پرش به محتوا

زهرا نیک‌نام در نشست «برنامه‌درسی مادرانه»/ مادرانگی دوگانه معلمان ابتدایی؛ میان مسئولیت مراقبت و فشارهای نهادی/ فرسودگی معلمان ابتدایی را نمی‌توان جدا از ساختار مدرسه و جامعه فهمید

زهرا نیک‌نام در نشست «برنامه‌درسی مادرانه»/ مادرانگی دوگانه معلمان ابتدایی؛ میان مسئولیت مراقبت و فشارهای نهادی/ فرسودگی معلمان ابتدایی را نمی‌توان جدا از ساختار مدرسه و جامعه فهمید

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «برنامه‌درسی مادرانه» به همت گروه علوم تربیتی خانه‌ی اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری گروه تخصصی جنسیت انجمن علمی مطالعات برنامه‌ی درسی ایران، روز سه‌شنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵، در کتابخانه‌ی ملی ایران برگزار گردید.

در این نشست، سخنرانان درباره‌ی ابعاد گوناگون مادرانگی در آموزش و برنامه‌ی درسی، از بازاندیشی انتقادی و تجربه‌ی معلمان زن تا بازنمایی زنانگی و پیوند آن با کتاب‌های درسی و انتخاب شغل، سخن گفتند.

 

زهرا نیک‌نام در سخنرانی خود با موضوع معلمان زن دوره ابتدایی و دوگانگی مادرانگی، به بررسی فرسودگی جسمی و روانی معلمان، گسترش مسئولیت‌های شغلی و دشواری برقراری رابطه مراقبانه با دانش‌آموزان پرداخت و با تکیه بر تجربه خود در حوزه تعلیم و تربیت و مواجهه با معلمان جوان، تأکید کرد: برای فهم وضعیت معلمان ابتدایی نمی‌توان تنها به توانایی‌های فردی، مهارت تدریس یا انگیزه آنان توجه کرد، بلکه باید شرایط کاری، ساختارهای نهادی و انتظارات اجتماعی از معلمی را نیز در نظر گرفت. که طی چند سال گذشته، در مواجهه با دانشجویان کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی درسی که بسیاری از آنان هم‌زمان با تحصیل، سابقه تدریس در دوره ابتدایی را داشتند، با نشانه‌هایی از خستگی، بی‌انگیزگی و فرسودگی روبه‌رو شدم. در ابتدا تصور می‌کردم که این وضعیت ممکن است به جوانی معلمان، تجربه محدود آنان یا تسلط ناکافی بر محتوای درسی و روش‌های تدریس مربوط باشد؛ اما تکرار این مشاهدات مرا را به سمت فرضیه دیگری هدایت کرد.

او نقطه عطف شکل‌گیری این مسئله پژوهشی را آشنایی با روایت روزمره یکی از دانشجویانش دانست و افزود:  از معلمی خواسته بودم تجربه‌های روزانه خود را برای مدتی مکتوب کند. این دانشجو با جزئیات فراوان از زندگی حرفه‌ای خود در پایه اول ابتدایی نوشت و همین روایت، نگاه اولیه مرا به خستگی و بی‌رمقی معلمان را تغییر داد.

 

روایت یک معلم از واقعیت روزمره کلاس درس

نیک‌نام با اشاره به روایت این معلم، از کلاس ۳۸ نفره پایه اول سخن گفت: در آن کلاس دانش‌آموزانی با نیازها و شرایط متفاوت حضور داشتند؛ از جمله کودکانی با اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی، اوتیسم و برخی محدودیت‌های جسمی. آن معلم همچنین به شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی شماری از خانواده‌ها، تنش‌های خانوادگی، جدایی والدین، اعتیاد و زندگی برخی کودکان نزد پدربزرگ و مادربزرگ اشاره کرده بود.

وی افزود: روایت معلم تنها به دشواری‌های مدیریت کلاس محدود نمی‌شد، بلکه دعواهای میان دانش‌آموزان، توجه نکردن آنان به درس، انتظارات خانواده‌ها، نامشخص بودن وضعیت برگزاری کلاس‌ها و مشکلات مربوط به گرمایش، سرمایش و شرایط محیطی را نیز در بر می‌گرفت. جزئیات این روایت به من امکان داد تا زندگی روزمره معلم را از منظری نزدیک‌تر درک کنم و شرایطی را ببینم که در بررسی‌های صرفاً نظری ممکن است نادیده بمانند.

او در ادامه، با اشاره به مفهوم «تشدید کار معلمان» در آثار مایکل اپل، این وضعیت را از منظر افزایش حجم و تنوع وظایف حرفه‌ای بررسی کرد و گفت: خستگی معلمان را نمی‌توان صرفاً به ضعف فردی یا ناتوانی در تدریس نسبت داد؛ زیرا معلم در محیطی فعالیت می‌کند که مجموعه‌ای از مسئولیت‌های آموزشی، مراقبتی، اداری و عاطفی بر عهده او قرار می‌گیرد.

