عبدالرضا فرجیراد در نشست «چالشهای ژئوپلیتیکی ایران و سناریوهای پیش رو»/ احتمال مذاکره افزایش یافته، اما خطر جنگ همچنان جدی است/ ایران در صورت حمله همهجانبه ممکن است درباره خروج از NPT تصمیم بگیرد
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست تخصصی «چالشهای ژئوپلیتیکی ایران و سناریوهای پیش رو»، به همت خانه اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری انجمن ژئوپلیتیک ایران، سهشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ با حضور جمعی از دیپلماتها و استادان برجسته سیاست خارجی، در مرکز نشر دانشگاهی برگزار شد.
در این نشست که به مدیریت دکتر ابراهیم رومینا برگزار گردید، سخنرانان با واکاوی تحولات راهبردی، به بررسی و تحلیل سناریوهای پیشِروی کشور در عرصه دیپلماسی بینالمللی پرداختند.
ابراهیم رومینا، استاد جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک دانشگاه تربیت مدرس، در آغاز این نشست با اشاره به رسالت خانه اندیشمندان علوم انسانی در برگزاری نشستهای علمی، اظهار کرد: در این نشست با عنوان «چالشهای ژئوپلیتیکی ایران و سناریوهای پیش رو» تلاش میشود ابعاد مختلف وضعیت ژئوپلیتیکی ایران و تحولات پیشرو بررسی شود. در این نشست دکتر کوروش احمدی، دیپلمات پیشین در سازمانهای بینالمللی، دکتر عبدالرضا فرجیراد، استاد و پژوهشگر حوزه جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک و دکتر محمود صدری سفیر پیشین در کوبا و رومانی دیدگاههای خود را مطرح خواهند کرد.
وی همچنین از همکاری مرکز نشر دانشگاهی و انجمن ژئوپلیتیک ایران در برگزاری این برنامه تشکر کرد و افزود: حضور استادانی با تجربه علمی و دیپلماتیک میتواند به تحلیل دقیقتر تحولات جاری و سناریوهای احتمالی پیش روی ایران کمک کند.
از وضعیت جنگ تا سناریوهای پیشروی ایران
عبدالرضا فرجیراد، سفیر پیشین ایران در سریلانکا، مجارستان و نروژ، در ادامه این نشست با اشاره به سخنان دکتر کوروش احمدی درباره حقوق دریاها، تنگه هرمز و سناریوهای پیش رو گفت: جناب آقای احمدی ابتدا بحث خوبی را درباره حقوق دریاها و تنگه هرمز مطرح کردند و سپس به سناریوهای احتمالی پرداختند. ایشان از کارشناسان و دیپلماتهای ارشد ایران در سازمانهای بینالمللی، بهویژه سازمان ملل متحد، هستند و تجربه ارزشمندی در این زمینه دارند.
وی ادامه داد: من تلاش میکنم شرایطی را که اکنون در آن قرار داریم مطرح کنم و سناریوهایی را توضیح دهم که ممکن است در منطقه و در سطح جهانی رقم بخورد. شرایط بسیار حساس است. همانطور که آقای احمدی نیز اشاره کردند، اسرائیل و آمریکا پس از مذاکراتی که در رم و مسقط انجام شد، حملهای را آغاز کردند که دو هدف متفاوت داشت.
اهداف متفاوت آمریکا و اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه
فرجیراد با اشاره به اهداف آمریکا از حمله ۱۲روزه اظهار کرد: در این جنگ، آمریکا میخواست ایران را تحت فشار قرار دهد تا به خواستههایش تن بدهد. از دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، آمریکاییها مجموعهای از خواستهها را مطرح کرده بودند و در این مرحله نیز با اجازهای که به اسرائیل برای حمله داده شد، وارد عمل شدند. آمریکا نیز برای مدت کوتاهی، حدود دو ساعت، مستقیماً در حمله مشارکت کرد و چهار سایت هستهای را هدف قرار داد.
وی افزود: پس از بمباران تأسیسات هستهای، مشخص شد که آنها به دستاوردی که انتظار داشتند نرسیدهاند. در همین شرایط، ترامپ از نتانیاهو خواست حملات متوقف شود. این مسئله برای موساد و نتانیاهو دشوار بود، زیرا هدف آنها ادامه جنگ تا رسیدن به نتیجه مورد نظرشان بود.
فرجیراد ادامه داد: پس از آن، مذاکرات ایران و آمریکا دوباره آغاز شد، اما وقتی آمریکاییها دیدند در مذاکرات نمیتوانند بر اساس اهداف تعیینشده امتیازات مورد نظر خود را به دست آورند، حمله غافلگیرانه دیگری انجام دادند. به نظر من در این مرحله نیز اهداف آمریکا و اسرائیل کاملاً یکسان نبود. اسرائیل این بار با هدف پایان دادن به کار وارد میدان شده بود.
