است رئیس فدراسیون مربوطه در مجمع شرکت کند، نه اینکه صرفاً نمایندهای از سوی او اعزام شود.
وی درباره نحوه انتخاب نمایندگان ورزشکاران، مربیان و داوران نیز اظهار کرد: در این بخش نیز باید دقت بیشتری صورت گیرد، زیرا انتخاب این افراد به شکلی با ساختار مدیریتی فدراسیون ارتباط پیدا میکند و این مسئله میتواند استقلال آنها را تحت تأثیر قرار دهد. لازم است در اساسنامههای جدید، سازوکار انتخاب این نمایندگان به گونهای طراحی شود که استقلال و نمایندگی واقعی آنها تضمین شود.
حومنیان افزود: در حال حاضر تعداد نمایندگان ورزشکاران و مربیان در مقایسه با مجموع اعضای مجمع بسیار محدود است. اگر مجمع در شرایط کامل به ۷۲ عضو برسد، تعداد این نمایندگان در برابر کل مجمع وزن چندانی ندارد و این مسئله نیز میتواند در بازنگری ترکیب مجمع مورد توجه قرار گیرد.
عزل رئیس فدراسیون و نقش مجمع
وی در ادامه درباره موضوع عزل رئیس فدراسیون گفت: در گذشته وزیر ورزش یا رئیس سازمان تربیت بدنی میتوانست مستقیماً رئیس فدراسیون را عزل کند، اما امروز این اختیار به شکل مستقیم وجود ندارد و عزل از طریق اعضای مجمع انجام میشود. با این حال، باید توجه داشت که بخش قابل توجهی از اعضای مجمع به نوعی با ساختار دولت ارتباط دارند.
حومنیان خاطرنشان کرد: در دورههای گذشته نیز مواردی وجود داشته که وزیر یا معاون وزیر ورزش وارد فرآیند شده و از طریق مجمع زمینه تغییر رئیس فدراسیون را فراهم کرده است. بنابراین حتی اگر اختیار عزل به صورت ظاهری از دولت گرفته شده باشد، باید بررسی کرد که در عمل آیا امکان تأثیرگذاری دولت بر این فرآیند همچنان وجود دارد یا خیر.
ماده ۳۵ و مسئله اجرای اساسنامه
حومنیان با اشاره به ماده ۳۵ اساسنامه گفت: در این ماده آمده است که فدراسیونهای کارگری، دانشآموزی و دانشگاهی نیز باید بر اساس این اساسنامه عمل کنند. اما به عنوان یک فرد دانشگاهی معتقدم این موضوع با واقعیت ساختار این فدراسیونها سازگار نیست.
وی با اشاره به انتخابات فدراسیون ملی ورزشهای دانشگاهی اظهار کرد: در این انتخابات، برای اینکه یک کاندیدای مورد نظر بتواند در انتخابات شرکت کند، در مدت بسیار کوتاهی آییننامهای برای برگزاری انتخابات تدوین شد؛ در حالی که اساسنامه موجود شرایط مشخصی داشت. نکته قابل توجه این بود که وزیر علوم و رئیس سازمان امور دانشجویان، که متولی برگزاری انتخابات بودند، هر دو از افراد حقوقدان بودند، اما اساسنامه فدراسیون به درستی مورد توجه قرار نگرفت.
حومنیان ادامه داد: یکی از نامزدها بر اساس همین ماده ۳۵ شکایت کرد و در نهایت انتخابات ابطال شد. پرسش این است که اگر در برگزاری یک انتخابات، اصول اولیه و اساسی مقررات مورد توجه قرار نگیرد، چگونه میتوان انتظار داشت فرآیند انتخاباتی به شکل صحیح برگزار شود؟
وی افزود: این موضوع نشان میدهد که مسئله فقط تدوین اساسنامه نیست، بلکه نحوه اجرای آن نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر قانون و اساسنامه وجود داشته باشد اما در زمان اجرا به شکل دیگری عمل شود، وجود آن اساسنامه عملاً نمیتواند تضمینکننده یک انتخابات سالم و شفاف باشد.
