پرش به محتوا

ابوالفضل عالی در نشست «کاوش‌های جدید باستان‌شناسی در سلطانیه و نگاهی به پنج دهه پژوهش‌های باستان‌شناسی در سلطانیه»/ سلطانیه هنوز ناشناخته است؛ ضرورت بازخوانی پنج دهه کاوش باستان‌شناسی

ابوالفضل عالی در نشست «کاوش‌های جدید باستان‌شناسی در سلطانیه و نگاهی به پنج دهه پژوهش‌های باستان‌شناسی در سلطانیه»/ سلطانیه هنوز ناشناخته است؛ ضرورت بازخوانی پنج دهه کاوش باستان‌شناسی

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «کاوش‌های جدید باستان‌شناسی در سلطانیه و نگاهی به پنج دهه پژوهش‌های باستان‌شناسی در سلطانیه» به همت گروه باستان‌شناسی خانه اندیشمندان علوم انسانی، روز چهارشنبه ۶ آبان‌ماه ۱۴۰۵، در بستر اسکای‌روم برگزار گردید.

در این نشست، دکتر ابوالفضل عالی درباره پیشینه کاوش‌های باستان‌شناسی سلطانیه، یافته‌های دو فصل اخیر و پرسش‌های بی‌پاسخ درباره ساختار شهر تاریخی و آثار دوره ایلخانی سخن گفت.

 

سلطانیه؛ از مرکز حکومت ایلخانی تا سکونتگاهی کوچک

ابوالفضل عالی در آغاز سخنانش گفت: می‌خواهم درباره کاوش‌های دو فصل اخیر سلطانیه که سرپرستی آن‌ها را بر عهده داشتم، توضیح بدهم و در کنار آن، مروری بر پژوهش‌هایی داشته باشم که طی چند دهه گذشته در این محوطه انجام شده‌اند. برای شناخت اهمیت این کاوش‌ها، لازم است ابتدا به پیشینه تاریخی سلطانیه و تغییراتی که این شهر در دوره‌های مختلف پشت سر گذاشته است، اشاره کنم.

عالی درباره موقعیت جغرافیایی سلطانیه توضیح داد: این شهر در نزدیکی زنجان قرار دارد و چمنزار گسترده‌ای در شمال و شمال‌شرق آن وجود داشته است. وسعت این چمنزار در گذشته حدود ۱۶ هزار و ۷۰۰ هکتار برآورد شده بود، اما امروز تنها حدود ۷۶۰ هکتار از آن باقی مانده است. این ویژگی طبیعی در توجه حکومت ایلخانی به منطقه و شکل‌گیری شهر سلطانیه اهمیت داشت.

او با اشاره به روند شکل‌گیری شهر در دوره مغول افزود: پس از لشکرکشی چنگیزخان به ایران، هلاکوخان حدود ۳۴ سال بعد وارد ایران شد و مراکز حکومتی ابتدا در مراغه و سپس در تبریز قرار گرفتند. ارغون‌خان به‌دلیل وجود چمنزار سلطانیه به این منطقه علاقه‌مند شد و ساخت شهری را در آن آغاز کرد، اما پیش از تکمیل طرح درگذشت. پس از او، اولجایتو ساخت شهر را ادامه داد و سلطانیه به یکی از پایتخت‌های حکومت ایلخانی تبدیل شد.

عالی درباره جایگاه سلطانیه در آن دوره گفت: سلطانیه در زمان خود شهری بزرگ و مهم بود و گروه‌های مختلفی از صنعتگران، هنرمندان، رجال سیاسی و دیگر افراد را به خود جذب می‌کرد. در کنار این شهر ایلخانی، شواهدی از سکونت قدیمی‌تر در منطقه نیز وجود دارد که نشان می‌دهد پیشینه استقرار در این محدوده به دوره ساخت شهر در زمان اولجایتو محدود نمی‌شود.

او درباره روند افول سلطانیه توضیح داد: پس از مرگ اولجایتو و فرزندش ابوسعید، شهر به‌تدریج با مشکلاتی مواجه شد. درگیری میان شاهزادگان مغول و امرای محلی، از جمله جلایریان، مظفریان و چوپانیان، در تضعیف و تخریب شهر نقش داشت. سلطانیه در دوره تیموری همچنان اهمیت خود را حفظ کرد، اما از اوایل دوره صفوی به‌تدریج رو به افول رفت و در دوره قاجار به سکونتگاهی کوچک با جمعیتی محدود تبدیل شد. در آن زمان، بخش عمده سکونت در محدوده‌ای متمرکز بود که امروزه با ارگ سلطانیه شناخته می‌شود.