وی گفت: در داخل ایران نیز اقداماتی را در نظر گرفته بودند و تصورشان این بود که با هدف قرار دادن رهبران، فرماندهان و سیاستمداران میتوانند شرایطی شبیه تجربه ونزوئلا ایجاد کنند. آنها تجربه ایران را نداشتند و تصور میکردند اگر چنین ضرباتی وارد شود، ممکن است اتفاقی مشابه ونزوئلا در ایران رخ دهد.
نفت؛ یکی از عوامل فشار بر ایران
سفیر پیشین ایران در ادامه با اشاره به اهمیت نفت در فشارهای واردشده بر ایران گفت: یکی از دلایل این فشارها، مسئله چین و نفت است. آمریکا امروز بر بخش عمدهای از نفت جهان کنترل دارد و به اعتقاد من، دو استثنای مهم در این زمینه ایران و روسیه هستند.
فرجیراد توضیح داد: من در این زمینه با چینیها مفصل صحبت کردهام. اگر روزی تایوان تصرف شود، لزوماً به این معنا نیست که میان آمریکا و چین جنگ مستقیم رخ خواهد داد، اما اولین اقدامی که آمریکا انجام خواهد داد، وضع تحریمهای شدید علیه چین است که یکی از مهمترین آنها تحریم نفت خواهد بود. اگر نفت به چین نرسد، بخش بزرگی از تولیدی که امروز در جهان جریان دارد متوقف میشود، زیرا اقتصاد چین بهشدت تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
وی ادامه داد: عراق که آمریکا کنترل بخش مهمی از نفت آن را در اختیار دارد و درآمد نفتی آن نیز از مسیرهایی مدیریت میشود که به سیستم مالی آمریکا مرتبط است. ونزوئلا نیز با وجود برخورداری از یکی از بزرگترین ذخایر نفتی جهان، تحت فشار و نفوذ آمریکا قرار دارد. کشورهای عربی نیز در صورت وقوع یک بحران بینالمللی میتوانند صادرات نفت به چین را محدود کنند.
فرجیراد افزود: برای مثال، کافی است عربستان تصمیم بگیرد صادرات نفت به چین را کاهش دهد. کویت نیز پس از جنگ عراق و کویت، حضور گسترده نظامی آمریکا را در خاک خود پذیرفته و امارات نیز وضعیت مشخصی در روابط خود با آمریکا دارد. بنابراین نفت ایران که بخش مهمی از آن به چین صادر میشود، از این جهت اهمیت پیدا میکند و یکی از دلایل فشارهای واردشده بر ایران، تلاش برای خارج کردن این نفت از چرخهای است که خارج از کنترل آمریکا قرار دارد.
وی در ادامه گفت: البته عوامل دیگری نیز وجود دارد؛ مسئله هستهای، تحولات خاورمیانه، اسرائیل و همچنین گروههای نیابتی یا گروههای مقاومت، از دیگر عواملی هستند که در این معادله نقش دارند.
احتمال حمله جدید و تفاوت اهداف آمریکا و اسرائیل
فرجیراد با اشاره به احتمال وقوع حملهای دیگر علیه ایران اظهار کرد: من همچنان معتقدم اگر حمله سومی رخ دهد، حتی اگر آن را سوم یا چهارم بنامیم، آمریکا الزاماً به دنبال تغییر نظام سیاسی ایران نخواهد بود. البته اگر اتفاقی رخ دهد، بحث دیگری است. اهداف اسرائیل با اهداف آمریکا تفاوت دارد و این تفاوت را باید جدی گرفت.
وی افزود: اکنون نیز به نظر میرسد ترامپ از نتانیاهو بسیار خشمگین است، زیرا معتقد است نتانیاهو بر انجام این حملات اصرار داشته است. ترامپ در جلساتی که در کاخ سفید برگزار میکند، از این مسئله ناراضی است که چرا ایران با وجود این حجم از حملات و فشارها تسلیم نشده است.
فرجیراد تأکید کرد: با وجود این، ما باید احتمال جنگ را در محاسبات خود در نظر بگیریم.
انتخابات آمریکا و احتمال تشدید تنش
وی در پاسخ به پرسشهایی که درباره زمان احتمالی وقوع جنگ و ارتباط آن با انتخابات آمریکا مطرح میشود، گفت: امروز نیز از من میپرسیدند که آیا پیش از انتخابات آمریکا جنگ خواهد شد یا بعد از آن. به احتمال زیاد، خود ترامپ نیز میگوید اگر جنگی قرار باشد رخ دهد، احتمالاً بعد از انتخابات خواهد بود. اما باید یک احتمال دیگر را نیز در نظر گرفت؛ اینکه حدود یک هفته پیش از انتخابات، تصمیمی برای انجام یک اقدام نظامی گرفته شود.
