پرش به محتوا

سمیه فریدونی در نشست «برنامه‌درسی مادرانه»/ توسعه بدون توجه به نقش زنان با اختلال مواجه می‌شود/ کلیشه‌های جنسیتی در کتاب‌های درسی بر انتخاب شغل و مناسبات خانوادگی اثر می‌گذارند

سمیه فریدونی در نشست «برنامه‌درسی مادرانه»/ توسعه بدون توجه به نقش زنان با اختلال مواجه می‌شود/ کلیشه‌های جنسیتی در کتاب‌های درسی بر انتخاب شغل و مناسبات خانوادگی اثر می‌گذارند

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «برنامه‌درسی مادرانه» به همت گروه علوم تربیتی خانه‌ی اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری گروه تخصصی جنسیت انجمن علمی مطالعات برنامه‌ی درسی ایران، روز سه‌شنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵، در کتابخانه‌ی ملی ایران برگزار گردید.

در این نشست، سخنرانان درباره‌ی ابعاد گوناگون مادرانگی در آموزش و برنامه‌ی درسی، از بازاندیشی انتقادی و تجربه‌ی معلمان زن تا بازنمایی زنانگی و پیوند آن با کتاب‌های درسی و انتخاب شغل، سخن گفتند.

 

 

سمیه فریدونی در این برنامه درباره تأثیر کلیشه‌های جنسیتی بر نگرش دانش‌آموزان به خانواده، انتخاب شغل زنان و فرایند توسعه صحبت کرد و گفت: مادرانگی مساوی زن بودن نیست، بلکه مهارتی آموختنی است. وقتی با خشونت با جنسیت‌ها برخورد می‌کنیم، در واقع انسان را از مهارت‌های زیستی خود دور می‌کنیم؛ مهارت‌هایی مانند شنیدن فعال، همدلی، مراقبت از احساسات و به رسمیت شناختن دیگران. حتی اگر بپذیریم که این مهارت‌ها به زنانگی تعلق دارند، بهتر است بخش بزرگی از جامعه به این مهارت‌ها دسترسی داشته باشد.

 

خانواده مطلوب از نگاه دانش‌آموزان

فریدونی درباره پژوهشی ملی که چند سال پیش با همکاری وزارت آموزش‌وپرورش انجام داده بود، توضیح داد: موضوع پژوهش، تعریف خانواده مطلوب از دیدگاه دانش‌آموزان بود و این فرصت برای من فراهم شد که با حدود دو هزار دانش‌آموز در کلاس‌های درس و در ۹ یا ۱۰ استان کشور صحبت کنم. در این پژوهش، مدارس بر اساس تقسیم‌بندی چهارگانه آموزش‌وپرورش، شامل برخوردار، نیمه‌برخوردار، کم‌برخوردار و نابرخوردار، بررسی شدند. تنوع اقلیت‌های مذهبی و گروه‌های زبانی و قومی در هر یک از این مناطق نیز تصویری رنگارنگ از تنوع موجود در کشور ایجاد می‌کرد.

او درباره شیوه گفت‌وگو با دانش‌آموزان گفت: پرسش‌ها به‌صورت کلی و در قالب گفت‌وگوهای گروهی نیمه‌ساختاریافته مطرح می‌شدند؛ برای مثال، از دانش‌آموزان می‌پرسیدیم خانواده خوب چیست و دوست دارند همسر آینده‌شان چه ویژگی‌هایی داشته باشد.

فریدونی با اشاره به گفت‌وگو با دختران دانش‌آموز در برخی رشته‌ها ادامه داد: در مدارسی که احتمال اشتغال‌پذیری دختران بیشتر بود، از جمله در رشته‌هایی مانند گرافیک، عمران و ریاضی، تلاش کردم پرسشی را نیز به مصاحبه‌ها اضافه کنم. از دختران پایه‌های یازدهم و دوازدهم می‌پرسیدم که اگر مردی با تمام ویژگی‌هایی که از یک همسر مطلوب انتظار دارند برای ازدواج با آن‌ها پیش‌قدم شود، اما یک شرط بگذارد و آن هم کار نکردن زن باشد، پاسخشان چه خواهد بود. تنوع پاسخ‌ها و گفت‌وگویی که میان خود دختران درباره این موضوع شکل می‌گرفت، بسیار جالب بود.