نیک‌نام مسئله اصلی خود را به پیوند میان کار معلمی و مادرانگی مرتبط دانسته و ضمن اشاره به مسئولیت معلمان دوره ابتدایی، به‌ویژه معلمان پایه اول، در مراقبت و همراهی با کودکان، اظهار کرد: اهمیت این نقش در سیاست‌ها و انتظارات آموزشی به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است. همان‌گونه که مادران در زندگی خانوادگی با چالش‌های متعدد مواجه‌اند، مراقبت و پرورش کودکان در محیط مدرسه نیز با دشواری‌هایی روبه‌روست که باید جدی گرفته شود.

نیک‌نام در ادامه بحث خود، به دیدگاه نل نادینگز و دیگر اندیشمندان زن در فلسفه تعلیم و تربیت پرداخت و توضیح داد: مراقبت در آموزش را نباید صرفاً به انتقال محتوای درسی، مهارت‌ها یا اطلاعات محدود کرد. بلکه رابطه آموزشی باید تمامیت وجودی کودک را در نظر بگیرد؛ یعنی علاوه بر شناخت و یادگیری، عواطف، بدن، اراده، تصمیم‌گیری و تجربه‌های او نیز به رسمیت شناخته شوند.

او با اشاره به رویکرد نادینگز، رابطه معلم و دانش‌آموز را رابطه‌ای دانست که در آن شناخت دیگری و توجه به نیازهای او اهمیت اساسی دارد و توضیح داد: در این رویکرد، معلمی مراقبت‌محور مستلزم نوعی «جابه‌جایی انگیزشی» است؛ به این معنا که معلم برای مدتی اهداف و علایق خود را در حاشیه قرار می‌دهد و نیازها، انگیزه‌ها و وضعیت دانش‌آموز را در کانون توجه قرار می‌دهد. بنابراین، پرسش معلم تنها این نیست که چه چیزی و چگونه تدریس کند، بلکه باید بپرسد دانش‌آموز در چه وضعیتی قرار دارد و چه چیزی را تجربه می‌کند. مراقبت در این معنا با احساسات‌گرایی صرف تفاوت دارد و نباید آن را به مهربانی یا رفتار عاطفی تقلیل داد.

او همچنین به اندیشه‌های بل هوکس اشاره کرد : هوکس در آثارش بر رابطه، عشق و رشد در فرایند آموزش تأکید دارد. عشق در این رویکرد صرفاً یک احساس گذرا نیست، بلکه با اراده‌ای برای رشد، بالندگی و به‌رسمیت‌شناختن دیگری پیوند دارد.

او در ادامه به کتابی درباره مراقبت در مدرسه از نل نادینگز اشاره کرد: این اثر زمینه‌ای برای بازاندیشی در معنای تدریس و نقش رابطه انسانی در آموزش است و باید توجه داشت که معلمی را نباید تنها با انتقال دانش و مهارت تعریف کرد؛ رابطه معلم و دانش‌آموز نیز بخشی اساسی از تجربه تربیتی است.

نیک‌نام برای توضیح اینکه چرا برقراری رابطه مراقبانه با دانش‌آموزان برای معلمان دشوار شده است، به ضرورت بررسی پدیده‌های تربیتی در بستر اجتماعی و با نگاهی کل‌نگر پرداخت: بنابراین رفتار معلم را نمی‌توان جدا از روابط و شرایطی فهمید که کار او درون آن‌ها شکل می‌گیرد. از این منظر، تحلیل وضعیت معلمان ابتدایی باید سه بافت مرتبط با یکدیگر را در بر بگیرد: بافت کلاس درس، بافت نهادی و بافت فرهنگی و اجتماعی.

او بافت نخست را سطح کلاس درس دانست که تعامل معلم و دانش‌آموز، روابط کلاسی، تجربه‌های آموزشی و توانایی‌های حرفه‌ای معلم را شامل می‌شود: البته باید  توجه داشت  اگر تحلیل در همین سطح باقی بماند، مسئولیت دشواری‌های آموزشی عمدتاً متوجه خود معلم خواهد شد و عوامل ساختاری مؤثر بر کار او نادیده گرفته می‌شوند. بافت دوم، بافت نهادی است که ساختار مدرسه، مقررات اداری، سیاست‌های آموزشی، برنامه‌های درسی، شیوه‌های ارزشیابی، الزامات امتحانی، ساختار تربیت معلم و منابع در دسترس را در بر می‌گیرد. در اینجا معلم برای انجام وظایف خود در چارچوب همین ساختارها فعالیت می‌کند و نمی‌توان انتظار داشت بدون توجه به محدودیت‌ها و الزامات نهادی، تمام مسئولیت‌های آموزشی و مراقبتی را به‌تنهایی بر عهده بگیرد.