فرجیراد توضیح داد: در حال حاضر فاصله میان دموکراتها و جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان آمریکا بسیار کم است. اگر این فاصله تا انتخابات به دو یا سه کرسی برسد، ترامپ ممکن است به این نتیجه برسد که در صورت ادامه وضعیت موجود، مجلس نمایندگان را از دست خواهد داد. احتمال پیروزی دموکراتها در سنا موضوع دیگری است، اما در شرایطی که صحبت میکنیم، اگر تحول خاصی رخ ندهد، وضعیت مجلس نمایندگان برای جمهوریخواهان نگرانکننده است.
وی ادامه داد: اگر دموکراتها هم مجلس نمایندگان و هم سنا را در اختیار بگیرند، احتمال مطرح شدن بحث استیضاح ترامپ افزایش پیدا میکند. بنابراین اگر ترامپ احساس کند با یک اقدام سیاسی ـ نظامی میتواند در روزهای منتهی به انتخابات دستاوردی ایجاد کند و این دستاورد را به رأیدهندگان ارائه دهد، ممکن است چنین ریسکی را بپذیرد.
فرجیراد افزود: اگر او مطمئن باشد که مجلس نمایندگان را از دست خواهد داد، انجام چنین اقدامی برایش یک ریسک قابل محاسبه خواهد بود؛ زیرا اگر حمله نتیجه سیاسی مورد نظر را ایجاد کند، دستاوردی برای او محسوب میشود و اگر هم نتیجه ندهد، در نهایت همان وضعیتی رخ داده که پیش از آن انتظار داشته است.
وی گفت: با این حال، احتمال دیگری نیز مطرح است؛ یعنی فاصله میان انتخابات و آغاز به کار نمایندگان جدید در کنگره. بسیاری از مسئولان ایرانی نیز احتمال حمله در این دوره را بالا میدانند. شاید در جنگ ۱۲روزه میزان احتمال وقوع حمله را اینگونه محاسبه نمیکردند، اما اکنون شرایط متفاوت است و محاسبات دقیقتری درباره آن انجام شده است.
چرا احتمال مذاکره افزایش یافته است؟
فرجیراد در ادامه با اشاره به عواملی که میتواند مانع وقوع جنگ شود، اظهار کرد: در کنار سناریوی جنگ، باید دید چه عواملی میتواند مانع آن شود. همانطور که آقای احمدی گفتند، جنگ را میتوان متوقف کرد.
وی با اشاره به مسئله تنگه هرمز گفت: ترامپ میگوید شما پیش از این میگفتید تنگه هرمز را در اختیار دارید، اما اکنون دیگر چنین کنترلی ندارید. البته درباره گزارشهایی که از سوی برخی مراکز رسمی منتشر میشود نیز باید با احتیاط صحبت کرد و نمیدانیم این مراکز تا چه اندازه تحت تأثیر آمریکا قرار دارند. برخی گزارشها و دادههای منتشرشده از سوی مراکزی مانند کپلر نیز ارقام متفاوتی را درباره میزان انتقال نفت مطرح میکنند.
فرجیراد ادامه داد: پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد، اما اکنون مسیرهای دیگری نیز برای انتقال نفت مورد استفاده قرار گرفته است؛ از فجیره گرفته تا خط لوله شرق به غرب عربستان، مسیرهای شمال عراق و خط لوله اردن. برخی گزارشها حتی از انتقال روزانه حدود ۲۲ میلیون بشکه نفت از مجموع این مسیرها خبر میدهند. در همین شرایط نیز قیمت نفت به زیر ۱۰۰ دلار رسیده است.
وی افزود: البته بخشی از نفت ایران نیز همچنان صادر میشود و مسیرهایی برای آن وجود دارد که به دلیل حساسیتهای موجود، درباره آنها علنی صحبت نمیشود. برخی از این محمولهها از مسیرهایی عبور میکنند که با ترتیباتی میان کشورهای منطقه و بازیگران مختلف شکل گرفته است.
فرجیراد گفت: بنابراین ایران نیز در شرایط کنونی بخشی از فضا را برای انتقال نفت باز گذاشته است. اگر جنگی رخ دهد، ایران میتواند این فضا را تا حدی ببندد و با توجه به اینکه قیمت نفت میتواند دوباره افزایش پیدا کند، فشار بیشتری ایجاد کند. از طرف دیگر، ایران ملاحظات ژئوپلیتیکی خود را نیز دارد؛ از جمله اینکه نفت عراق بتواند عبور کند و انرژی مورد نیاز کشورهایی مانند پاکستان و چین نیز تأمین شود.
