داریوش شهبازی در نشست «تهران در کشاکش دیروز و فردا»/ شناخت تهران امروز بدون توجه به تحولات تاریخی و اجتماعی آن امکانپذیر نیست
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «تهران در کشاکش دیروز و فردا» به مناسبت هفته تهران، به همت گروه تاریخ خانه اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری انجمن ایرانی تاریخ، روز شنبه ۱۸ مهرماه 1405 در مؤسسه فرهنگی هنری تهراننامه برگزار گردید.
در این نشست، سخنرانان با بررسی ابعاد تاریخی و اجتماعی تهران، به مرور تحولات این شهر در گذر زمان و تأمل درباره نسبت میان گذشته، وضعیت امروز و چشمانداز آینده آن پرداختند.
تهراننامه؛ دانشنامهای برای شناخت ابعاد گوناگون تهران
داریوش شهبازی، مدیرعامل موسسه فرهنگی-هنری تهراننامه در آغاز سخنان خود، ضمن خوشامدگویی به حاضران، درباره تهراننامه و اهداف تدوین این مجموعه توضیح داد: تهراننامه دانشنامهای است که هدف آن پاسخگویی به پرسشهای مرتبط با تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و ابعاد گوناگون تهران است. در این مجموعه محدودیتی برای موضوعات مورد بررسی وجود ندارد و طیف وسیعی از مسائل، از بناهای تاریخی، باغها، عمارتها و کاخها گرفته تا کافهها، هتلها و قهوهخانهها، مورد توجه قرار گرفتهاند.
وی با اشاره به تفاوت تهراننامه با مجموعههایی مانند لغتنامه دهخدا گفت: در تهراننامه تنها به اندیشمندان و ادبا پرداخته نمیشود، بلکه هر شخصیتی که در تهران شناخته شده و بهنوعی در ذهن و خاطره مردم این شهر جای گرفته باشد، میتواند در این مجموعه معرفی شود. برای نمونه، شخصیتهایی مانند غلامرضا تختی و مهوش، با وجود تفاوت جایگاه و زمینه فعالیتشان، در شمار چهرههایی قرار میگیرند که در حافظه عمومی مردم تهران حضور داشتهاند. در کنار این افراد، اندیشمندان و چهرههای فرهنگی ماندگار نیز جایگاه خود را در تهراننامه دارند.
شهبازی با بیان اینکه موضوعات تهراننامه به شخصیتها و بناها محدود نیست، به نمونههایی از دیگر حوزههای مورد بررسی اشاره کرد و افزود: حوادث تاریخی، ترورها، انقلابها و جنبشهای اجتماعی نیز در این مجموعه مورد توجه قرار گرفتهاند. تاریخ تهران با رویدادهای متعددی گره خورده است؛ از ترور ناصرالدینشاه در نیاوران و حوادث مربوط به محمدعلیشاه گرفته تا جنبشهایی مانند شیخیه، بابیه، ازلیه و بهائیه. از این منظر، تهراننامه مجموعهای گسترده از دادهها و اطلاعات درباره تاریخ و تحولات این شهر است.
وی با تأکید بر اینکه تهران را نمیتوان صرفاً شهری محلی دانست، اظهار کرد: تهران نماینده اقوام، ایلات و شهرهای مختلف ایران است و از این جهت، بُعدی ملی دارد. تاریخ این شهر با حضور گروههای گوناگون و پیوند میان مناطق مختلف کشور شکل گرفته است؛ بنابراین شناخت تهران میتواند به شناخت بخش مهمی از تاریخ اجتماعی ایران نیز کمک کند.
تدوین موضوعی تهراننامه و گسترش پژوهشها
این پژوهشگر تاریخ تهران، درباره ساختار و شیوه تدوین آثار این مجموعه توضیح داد: در کنار مجلدات اصلی تهراننامه، موضوعات مشخص نیز بهصورت مستقل استخراج و تدوین شدهاند. برای مثال، باغهای تهران در مجموعهای دوجلدی بررسی شدهاند و موضوع مطبوعات تهران نیز در اثری جداگانه مورد توجه قرار گرفته است. در حوزه مطبوعات، نشریات منتشرشده از دوره محمدشاه قاجار و انتشار «کاغذ اخبار» تا پایان دوره پهلوی بررسی شدهاند.