او با اشاره به پاسخ‌های دانش‌آموزان تأکید کرد: در میان صحبت‌های این دختران همچنان می‌شد تنوع و حضور کلیشه‌ها را دید. همین موضوع این پرسش اساسی را برای من ایجاد کرد که چه نسبتی میان دریافت‌های دانش‌آموزان و پراکندگی کلیشه‌ها در جامعه وجود دارد. در حالی که در بسیاری از موارد نقدهای جدی به کتاب‌های درسی مطرح می‌شود، باید دید این کلیشه‌ها چگونه در نگرش دانش‌آموزان به خانواده و اشتغال زنان حضور دارند

 

خانواده مشارکتی و تناقض در نگرش به نقش زنان

فریدونی با اشاره به مفهوم خانواده مشارکتی گفت: در پژوهش‌های پیشین، این اصطلاح را از دختران دانشجو نیز شنیده بودم. گاهی از مفهوم خانواده مشارکتی به معنایی تقلیل‌یافته استفاده می‌شود؛ یعنی خانواده‌ای که هر آنچه از سنت و مدرنیته به نفع فرد باشد، در آن پذیرفته می‌شود. در چنین برداشتی، این پرسش مطرح است که مشارکت قرار است در چه زمینه‌ای اتفاق بیفتد؛ برای مثال، ممکن است گفته شود که مسئولیت نگهداری فرزندان باید مشترک باشد، اما درآمد زن متعلق به خود اوست.

او با اشاره به پیامدهای چنین برداشتی ادامه داد: باید این اعوجاج مفهومی را ببینیم و بررسی کنیم که چه پیامدهایی می‌تواند در حوزه خانواده و اشتغال زنان ایجاد کند.

 

فاصله میان سیاست‌های حمایتی و واقعیت اشتغال زنان

فریدونی با اشاره به فرصت‌های قانونی ایجادشده برای اشتغال زنان، به‌ویژه در برنامه ششم توسعه، گفت: در این برنامه مقرر شده بود که سازمان‌ها ۳۰ درصد از پست‌های مدیریتی خود را به زنان اختصاص دهند؛ با این حال، به نظر می‌رسد تعداد سازمان‌هایی که توانستند این سهم را محقق کنند، بسیار محدود بود و این ماده از برنامه ششم توسعه به نتیجه مورد انتظار نرسید.

او درباره پژوهش دیگری که در ادامه این موضوع انجام داده بود، توضیح داد: در گفت‌وگو با افرادی که در برخی سازمان‌ها مسئولیت این حوزه را بر عهده داشتند، بررسی کردیم که چرا این اتفاق نیفتاده است. با این مسئله نیز مواجه شدیم که برای بسیاری از زنان، فرایندهایی مانند منتورینگ، جانشین‌پروری و به‌اشتراک‌گذاری دانش به‌درستی اتفاق نمی‌افتد. گاهی با زنی متخصص در موقعیت مدیریتی مواجه هستیم، اما نکته اینجاست که چرا بسیاری از زنان پیشنهادهای مربوط به طی کردن مسیر شغلی و پذیرش مسئولیت‌های بالاتر را نمی‌پذیرند.

فریدونی با اشاره به وضعیت اشتغال فارغ‌التحصیلان زن تأکید کرد: این مسئله را باید در کنار واقعیت دیگری قرار داد؛ اینکه بیشترین تعداد بیکاران در میان فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، مربوط به زنان است؛ آن هم در شرایطی که طی دو دهه اخیر، زنان بزرگ‌ترین گروه متقاضیان آموزش عالی در ایران بوده‌اند.

او درباره تغییرات نگرش دختران به اشتغال گفت: پژوهش‌های جدیدتر نشان می‌دهند که اقبال دختران به کار بیشتر شده است و تحولاتی در این زمینه رخ داده، اما همچنان می‌توان ردپای کلیشه‌ها را در پاسخ‌ها و نگرش‌هایی که گزارش می‌کنند، مشاهده کرد.

 

تبعیض مبتنی بر ترجیح و تبعیض آماری در بازار کار

فریدونی با اشاره به نظریه‌های اقتصادی تبعیض و ترجیحات کارفرمایان گفت: در بحث اقتصاد جنسیت، دو مفهوم مهم، تبعیض مبتنی بر ترجیح و تبعیض آماری هستند. در تبعیض مبتنی بر ترجیح، فرد بر اساس هنجارها، فرهنگ و تجربه‌های خود، پیش‌فرض‌ها و ترجیحاتی پیدا می‌کند که بر تصمیم‌گیری او اثر می‌گذارند؛ حتی ممکن است خودش نیز نسبت به نقش این ترجیحات آگاهی روشنی نداشته باشد.

او برای توضیح این مسئله مثالی مطرح کرد و گفت: ممکن است دو متقاضی با رزومه‌های مشابه به مرحله نهایی انتخاب برای یک موقعیت شغلی برسند، اما کارفرما به دلیل ترجیحات و پیش‌فرض‌های خود، یکی را به دیگری ترجیح دهد. در چنین شرایطی، تصمیم کارفرما صرفاً بر اساس توانایی‌ها و شایستگی‌های فردی متقاضیان گرفته نمی‌شود.