مهندسی انتخابات و نقش دولت
حومنیان با اشاره به مسئله دخالت دولت در انتخابات فدراسیونها گفت: من معتقدم بحث مهندسی انتخابات در ورزش را باید جدی گرفت. این موضوع را صرفاً از طرف خودم مطرح نمیکنم و از فردی نقل میکنم که سابقه مدیریتی بسیار طولانی در ورزش کشور دارد. به اعتقاد او، نمیتوان انتظار داشت دولتی که منابع مالی ورزش را تأمین میکند، هیچگونه اعمال نظری در فدراسیونها نداشته باشد.
وی تأکید کرد: هرچه اساسنامه، آییننامههای انتخاباتی و دستورالعملها شفافتر باشند، امکان اعمال نظر و دخالت کمتر میشود؛ اما واقعیت این است که ورزش ما همچنان وابستگی مالی زیادی به دولت دارد. اگر دولت منابع مالی را تأمین کند، طبیعی است که بخواهد در نحوه اداره و حتی انتخاب مدیران نیز اثرگذار باشد. این وضعیت با روح دموکراسی در انتخابات فدراسیونها سازگار نیست.
حومنیان افزود: اینکه فدراسیونها از نظر حقوقی نهاد عمومی غیردولتی محسوب میشوند، یک مسئله است و واقعیت اقتصادی و مدیریتی آنها مسئلهای دیگر. تا زمانی که فدراسیونها از نظر مالی به دولت وابسته باشند، نمیتوان تأثیر دولت را در ساختار مدیریتی آنها نادیده گرفت.
چیدمان هیئتهای استانی و تأثیر آن بر انتخابات
وی یکی دیگر از مشکلات انتخابات فدراسیونها را به دوره چهار ساله ریاست فدراسیون مربوط دانست و گفت: یک رئیس فدراسیون در طول چهار سال میتواند رؤسای هیئتهای استانی را منصوب یا در انتخاب آنها اثرگذار باشد. این موضوع میتواند در انتخابات دوره بعد بر آرای مجمع تأثیر بگذارد.
حومنیان توضیح داد: رئیس فدراسیونی که در دوره چهار ساله خود در انتخاب رؤسای هیئتهای استانی نقش داشته است، طبیعتاً ممکن است در انتخابات دوره بعد از حمایت همان افرادی برخوردار شود که در انتخاب آنها نقش داشته است. بنابراین باید این ارتباط و تأثیر متقابل در ساختار انتخابات مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به فدراسیون ملی ورزشهای دانشگاهی ادامه داد: در این فدراسیون، نزدیک به دو سال انتخابات برگزار نشده، اما در همین مدت هیئتهای استانی شکل گرفتهاند. بنابراین اگر فرآیند انتخابات فدراسیون به تأخیر بیفتد، اما در همان زمان چینش هیئتهای استانی انجام شود، میتوان این پرسش را مطرح کرد که آیا این موضوع بر ترکیب آینده مجمع و نتیجه انتخابات تأثیر نمیگذارد؟
یکسانسازی اساسنامهها؛ یک نسخه برای همه؟
حومنیان با انتقاد از یکسان بودن اساسنامه فدراسیونهای مختلف گفت: اساساً با اینکه همه فدراسیونهای ورزشی از یک الگوی واحد اساسنامه تبعیت کنند، موافق نیستم. فدراسیون دانشگاهی، دانشآموزی یا کارگری از نظر ساختار، اعضا و ذینفعان با فدراسیونهای ورزشی دیگر تفاوت دارند و نمیتوان همه آنها را با یک الگوی واحد اداره کرد.
وی افزود: برای مثال، در فدراسیون دانشگاهی، استادان دانشگاهها و مجموعههای دانشگاهی میتوانند نقش متفاوتی در ساختار مجمع داشته باشند. بنابراین طبیعی است که ترکیب و سازوکار رأیدهی آن با یک فدراسیون ورزشی دیگر متفاوت باشد.