اختلاف تهران و واشنگتن بر سر موضوع هستهای
فرجیراد با اشاره به موضع آمریکا درباره تنگه هرمز اظهار کرد: آمریکا میگوید ایران دیگر مانند قبل از تفاهمنامه اسلامآباد کنترل تنگه هرمز را در اختیارندارد. اکنون انتقال نفت با دشواری و هزینه زیادی انجام میشود و حضور ناوچههای آمریکایی، هواپیماها و پهپادها نیز برای تأمین امنیت این مسیر افزایش یافته است.
وی افزود: بنابراین آمریکا میگوید وقتی مسئله تنگه هرمز به این شکل مدیریت شده، به جای آن باید درباره موضوع هستهای صحبت کنیم. ایران در مقابل میگوید مسئله باید بر اساس همان تفاهمنامه اسلامآباد دنبال شود و نمیپذیرد که موضوع هرمز از معادله مذاکرات حذف شود.
فرجیراد در ادامه با اشاره به مواضع متفاوت مقامهای ایرانی درباره مذاکرات هستهای گفت: اکنون باید دید آیا ایران واقعاً در یکی دو روز آینده حاضر نخواهد بود درباره موضوع هستهای مذاکره کند یا خیر. من احساس میکنم مذاکره انجام خواهد شد، اما هنوز مشخص نیست دقیقاً درباره کدام بخش از مسئله هستهای صحبت خواهد شد.
وی افزود: رئیسجمهور در دیدار با وزیر خارجه ارمنستان گفته است که ایران آمادگی دارد درباره مسائل هستهای گفتوگو کند. از سوی دیگر، آقای عراقچی گفتهاند که ایران همچنان بر همان هفت مادهای که در نیویورک به آمریکاییها ارائه کرده، پایبند است. آقای محسن رضایی نیز اخیراً بر ضرورت حرکت به سمت مذاکره تأکید کرده است. مجموعه این اظهارات نشان میدهد که در پشت پرده اتفاقاتی در حال رخ دادن است.
فرجیراد توضیح داد: مسئله هستهای نیز دو سطح دارد. یک سطح، موضوع اورانیوم غنیشده و تعیین تکلیف ذخایر موجود است و سطح دیگر، فعال شدن دوباره آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ازسرگیری بازرسیهاست. آقای عراقچی نیز پیشتر گفته بودند که آژانس میتواند فعالیتهای خود را در ایران از سر بگیرد، مشروط بر اینکه طرف آمریکایی در زمینه تحریمها اقداماتی انجام دهد.
وی ادامه داد: بنابراین ما اکنون با دو موضوع هستهای مواجه هستیم. آمریکاییها هر دو موضوع را مطرح میکنند، اما مسئله اصلی برای آنها تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم و موضوع غنیسازی است.
انتخابات آمریکا و تلاش برای یک دستاورد دیپلماتیک
فرجیراد با اشاره به انگیزه ترامپ از پیگیری موضوع هستهای گفت: به نظر من ترامپ میخواهد پیش از انتخابات یک دستاورد بزرگ داشته باشد و آن را بهعنوان یک موفقیت به جامعه آمریکا ارائه کند. در روزهای اخیر نیز دوباره از ادبیات مربوط به تسلیم ایران استفاده شده است و ممکن است بخواهد هرگونه توافقی را بهعنوان چنین دستاوردی معرفی کند. به همین دلیل نیز برای رسیدن به نتیجه عجله دارد.
وی در جمعبندی این بخش اظهار کرد: بنابراین به نظر من موضوع هستهای در مذاکرات مطرح خواهد شد، اما هنوز نمیدانیم دقیقاً کدام بخش از مسئله هستهای در دستور کار قرار خواهد گرفت.
تحولات یمن و گسترش بحران در منطقه
فرجیراد در ادامه با ورود به تحولات منطقه گفت: در منطقه نیز اتفاقات چندان خوبی در حال رخ دادن نیست. در جریان جنگهای اخیر، بسیاری این پرسش را مطرح میکردند که چرا حوثیها در شرایطی که پیش از این در جریان جنگ غزه و لبنان به اسرائیل حمله میکردند، در مقطع اخیر به کمک ایران نیامدند.
وی توضیح داد: حوثیها و انصارالله در حملات آمریکا و اسرائیل آسیبهای جدی دیده بودند و بسیاری از مراکز تسلیحاتی آنها از بین رفته بود. بنابراین نیاز داشتند خود را بازسازی و آماده کنند. حزبالله نیز ضربات سنگینی متحمل شده بود و به همین دلیل، توانایی و ظرفیت عملیاتی آن در خارج از مرزهای لبنان کاهش پیدا کرده بود.