شهبازی با اشاره به گستردگی اطلاعات مربوط به تهران افزود: موضوعاتی مانند حاکمان، هتلها و مسجدها نیز بهصورت جداگانه بررسی شدهاند تا اطلاعات هر حوزه در اختیار پژوهشگران، استادان و علاقهمندان تاریخ تهران قرار گیرد. به گفته وی، افزایش سریع دادهها و اطلاعات مربوط به شهر موجب شده است که تدوین دانشنامه در برخی بخشها با شیوهای متفاوت ادامه پیدا کند و موضوعات تخصصی در قالب کتابهای مستقل در دسترس قرار گیرند.
وی با اشاره به سابقه فعالیت خود در این حوزه گفت که نزدیک به پنجاه سال است در زمینه مطالعه تاریخ تهران، تدوین دانشنامه و نگارش کتابهای مرتبط فعالیت میکند. او همچنین از پیوستن استادان و پژوهشگران برجسته به مجموعه تهراننامه در سالهای اخیر ابراز خرسندی کرد و ابراز امیدواری کرد که حاصل این همکاریها در سالهای آینده در اختیار جامعه علمی و علاقهمندان قرار گیرد.
شناخت تاریخ تهران و ضرورت تقویت حس تعلق به شهر
شهبازی در ادامه سخنان خود، با تأکید بر اهمیت آشنایی شهروندان با تاریخ تهران، اظهار کرد: شناخت داستانها، رویدادها و پیوندهای تاریخی شهر میتواند علاقه مردم به محیط زندگیشان را افزایش دهد. به باور وی، اگر شهروندان تهران را خانه خود بدانند و با ابعاد گوناگون تاریخ آن آشنا شوند، انگیزه بیشتری برای حفظ و ساختن این شهر خواهند داشت.
وی برای توضیح این دیدگاه، به تجربه تاریخی ایالات متحده آمریکا اشاره کرد و گفت: بخشی از فیلمهای ساختهشده در هالیوود در دهه ۱۹۶۰ میلادی، به روایت تاریخ آمریکا در سده نوزدهم و شکلگیری شهرها و زیرساختهای آن اختصاص داشتند. در این روایتها، ساخت راهآهن و گسترش ارتباطات در سرزمینی پهناور به تصویر کشیده میشد؛ سرزمینی که طی کردن فاصله میان شرق و غرب آن در گذشته زمان زیادی میبرد. به گفته شهبازی، این روایتهای تاریخی بخشی از مسیر شکلگیری جامعه آمریکا را برای نسلهای بعد بازگو میکردند.
این پژوهشگر با اشاره به نقش شناخت متقابل در شکلگیری جوامع گفت: ساختن یک جامعه مستلزم آن است که افراد از محدوده منافع شخصی خود فراتر بروند و به امنیت و رفاه جمعی نیز بیندیشند. اگر هر فرد تنها به حفظ خانه و منافع خود فکر کند، نمیتوان به ساختن شهری امن و برخوردار برای همگان امیدوار بود. در مقابل، توجه به منافع مشترک و تقویت نقاط مثبت شهر و شهروندان میتواند به بهبود زندگی جمعی کمک کند.
شهبازی در ادامه، با یادآوری توصیههای نسلهای گذشته درباره مسئولیتپذیری اجتماعی، به نمونههایی از زندگی روزمره اشاره کرد و گفت: در گذشته، برخی افراد کار و حرفه خود را نوعی مسئولیت اخلاقی میدانستند. برای مثال، نانوایی که کیفیت نان و سلامت مردم را در نظر میگرفت، برای آمادهسازی خمیر زمان کافی اختصاص میداد و از روشهایی که میتوانست به سلامت مصرفکنندگان آسیب بزند، پرهیز میکرد. این نگاه در حرفههای دیگر، از پزشکی و مهندسی گرفته تا کارگری، نیز میتوانست وجود داشته باشد.
