مهران مقصودی در نشست علمی«روز جهانی ژئودایورسیتی»/ میراث زمینشناختی را باید در پیوند با زندگی و فرهنگ انسان دید/ ژئودایورسیتی؛ بنیانی برای شکلگیری سکونتگاهها، فرهنگ و دانش بومی
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، همزمان با «روز جهانی ژئودایورسیتی» نشست تخصصی ویژهای به همت انجمن ایرانی ژئومورفولوژی و خانه اندیشمندان علوم انسانی، با هدف واکاوی ابعاد و اهمیت این حوزه در تاریخ چهارشنبه ۱۵ مهرماه ۱۴۰۵ در بستر اسکای روم برگزار گردید.
بهناز پورخداداد، مدیر گروه گردشگری خانه اندیشمندان علوم انسانی، در آغاز این نشست با تبریک ششم اکتبر، روز جهانی ژئودایورسیتی، به استادان، پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان این حوزه، اظهار کرد: ژئودایورسیتی را میتوان بهطور عامیانه داستان و روایت زمین و بستری دانست که زندگی در آن شکل گرفته است. غارها، سنگها، کانیها، درهها و سواحل، حاصل فرایندهایی هستند که طی صدها و حتی میلیونها سال شکل گرفتهاند و از این منظر، ژئودایورسیتی بخشی از حافظه تاریخی زمین به شمار میرود.
پورخداداد با بیان اینکه ژئودایورسیتی تنها به مباحث زمینشناسی محدود نمیشود، افزود: این مفهوم حاصل تعامل میان زمین، عناصر طبیعی و انسان در طول سالیان متمادی است و از این رو میتوان آن را فراتر از زمینشناسی و بهعنوان بخشی از میراث زمینشناختی در نظر گرفت؛ موضوعی که ضرورت حفاظت از آن را دوچندان میکند. وی همچنین با اشاره به برگزاری این نشست به همت انجمن ایرانی ژئومورفولوژی، ابراز امیدواری کرد که با بهرهگیری از دیدگاه استادان و صاحبنظران، ابعاد مختلف ژئودایورسیتی، ضرورت توجه به آن و مباحث مرتبط با حفاظت از این میراث مورد بررسی قرار گیرد.
ژئودایورسیتی در پیرامون ما؛ تنوع زمین، بنیان زندگی انسان
مهران مقصودی با اشاره به شعار سال روز جهانی ژئودایورسیتی گفت: عنوانی که برای سخنرانی انتخاب کردهام، در ارتباط با شعار سال روز جهانی ژئودایورسیتی است. روز جهانی ژئودایورسیتی در سال ۲۰۲۱ به تصویب یونسکو رسید و انجمن ایرانی ژئومورفولوژی نیز در شکلگیری و معرفی این روز نقش مؤثری داشت. از آن زمان، شعارهای مختلفی برای این روز مطرح شده است؛ از جمله «ژئودایورسیتی برای همه» در سال ۲۰۲۳، «حفاظت از گذشته، پایدارسازی آینده» در سال ۲۰۲۴، «یک زمین، داستانهای بسیار» در سال ۲۰۲۵ و «ژئودایورسیتی در آستانه ما» در سال ۲۰۲۶. برای سالهای ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ نیز بهترتیب شعارهای «پیوند انسان و سیاره» و «گهواره حیات» انتخاب شده است.
او ادامه داد: این شعارها نشان میدهد که ژئودایورسیتی تا چه اندازه اهمیت دارد و روزبهروز بر اهمیت آن افزوده میشود. این موضوع در واقع یک تلنگر به جهان است که ما را هم ببینید؛ ما که در کنار شما هستیم و این همه خدمات ارائه میدهیم و خاموش و بیصدا هستیم. اگر به ما هم توجه نکنید، سرمنشأ حیات نابود میشود و همهچیز در معرض مخاطره قرار خواهد گرفت.
