پرش به محتوا

سعیده فخاری در نشست علمی«روز جهانی ژئودایورسیتی»/ هر ژئوسایتی نباید به محصول گردشگری تبدیل شود/ ژئودایورسیتی تنها جاذبه گردشگری نیست؛ سرمایه‌ای طبیعی است

سعیده فخاری در نشست علمی«روز جهانی ژئودایورسیتی»/ هر ژئوسایتی نباید به محصول گردشگری تبدیل شود/ ژئودایورسیتی تنها جاذبه گردشگری نیست؛ سرمایه‌ای طبیعی است

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، هم‌زمان با «روز جهانی ژئودایورسیتی» نشست تخصصی ویژه‌ای به همت انجمن ایرانی ژئومورفولوژی و خانه اندیشمندان علوم انسانی، با هدف واکاوی ابعاد و اهمیت این حوزه در تاریخ چهارشنبه ۱۵ مهرماه ۱۴۰۵ در بستر اسکای روم برگزار گردید.

 

بهناز پورخداداد، مدیر گروه گردشگری خانه اندیشمندان علوم انسانی، در آغاز این نشست با تبریک ششم اکتبر، روز جهانی ژئودایورسیتی، به استادان، پژوهشگران، دانشجویان و علاقه‌مندان این حوزه، اظهار کرد: ژئودایورسیتی را می‌توان به‌طور عامیانه داستان و روایت زمین و بستری دانست که زندگی در آن شکل گرفته است. غارها، سنگ‌ها، کانی‌ها، دره‌ها و سواحل، حاصل فرایندهایی هستند که طی صدها و حتی میلیون‌ها سال شکل گرفته‌اند و از این منظر، ژئودایورسیتی بخشی از حافظه تاریخی زمین به شمار می‌رود.

پورخداداد با بیان اینکه ژئودایورسیتی تنها به مباحث زمین‌شناسی محدود نمی‌شود، افزود: این مفهوم حاصل تعامل میان زمین، عناصر طبیعی و انسان در طول سالیان متمادی است و از این رو می‌توان آن را فراتر از زمین‌شناسی و به‌عنوان بخشی از میراث زمین‌شناختی در نظر گرفت؛ موضوعی که ضرورت حفاظت از آن را دوچندان می‌کند. وی همچنین با اشاره به برگزاری این نشست به همت انجمن ایرانی ژئومورفولوژی، ابراز امیدواری کرد که با بهره‌گیری از دیدگاه استادان و صاحب‌نظران، ابعاد مختلف ژئودایورسیتی، ضرورت توجه به آن و مباحث مرتبط با حفاظت از این میراث مورد بررسی قرار گیرد.

 

ژئودایورسیتی؛ از جاذبه گردشگری تا سرمایه طبیعی

دکتر سعیده فخاری با اشاره به تغییر رویکردهای جدید در حوزه حفاظت از طبیعت و گردشگری گفت: در گردشگری معمولاً ژئودایورسیتی را مجموعه‌ای از جاذبه‌ها می‌بینیم؛ کوه، غار، اشکال فرسایشی یا چشم‌اندازهای زمین‌شناختی که باید بازدیدکننده بیشتری جذب کنند، اما در ادبیات جدید حفاظت از طبیعت، ما به سمت نگاه متفاوتی هدایت می‌شویم؛ اینکه ژئودایورسیتی فقط یک منبع گردشگری نیست، بلکه بخشی از یک سرمایه طبیعی است.

او ادامه داد: تفاوت این دو نگاه بسیار مهم است، چون وقتی ژئودایورسیتی را صرفاً یک جاذبه بدانیم، موفقیت را با تعداد گردشگران و میزان بازدید می‌سنجیم، اما وقتی آن را سرمایه طبیعی بدانیم، سؤال اصلی تغییر می‌کند؛ اینکه آیا فعالیت گردشگری توانسته اصل این سرمایه را حفظ کند و ارزش‌های حاصل از آن را برای آینده تداوم ببخشد یا حتی افزایش دهد؟

فخاری با تأکید بر مفهوم «باززایی» اظهار داشت: در گردشگری پایدار نباید فقط از ارزش اقتصادی استخراج کنیم، بلکه باید بخشی از این ارزش را به حفاظت، مدیریت و باززایی سرمایه زمین برگردانیم. واژه‌ای که امروز می‌خواهم بیشتر روی آن تمرکز کنم، همین باززایی است. این تغییر می‌تواند ما را از گردشگری مبتنی بر مصرف چشم‌انداز به سمت گردشگری مبتنی بر حفاظت از سرمایه طبیعی هدایت کند.