وی با تأکید بر نقش این ارزشها در تداوم فرهنگی جامعه اظهار کرد: فرهنگ یک جامعه در طول هزاران سال از طریق همین پیوندها، محبتها و احساس مسئولیت نسبت به دیگران تداوم پیدا میکند. هدف از پژوهش و فعالیت فرهنگی نیز میتواند انجام کاری مفید و ماندگار باشد؛ کاری که پس از پایان عمر افراد، اثری مثبت از خود بر جای بگذارد.
پیشینه سکونت در تهران؛ از شواهد باستانشناختی تا تاریخ مکتوب
شهبازی پس از این مقدمه، به بررسی پیشینه سکونت در محدوده تهران پرداخت و گفت: تاریخ تهران را میتوان در دو بخش کلی بررسی کرد؛ نخست، دوره پیشاتاریخی که شواهد آن از هزاران سال پیش به دست آمده و دوم، دوره تاریخی که با اتکا به منابع مکتوب و اسناد تاریخی قابل بررسی است.
وی با اشاره به یافتههای باستانشناختی در محدوده تهران و پیرامون آن توضیح داد: کشف بقایای انسانی و آثار باستانی در نقاط مختلف، از جمله یافتههای مربوط به سکونتگاههای کهن، نشان میدهد که حضور انسان در این منطقه سابقهای طولانی دارد. از جمله این شواهد میتوان به بقایای انسانی با قدمت چند هزار سال، آثار باستانی قیطریه و یافتههای مناطق مختلف پیرامون تهران اشاره کرد.
این پژوهشگر تأکید کرد که قدمت چند هزار یا چند ده هزار ساله یک اثر یا سکونتگاه به معنای وجود شهری یکپارچه و گسترده در تمام محدوده تهران امروزی نیست. به گفته وی، در دورههای مختلف، گروههای کوچکی از مردم در نقاط جداگانه سکونت داشتند و ممکن بود این اجتماعات بهتدریج شکل بگیرند، جابهجا شوند یا از میان بروند. بنابراین، باید میان سابقه سکونت انسان در یک منطقه و شکلگیری یک شهر بزرگ تمایز قائل شد.
شهبازی با اشاره به محدودیت اطلاعات موجود درباره پیوند میان دورههای مختلف تاریخی گفت: هنوز دادههای کافی برای بازسازی کامل ارتباط میان سکونتگاههای پیشاتاریخی و جوامع دوره تاریخی در اختیار نداریم. به همین دلیل، در بازسازی گذشته این منطقه با گسستهایی مواجه هستیم و نمیتوان درباره تمام مراحل شکلگیری جمعیت تهران با قطعیت اظهارنظر کرد.
آب، خشکسالی و دگرگونی سکونتگاههای کهن
شهبازی در تشریح عواملی که میتوانستند به جابهجایی یا نابودی سکونتگاههای اولیه منجر شوند، به نقش منابع آب اشاره کرد و گفت: زندگی بسیاری از جوامع گذشته به دسترسی به آب وابسته بود. در دورههای خشکسالی، کاهش یا قطع منابع آب میتوانست ساکنان را ناچار به ترک محل زندگی خود کند. در کنار این عامل، درگیری میان گروهها بر سر منابع و مراتع نیز گاه به از میان رفتن برخی اجتماعات منجر میشد.
وی بیماریهای واگیردار، از جمله وبا و طاعون، و همچنین زلزله را از دیگر عواملی دانست که میتوانستند بر سرنوشت سکونتگاهها اثر بگذارند. به گفته او، در گذشته، بیماریها و حوادث طبیعی در شرایطی رخ میدادند که امکانات درمانی و آگاهی عمومی محدود بود و همین موضوع میتوانست پیامدهای گستردهای برای جمعیتهای کوچک داشته باشد.
شهبازی در ادامه، با اشاره به ویژگی خانههای قدیمی و سقفهای کاهگلی توضیح داد که فرسایش تدریجی بناها بر اثر بارندگی و گذر زمان میتوانست آثار سکونتگاههای پیشین را به تپههای باستانی تبدیل کند. او با یادآوری تجربه زندگی در محلههای قدیمی شمیران گفت که در گذشته، رسیدگی به پشتبامهای کاهگلی پس از بارندگی اهمیت زیادی داشت؛ زیرا آب میتوانست بهتدریج به بنا نفوذ کند و موجب آسیب آن شود.