مقصودی با اشاره به ضرورت توجه انجمنهای علمی به این موضوع اظهار داشت: من برگزاری و بزرگداشت این روز را حدود یکی دو ماه قبل در جلسه انجمن و کمیسیون مطرح کردم و گفتم که این موضوع حتی از برگزاری همایش انجمن مهمتر است، چون یک مسئله و مبحث روز دنیاست و خوب است که آن را از دست ندهیم. اکنون جاهای دیگری نیز در حال پرداختن به این موضوع هستند و بهتر است انجمن فعالیتهای خودش را در چارچوب کارهای علمی انجام دهد.
ژئودایورسیتی در جایی که زندگی میکنیم
وی با توضیح مفهوم ژئودایورسیتی و ارتباط آن با محیط زندگی انسان گفت: وقتی میگوییم «ژئودایورسیتی در پیرامون ما»، منظور دقیقاً جایی است که در آن زندگی میکنیم. حتی همین ساختمانی که در آن هستیم، زیر خودش ژئودایورسیتی دارد؛ خاک مخصوص به خودش، شیب، زبری زمین، جنس زمین، نفوذپذیری و ویژگیهای مختلف دیگر. بنابراین، وقتی از ژئودایورسیتی در اطراف یا پیرامون ما صحبت میکنیم، منظور این است که هر جایی که زندگی میکنیم، دارای ژئودایورسیتی است و این ژئودایورسیتی بر زندگی انسان تأثیر دارد.
مقصودی افزود: وقتی به تهران نگاه میکنیم، این شهر نیز دارای ژئودایورسیتی است. ژئودایورسیتی به این معنی نیست که حتماً در یک منطقه یک ژئوسایت وجود داشته باشد یا حتماً یک میراث زمینشناختی در آنجا قرار گرفته باشد؛ بلکه به معنای وجود تنوع زمین است. اگر این تنوع زمین دارای ارزش حفاظتی باشد، آنوقت میتواند به ژئوسایت یا میراث زمینشناختی تبدیل شود.
او با اشاره به تفاوت برخی اصطلاحات این حوزه گفت: هنوز درباره بعضی از این اصطلاحات به تفاهم نرسیدهایم. برای مثال، اصطلاح «ژئومیراث» نیز مطرح شده است. به نظر من خود انجمن باید درباره این اصطلاحات به توافق برسد و آنها را به تصویب برساند تا در نهایت از اصطلاحات مناسب و استاندارد استفاده کنیم.
مقصودی درباره نمونههای ژئودایورسیتی در تهران توضیح داد: وقتی به درههای تهران نگاه میکنیم، میبینیم که درهها از شمال به جنوب امتداد دارند. در اطراف تهران و در خود تهران، تپهماهورهای قیطریه، پردیس و نقاط مختلف دیگر، گسلها، شیبهای متنوع، مخروطافکنهها و دشتها وجود دارند. همه اینها، در کنار نوع خاک و ویژگیهای دیگر، نشاندهنده تنوع زمینی یا ژئودایورسیتی این منطقه هستند؛ بدون اینکه الزاماً یک میراث زمینشناختی داشته باشیم.
ژئودایورسیتی؛ فراتر از ژئوسایت و میراث زمینشناختی
وی با تأکید بر گستردگی مفهوم ژئودایورسیتی گفت: اینکه یک منطقه ژئودایورسیتی بالایی داشته باشد، به این معنی نیست که حتماً میراثهای زمینشناختی یا ژئوسایتهای بیشتری دارد و برعکس، پایین بودن ژئودایورسیتی یک منطقه نیز الزاماً به معنای کمتر بودن ژئوسایتهای آن نیست. اجزای ژئودایورسیتی شامل ساختار خاک، تنوع ژئومورفولوژیک و بسیاری از ویژگیهای دیگر است و نمیتوان ژئودایورسیتی را به یک بخش خاص محدود کرد. وقتی میگوییم ژئودایورسیتی، همه چیزهایی را که به زمین مربوط میشود دربرمیگیرد و همه این عناصر بر زندگی انسان تأثیر میگذارند.