 

مرمت گنبد و آغاز پژوهش‌های باستان‌شناسی

عالی درباره شکل‌گیری توجه معاصر به آثار تاریخی سلطانیه گفت: از دهه‌های نخست قرن چهاردهم شمسی، فعالیت‌هایی برای حفاظت و مرمت آثار تاریخی این منطقه آغاز شد. در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ نیز طرح‌های مهم مرمت گنبد سلطانیه با همکاری متخصصان ایرانی و دانشگاه فلورانس دنبال شد و این فعالیت‌ها پس از انقلاب نیز ادامه یافت.

او افزود: حضور گروه‌های مرمتی و توجه به بقایای معماری پیرامون گنبد، زمینه انجام پژوهش‌های باستان‌شناسی را فراهم کرد. دکتر گنجوی در جریان این فعالیت‌ها به بررسی آثار موجود در محدوده جنوبی، شمالی و شمال‌شرقی گنبد پرداخت و در نقاط مختلفی از جمله محوطه‌های پیرامونی و آرامگاه‌های تاریخی پژوهش‌هایی انجام داد. بااین‌حال، گزارش‌های منتشرشده از بخشی از این فعالیت‌ها کوتاه است و هنوز نمی‌توان تصویری کامل از تمام یافته‌های آن دوره ارائه کرد.

عالی با اشاره به آثار شناسایی‌شده در محدوده شهر گفت: پژوهش‌های دکتر گنجوی در اطراف گنبد و در محدوده آرامگاه چلبی‌اوغلی، آرامگاه ملا حسن کاشی و گورستان قدیمی سلطانیه انجام شد. برخی از بقایای معماری کشف‌شده در این پژوهش‌ها امروزه نیز قابل مشاهده‌اند، اما برای شناخت دقیق‌تر ساختار و کارکرد این بناها، دسترسی به گزارش‌های کامل و ادامه بررسی‌های میدانی ضرورت دارد.

 

کاوش‌های پس از انقلاب؛ از ارگ سلطانیه تا تپه نور

عالی در تشریح پژوهش‌های پس از انقلاب گفت: در سال ۱۳۶۴، مهندس مهریار با همکاری توحیدی و کبیری به بررسی و کاوش ارگ سلطانیه پرداختند. در آن زمان، بخشی از خانه‌های مسکونی پیرامون گنبد در حال تخریب بود و کاوش‌هایی نیز در محدوده همین خانه‌ها انجام شد. در جریان این فعالیت‌ها، بخش‌هایی از حصار و برج‌های ارگ شناسایی شد و اطلاعات بیشتری درباره ساختار دفاعی این محدوده به دست آمد.

او درباره فعالیت‌های دکتر ثبوتی توضیح داد: دکتر ثبوتی در سال ۱۳۶۶ گمانه‌هایی را در داخل گنبد سلطانیه باز کرد تا ورودی‌ها و نحوه دسترسی به بخش‌های مختلف بنا را بررسی کند. بخشی از یافته‌های این پژوهش در کتاب «گنبد سلطانیه در گذرگاه هنر» منعکس شده است. او همچنین در بیرون ارگ و در محدوده خندق به کاوش پرداخت و رسوبات انباشته‌شده در آنجا نشان داد که خندق در گذر زمان با لایه‌های ضخیمی از رسوبات و لجن پر شده است.

عالی درباره گستردگی فعالیت‌های دکتر میرفتاح گفت: دکتر میرفتاح از سال ۱۳۶۷ کاوش‌های باستان‌شناسی سلطانیه را آغاز کرد و فعالیت‌های او تا سال ۱۳۸۷ ادامه یافت. او در بخش‌های مختلف ارگ، از جمله دروازه شمالی، گذرگاه ارتباطی به سمت دروازه جنوبی، حصار غربی و برج جنوب‌غربی کاوش کرد و محدوده گورستان سلطنتی داخل ارگ را نیز مورد بررسی قرار داد. پژوهش‌های او به ارگ محدود نماند و بازار قدیمی شهر، اراضی مسجد جامع و تپه نور نیز از جمله محل‌های کاوش او و همکارانش بود.