 

زنجیره تبدیل ژئودایورسیتی به ارزش گردشگری

این پژوهشگر حوزه گردشگری افزود: بنابراین سؤال امروز این نیست که ژئودایورسیتی چه تعداد گردشگر را جذب می‌کند، بلکه سؤال مهم‌تر این است که گردشگری چه چیزی را به ژئودایورسیتی بازمی‌گرداند. ژئودایورسیتی به خودی خود مساوی با ارزش گردشگری نیست. بین یک پدیده زمین‌شناختی و تبدیل آن به ارزش برای یک مقصد گردشگری، یک زنجیره ارزش وجود دارد.

او توضیح داد: نقطه آغاز این زنجیره ژئودایورسیتی است که با تنوع سنگ‌ها، کانی‌ها و فسیل‌ها شکل می‌گیرد، اما این تنوع زمانی اهمیت عملکردی پیدا می‌کند که ببینیم چه کارکردهای ژئوسیستمی ایجاد می‌کند؛ برای مثال، شکل‌دهی خاک‌ها، ایجاد زیستگاه‌ها یا شکل‌گیری چشم‌اندازها. مرحله بعد، خدمات ژئوسیستمی است؛ یعنی اینکه این کارکردهای طبیعی چه خدماتی برای انسان‌ها فراهم می‌کنند؛ از خدمات علمی و آموزشی گرفته تا خدمات فرهنگی، زیبایی‌شناختی و تفریحی.

فخاری با اشاره به نقش تفسیر در این فرآیند گفت: نکته مهم برای گردشگری این است که این خدمات باید از طریق تفسیر برای گردشگر قابل فهم شوند. یک لایه سنگ برای یک فرد متخصص اطلاعات فراوانی دارد، اما برای گردشگر ممکن است فقط یک صخره باشد. تفسیر علمی، داستان زمین را به تجربه تبدیل می‌کند و این تجربه وقتی با آموزش، هویت مکان و مشارکت جامعه محلی همراه شود، منافع انسانی و ارزش محلی ایجاد می‌کند؛ از اشتغال و درآمد گرفته تا افزایش آگاهی و تعلق به مکان.

او افزود: در نهایت، اگر بخشی از این ارزش دوباره به مدیریت و حفاظت از ژئوسایت برگردد، این زنجیره کامل می‌شود و گردشگری دیگر یک مصرف‌کننده محض چشم‌انداز نیست، بلکه به سازوکاری برای حفاظت از سرمایه طبیعی تبدیل می‌شود.

 

گردشگری؛ از مصرف چشم‌انداز تا چرخه باززایی

این استاد دانشگاه با اشاره به نمونه یک دره کارستی بیان کرد: یک دره کارستی در ابتدا یک لندفرم است که فرایندهای کارستی به آن ارزش علمی و اکولوژیکی می‌دهند. تفسیر می‌آید و داستان شکل‌گیری آن را برای گردشگر قابل فهم می‌کند، سپس این دانش و تفسیر به تجربه و آن تجربه به درآمد و ارزش محلی منجر می‌شود. اگر بخشی از این ارزش را به حفاظت برگردانیم، اینجاست که گردشگری وارد چرخه باززایی سرمایه طبیعی می‌شود.

فخاری تأکید کرد: ارزش گردشگری در خود سنگ یا لندفرم نیست. ارزش زمانی شکل می‌گیرد که آن سرمایه زمین، بدون تخریب اصل سرمایه، به دانش، تجربه و منفعت محلی تبدیل شود.

او با تأکید بر ضرورت تغییر نگاه به ژئودایورسیتی گفت: در گذشته در گردشگری، تنوع زمین‌شناختی و تنوع زیستی را به‌صورت دو حوزه نسبتاً مستقل مطالعه می‌کردند، اما در ادبیات جدید نشان داده می‌شود که ژئودایورسیتی و بایودایورسیتی یک سامانه به‌هم‌پیوسته هستند. ژئودایورسیتی بستر فیزیکی تنوع زیستی را فراهم می‌کند؛ تفاوت در ارتفاع، شیب، جهت دامنه‌ها، جنس سنگ، خاک و فرم‌های زمین، شرایط محیطی متفاوتی ایجاد می‌کند و این ناهمگنی محیطی امکان شکل‌گیری زیستگاه‌ها و اجتماعات زیستی متنوع را افزایش می‌دهد.