از روستای تهران تا نخستین نشانههای حضور جمعی
این پژوهشگر تاریخ تهران با اشاره به دشواری بازسازی نخستین مراحل شکلگیری جمعیت شهر گفت: برای بررسی این موضوع باید میان فرضیههای پژوهشی و شواهد مستند تمایز قائل شد. بر اساس برداشت او، ممکن است در مراحل اولیه، کشاورزان در اطراف چشمهها و زمینهای حاصلخیز محدوده تهران سکونت کرده باشند و بهتدریج زمینه شکلگیری اجتماعات روستایی را فراهم آورده باشند.
شهبازی در توضیح این فرضیه، به چشمههای موجود در دامنههای جنوبی البرز و محدوده سرپولک اشاره کرد و احتمال داد که دسترسی به آب، در شکلگیری سکونتگاههای اولیه در این محدوده نقش داشته باشد. او همچنین مسیر گذر نایبالسلطنه، از سرپولک به سوی دروازه دولاب و دولاب، را در ارتباط با این فرضیه مطرح کرد. وی تأکید کرد که این توضیح برداشت پژوهشی اوست و برای اثبات قطعی آن به شواهد بیشتری نیاز است.
وی با اشاره به ویژگیهای خاک منطقه تهران افزود: حاصلخیزی خاک و امکان کشاورزی میتوانسته از عوامل جذب ساکنان به این محدوده باشد. او همچنین به کیفیت خاک رس تهران و کاربرد آن در آجرسازی اشاره کرد و این موضوع را یکی از ویژگیهای طبیعی منطقه دانست که در شکلگیری فعالیتهای انسانی و سکونتگاهها مؤثر بوده است.
شهبازی سپس به نخستین شواهد مکتوب درباره نام تهران پرداخت و توضیح داد: یکی از قدیمیترین اشارههای شناختهشده به نام تهران در کتاب خطیب بغدادی دیده میشود که در آن از شخصی با عنوان «ابوعبدالله ابن عماد تهرانی رازی» یاد شده است. این محدث در سده سوم هجری میزیست و در منابع، وفات او در عسقلان در سال ۲۶۱ یا ۲۷۱ قمری ذکر شده است. این اشاره از نخستین مواردی است که نام تهران را در قالب نسبت یک شخص ثبت میکند.
وی با اشاره به کتاب «فارسنامه» ابن بلخی افزود: در آغاز سده ششم هجری نیز از انار تهرانی بهعنوان محصولی مرغوب یاد شده است. هرچند این اشاره بهتنهایی اطلاعات دقیقی درباره اندازه و ساختار روستای تهران به دست نمیدهد، میتواند نشانهای از شناختهشدن محصولات این منطقه در بیرون از محدوده محلی باشد.
مهاجرت پس از حمله مغول و گسترش تدریجی جمعیت
شهبازی با اشاره به حمله مغول به ری در اوایل سده هفتم هجری گفت: ری در آن زمان شهری شناختهشده و دارای پیشینهای طولانی بود. حمله مغول در سالهای ۶۱۷ و ۶۱۹ قمری، همراه با ویرانیها و حوادثی مانند زلزله، به جابهجایی بخشی از جمعیت آن منطقه انجامید. به گفته وی، برخی از ساکنان به ورامین رفتند و گروهی نیز احتمالاً در روستاهای نزدیک، از جمله تهران، سکونت گزیدند.
وی افزود: با افزایش اطلاعات موجود در منابع تاریخی از سدههای بعد، اشاره به تهران نیز بیشتر میشود. در سفرنامه کلاویخو، سفیر پادشاه کاستیل، که در آغاز سده نهم هجری برای دیدار با تیمور به این منطقه سفر کرد، اطلاعاتی درباره تهران آمده است. شهبازی با اشاره به منابع مربوط به حاکمان تهران گفت که در این دوره نیز تهران همچنان در جایگاه یک روستا قرار داشت و نباید وضعیت آن را با یک شهر بزرگ و پرجمعیت مقایسه کرد.