او افزود: یکی از نتایج مهم این پژوهش‌ها، مشخص‌شدن بخش بزرگی از حصار ارگ و آشکارشدن دیوارها و برج‌های آن بود. این کاوش‌ها همچنین در تعیین عرصه و حریم شهر تاریخی سلطانیه نقش داشت و زمینه را برای گسترش فعالیت‌های حفاظت، مرمت و نگهداری آثار فراهم کرد. پیش از آن نیز فعالیت‌هایی در زمینه مرمت و نگهداری آثار با همکاری مهندسان و متخصصان انجام شده بود، اما کاوش‌های گسترده‌تر امکان شناخت روشن‌تری از ساختار ارگ را فراهم کرد.

عالی درباره یافته‌های تپه نور گفت: در این محوطه، آثاری از دوره‌های مختلف به دست آمده است؛ از شواهد مربوط به هزاره پنجم پیش از میلاد تا آثار عصر مفرغ، عصر آهن و بقایای دوره ایلخانی. در بخش بالایی تپه نیز ساختاری متعلق به دوره ایلخانی شناسایی شده است. این آثار نشان می‌دهند که منطقه سلطانیه پیش از شکل‌گیری شهر ایلخانی نیز سابقه استقرار و فعالیت انسانی داشته است. در کاوش‌های تپه نور، دکتر میرفتاح، دکتر پورعصمتی و دیگر همکاران نیز مشارکت داشتند.

او درباره پژوهش‌های بعدی در ارگ توضیح داد: در سال ۱۳۸۷، عسکریان بخشی از مرکز ارگ را کاوش کرد تا ارتباط میان دروازه شمالی و بخش‌های جنوبی روشن‌تر شود. در این کاوش‌ها، بقایای حصاری داخلی و دروازه‌ای سنگی شناسایی شد که به نظر می‌رسید بخش جنوب‌غربی را به محدوده مرکزی ارگ متصل می‌کرد. این یافته نشان داد که ساختار ارگ پیچیده‌تر از یک حصار پیرامونی ساده بوده است.

عالی ادامه داد: دکتر مهاجرنژاد نیز در تعیین حریم محدوده مسجد جامع و بررسی تپه نور فعالیت کرد. در کنار این پژوهش‌ها، گروهی از دانشگاه تهران برای بررسی محدوده گنبد دیگری در نزدیکی سلطانیه اقدام کردند، اما فعالیت آن‌ها به یک فصل و بررسی محدود انجامید. همچنین دکتر محمدخانی در سال ۱۳۹۳ با استفاده از روش مغناطیس‌سنجی و ژئوفیزیک، بخش بزرگی از ارگ را بررسی کرد و اطلاعات مهمی درباره ساختارهای مدفون، به‌ویژه در بخش مرکزی، به دست آورد.

 

کاوش‌های سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ در محدوده ابواب‌البر

عالی درباره هدف کاوش‌های اخیر گفت: در دو فصل کاوش سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، تمرکز ما بر بخش جنوب‌غربی ارگ سلطانیه و محدوده پیرامون گنبد بود. این منطقه از نظر شناخت ساختار شهر ایلخانی اهمیت زیادی دارد و احتمال می‌دهیم بخشی از مجموعه‌ای که در منابع با عنوان «ابواب‌البر» شناخته می‌شود، در همین محدوده قرار داشته باشد. در این پژوهش‌ها تلاش کردیم یافته‌های دکتر گنجوی و دکتر میرفتاح را بازنگری کنیم و ارتباط ساختارهای معماری کشف‌شده با دیگر بخش‌های ارگ را بهتر بشناسیم.

او افزود: یکی دیگر از اهداف ما بررسی گورستان مجاور گنبد بود که به دلیل نزدیکی به سردابه گنبد، از گذشته به‌عنوان گورستان سلطنتی شناخته شده است. می‌خواستیم بدانیم ساختار این گورستان چگونه بوده، بناهای آن چه ارتباطی با یکدیگر داشته‌اند و افرادی که در این محدوده دفن شده‌اند، چه کسانی بوده‌اند.