فرجیراد ادامه داد: اکنون حوثیها خود را آماده کردهاند و با هماهنگیهایی که با ایران داشتهاند، هدفشان این است که بر تنگه بابالمندب تسلط بیشتری پیدا کنند. در چنین شرایطی، اگر حملهای به ایران رخ دهد، ایران میتواند هم در تنگه هرمز و هم از طریق ظرفیتهای مرتبط با بابالمندب فشار بیشتری بر طرف مقابل وارد کند.
وی افزود: من در همان زمان نیز در گروهی که برخی از دوستان وزارت خارجه در آن حضور داشتند، نوشتم که نباید با عجله همه تمرکز را روی تثبیت کنترل تنگه بابالمندب گذاشت و بعد به سراغ عدن، تعز و مناطق نفتخیز یمن رفت. به اعتقاد من، ابتدا باید موقعیت بابالمندب تثبیت میشد.
پیمان مکه و تغییر معادلات یمن
فرجیراد با اشاره به تحولات اخیر در منطقه اظهار کرد: این روند با شکلگیری پیمان مکه سرعت بیشتری گرفت. خود من نیز تصور نمیکردم این پیمان به این سرعت وارد مرحله عملیاتی شود.
وی ادامه داد: پاکستان مدتی است بدون سر و صدا در عربستان فعال شده است. نیروهای پاکستانی در نزدیکی مرزهای یمن مستقر شدهاند و فرماندهان و تجهیزات آنها نیز وارد یمن شدهاند. ارتش پاکستان ارتشی آموزشدیده و قدرتمند است که بخش مهمی از ساختار آن برای مقابله با هند شکل گرفته است.
فرجیراد افزود: در شرایط کنونی، در نشستی که در ریاض با حضور وزرای خارجه، فرماندهان نظامی و وزرای دفاع کشورهای عضو پیمان مکه برگزار شد، تصمیمهایی برای مقابله جدیتربا یمن و انصارالله گرفته شده است. حتی گزارشهایی درباره بازپسگیری برخی شهرها منتشر شده و درگیریها به محدوده تنگه بابالمندب نیز کشیده شده است.
وی تأکید کرد: اگر هدف این مجموعه را در چارچوب تحولات منطقهای بررسی کنیم، باید توجه داشت که برخی از این کشورها با آمریکا هماهنگی دارند و هدفشان این است که در صورت حمله آمریکا به ایران، ظرفیتهای گروههای همسو با ایران در لبنان، عراق و یمن را پیش از آن تضعیف کنند تا امکان ایجاد مزاحمت برای حمله به ایران کاهش یابد.
پاکستان و شکلگیری یک بحران منطقهای گستردهتر
فرجیراد در ادامه با اشاره به نقش پاکستان در تحولات منطقه گفت: در کنار تحولات یمن، باید به نقش پاکستان نیز توجه کرد. عربستان روابط بسیار نزدیکی با پاکستان دارد و سالانه منابع مالی قابلتوجهی در حوزههای مختلف، از همکاریهای نظامی گرفته تا فعالیتهای اقتصادی و سایر همکاریها، میان دو کشور جریان دارد.
وی افزود: حتی در بحرین نیز تعداد قابلتوجهی از نیروهای پاکستانی در ساختارهای امنیتی و پلیس این کشور حضور دارند و این نیروها با حمایت عربستان در این کشور به کار گرفته شدهاند. بنابراین من معتقدم که ما در حال نزدیک شدن به یک بحران منطقهای هستیم که جدا از بحران مستقیم ایران و آمریکا، ابعاد گستردهتری خواهد داشت.
فرجیراد با اشاره به افزایش تنش در جنوبشرق ایران اظهار کرد: در یک هفته اخیر شاهد افزایش تنش در جنوبشرق ایران بودهایم. از نظر من، افزایش تنش در این منطقه بدون آنکه از داخل بلوچستان پاکستان اطلاعات، سلاح یا پشتیبانیهایی وارد شود، امکانپذیر نیست. اگر عربستان از طریق ارتباطات سیاسی خود در پاکستان بخواهد چنین فشاری را افزایش دهد، میتواند بر تحولات مرزی ایران اثر بگذارد و طبیعی است که ایران نیز ممکن است دست به اقدام متقابل بزند.