مقصودی ادامه داد: ژئودایورسیتی همهجا وجود دارد؛ چه جالب توجه و زیبا باشد، چه ارزش علمی، آموزشی یا فرهنگی داشته باشد و چه نداشته باشد. البته میتواند ارزش میراثی نیز پیدا کند، اما وقتی وارد بحث میراث میشویم، درباره بخشی از ژئودایورسیتی صحبت میکنیم که دارای ارزش میراثی است و به همین دلیل ارزشمند است و باید مورد حفاظت قرار گیرد.
او با توضیح مفهوم میراث اظهار داشت: میراث چیزی است که از گذشته به ما به ارث میرسد و ما نیز تلاش میکنیم بخشهای باارزش آن را حفظ کنیم و به نسل بعد منتقل کنیم. میراث طبیعی شامل گیاهان، جانوران، بومها و پدیدههای زمینشناختی است و میراث فرهنگی نیز شامل میراث ملموس و ناملموس میشود.
میراث زمینشناختی و ارزشهای آن
مقصودی درباره جایگاه میراث زمینشناختی در میان میراث طبیعی گفت: میراث زمینشناختی بخشی از میراث طبیعی است و به نظر من یکی از مباحثی است که باید در مقاطع مختلف آموزشی، از جمله در مقطع کارشناسی ارشد و حتی در رشته گردشگری، مورد توجه قرار گیرد. در کنار بحث میراث طبیعی و فرهنگی، باید به میراث زمینشناختی نیز توجه شود، چرا که این مباحث در دنیا مطرح هستند.
وی افزود: پدیدهها و عناصری از زمینشناسی و ژئودایورسیتی که دارای ارزش علمی، آموزشی یا گردشگری هستند، میتوانند در چارچوب میراث زمینشناختی مورد توجه قرار گیرند. البته نگاهها در این زمینه متفاوت است. در حقیقت، میراث زمینشناختی آن بخشی از تنوع زمینی یا ژئودایورسیتی است که به دلیل اهمیت و ارزش خود شایسته حفاظت است.
مقصودی با اشاره به نمونههایی از میراث زمینشناختی در ایران گفت: نمونههای بارز پدیدههای ژئودایورسیتی که خاص هستند و ارزش علمی ویژه دارند، شایسته حفاظت هستند. در تصاویر، نمونههایی از این میراثها را میبینیم؛ از جمله «کمان ابروی یار» در بیابان لوت که آفرودکارها این نام را برای آن انتخاب کردهاند، دره کشیت و چشمههای باداب سورت. همچنین سنگهای سرگردان یخچال توچال را داریم. اینها میراثهای زمینشناختی یا میراث زمین هستند و ژئوسایت نیز محسوب میشوند و ارزش حفاظت و بازدید دارند؛ البته به شرط آنکه زیرساختهای لازم، امکانات تفسیری، امکانات حفاظتی و زیرساختهای گردشگری برای آنها فراهم شود.
پیوند زمینشناسی و فرهنگ
مقصودی در ادامه به ارتباط میان میراث زمینشناختی و فرهنگ پرداخت و گفت: در کنار میراثهای زمینشناختی، پدیدههایی داریم که زمینفرهنگی هستند؛ یعنی در عین حال که ارزش زمینشناختی دارند، از نظر فرهنگی نیز اهمیت زیادی پیدا میکنند. در همینجا بحث «زمینفرهنگ»، «ژئومورفولوژی فرهنگی» و «ژئوکالچرال» مطرح میشود. این مباحث در ارتباط با این موضوع هستند که فرهنگ یک جامعه تا چه اندازه تحت تأثیر پدیدههای زمینشناختی قرار گرفته است.