عالی درباره محدودیت‌های کاوش توضیح داد: با توجه به زمان و منابع مالی در اختیار، امکان بازکردن تعداد زیادی ترانشه وجود نداشت و کاوش‌ها به پنج یا شش ترانشه محدود شد. بیشتر این ترانشه‌ها در بخش شرقی گورستان سلطنتی قرار داشتند و یکی از آن‌ها نیز از سمت شمال آغاز شد. با وجود محدودیت‌ها، یافته‌های حاصل از این کاوش‌ها اطلاعات تازه‌ای درباره معماری پیرامون گنبد و ساختار تدفین‌ها فراهم کرد.

 

شناسایی بقایای معماری در ضلع غربی گنبد

عالی در توضیح یکی از یافته‌های مهم کاوش اخیر گفت: در جریان ایجاد کانال دفع رطوبت در بخش بیرونی ضلع غربی گنبد، به‌طور غیرمنتظره با بقایای معماری تاریخی مواجه شدیم. پس از مشاهده این آثار، بررسی و کاوش را در همان محدوده ادامه دادیم. در این بخش، سازه‌ای مستطیل‌شکل از سنگ و جایگاه‌هایی برای استقرار ستون‌ها شناسایی شد که احتمال می‌دهیم به حیاطی بزرگ در مقابل ایوان غربی گنبد تعلق داشته باشد.

او درباره ساختار این فضا افزود: پایه‌های سنگی و محل قرارگیری ستون‌ها نشان می‌داد که این حیاط احتمالاً سقفی متکی بر ستون داشته و به‌صورت رواقی در مقابل ایوان شکل گرفته بوده است. زیرسازی بنا نیز استحکام زیادی داشت و در آن آثاری از مصالح آجری، کاشی، آهک و گچ مشاهده شد. علاوه بر این، بقایای ساخت‌وسازهای متأخر نیز در همین محدوده وجود داشت که نشان می‌دهد این فضا در دوره‌های بعد دستخوش تغییر شده است.

عالی با مقایسه این یافته با کاوش‌های پیشین گفت: پیش‌تر دکتر میرفتاح در سمت شرقی گنبد نیز حیاط بزرگی را شناسایی کرده بود. به نظر می‌رسد حیاط شرقی ورودی اصلی داشته، اما در محدوده حیاط غربی شواهدی مشابه از وجود ورودی اصلی به دست نیامده است. بررسی دقیق‌تر این دو فضا می‌تواند به شناخت بهتر سازمان معماری مجموعه پیرامون گنبد کمک کند.

 

امتداد دیوار محصورکننده مجموعه گنبد

عالی درباره کاوش در ضلع شرقی گنبد گفت: در یکی دیگر از ترانشه‌ها، در امتداد دیواری که دکتر گنجوی پیش‌تر شناسایی کرده بود، کاوش کردیم. این دیوار حدود دو متر عرض داشت و احتمال می‌دهیم بخشی از حصاری بوده باشد که گنبد و بناهای مجاور آن را دربر می‌گرفته است. در کاوش اخیر تلاش کردیم امتداد این دیوار را در بخش‌های جنوبی و غربی دنبال کنیم.

او ادامه داد: در لایه‌های بالاتر، آثار سکونت و فعالیت‌های دوره‌های متأخر، از جمله بقایای اجاق‌ها و تنورها، به دست آمد که به دوره‌های صفوی و احتمالاً قاجار مربوط می‌شوند. در لایه‌های پایین‌تر نیز شواهدی از ادامه دیوار به سمت جنوب مشاهده شد. به نظر می‌رسد بخشی از این ساختار در دوره‌های بعد تخریب شده و مصالح آن از محل خارج شده باشد؛ بنابراین، برای بازسازی کامل مسیر دیوار، به بررسی‌های بیشتری نیاز داریم.

 

ساختار گورستان سلطنتی و آرامگاه زیرزمینی

عالی با اشاره به تمرکز بخشی از کاوش‌های اخیر بر گورستان سلطنتی گفت: دکتر میرفتاح پیش‌تر بخشی از این گورستان را کاوش کرده بود، اما گزارش‌های موجود از آن بررسی‌ها کوتاه است. در کاوش سال ۱۴۰۴، پس از برداشتن بخشی از آوار، به آرامگاهی زیرزمینی برخورد کردیم که بقایای اسکلت‌ها در آن به‌هم‌ریخته بود و روی سکویی آجری قرار داشتند. برای شناخت بهتر ساختار آرامگاه، کاوش را در ترانشه مجاور ادامه دادیم.