وی ادامه داد: به همین دلیل، اگر جنگی رخ دهد یا حوثیها شکست کامل بخورند، باید احتمال شکلگیری یک بحران منطقهای بزرگتر را در نظر گرفت. از یک سو، نیروهای مخالف انصارالله در حال نزدیک شدن به بابالمندب هستند و از سوی دیگر، در مسیرهای اصلی منتهی به صنعا نیز پیشرویهایی صورت گرفته است. این احتمال وجود دارد که نیروهای دولت یمن با همراهی نیروهای پاکستانی به مرزها یا دروازههای صنعا برسند.
فرجیراد تأکید کرد: در چنین شرایطی ایران نمیتواند نسبت به تحولات بیتفاوت بماند. بنابراین مسئله فقط جنگ احتمالی ایران و آمریکا نیست، بلکه مجموعهای از تحولات منطقهای در حال شکلگیری است که میتواند معادله را پیچیدهتر کند.
نشانههایی از مذاکرات پشت پرده
فرجیراد در ادامه با بازگشت به موضوع هستهای گفت: یک نکته دیگر را نیز باید درباره اظهارات آقای عراقچی یادآوری کنم. ایشان اخیراً گفتهاند که منتظر پاسخ اروپا هستند تا پاسخ ایران به آمریکا را ارائه کنند. این جمله بسیار مهم است، زیرا نشان میدهد پاسخ ایران آماده است و منتظر یک تحول یا پاسخ از سوی اروپاست.
وی افزود: ما که در ظاهر مذاکرهای با اروپا نداریم، بنابراین میتوان حدس زد که در پشت پرده اتفاقاتی در حال رخ دادن است. یکی از موضوعات مهم در این زمینه میتواند مسئله مکانیسم ماشه باشد؛ یعنی احتمالاً ایران از کشورهای اروپایی خواسته است در خصوص فعال کردن این سازوکار تجدیدنظر کنند.
فرجیراد ادامه داد: سه کشور اروپایی عضو برجام نیز در این معادله نقش دارند. از طرف دیگر، آمریکا پس از خروج از برجام نمیتواند به همان شکل گذشته موضوع را در شورای امنیت دنبال کند. بنابراین باید توجه داشت که وقتی مسئولان ایرانی چنین اظهاراتی مطرح میکنند، احتمالاً مجموعهای از مذاکرات و رایزنیهای پشت پرده در جریان است.
وی گفت: به همین دلیل، من نسبت به احتمال صلح و مذاکره نسبت به روزهای گذشته کمی امیدوارتر شدهام. اگر یک هفته قبل احتمال وقوع حمله پس از انتخابات آمریکا را بسیار بالا میدانستیم، اکنون به نظر من احتمال وقوع چنین حملهای کاهش یافته و شانس گفتوگو بیشتر شده است.
فرجیراد یکی از نشانههای این تغییر را موضع ترامپ دانست و افزود: ترامپ گفته است که حاضر است مستقیماً با ایرانیها مذاکره کند. این مسئله نیز نشان میدهد اتفاقاتی در پشت پرده در حال رخ دادن است و به نظر میرسد ترامپ میخواهد سریعتر به نتیجه برسد تا بتواند از آن بهعنوان یک دستاورد سیاسی پیش از انتخابات استفاده کند.
آیا ایران میتواند به سمت آزمایش هستهای برود؟
در ادامه، یکی از حاضران درباره امکان انجام آزمایش هستهای از سوی ایران پرسید و گفت: اگر فرض کنیم الزامات فنی، نظامی و سیاسی لازم برای ساخت سلاح هستهای وجود داشته باشد، آیا ایران میتواند در همین ماه اکتبر و پیش از انتخابات نوامبر نخستین آزمایش هستهای خود را انجام دهد؟ همچنین اگر چنین آزمایشی انجام شود، آیا این اقدام میتواند دست ایران را در مذاکرات تقویت کند؟
دکتر فرجیراد در پاسخ به این پرسش گفت: مسئله انفجار یا آزمایش هستهای موضوع بسیار مهمی است. پیش از هر چیز، باید توجه داشت که برای چنین اقدامی ممکن است مسئله خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای یا NPT مطرح شود. هنوز نظام به چنین تصمیمی نرسیده است.
وی ادامه داد: اگر شرایط به جایی برسد که حملهای همهجانبه علیه ایران صورت بگیرد، وضعیت متفاوت خواهد بود. جنگ ۱۲روزه، جنگ ۴۰روزه و حتی جنگ دریایی را نمیتوان لزوماً حمله همهجانبه دانست، زیرا در این حملات همه زیرساختهای اساسی ایران هدف قرار نگرفتند.
فرجیراد افزود: اگر روزی حملات به مرحلهای برسد که زیرساختهای اصلی کشور، از جمله انرژی، نفت، گاز و برق، بهطور گسترده هدف قرار گیرد، آن زمان ممکن است شرایط کاملاً متفاوت شود. در چنین وضعیتی، حتی بحث خروج از NPT نیز میتواند مطرح شود.