حومنیان همچنین با اشاره به تعداد بالای فدراسیونها و اعضای مختلف مجامع گفت: ما حدود ۵۰ فدراسیون ورزشی داریم و در کنار آنها نهادهایی مانند کمیته ملی المپیک، کمیته ملی پارالمپیک، ستاد کل نیروهای مسلح، شهرداریها و فدراسیونهای دانشآموزی و دانشگاهی نیز مطرح هستند. پرسش این است که آیا نمایندگان همه این مجموعهها شناخت کافی و تخصص لازم درباره تکتک این فدراسیونها دارند که بتوانند درباره مدیریت آنها رأی بدهند؟ به نظر من این موضوع نیازمند بازنگری است.
حمایت دولت یا دخالت دولت؟
حومنیان با تأکید دوباره بر نقش دولت در ساختار ورزش گفت: باید مشخص کنیم که نقش دولت در فدراسیونها حمایتی است یا دخالتی. به نظر من در چهار دهه گذشته، بیشتر از حمایت، شاهد دخالت دولت بودهایم. دولت در انتخابات فدراسیونها همواره تلاش کرده است نظر خود را اعمال کند و نمونه فدراسیون ملی ورزشهای دانشگاهی نیز یکی از مواردی است که میتوان در این زمینه به آن اشاره کرد.
وی افزود: مسئله این است که دولت نمیتواند از یک طرف منابع مالی فدراسیونها را تأمین کند و از طرف دیگر انتظار داشته باشیم هیچ تأثیری بر نحوه اداره آنها نداشته باشد. بنابراین اگر هدف، افزایش استقلال فدراسیونهاست، باید به تدریج وابستگی مالی و مدیریتی آنها نیز کاهش پیدا کند.
سابقه مدیریتی و رقابت انتخاباتی
حومنیان یکی دیگر از مسائل موجود را نحوه اجرای شرط سابقه مدیریتی دانست و گفت: در برخی موارد، آییننامهها و ضوابط مربوط به سابقه مدیریتی به شکلی اجرا میشوند که عملاً امکان رقابت واقعی در انتخابات را محدود میکنند. گاهی حتی در یک فدراسیون تنها یک کاندیدا برای ریاست باقی میماند و این پرسش مطرح میشود که آیا چنین فرآیندی را میتوان یک انتخابات رقابتی دانست؟
وی با اشاره به انتخابات فدراسیون تنیس روی میز اظهار کرد: در این فدراسیون تنها یک کاندیدا در انتخابات حضور داشت. همچنین درباره شرط سابقه مدیریتی باید پرسید که آیا برای همه نامزدها یک معیار مشخص و یکسان اعمال میشود یا امکان تفسیر متفاوت وجود دارد؟
حومنیان در ادامه به نمونه احسان حدادی اشاره کرد و گفت: درباره انتخاب او به عنوان رئیس فدراسیون دوومیدانی نیز این پرسش مطرح بود که آیا سابقه پنجساله مدیریتی مورد اشاره در مقررات را داشته است یا خیر. اگر چنین سابقهای وجود نداشته، باید پرسید، دستگاههای نظارتی در زمان بررسی صلاحیتها چه نظارتی انجام دادهاند.
وی افزود: وقتی در یک انتخابات فقط یک کاندیدا باقی میماند، باید درباره میزان رقابت و کیفیت فرآیند انتخاباتی تأمل کرد. یکی از وظایف دستگاههای نظارتی این است که اجرای دقیق مقررات را بررسی کند تا شرایط برای رقابت واقعی میان نامزدها فراهم باشد.
هیئتهای استانی و وابستگی مالی
حومنیان در ادامه با اشاره به وضعیت هیئتهای استانی گفت: باید واقعیت موجود را ببینیم. فدراسیونها منابع مالی کافی برای تأمین هزینههای هیئتهای استانی را ندارند و در نتیجه بسیاری از نیازهای مالی آنها از طریق ادارههای کل ورزش و جوانان استانها تأمین میشود.
وی ادامه داد: مدیران کل ورزش و جوانان استانها نیز توسط دولت تعیین میشوند. بنابراین وقتی منابع مالی هیئتها به ساختار دولتی وابسته است، نمیتوان نفوذ دولت بر آنها را نادیده گرفت. به همین دلیل معتقدم صرفاً اینکه ظاهر اساسنامه مناسب باشد، کافی نیست؛ باید دید این اساسنامه در واقعیت چگونه اجرا میشود.