 

حفاظت از عملکرد کل چشم‌انداز

فخاری ادامه داد: بنابراین منطقه‌ای که از ژئودایورسیتی بالایی برخوردار باشد، فقط از نظر زمین‌شناسی یا ژئومورفولوژیکی ارزشمند نیست، بلکه این تنوع می‌تواند ظرفیت اکولوژیکی و تاب‌آوری را هم پشتیبانی کند.

او درباره ارتباط این پیوند با گردشگری توضیح داد: اگر یک مقصد طبیعت‌گردی را فقط بر اساس جاذبه‌های زیستی یا ژئوسایت‌های آن مدیریت کنیم، بخش مهمی از عملکرد واقعی مقصد را نادیده گرفته‌ایم. گردشگری در طبیعت با یک سیستم یکپارچه مواجه است، نه اینکه دو لایه مجزا، مانند زمین‌شناسی و زیست‌شناسی، داشته باشیم. بنابراین حفاظت در گردشگری باید از حفاظت یک گونه یا یک ژئوسایت منفرد فراتر برود و به سمت حفاظت از ناهمگنی و عملکرد کل چشم‌انداز حرکت کند.

او در ادامه با ارائه مثالی از یک مقصد کوهستانی گفت: فرض کنیم یک مقصد کوهستانی داریم که جهت دامنه‌های مختلف، اختلاف ارتفاع، انواع سنگ‌ها و شکل دره‌های آن، مجموعه‌ای از ریززیستگاه‌ها را ایجاد می‌کند. همین ژئودایورسیتی می‌تواند موجب تنوع پوشش گیاهی، جانوری و مناظر شود. اگر برای توسعه گردشگری، دامنه‌ها را اصلاح کنیم، مسیرهای متعدد بسازیم یا فرم طبیعی زمین را تغییر دهیم، در واقع فقط ژئومورفولوژی را تغییر نداده‌ایم، بلکه ناهمگنی‌ای را کاهش داده‌ایم که تنوع زیستی به آن وابسته است.

فخاری در عین حال خاطرنشان کرد: البته اینکه بگوییم هرچه ژئودایورسیتی بیشتر باشد، الزاماً تنوع زیستی بیشتر است، درست نیست، زیرا این رابطه وابسته به مقیاس، نوع اکوسیستم و شرایط محیطی است. بنابراین در گردشگری، به‌ویژه گردشگری طبیعت‌محور، ما فقط نباید از آنچه زنده است حفاظت کنیم، بلکه باید از بستری که امکان تنوع و سازگاری حیات را فراهم می‌کند نیز حفاظت کنیم.

 

گردشگری باززاینده؛ فراتر از کاهش آسیب

دکتر فخاری با اشاره به تفاوت گردشگری پایدار و گردشگری باززاینده گفت: در رویکرد گردشگری پایدار، سؤال اصلی این است که چگونه اثرات منفی گردشگری را کاهش دهیم؛ مصرف منابع را کنترل کنیم، ظرفیت را مدیریت کنیم و وضعیت موجود مقصد را تا حد امکان حفظ کنیم. این رویکرد ضروری است و باید وجود داشته باشد، اما مسئله این است که کمتر آسیب زدن لزوماً به معنای بهتر شدن وضعیت مقصد گردشگری نیست.

او ادامه داد: در رویکرد باززاینده، یک گام فراتر می‌رویم و این سؤال را مطرح می‌کنیم که آیا گردشگری می‌تواند علاوه بر کاهش آسیب‌ها، چیزی به مقصد اضافه کند یا چیزی را به مقصد بازگرداند. منظور از بازگرداندن، صرفاً پول یا سرمایه مالی نیست، بلکه تقویت سرمایه‌های طبیعی، اجتماعی و فرهنگی مقصد است. بنابراین موفقیت فقط با تعداد گردشگر یا حتی کاهش اثرات منفی سنجیده نمی‌شود، بلکه در رویکرد گردشگری باززاینده تلاش می‌شود ظرفیت‌های طبیعی و اجتماعی مقصد افزایش پیدا کند.

فخاری افزود: اگر این منطق را وارد ژئوتوریسم کنیم و از مفهوم ژئوتوریسم باززاینده استفاده کنیم، گردشگری نه‌تنها نباید ژئومیراث را تخریب کند، بلکه باید بخشی از ارزش ایجادشده را دوباره به حفاظت از ژئوسایت، آموزش علوم زمین، تفسیر میراث و توانمندسازی جامعه محلی برگرداند. در این مدل، ژئودایورسیتی صرفاً ماده اولیه گردشگری نیست؛ یک سرمایه طبیعی است که اصل آن باید حفظ شود و گردشگری باید به تقویت آن کمک کند.