وی با اشاره به پیامدهای احتمالی آزمایش هستهای گفت: اگر ایران چنین اقدامی انجام دهد، احتمالاً بخش بزرگی از جهان در کنار آمریکا قرار خواهد گرفت و حتی کشورهای اروپایی نیز ممکن است از اقدام علیه ایران حمایت کنند. به همین دلیل، من به هیچ وجه معتقد نیستم که ایران در شرایط فعلی دست به آزمایش هستهای بزند.
فرجیراد تأکید کرد: ایران ممکن است در برخی مواضع بهصورت لفظی واکنشهای تندی نشان دهد، اما در مورد مسئله هستهای، به نظر من بسیار حسابشده و عقلایی عمل میکند. البته نمیگویم در همه موارد چنین است، اما در این موضوع مشخص، من احتمال چنین اقدامی را بسیار پایین میدانم.
وی ادامه داد: در میان برخی مسئولان این بحث وجود دارد که اگر حملهای همهجانبه علیه ایران انجام شود، ایران از NPT خارج شود. در چنین شرایطی، اگر همه زیرساختهای کشور هدف قرار گرفته باشد، ممکن است این استدلال مطرح شود که دیگر چارچوبهای قبلی کارکرد خود را از دست دادهاند. این بحث در مجلس و در میان برخی مسئولان شورای عالی امنیت ملی نیز مطرح شده و موافقان و مخالفانی دارد.
فرجیراد در عین حال گفت: اما انجام آزمایش هستهای را به هیچ وجه محتمل نمیدانم و با شناختی که از شرایط و مواضع موجود دارم، بعید است چنین اقدامی صورت بگیرد.
بازدارندگی هستهای؛ تجربه کره شمالی و پاکستان قابل تعمیم نیست
در ادامه، یکی از حاضران با اشاره به تجربه کره شمالی و پاکستان پرسید: اگر ترور رهبران و مقامات عالیرتبه کشور در شرایطی تکرار شود، آیا خروج از NPT یا حتی ساخت سلاح هستهای نمیتواند بهعنوان ابزاری برای بازدارندگی مورد استفاده قرار گیرد؟ وی همچنین این پرسش را مطرح کرد که آیا ایران میتواند مانند پاکستان، با پذیرش هزینههای بینالمللی، خود را بهعنوان یک قدرت هستهای تثبیت کند و دستکم از این ظرفیت برای جلوگیری از ترور مقامات استفاده کند؟
فرجیراد در پاسخ گفت: همانطور که در پاسخ به پرسش قبلی عرض کردم، مسئله هستهای ایران با مسئله هستهای کره شمالی و پاکستان تفاوت دارد.
وی توضیح داد: بمبی که کره شمالی آزمایش کرده، در چارچوب روابط خاص این کشور با چین نیز باید بررسی شود. کره شمالی تا حد بسیار زیادی به چین وابسته است و بخش عمده وارداتش از چین تأمین میشود. همچنین در سالهای اخیر روابط روسیه و کره شمالی نیز در برخی حوزهها نزدیکتر شده است.
فرجیراد ادامه داد: ایران اما در یک منطقه بسیار حساس بینالمللی قرار دارد؛ منطقهای که تنگه هرمز، منابع نفتی و مسیرهای اصلی انرژی جهان در آن قرار گرفته است. از طرف دیگر، ما در خاورمیانه سیاستی داریم که در آن درباره مقابله با برخی کشورها و بازیگران منطقهای مواضع مشخصی اتخاذ شده است. وقتی چنین شرایطی را با تصمیم به تولید سلاح هستهای ترکیب کنیم، مسئله بسیار پیچیدهتر خواهد شد.
وی افزود: به همین دلیل، حتی روسیه نیز نسبت به مسئله هستهای ایران حساس است. چین نیز حساسیتهایی دارد، هرچند ممکن است نوع نگاه آن با روسیه متفاوت باشد. بنابراین اگر ایران به سمت آزمایش یا ساخت سلاح هستهای حرکت کند، احتمال شکلگیری یک ائتلاف گسترده علیه ایران وجود دارد.
تفاوت ساختار سیاسی ایران با کره شمالی
فرجیراد در ادامه با اشاره به تفاوتهای داخلی ایران با کره شمالی گفت: ساختار داخلی ایران با کره شمالی تفاوت دارد. ما نمیتوانیم شرایط ایران را با کشوری مانند کره شمالی مقایسه کنیم. در ایران طی سالهای گذشته اعتراضها و نارضایتیهای اجتماعی متعددی رخ داده و جامعه با فشارهای اقتصادی مختلفی مواجه بوده است.