فریدونی در توضیح تبعیض آماری ادامه داد: در این نوع تبعیض، تعلق فرد به یک گروه آماری، پیش‌فرض‌هایی را برای کارفرما ایجاد می‌کند. برای مثال، ممکن است کارفرما بر این باور باشد که زنان به دلیل احتمال بارداری، نیاز به تنظیم ساعت کاری یا داشتن مسئولیت‌های مراقبتی در خانه، با محدودیت‌هایی در اشتغال مواجه خواهند شد. این پیش‌فرض‌ها می‌توانند بر تصمیم او درباره استخدام یا انتخاب یک زن برای موقعیت شغلی اثر بگذارند.

او با تأکید بر نقش کلیشه‌ها در اقتصاد جنسیت گفت: از هر حوزه‌ای که به مسئله نگاه کنیم، می‌توانیم ردپای پررنگ کلیشه‌ها را در اقتصاد جنسیت ببینیم. این کلیشه‌ها بر ترجیحات کارفرمایان اثر می‌گذارند و بر تصور کودکان از خانواده نیز تأثیر دارند.

 

کتاب‌های درسی و پیامدهای کلیشه‌های جنسیتی برای توسعه

فریدونی با اشاره به پژوهش‌های انجام‌شده درباره کتاب‌های درسی گفت: در حوزه کتاب‌های درسی، پژوهش‌های متعددی درباره بازنمایی کلیشه‌ها انجام شده است و این موضوع برای متخصصان برنامه درسی تازگی ندارد. با این حال، شاید لازم باشد زاویه دیدمان را تغییر دهیم؛ زیرا مسئله فقط بازنمایی کلیشه‌ها در کتاب‌های درسی نیست، بلکه باید به پیامدهای این بازنمایی در فرایند توسعه نیز توجه کنیم.

او با تأکید بر اهمیت نقش زنان در توسعه ادامه داد: ما فقط درباره زن و مسائل زنان صحبت نمی‌کنیم، بلکه درباره زن به‌عنوان عامل توسعه حرف می‌زنیم. اگر از پیش تصمیم بگیریم که زنان در فرایند توسعه نقش مؤثری نداشته باشند، در واقع زمینه اختلال در این فرایند را فراهم کرده‌ایم. طرح ایده‌ها و دیدگاه‌های مختلف در حوزه زنان ارزشمند است، اما مسئله در اینجا ذات‌گرایی نیست؛ مسئله این است که باورهای کلیشه‌ای ما در حوزه جنسیت چه آسیب‌هایی به اقتصاد وارد می‌کنند و چگونه ترجیحات کارفرمایان و نگرش کودکان به خانواده را شکل می‌دهند.

فریدونی با اشاره به جایگاه خانواده در جامعه گفت: آن‌قدر تکرار کرده‌ایم که خانواده سنگ بنای جامعه است که گاهی خود این عبارت را از محتوا تهی کرده‌ایم و دیگر به معنای آن توجه نمی‌کنیم. کلیشه‌های موجود در کتاب‌های درسی و حوزه‌های مختلف، آسیب‌هایی ایجاد می‌کنند که فرایند توسعه را با مشکلات جدی روبه‌رو می‌سازند؛ مشکلاتی که هم در لایه‌های اجتماعی و هم در سطح حکمرانی خود را نشان می‌دهند.

او با اشاره به ضرورت تغییر نگاه سیاست‌گذاران تأکید کرد: پژوهش‌های حوزه اقتصاد جنسیت نشان می‌دهند آنچه در این حوزه اتفاق می‌افتد، با آنچه در قوانین و کتاب‌های درسی بازنمایی می‌شود، ارتباط دارد. نباید تصور کنیم این بازنمایی‌ها بی‌اهمیت شده‌اند؛ آن‌ها همچنان نقش ایفا می‌کنند و گاهی اثرشان در عمل از بسیاری از جریان‌های آگاهانه قوی‌تر است.

فریدونی در پایان ابراز امیدواری کرد: امید که گفت‌وگو درباره اقتصاد جنسیت و تحول برنامه درسی بتواند به شکل‌گیری فضایی کمک کند که در آن، سیاست‌گذاران مطالبات زنان را صرفاً امری سیاسی نبینند، بلکه آن را مسئله‌ای اجتماعی و توسعه‌ای و در خدمت آینده بهتر جامعه بدانند. فاصله گرفتن از نگاه صرفاً سیاسی به این مطالبات می‌تواند امید به شنیده شدن آن‌ها را افزایش دهد.

۱۴۰۵/۷/۲۸ ۱۰:۴۳ ۸ دقیقه
لینک کپی شد