وی افزود: بخشی از مباحث مربوط به ژئودایورسیتی و ژئوتوریسم به پدیدههای میراثی زمین مربوط میشود و بخش دیگری به پدیدههایی برمیگردد که پیشینه فرهنگی دارند. به همین دلیل، بحث زمینفرهنگ مطرح میشود. میراث زمینشناختی فرهنگی نیز میتواند به دو دسته ملموس و ناملموس تقسیم شود و لازم است این اصطلاحات بهصورت دقیق بررسی و در نهایت استاندارد شوند.
مقصودی با اشاره به نمونههای ملموس زمینفرهنگی اظهار داشت: خانههای دستکند، مانند خانههایی که در نوشآباد وجود دارند، یا غار رئیس نیاسر که ممکن است به عنوان سکونتگاه مورد استفاده قرار گرفته باشد، نمونههایی از پدیدههای زمینفرهنگی ملموس هستند. معماری سنگی نیز در همین دسته قرار میگیرد. اکنون ۱۰۰ اثر سنگی در جهان به عنوان «میراث سنگی» معرفی شدهاند و در این آثار، مجسمهها، ساختمانها و بناهای خاص از نظر منشأ سنگها، نوع سنگ، ویژگیهای زمینشناختی و چگونگی استخراج و برش آنها مورد بررسی قرار میگیرند.
او ادامه داد: در بعضی از شهرهای اروپایی، گردشگری با محوریت مشاهده پدیدههای سنگی در حال گسترش است. برای مثال، در لیسبون، نوعی فسیل در سنگهای مورد استفاده در بناها دیده میشود که حتی به یک نشانه و برند تبدیل شده و نقش آن را روی بشقابها و سرامیکها نیز ترسیم میکنند.
مقصودی روستاهای پلکانی ایران را نیز نمونهای از تأثیر زمین بر فرهنگ دانست و گفت: روستاهای پلکانی ما در ایران نیز تحت تأثیر همین پدیدههای زمینشناختی قرار دارند و میتوانند پدیده زمینفرهنگی محسوب شوند. قناتها و دانش بومی مرتبط با آنها، آسیابهای آبی و معادن تاریخی نیز در همین چارچوب قرار میگیرند. معادنی مانند نخلک، فیروزه نیشابور و تالمسی، فرهنگ برداشت از سنگها و کانیهای زیرزمینی را نشان میدهند؛ همچنین دانش و سنتهای بومی، ابزارها و روشهایی که برای بهرهبرداری از معادن شکل گرفته و حتی عمقی که انسان در طول هزاران سال در این معادن پیش رفته، همگی بخشی از این پدیدههای زمینفرهنگی هستند.
سکونتگاهها و شکلگیری فرهنگ در بستر زمین
وی با اشاره به غارهای مورد استفاده انسان گفت: غارهایی که توسط انسان مورد استفاده قرار گرفتهاند، مانند غار کلماکره، غار میرملاس، غار هوتو و غار کمیشانی در شمال، نمونههایی هستند که انسان وارد آنها شده و این مکانها تأثیر زیادی بر زندگی و شکلگیری فرهنگهای انسانی داشتهاند. کاروانسراها، جادههای تاریخی و سازههای مرتبط با سکونتگاههایی که در ارتباط با لندفرمها شکل گرفتهاند نیز در همین چارچوب قابل بررسی هستند. برای مثال، میمند و کندوان را میتوان از این دست دانست.
مقصودی با اشاره به شهرهای پمپئی و هرکولانیوم در ایتالیا افزود: پمپئی و هرکولانیوم تحت تأثیر آتشفشان وزوو قرار گرفتند. این آتشفشان و ژئومورفولوژی و پدیدههای زمینشناسی کمک کردند تا آنچه در گذشته اتفاق افتاده، آشکار شود. بنابراین، پدیدههای زمینشناختی فقط یک عنصر طبیعی نیستند، بلکه میتوانند در شناخت تاریخ و فرهنگ انسان نیز نقش داشته باشند.