حومنیان با اشاره به فدراسیون ملی ورزشهای دانشگاهی گفت: حتی در اساسنامه این فدراسیون آمده است که رئیس هیئت استانی باید مدیرکل ورزش و جوانان استان باشد. سؤال این است که چرا باید رئیس هیئت ابتدا نماینده دولت باشد و سپس مسئول یک ساختار ورزشی؟ این مسئله به نظر من یکی از اشکالات اساسی در طراحی اساسنامه است.
تعارض منافع و استقلال نهادهای انضباطی
وی همچنین به موضوع تعارض منافع و ساختار کمیتههای انضباطی اشاره کرد و گفت: در اساسنامه باید برای موقعیتهای تعارض منافع سازوکار مشخصی وجود داشته باشد. همچنین در مورد کمیتههای انضباطی و تجدیدنظر باید توجه کرد که چه کسی اعضای آنها را پیشنهاد میکند.
حومنیان افزود: وقتی رئیس فدراسیون اعضای کمیتههای انضباطی و تجدیدنظر را پیشنهاد میکند، این سؤال مطرح میشود که آیا استقلال این نهادها به اندازه کافی تضمین شده است یا خیر. مجموعه این موارد را که در کنار یکدیگر قرار دهیم، نقاط ضعف اساسنامه روشنتر میشود.
وی همچنین به ماده ۱۴ اشاره کرد و گفت: از یک طرف در اساسنامه تأکید شده که فدراسیونها باید از این اساسنامه واحد تبعیت کنند و از طرف دیگر در بندهایی از ماده ۱۴ از پیشنهاد اصلاح اساسنامه صحبت شده است. اگر قرار است همه فدراسیونها از یک الگوی واحد تبعیت کنند، باید مشخص شود منظور از اصلاح اساسنامه دقیقاً اصلاح اساسنامه یک فدراسیون است یا اصلاح الگوی کلی. این موضوع از نظر اجرایی نیازمند شفافسازی است.
اساسنامه باید با واقعیت ورزش کشور تنظیم شود
حومنیان در پایان ضمن قدردانی از تلاشهای علی رغبتی برای تدوین اساسنامه گفت: من زحمات آقای دکتر رغبتی را نادیده نمیگیرم و معتقدم تلاشهای زیادی در این زمینه انجام دادهاند. حتی به شخص ایشان نیز گفتهام که اگر بخواهم یک کارشناس را در حوزه ورزش معرفی کنم، ایشان یکی از افرادی است که به تخصصش اعتماد دارم. با این حال، به نظر من این اساسنامه همچنان نیازمند اصلاحات اساسی است.
وی ادامه داد: در بحث خصوصیسازی باشگاهها نیز باید واقعیتهای موجود را در نظر بگیریم. بعد از گذشت ۴۷ سال هنوز بخش عمده باشگاههای ما دولتی یا وابسته به دولت هستند. حتی باشگاههایی که عنوان صنعتی یا غیردولتی دارند، در بسیاری از موارد به نوعی به منابع و ساختارهای دولتی وابستهاند.
حومنیان تأکید کرد: وقتی شرایط واقعی کشور این است، نمیتوان اساسنامه و مقررات انتخابات را صرفاً بر اساس یک وضعیت ایدهآل طراحی کرد. اگر قرار نیست در کوتاهمدت ساختار مالکیت باشگاهها و وابستگیهای موجود تغییر کند، باید اساسنامه و سازوکارهای انتخاباتی را با واقعیتهای فعلی کشور منطبق کنیم.
وی در پایان گفت: هدف نباید این باشد که برای ورزش کشور یک مدینه فاضله ترسیم کنیم و اساسنامه را بر مبنای شرایطی بنویسیم که هنوز وجود خارجی ندارد. ابتدا باید واقعیتهای موجود را بپذیریم، نقاط ضعف را اصلاح کنیم و سپس به تدریج شرایط را برای حرکت به سمت استقلال، شفافیت و حکمرانی بهتر در ورزش فراهم کنیم.