او درباره یافته‌های ترانشه چهار توضیح داد: در این بخش مشخص شد که آرامگاه حدود شش متر طول و سه متر عرض دارد و با یک تیغه آجری به دو قسمت تقسیم شده است. در قسمت غربی، بخشی از پوشش طاقی باقی مانده و سکویی آجری وجود داشت که بقایای انسانی روی آن قرار گرفته بود. قسمت شرقی آرامگاه دارای کف‌سازی سنگی بود و اسکلت‌های آشفته دیگری نیز در آن دیده می‌شد.

عالی درباره ادامه کاوش در سال ۱۴۰۵ افزود: در فصل دوم، ترانشه شش را در مجاورت محدوده قبلی باز کردیم. در این بخش، آوار ناشی از فروریختن پوشش آرامگاه، ورودی آن و بقایای انسانی بیشتری شناسایی شد.مجموعه این یافته‌ها نشان می‌دهد که آرامگاه ساختار معماری مشخصی داشته، اما بخش‌هایی از آن در گذر زمان تخریب شده است.

او درباره وضعیت کلی گورستان گفت: به نظر می‌رسد در بخش‌های جنوبی گورستان، آرامگاه‌های زیرزمینی وجود داشته‌اند و در قسمت‌های مرکزی و شمالی نیز ساختارهای دیگری با طاق‌ها و پوشش‌های معماری قرار داشته‌اند. احتمال دارد کف گورستان سنگ‌فرش بوده و دیوارها نیز پوشش گچی یا سنگی داشته‌اند، اما بخش زیادی از این عناصر از بین رفته است. امروزه قسمت‌هایی از محوطه گورستان زیر خانه‌ها قرار دارد و همین موضوع بررسی کامل آن را دشوار می‌کند.

 

احتمال ارتباط آرامگاه با خاندان سلطنتی ایلخانی

عالی درباره تاریخ‌گذاری آرامگاه و هویت افراد مدفون در آن گفت: در حال حاضر امکان تاریخ‌گذاری مستقیم بقایای انسانی از طریق آزمایش کربن فراهم نشده است، اما بر اساس لایه‌نگاری و یافته‌های باستان‌شناسی، احتمال می‌دهیم تدفین‌های اصلی این آرامگاه به دوره ایلخانی مربوط باشند. در این محدوده سفال‌هایی از دوره ایلخانی، تیموری و دوره‌های متأخر اسلامی نیز به دست آمده است.

او درباره نتایج بررسی‌های انسان‌شناسی افزود: خانم نجفی بقایای استخوانی را بررسی کرده و بر اساس نتایج اولیه، حدود پنج یا شش فرد بزرگسال و سه یا چهار کودک شناسایی شده‌اند. البته همه بقایا در یک وضعیت قرار نداشتند؛ بخشی از اسکلت‌ها روی سکوی آجری و بخشی دیگر روی کف سنگی یا در میان آوار پیدا شدند و احتمال دارد برخی از آن‌ها به دوره‌های متفاوتی تعلق داشته باشند.

عالی با اشاره به منابع تاریخی درباره محل دفن اولجایتو گفت: بر اساس گزارش‌های تاریخی، اولجایتو در سردابه یا تربت‌خانه گنبد سلطانیه دفن شده است. در منابع همچنین به دفن یکی از فرزندان او و یکی از همسرانش در گنبد اشاره شده است. با توجه به نزدیکی گورستان به گنبد، این احتمال مطرح است که برخی از تدفین‌ها با خاندان سلطنتی، شاهزادگان یا افراد وابسته به دربار ارتباط داشته باشند؛ اما بدون مطالعات تکمیلی، به‌ویژه بررسی‌های ژنتیکی، نمی‌توان هویت افراد را مشخص کرد.