او برای توضیح این مسئله، به فهرستی از طرح‌ها و برنامه‌هایی اشاره کرد که بنا بر روایت معلم مورد مطالعه‌اش، اجرای آن‌ها از سوی مدرسه انتظار می‌رفت و گفت: این موارد شامل طرح نماد با هدف مراقبت اجتماعی از دانش‌آموزان و شناسایی آسیب‌ها، طرح شهاب برای شناسایی و هدایت استعدادهای برتر، برنامه ویژه مدرسه یا بوم، طرح حامی برای تقویت یادگیری دانش‌آموزان نیازمند حمایت، طرح جابر در زمینه پروژه‌های علمی، برنامه بازی و یادگیری و طرح‌های مرتبط با سواد و مهارت‌های پایه در استفاده از فناوری بود. او همچنین از فعالیت‌هایی مانند مجله رشد، شنبه‌های شاد و سه‌شنبه‌های مهدوی نام برد.

نیک‌نام گفت: این فهرست نشان می‌دهد که کار معلم تنها به تدریس در کلاس محدود نیست و وظایف متنوعی نیز در طول سال تحصیلی به او واگذار می‌شود. برخی از این فعالیت‌ها و تولید محتوای آموزشی حتی به خارج از ساعت مدرسه و فضای خانه معلم منتقل می‌شوند و می‌توانند بر زندگی شخصی و روابط خانوادگی او نیز تأثیر بگذارند.

وی ادامه داد: بافت سوم، بافت فرهنگی و اجتماعی است که تاریخ، تحولات فکری، نیروهای اجتماعی و سیاسی، نگرش‌های عمومی به مدرسه و یادگیری و انتظارات جامعه از معلم را در بر می‌گیرد. تصور جامعه از معلم خوب، یادگیری مطلوب و تربیت کودک، در شکل‌گیری سیاست‌ها و انتظارات آموزشی نقش دارد. به نظر من بدون در نظر گرفتن این بافت کلان، درک کامل دشواری‌های معلمان ممکن نیست.

او استدلال کرد: این سه بافت همواره با یکدیگر هماهنگ نیستند و گاه انتظارات و الزامات آن‌ها در تعارض قرار می‌گیرند. در چنین شرایطی، معلم ابتدایی باید هم‌زمان با محدودیت‌های نهادی، انتظارات اجتماعی و نیازهای متنوع دانش‌آموزان مواجه شود؛ وضعیتی که می‌تواند فرصت برقراری رابطه انسانی و مراقبانه با کودکان را محدود کند.

نیک‌نام با اشاره به پیامدهای احتمالی این ناهماهنگی‌ها، نسبت به وضعیت یادگیری کودکان هشدار داد و با استناد به آماری که در سخنرانی مطرح کرد، گفت: در خوش‌بینانه‌ترین حالت نیز حدود نیمی از دانش‌آموزان ایرانی در پایه چهارم ابتدایی در درک یک متن ساده با مشکل مواجه‌اند. این وضعیت نشانه‌ای از ضرورت بازنگری در شرایط آموزش ابتدایی است و باید بدانیم دشواری در یادگیری خواندن و درک مطلب می‌تواند بر یادگیری سایر دروس، از جمله ریاضی و علوم، نیز اثر بگذارد.

او بار دیگر به روایت معلم مورد مطالعه خود بازگشت و توضیح داد که چگونه تعدد طرح‌ها، انتظارات مدیر مدرسه و وظایف خارج از کلاس می‌توانند فشار کاری معلم را افزایش دهند: در چنین شرایطی حتی معلمی که نسبت به وظایف خود احساس مسئولیت می‌کند، ممکن است با تنش در روابط خانوادگی و فرسودگی جسمی و روانی مواجه شود.

نیک‌نام مسئله را به زنان محدود نکرد و توضیح داد: هر فردی که در پایه ابتدایی تدریس می‌کند، فارغ از جنسیت، با مسئولیت‌های مراقبتی در قبال کودکان روبه‌روست؛ هرچند زنان بخش عمده نیروی معلمی این دوره را تشکیل می‌دهند. این وضعیت نوعی دوگانگی مادرانگی است یعنی از یک سو، از معلم انتظار می‌رود نیازهای عاطفی و انسانی کودکان را درک کند و رابطه‌ای مراقبانه با آنان برقرار سازد؛ از سوی دیگر، شرایط کاری و انتظارات نهادی ممکن است فرصت و توان لازم برای تحقق این انتظار را از او بگیرد.

او در پایان ضرورت توجه جدی به شرایط کار معلمان ابتدایی را با توجه به نقش آنان در آموزش و پرورش نسل آینده یادآور شد: تجربه و صدای معلمان باید شنیده شود و تحلیل مسائل آموزش ابتدایی نباید به ارزیابی عملکرد فردی معلم محدود بماند. اگر ناسازگاری میان بافت کلاس درس، ساختار نهادی و شرایط فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار نگیرد، هم معلمان با فشارهای فزاینده روبه‌رو خواهند بود و هم کیفیت تجربه تربیتی و یادگیری کودکان آسیب خواهد دید.

 

۱۴۰۵/۷/۲۸ ۱۰:۴۷ ۹ دقیقه
لینک کپی شد