 

آستانه باززایی ژئودایورسیتی

او با اشاره به مفهوم «آستانه باززایی ژئودایورسیتی» اظهار داشت: در ظرفیت برد سنتی معمولاً می‌پرسیم چند گردشگر قابل پذیرش هستند، اما در پیشنهادی که من مطرح می‌کنم، سؤال این است که تا چه سطحی از فشار گردشگری، منابع حاصل از گردشگری می‌تواند هزینه‌هایی را که به سرمایه طبیعی وارد شده جبران کند.

فخاری توضیح داد: با افزایش گردشگری، منابع مالی، آموزش، اشتغال و انگیزه ایجاد می‌شود، اما این رابطه تا بی‌نهایت ادامه پیدا نمی‌کند. از یک نقطه به بعد، فرسایش، ازدحام، دستکاری فرم‌ها و فشارهای زیرساختی ممکن است از ظرفیت باززایی سیستم بیشتر شود. اینجاست که نقطه آستانه مطرح می‌شود و مدیریت گردشگری باید پیش از رسیدن به آن مداخله کند.

او افزود: شاید سؤال آینده دیگر این نباشد که یک ژئوسایت چند گردشگر را می‌تواند تحمل کند، بلکه باید بپرسیم سرمایه طبیعی مقصد همچنان در حال تقویت شدن است و چه تعداد گردشگر می‌توانند در آن حضور داشته باشند.

 

تجربه دره ستارگان قشم

فخاری با اشاره به نمونه دره ستارگان قشم گفت: در مراحل اولیه توسعه گردشگری، ورود بازدیدکنندگان می‌توانست درآمد ایجاد کند، راهنمایان محلی تربیت شدند، تابلوهای تفسیر نصب شد و مسیرهای مشخصی ایجاد شد. همچنین ژئوتریل‌ها شکل گرفتند و ارزش ژئومیراث برای مردم شناخته شد و بخشی از درآمد نیز صرف حفاظت شد. در این مرحله، گردشگری می‌تواند عامل تقویت ارزش‌های ژئودایورسیتی باشد.

او هشدار داد: اما اگر تعداد بازدیدکنندگان بدون مدیریت افزایش پیدا کند، گردشگران از مسیرهای اصلی خارج شوند، به سازه‌های حساس آسیب بزنند، مسیرهای فرعی ایجاد کنند و زیرساخت‌های مختلف گسترش پیدا کند، هزینه ژئومورفولوژیکی ناشی از گردشگری از منافع حفاظتی بیشتر می‌شود. اینجاست که مفهوم آستانه باززایی مطرح می‌شود.

 

آیا هر ژئوسایت باید به محصول گردشگری تبدیل شود؟

این پژوهشگر حوزه گردشگری با طرح این پرسش که آیا هر ژئوسایت باید به محصول گردشگری تبدیل شود، گفت: به نظر من پیش از اینکه یک ژئوسایت بخواهد به یک محصول گردشگری تبدیل شود، باید چهار سؤال را مطرح کنیم. نخست اینکه آیا توسعه به ارزش علمی و اطلاعات زمین‌شناختی آن سایت آسیب می‌زند یا نه. دوم اینکه سایت تا چه اندازه آسیب‌پذیر است و آیا فرسایش، برداشت یا ازدحام می‌تواند خسارت‌های غیرقابل برگشت ایجاد کند. سؤال سوم این است که از نظر ایمنی، آیا فرایندهای فعال ژئومورفیک خطری برای گردشگران ایجاد می‌کنند و سؤال چهارم اینکه از منظر عدالت محلی، چه کسانی هزینه‌های این توسعه را تحمل می‌کنند و منافع آن نصیب چه کسانی می‌شود.

فخاری تأکید کرد: بنابراین ممکن است پتانسیل بازدید از یک ژئوسایت بسیار جذاب باشد، اما از نظر علمی، محیطی، ایمنی یا اخلاقی نباید برای گردشگری انبوه توسعه پیدا کند. اگر ژئودایورسیتی را سرمایه طبیعی بدانیم، تصمیم توسعه دیگر فقط یک تصمیم اقتصادی نیست و باید حفاظت از اصل سرمایه و توزیع عادلانه منافع نیز در تصمیم‌گیری‌ها وارد شود.