او سپس به شواهد مربوط به گسترش مراکز مذهبی در تهران، بهویژه از اواخر سده نهم هجری، اشاره کرد و گفت: بقعهها، سنگقبرها و کتیبههای باقیمانده در برخی امامزادهها از جمله شواهدی هستند که میتوانند به شناخت تحولات جمعیتی و مذهبی این منطقه کمک کنند. به اعتقاد وی، این آثار احتمال حضور گروههایی از شیعیان و سادات را در تهران نشان میدهند، هرچند برای بازسازی دقیق مسیر مهاجرت و منشأ این گروهها همچنان به بررسی اسناد بیشتری نیاز است.
از دوره صفوی تا شکلگیری پایتخت قاجاری
شهبازی با اشاره به تحولات دوره صفوی گفت: محدوده تهران در آن دوره از نظر آبوهوا، باغها، مزارع و منابع طبیعی ویژگیهایی داشت که میتوانست آن را برای سکونت و تفریح مناسب کند. او به مناطق شمالی تهران، از جمله محدوده سوهانک و دارآباد، اشاره کرد و توضیح داد که این نواحی از منابع آب و سرچشمههای قناتهای تهران به شمار میرفتند.
وی با اشاره به احداث حصار تهران در دوره شاه طهماسب صفوی اظهار کرد: در سال ۹۶۱ قمری، به دستور شاه طهماسب، حصاری پیرامون تهران ساخته شد که به حصار صفوی یا طهماسبی شهرت دارد و چهار دروازه داشت. شهبازی این اقدام را یکی از نشانههای اهمیتیافتن تدریجی تهران دانست و احتمال داد که در این دوره، همراهان حکومت و گروههایی از قزوین و دیگر مناطق نیز به تهران آمده باشند. او تأکید کرد که درباره ترکیب دقیق این جمعیتها نمیتوان بدون اسناد کافی با قطعیت سخن گفت.
این پژوهشگر در ادامه به تحولات دورههای بعد اشاره کرد و گفت: با افزایش اهمیت سیاسی تهران و گسترش ارتباطات آن با مناطق پیرامونی، زمینه جذب جمعیتهای تازه نیز فراهم شد. او از حضور احتمالی گروههایی از همراهان شاهان صفوی و دیگر مهاجران سخن گفت و افزود که برای شناخت دقیقتر این فرایند باید نشانههای تاریخی، نام محلهها و آثار باقیمانده را در کنار یکدیگر بررسی کرد.
شهبازی سپس به دوره پایانی حکومت صفوی و حمله محمود افغان اشاره کرد و گفت: در زمان شاه سلطان حسین، شاه برای مدتی در تهران اقامت داشت و با سفیران عثمانی و روسیه دیدار کرد. با توجه به حضور شاه و همراهانش در تهران، این احتمال وجود دارد که بخشی از همراهان، سربازان و افراد وابسته به دربار در این شهر باقی مانده باشند. او همچنین به دوره تسلط افغانها بر تهران اشاره کرد و با استناد به برخی روایتهای تاریخی و نامهای باقیمانده، احتمال حضور گروههایی از آنان در جمعیت شهر را مطرح کرد.
حضور گروههای قومی در تهران در دورههای افشاریه و زندیه
وی در ادامه سخنان خود، به آثار حضور گروههای مختلف در دوره افشاریه پرداخت و گفت: برخی نامهای محلی و کوچهها، از جمله کوچههایی با نام افشار و باجمالوها، میتوانند نشانههایی از استقرار گروههای وابسته به این طوایف در تهران باشند. به گفته شهبازی، بررسی نام محلهها در کنار نقشهها و اسناد تاریخی میتواند به بازسازی روند جابهجایی و سکونت گروههای مختلف کمک کند.
او با اشاره به دوره زندیه افزود: در این دوره نیز گروههایی از همراهان کریمخان زند در تهران ساکن شدند. شهبازی به نام خدابندهلو در محدوده عودلاجان و ناصرخسرو و همچنین آثار مرتبط با این نام اشاره کرد و حضور خدابندهلوها و گروههایی از لرها را از جمله موارد قابل بررسی در تاریخ جمعیت تهران دانست.
مهاجرت در دوره قاجار و افزایش تنوع جمعیتی تهران
شهبازی با اشاره به انتخاب تهران بهعنوان پایتخت در دوره آقامحمدخان قاجار گفت: با استقرار حکومت قاجار در تهران، همراهان شاه و گروههایی از وابستگان به ایل قاجار و دیگر مناطق نیز به این شهر آمدند. او به پیوندهای آقامحمدخان با استرآباد و گروههای وابسته به قاجار اشاره کرد و حضور گروههایی از عربها و خلجها را نیز در زمره مهاجرتهای احتمالی این دوره مطرح کرد.