وی افزود: تحریمهای گسترده نیز آثار خود را بر زندگی مردم گذاشتهاند؛ بخشی از این تحریمها به مسئله نفت و بخشی به مشکلات اقتصادی و افزایش قیمتها مربوط بوده است. بنابراین نمیتوان تصور کرد که ایران میتواند همان مسیری را طی کند که کره شمالی طی کرده است.
فرجیراد با تأکید بر پیچیدگی تصمیم درباره آزمایش هستهای اظهار کرد: به نظر من ما باید در مقطعی میان برخی اهداف و سیاستها اولویتبندی میکردیم. یا باید برخی سیاستهای منطقهای را برای مدتی با سکوت و بدون تأیید یا همراهی آشکار دنبال میکردیم و در عوض سراغ مسئله هستهای میرفتیم، یا برعکس، مسئله هستهای را موقتاً کنار میگذاشتیم و روی سیاست منطقهای تمرکز میکردیم. جمع کردن همه این مسائل با هم، تصمیمگیری را بسیار پیچیده میکند.
افزایش همکاری اطلاعاتی علیه ایران
فرجیراد ادامه داد: امروز جهان و منطقه با دقت زیادی ایران را زیر نظر دارند. سازمانهای اطلاعاتی مختلف در حال همکاری هستند تا ببینند ایران چه اقدامی انجام خواهد داد. در جریان جنگ اخیر نیز کشورهای مختلف، از جمله ترکیه، پاکستان، عربستان، بحرین، کویت، آمریکا و کشورهای اروپایی، در سطوح مختلف اطلاعاتی و امنیتی با یکدیگر همکاری داشتهاند.
وی افزود: در این میان، سازمانهای اطلاعاتی آلمان، فرانسه و انگلیس نیز فعال هستند و اسرائیل نیز با برخی کشورها بهصورت مستقیم و با برخی دیگر بهصورت غیرمستقیم همکاری دارد. بنابراین مسئله به این سادگی نیست که تصور کنیم با یک اقدام مانند آزمایش هستهای، همه مسائل حل خواهد شد.
نقش شورای عالی امنیت ملی در سیاست خارجی
فرجیراد در ادامه، در پاسخ به بخش دیگری از پرسش مطرحشده درباره نحوه تصمیمگیری در سیاست خارجی ایران گفت: یک نکته دیگر این است که باید میان نقش وزارت امور خارجه و نهادهای تصمیمگیر در سیاست خارجی تفاوت قائل شویم. در مقطعی، وزارت امور خارجه نقش اصلی را در مذاکرات داشت و در دوره آقای روحانی نیز وزارت خارجه و تیم مذاکرهکننده نقش محوری داشتند، البته تصمیمات کلان در سطح شورای عالی امنیت ملی و با تأیید رهبری اتخاذ میشد.
وی ادامه داد: اکنون شرایط تا حدی متفاوت است. در سیاستگذاری خارجی، شورای عالی امنیت ملی نقش مهمی دارد و وزارت امور خارجه بیشتر نقش اجرایی و کارشناسی ایفا میکند. کارشناسان وزارت خارجه نظرات خود را به وزیر و معاونان ارائه میکنند و وزیر نیز میتواند این دیدگاهها را در شورای عالی امنیت ملی مطرح کند یا از طریق رئیسجمهور در این شورا پیگیری شود.
فرجیراد تأکید کرد: بنابراین اینکه بگوییم وزارت امور خارجه بهتنهایی تصمیم میگیرد که مثلاً ایران آزمایش هستهای انجام دهد، درست نیست. چنین تصمیمی در سطح بسیار بالاتری از ساختار تصمیمگیری کشور بررسی میشود.
وی در پایان درباره مقایسه ایران با روسیه و کره شمالی گفت: شرایط ایران با این کشورها متفاوت است. روسیه زرادخانه هستهای بسیار گستردهای دارد و کره شمالی نیز سالهاست وارد مسیر آزمایش هستهای شده است. ایران تاکنون آزمایش هستهای انجام نداده و موضوع غنیسازی نیز در سطح دیگری قرار دارد.
فرجیراد افزود: در حملات اخیر نیز چهار سایت اصلی هستهای ایران هدف قرار گرفتند و درباره میزان دقیق خسارت و آنچه در زیرساختهای این تأسیسات باقی مانده، اطلاعات کاملی در دست نیست. بنابراین مسئله هستهای ایران هم از نظر اجرایی و فنی و هم از نظر سیاست بینالملل، موضوع بسیار پیچیدهای است و نمیتوان آن را با یک تصمیم ساده حل کرد.