 

فناوری؛ کاهش فشار فیزیکی بر ژئوسایت‌های شکننده

دکتر فخاری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به استفاده روزافزون از تابلوهای تفسیر هوشمند و فناوری‌های دیجیتال در سایت‌ها و مناطق گردشگری گفت: در فناوری دیجیتال در ژئوتوریسم، فقط هدف ما جذاب‌تر کردن تجربه نیست که مثلاً از فناوری دیجیتال استفاده کنیم، بلکه می‌توانیم آن را ابزاری برای حفاظت و مدیریت فشار ناشی از بازدید در نظر بگیریم.

او افزود: در بحث تفسیر ژئومیراث، طیفی از بازدیدهای ترکیبی با واقعیت افزوده، میراث مجازی و ابزارهای مشابه وجود دارد. اهمیت این تحول در این است که فناوری می‌تواند علاوه بر انتقال دانش زمین، بخشی از فشار فیزیکی را بر ژئوسایت‌های شکننده یا پرخطر کاهش دهد.

فخاری توضیح داد: برای مثال، مدل‌های سه‌بعدی و واقعیت افزوده می‌توانند حتی لایه‌های زمین‌شناسی، فرایند شکل‌گیری یک لندفرم یا بخش‌های غیرقابل دسترس یک ژئوسایت را بدون حضور مستقیم گردشگر نمایش دهند. بنابراین دسترسی به دانش افزایش پیدا می‌کند، بدون اینکه الزاماً دسترسی فیزیکی افزایش پیدا کند. در ژئوتوریسم آینده، دسترسی بیشتر الزاماً به معنای حضور فیزیکی بیشتر نیست؛ فناوری می‌تواند دسترسی به دانش را افزایش دهد و همزمان فشار بر سرمایه طبیعی را کاهش دهد.

 

گردشگری به‌عنوان حلقه بازخوردی حفاظت

این استاد دانشگاه با بازگشت به بحث اصلی خود گفت: همان‌طور که در ابتدای سخنانم گفتم، گردشگری یک مسیر یک‌طرفه مصرف منابع نیست، بلکه یک حلقه بازخوردی برای حفاظت و باززایی ژئودایورسیتی است.

او تشریح کرد: ژئودایورسیتی آغاز این چرخه است. زمانی که ژئودایورسیتی را یک سرمایه طبیعی در نظر می‌گیریم، از طریق خدمات ژئوسیستمی برای انسان و مقصد ارزش ایجاد می‌کند. سپس بخشی از این سرمایه که دارای ارزش علمی، آموزشی، فرهنگی یا زیبایی‌شناختی است، به‌عنوان ژئومیراث شناخته می‌شود. اما وجود خود ژئومیراث‌ها به‌تنهایی تجربه ایجاد نمی‌کند. ما از طریق تفسیر ژئومیراث می‌توانیم داستان زمین را برای گردشگر قابل فهم کنیم و این دانش می‌تواند به تجربه، آموزش، اشتغال و ارزش محلی تبدیل شود.

فخاری ادامه داد: اینجاست که به همان بحث باززایی می‌رسیم؛ اگر بخشی از ارزشی که گردشگری ایجاد کرده دوباره به حفاظت و پایش ژئوسایت‌ها برگردد، حلقه بازیابی شکل می‌گیرد. در این صورت، گردشگری فقط یک مصرف‌کننده سرمایه طبیعی نیست، بلکه می‌تواند به تقویت آن هم کمک کند.

 

مقصد تاب‌آور؛ نتیجه چرخه باززاینده

فخاری با اشاره به مفهوم «مقصد تاب‌آور» اظهار داشت: نتیجه مطلوب این چرخه می‌تواند مقصد تاب‌آور باشد؛ مقصدی که بتواند در برابر فشار گردشگری، تغییرات محیطی و اقلیمی، سازگاری بیشتری داشته باشد، بدون آنکه سرمایه پایه خود را از دست بدهد.

او در پایان تأکید کرد: پیامی که در انتها می‌توان گفت این است که ارزش نباید فقط از ژئودایورسیتی خارج شود، بلکه بخشی از ارزش گردشگری باید دوباره به ژئودایورسیتی برگردد. این چرخه با مدیریت یونسکو کاملاً سازگار است و همه این موارد را در ژئوپارک‌ها نیز داریم و ضروری است.

 

 

 

۱۴۰۵/۷/۱۷ ۱۷:۳۰ ۱۲ دقیقه
لینک کپی شد