پرش به محتوا

سیدمحمد سادات در نشست «معرفی، نقد و بررسی کتابِ فارسنامه ابن بلخی»/ از روایت ابن‌بلخی تا شواهد میدانی؛ بازخوانی قلعه‌های تاریخی فارس/ تاریخ می‌تواند مسیر کاوش‌های باستان‌شناسی را روشن کند

سیدمحمد سادات در نشست «معرفی، نقد و بررسی کتابِ فارسنامه ابن بلخی»/ از
روایت ابن‌بلخی تا شواهد میدانی؛ بازخوانی قلعه‌های تاریخی فارس/ تاریخ می‌تواند مسیر کاوش‌های باستان‌شناسی را روشن کند

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست علمی «معرفی، نقد و بررسی کتاب فارس‌نامه ابن‌بلخی» با تصحیح و پژوهش دکتر علیرضا خلیفه‌زاده، به همت گروه تاریخ خانه اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری انجمن ایرانی تاریخ، شنبه 2 آبان ماه 1405 در بستر اسکای‌روم برگزار گردید.

در این نشست، سخنرانان به بررسی اهمیت تاریخی فارس‌نامه ابن‌بلخی، نقش این اثر در شناخت تاریخ و جغرافیای فارس و ارزش پژوهش‌های تکمیلی در تصحیح و بازخوانی متون تاریخی پرداختند.

 

سیدمحمد سادات در این نشست به معرفی کتاب «قلعه‌ها و استحکامات در سرزمین ایران؛ استحکامات استان فارس در دوران سلجوقی با رویکرد به کتاب فارس‌نامه ابن‌بلخی» پرداخت و درباره روند انجام این پژوهش و اهمیت استفاده از متون تاریخی در شناسایی و بررسی آثار باستانی توضیح داد.

 

فارس‌نامه ابن‌بلخی؛ راهنمایی برای شناسایی استحکامات تاریخی

سادات گفت: در این پژوهش، قلعه‌ها و استحکامات تاریخی با تکیه بر اطلاعات کتاب فارس‌نامه ابن‌بلخی بررسی شده‌اند. من به همراه همکار فرانسوی‌ام، دکتر موازَن، درباره استحکامات تاریخی ایران از دوره ساسانی تا دوره سلجوقی مطالعه کرده‌ایم و تلاش داشته‌ایم اطلاعات منابع تاریخی را با شواهد موجود در محل تطبیق دهیم.

او افزود: هدف اصلی این بود که مکان قلعه‌هایی را که در فارس‌نامه از آن‌ها نام برده شده است، شناسایی کنیم، نام کنونی آن‌ها را مشخص کنیم و وضعیت موجودشان را به ثبت برسانیم. در این مسیر، ثبت تصویری آثار نیز اهمیت داشت تا آنچه از این بناها باقی مانده است، مستند شود.

سادات با اشاره به انتشار کتاب گفت: از آقای شریعت‌زاده، مدیر انتشارات فاضلی، برای حمایت فرهنگی و فراهم‌کردن زمینه انتشار این اثر تشکر می‌کنم. این پژوهش با هدف مستندسازی آثار تاریخی انجام شده و در انتشار آن، انتظار مالی خاصی نداشته‌ام.

 

۲۳ قلعه در فارس‌نامه؛ ۱۹ قلعه در محدوده استان فارس

سادات گفت: در فارس‌نامه ابن‌بلخی نام ۲۳ قلعه و استحکام آمده است که ۱۹ مورد از آن‌ها در محدوده استان فارس امروزی قرار دارند و چهار مورد دیگر خارج از این محدوده هستند. این موضوع نشان می‌دهد که برای شناسایی آثار تاریخی، صرفاً نمی‌توان به نام‌های ثبت‌شده در منابع بسنده کرد؛ بلکه باید موقعیت جغرافیایی و وضعیت کنونی آن‌ها نیز بررسی شود.

او ادامه داد: برای شناسایی این قلعه‌ها، در سال ۱۳۹۸ سفرهای میدانی متعددی انجام دادیم و در مجموع حدود چهار هزار کیلومتر در استان فارس پیمودیم. مسیر پژوهش از اقلید در شمال استان آغاز شد و مناطق مختلفی را در بخش‌های شرقی، جنوبی و مرکزی دربر گرفت تا در نهایت به نورآباد ممسنی رسیدیم.