او درباره قناتها گفت: قنات زمانی که میخواهد ایجاد شود، به دانش بومی و دانش زمینشناسی نیاز دارد. در گذشته، افراد میدانستند که آب در چه مناطقی ممکن است وجود داشته باشد، زمین چه ویژگیهایی دارد، کجا گسل وجود دارد و کجا وجود ندارد و این موارد همگی بر حفر قنات تأثیر داشتهاند. البته مدیریت قنات و سازمان قنات بحث دیگری است، اما همین موضوع نشان میدهد که چگونه دانش انسان از زمین در شکلگیری یک فناوری بومی نقش داشته است.
مقصودی ادامه داد: اگر روستای میمند یا منظر فرهنگی اورامانات را نگاه کنید، میبینید که این مکانها دقیقاً تحت تأثیر پدیدههای زمینشناسی، ژئومورفولوژی و ژئودایورسیتی شکل گرفتهاند. اگر ژئودایورسیتی وجود نداشت، شاید این پدیدههای زمینفرهنگی نیز شکل نمیگرفتند.
تأثیر ژئودایورسیتی بر مکانگزینی سکونتگاهها
وی با اشاره به نمونههایی از ایران گفت: در سیراف، در بخشهایی که زمین مناسب برای ساختوساز وجود نداشته، مردم روی دامنهها عوارضی ایجاد کردهاند که برخی آنها را قبر و برخی چالههایی برای کشتوزرع میدانند. هنوز کارکرد دقیق این چالهها مشخص نیست، اما در کنار آنها چاههایی وجود داشته و برخی معتقدند که این موضوع با تغذیه مصنوعی آب ارتباط داشته است. این نمونه نشان میدهد که چگونه فرهنگ انسان میتواند تحت تأثیر ژئودایورسیتی منطقه قرار گرفته باشد.
مقصودی افزود: در منطقه چارلیسنبک در کاشان نیز دقیقاً بین تپههای ماسهای، جایی که یک چاله وجود دارد، انسان آن چاله را حفر یا تا حدی دستکاری کرده و سپس در آن هندوانه کاشته است. هندوانههای این منطقه نیز معروف شدهاند. این موضوع نمونهای زیبا از تأثیر پدیدههای زمینشناختی بر فرهنگ انسان است.
او با اشاره به دستکندهای کافرین در امتداد جاده هراز گفت: این دستکندها در نتیجه پدیدههای مرتبط با آتشفشان دماوند شکل گرفتهاند. در امتداد جاده هراز، حفرههایی وجود داشته که انسان آنها را دستکاری کرده و به دخمه یا فضاهایی برای زندگی تبدیل کرده است. در برخی موارد نیز از آنها به عنوان گوردخمه استفاده شده است. بنابراین، پدیدههای زمینشناختی و ژئومورفولوژیک بر زندگی انسان، فرهنگ انسان و ارتباط انسان با طبیعت تأثیر گذاشتهاند.
مقصودی با اشاره به تأثیر ژئومورفولوژی بر سکونتگاههای اطراف تهران گفت: بیشتر سکونتگاههایی که در اطراف تهران شکل گرفتهاند، تحت تأثیر ژئومورفولوژی و خروجیهای مخروطافکنهها بودهاند. بسیاری از سایتهای پیش از تاریخ در دشت تهران و قزوین دقیقاً روی مخروطافکنهها قرار گرفتهاند و مقالات زیادی نیز درباره این موضوع منتشر شده است. همچنین سایر پدیدههای ژئودایورسیتی یک منطقه، مانند وجود رودخانهها و الگوهای رودخانهای، بر مکانگزینی محوطههای باستانی در گذشته تأثیر داشتهاند.