وی با تأکید بر ضرورت احتیاط در تفسیر شواهد تاریخی افزود: برخی از دلایل مطرحشده درباره انتخاب تهران بهعنوان پایتخت، از جمله موقعیت جغرافیایی و نزدیکی به مناطق مورد توجه حکومت، در حد فرضیه باقی ماندهاند و نمیتوان همه آنها را با قطعیت پذیرفت. با این حال، نام محلهها و برخی اسناد میتوانند سرنخهایی برای مطالعه ترکیب جمعیتی تهران در اختیار پژوهشگران قرار دهند.
این پژوهشگر در ادامه به دوره فتحعلیشاه و محمدشاه قاجار اشاره کرد و گفت: در این دوره، همراهان حکومت و افرادی از شیراز نیز به تهران آمدند. او انتشار «کاغذ اخبار» به همت میرزا صالح شیرازی و نقش برخی افراد شیرازی در این روند را از نشانههای حضور آنان در تهران دانست. به گفته شهبازی، با ورود به دوره ناصرالدینشاه، جمعیت تهران افزایش بیشتری یافت و امکان بررسی دقیقتر محلهها و ترکیب جمعیتی شهر بر اساس نقشهها و اسناد فراهم شد.
وی در جمعبندی این بخش اظهار کرد: روند شکلگیری جمعیت تهران را باید حاصل مهاجرتهای پیدرپی و حضور گروههای مختلف در دورههای تاریخی گوناگون دانست؛ روندی که در دوره قاجار شتاب بیشتری گرفت و در دورههای بعد، همراه با گسترش شهر، به افزایش چشمگیر جمعیت تهران انجامید.
تهران در دهههای گذشته؛ گسترش شهر و وضعیت زیرساختها
شهبازی در بخش پایانی سخنان خود، با اشاره به وضعیت تهران در دوره پهلوی گفت: گستره تهران تا دهه ۱۳۴۰ شمسی همچنان با محدودههای قدیمی شهر و حصار ناصری فاصله چندانی نداشت و بسیاری از مناطق امروزی هنوز به صورت یکپارچه به شهر متصل نشده بودند. او به اراضی مظفری در غرب تهران، محدودههای اطراف باغشاه و مهرآباد و نیز بخشهایی از مناطق شمالی شهر اشاره کرد و گفت که شمیران در آن زمان همچنان هویتی جدا از مرکز تهران داشت و رفتوآمد میان این دو محدوده، از نظر ساکنان، رفتن از یک منطقه به منطقهای دیگر تلقی میشد.
وی با اشاره به وضعیت آبرسانی در تهران افزود: آب لولهکشی در ابتدا بیشتر به محدودههای قدیمی شهر محدود بود و توسعه آن بهتدریج صورت گرفت. در برخی محلهها، صاحبان باغها یا زمینها با حفر چاه و ایجاد مخزن و لولهکشی، آب مورد نیاز خانهها و محدوده اطراف خود را تأمین میکردند. شهبازی برای نمونه به محدوده مجیدیه اشاره کرد که در گذشته با باغ عبدالمجیدمیرزا ارتباط داشت و در آن، تأسیسات محلی برای تأمین آب ایجاد شده بود.
وی همچنین با اشاره به وضعیت برق در محلههای تهران گفت: دسترسی به برق نیز در گذشته محدود بود و در برخی نقاط، مولدهای برق برای تأمین روشنایی به کار گرفته میشدند. در آن دوره، استفاده از وسایل برقی در زندگی روزمره به گستردگی سالهای بعد نبود و تأمین روشنایی از مهمترین کاربردهای برق به شمار میرفت.
شهبازی با این توضیحات، بر اهمیت بررسی همزمان تاریخ جمعیت، گسترش کالبدی شهر و توسعه زیرساختها تأکید کرد و نشان داد که شناخت تهران امروز بدون توجه به تحولات تاریخی و اجتماعی آن امکانپذیر نیست.