سادات تأکید کرد: بخش مهمی از این کار بر پایه تلاش شخصی و بدون برخورداری از بودجه یک نهاد یا سازمان انجام شد. هدف این بود که مکان آثار معرفی‌شده در متن تاریخی تا حد امکان مشخص شود و اطلاعات و تصاویر آن‌ها در اختیار پژوهشگران و علاقه‌مندان قرار گیرد.

 

غار سنگ‌شکن جهرم؛ ضرورت تطبیق روایت تاریخی با شواهد میدانی

سادات با اشاره به نمونه‌ای از آثار تاریخی بررسی‌شده گفت: در جهرم با غاری دست‌کند و بزرگ روبه‌رو هستیم که بررسی قدمت آن به شواهد باستان‌شناختی نیاز دارد. با توجه به شواهد موجود، در حال حاضر نمی‌توان با اطمینان استفاده از این مکان را به دوره‌ای پیش از حدود پانصد سال اخیر نسبت داد و برای نتیجه‌گیری دقیق‌تر، باید بررسی‌های بیشتری انجام شود.

او افزود: در مواجهه با چنین آثاری باید میان آنچه از ظاهر بنا برداشت می‌کنیم و آنچه شواهد تاریخی و باستان‌شناختی تأیید می‌کنند، تفاوت قائل شویم. مشاهده یک اثر به‌تنهایی برای تعیین قدمت و کارکرد آن کافی نیست و اطلاعات منابع تاریخی نیز باید در کنار شواهد میدانی بررسی شوند.

 

قلعه استخر و حوضی که می‌تواند موضوع پژوهش باستان‌شناختی باشد

سادات درباره اهمیت تطبیق منابع تاریخی با وضعیت کنونی آثار گفت: قلعه استخر یکی از نمونه‌هایی است که بررسی آن می‌تواند پرسش‌های تازه‌ای درباره گذشته این منطقه مطرح کند. در برخی منابع، از جمله گزارش‌های تاریخی مربوط به فارس‌نامه، به حوضی بزرگ با نام «حوض عضدی» اشاره شده که گفته می‌شود ستون‌هایی داشته و سقف‌دار بوده است.

او ادامه داد: آنچه امروز از این حوض دیده می‌شود، بیشتر به شکل یک مخزن یا حوض بزرگ است؛ بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که سازه‌ای که در منابع تاریخی توصیف شده، چه ساختاری داشته و چه اتفاقی برای بخش‌های دیگر آن افتاده است. پاسخ به این پرسش‌ها نیازمند بررسی دقیق‌تر و احتمالاً پژوهش باستان‌شناختی است.

سادات تأکید کرد: ارزش متون تاریخی فقط در ثبت نام مکان‌ها یا روایت رویدادها نیست؛ این متون می‌توانند پرسش‌هایی را پیش روی باستان‌شناسان قرار دهند و مسیر بررسی میدانی را روشن‌تر کنند. وقتی گزارشی تاریخی را با وضعیت کنونی یک اثر مقایسه می‌کنیم، ممکن است به نکاتی برسیم که بدون این تطبیق قابل شناسایی نباشند.

 

تاریخ و باستان‌شناسی؛ دو مسیر مکمل برای شناخت گذشته

سادات گفت: تاریخ و باستان‌شناسی نباید جدا از یکدیگر در نظر گرفته شوند. باستان‌شناس برای شناخت بهتر یک اثر به آگاهی از منابع تاریخی نیاز دارد و تاریخ‌پژوه نیز باید با روش‌ها و شواهد باستان‌شناختی آشنا باشد تا بتواند روایت‌های تاریخی را د قیق‌تر بررسی کند.

او افزود: همکاری این دو حوزه می‌تواند به شناخت دقیق‌تر موقعیت، کارکرد و پیشینه آثار تاریخی کمک کند. اطلاعاتی که در منابع مکتوب ثبت شده‌اند، در کنار شواهد میدانی معنا و ارزش بیشتری پیدا می‌کنند و بررسی آثار نیز می‌تواند به بازخوانی و ارزیابی گزارش‌های تاریخی منجر شود.

سادات در پایان تأکید کرد: مستندسازی قلعه‌ها و استحکامات تاریخی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بخشی از اطلاعات مربوط به این آثار تنها از طریق منابع تاریخی در دسترس است و آنچه امروز از بناها باقی مانده، ممکن است در گذر زمان از بین برود. ثبت موقعیت، وضعیت و تصاویر آثار می‌تواند زمینه را برای پژوهش‌های بعدی فراهم کند و به شناخت بهتر میراث تاریخی ایران یاری برساند.

۱۴۰۵/۸/۶ ۱۲:۳۱ ۵ دقیقه
لینک کپی شد