میراث زمینفرهنگی ناملموس؛ از نامهای جغرافیایی تا اسطورهها
وی در ادامه به وجه ناملموس میراث زمینفرهنگی پرداخت و گفت: ما یکسری میراث زمینشناختی فرهنگی ناملموس نیز داریم. یکی از آنها نامهای جغرافیایی است. نامهایی مانند ریگ جن، کال جنی، رودخانههای دیوانه و بسیاری از نامهای جغرافیایی دیگر، با پدیدههای زمینشناختی و ژئومورفولوژیکی ارتباط دارند و میتوانند بخشی از میراث ناملموس فرهنگی باشند.
مقصودی افزود: افسانهها و اسطورههای مرتبط با کوهها و غارها نیز در همین دسته قرار میگیرند. برای مثال، دماوند در ادبیات و اسطورههای ما جایگاه ویژهای دارد. در شاهنامه نیز چندین بار از دماوند صحبت شده است. همچنین آیینهای مرتبط با آب در بسیاری از مناطق وجود دارند؛ مردم برای آب دعا میکنند و مراسم مختلفی برگزار میکنند. دانش بومی درباره زمین و منابع طبیعی و روشهای سنتی بهرهبرداری از سنگ و خاک نیز بخشی از همین میراث ناملموس است.
او ادامه داد: در بسیاری از موارد، از فرهنگ شفاهی، داستانها و روایتهایی که وجود دارند میتوان به حوادث سهمگینی که در گذشته اتفاق افتادهاند پی برد؛ از جمله سونامیها، سیلابها و فورانهای آتشفشانی. برای مثال، در بریتیش کلمبیا میان بومیان منطقه روایتها و داستانهایی وجود دارد که دقیقاً نشان میدهد در چه زمانهایی آتشفشان گاریبالدی فعالیت داشته است. درباره این موضوع نیز تحقیقات و مقالات خوبی انجام شده است.
مقصودی با اشاره به ادبیات و داستانهای مرتبط با چشماندازها گفت: ادبیات و داستانهای مرتبط با چشماندازها نیز بسیار گستردهاند. در بسیاری از مناطق، داستانهایی درباره ریگ جن، تل شیطان، دل سرخ، شهر خیالی لوت و پدیدههای مختلفی که در ایران و سایر نقاط جهان وجود دارند، شکل گرفته است. مکانهای مقدس نیز در همین چارچوب قابل بررسی هستند. فوجییاما، اولورو در استرالیا و برخی غارهای مقدس در مکزیک نمونههایی از این موارد هستند. غار حرا نیز یک مکان مقدس است که میتوان آن را نمونهای از ارتباط میان پدیده زمینشناختی و میراث فرهنگی ناملموس دانست.
تخت سلیمان؛ پیوند میراث ملموس و ناملموس
مقصودی در ادامه با اشاره به تخت سلیمان به عنوان نمونهای از پیوند میراث زمینشناختی و فرهنگی گفت: یکی از نمونههای این پدیدههای زمینفرهنگی یا میراث زمینشناختی فرهنگی را میتوان در تخت سلیمان مشاهده کرد. تخت سلیمان یک سکوی تراورتنی است که در مرکز آن چشمهای قرار دارد و استخری با عمق بیش از ۹۰ متر ایجاد کرده است. داستانهای زیادی نیز درباره این مکان وجود دارد.
وی افزود: این پرسش مطرح است که چرا ساسانیان این مکان را انتخاب کردند. زمینشناسی به آنها کمک کرده است که مکانیابی صحیحی داشته باشند. تخت سلیمان روی یک سکوی تراورتنی قرار گرفته و از نظر دفاعی نیز موقعیت مناسبی داشته است. در کنار چشمه، دیواری ایجاد شده که به آن «اژدهای تخت سلیمان» میگویند. بنابراین، در اینجا یک میراث ملموس و یک میراث ناملموس در کنار هم قرار گرفتهاند و ارزشهای زمینشناختی یک پدیده فرهنگی و تعامل انسان با پدیدههای زمینشناختی را نشان میدهند.
مقصودی با اشاره به نمونه دیگری از دوره ساسانی اظهار داشت: در عصر ساسانی، شاپور دوم محل تنگه چوگان را انتخاب کرد؛ چون امکان دفاع در آنجا وجود داشت و تنگه، موقعیت مناسبی برای استقرار ایجاد میکرد. حتماً مجسمه شاپور را در آن تنگه دیدهاید و حجاریهای متعددی نیز در دیوارههای تنگه چوگان انجام شده است. اینجا نیز با چندین پدیده زمینفرهنگی مواجه هستیم که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
دماوند؛ از پدیده زمینشناختی تا نماد فرهنگی
او با اشاره به جایگاه دماوند در فرهنگ و هنر گفت: دماوند نیز نمونه بسیار شناختهشدهای است. امروز تقریباً در همهجا با دماوند مواجه هستیم؛ دماوند یک اسطوره و نماد است. حتی این ارتباط ناملموس میتواند الهامبخش هنرمندان باشد.
مقصودی ادامه داد: برای مثال، فیلم «جنگ ستارگان» در تونس و دقیقاً در کنار یک برخان فیلمبرداری شده است. این برخان حرکت کرده و اکنون نیز مورد بازدید قرار میگیرد. یا فیلم «سلمان فارسی» در جزیره قشم فیلمبرداری شده است. من خودم به آنجا رفتم و دیدم که مشغول کار بودند. این موضوع نشان میدهد که پدیدههای زمینشناختی و ژئومورفولوژیک میتوانند الهامبخش هنرمندان باشند و به نوعی در شکلگیری میراث ناملموس زمینشناختی نقش داشته باشند.
وی افزود: این تأثیر را در نقاشی و سایر هنرها نیز میتوان دید. اگر به کاخموزه گلستان بروید، در نقشونگارهای آن میتوانید تصویر دماوند را ببینید. نقاشیهای دماوند روی دیوارها نشان میدهند که این پدیده زمینشناختی چگونه بر فرهنگ، هنر و زندگی انسان تأثیر گذاشته است.
ضرورت توجه بیشتر به زمینفرهنگ
مقصودی در بخش پایانی سخنان خود گفت: در مطالعات زمینشناسی فرهنگی میتوانیم شکلگیری فرهنگ و شیوههای زندگی متأثر از زمین را مورد مطالعه قرار دهیم و این موضوع باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. همچنین باید شکلگیری دانش و فناوری بومی، شکلگیری باورها، روایتها و هویت فرهنگی، ایجاد میراث زمینفرهنگی ملموس و ناملموس و شکلگیری چشماندازهای فرهنگی را مورد توجه قرار دهیم.
وی ادامه داد: در نهایت، باید رابطه پایدار انسان و زمین را مورد توجه قرار دهیم. نتیجهای که میتوان گرفت این است که ژئودایورسیتی و پدیدههای شاخص ژئودایورسیتی که به عنوان میراث زمینشناختی مطرح میشوند، تأثیرات زیادی بر فرهنگ انسان دارند و انسان به نوعی وابسته به این پدیدههای زمینشناسی است.
مقصودی در پایان تأکید کرد: بنابراین، لازم است پدیدههای زمینشناختی را فقط به عنوان عوارض طبیعی یا موضوعاتی مربوط به علوم زمین نبینیم، بلکه آنها را در ارتباط با زندگی، فرهنگ، دانش بومی، باورها، هنر، سکونتگاهها و تاریخ انسان نیز مورد توجه قرار دهیم. ژئودایورسیتی در پیرامون ماست و شناخت و حفاظت از آن، در واقع شناخت بخشی از رابطه انسان با زمین و میراثی است که از گذشته به ما رسیده و باید برای آینده نیز حفظ شود.