او درباره وضعیت آشفته بقایای انسانی توضیح داد: در کنار اسکلت‌ها، تعداد زیادی میخ و بست آهنی و بقایای چوب به دست آمد که می‌تواند نشانه استفاده از تابوت‌های چوبی باشد. این شواهد با شیوه‌هایی از تدفین در دوره ایلخانی، از جمله استفاده از تابوت، قابل مقایسه است. احتمال می‌دهیم آرامگاه در دوره‌ای بعد مورد دستبرد قرار گرفته و در جریان آن، تابوت‌ها، اسکلت‌ها و اشیای همراه تدفین‌ها جابه‌جا شده باشند. بااین‌حال، برای تعیین زمان دقیق این اتفاق و اثبات چگونگی آن، شواهد بیشتری لازم است.

 

شواهد فعالیت‌های صنعتی در سلطانیه

عالی در پاسخ به پرسشی درباره وجود کوره‌های سفال‌پزی و کاشی‌پزی و کارگاه‌های تولیدی در محدوده مسجد جامع و دیگر بخش‌های شهر گفت: در بررسی باستان‌شناسی سال ۱۳۸۴، در جنوب سلطانیه و در محدوده‌ای وسیع نزدیک آرامگاه ملا حسن کاشی، شواهد سطحی از کوره‌های آجرپزی و سفال‌پزی مشاهده کردیم. این آثار نشان می‌دهد که احتمالاً بخش مهمی از فعالیت‌های تولیدی شهر در این محدوده متمرکز بوده است.

او درباره وضعیت این محوطه افزود: بخشی از این محدوده در سال‌های اخیر زیر فعالیت‌های کشاورزی قرار گرفته و آسیب دیده است، اما هنوز آثاری از فعالیت‌های صنعتی در آن دیده می‌شود. در محدوده مسجد جامع نیز احتمال وجود شواهدی از کارگاه‌های تولیدی مطرح شده و ممکن است در کاوش‌های پیشین، از جمله پژوهش‌های دکتر میرفتاح، شواهد دیگری از این فعالیت‌ها به دست آمده باشد.

عالی درباره شواهد فلزکاری گفت: در بخش‌های غربی و شرقی شهر، آثار سرباره فلز مشاهده شده است که می‌تواند با فعالیت‌های فلزکاری ارتباط داشته باشد. در نزدیکی سلطانیه معادن بزرگ آهن و مس وجود دارد و در بررسی‌ها نیز شواهدی از استخراج و تولید این فلزات در دوره ایلخانی شناسایی شده است. بااین‌حال، شناخت دقیق‌تر محل تولید، شیوه‌های استخراج و ارتباط آن‌ها با اقتصاد شهر به کاوش‌ها و مطالعات بیشتری نیاز دارد.

 

جهت آرامگاه و شمار افراد مدفون

عالی در پاسخ به پرسشی درباره جهت قرارگیری آرامگاه و تعداد افراد مدفون در آن گفت: آرامگاه کشف‌شده در راستای شرقی ـ غربی قرار دارد. در بخش جنوبی گورستان، آرامگاه‌های زیرزمینی شناسایی شده‌اند که یکی از آن‌ها در کاوش‌های اخیر بررسی شد و دیگری پیش‌تر به دست دکتر میرفتاح کاوش شده بود. در بخش‌های شمالی‌تر گورستان نیز ساختارهای معماری دیگری، از جمله فضاهای بزرگ‌تر و بخش‌هایی با پوشش‌های طاقی، وجود داشته است.

او درباره شمار تدفین‌شدگان افزود: بر اساس بررسی‌های استخوان‌شناسی خانم نجفی، بقایای بررسی‌شده به ح دود پنج یا شش فرد بزرگسال و سه یا چهار کودک تعلق دارد. بااین‌حال، برخی اسکلت‌ها در میان آوار قرار داشتند و ممکن است به دوره‌های متأخر مربوط باشند؛ بنابراین، برای تعیین تعداد دقیق افراد و ارتباط همه بقایا با یکدیگر، باید مطالعات تکمیلی انجام شود.

 

نقاشی مطراقچی نصوح و بازنمایی تاریخی سلطانیه

عالی در پاسخ به پرسشی درباره انطباق نقاشی تاریخی سلطانیه با یافته‌های باستان‌شناسی گفت: نقاشی شناخته‌شده سلطانیه را مطراقچی نصوح، نقاش و تاریخ‌نگار عثمانی، در سده شانزدهم میلادی تهیه کرده است. این تصویر از منابع مهم برای بررسی سیمای تاریخی شهر به شمار می‌رود، اما هویت و کاربری همه بناهایی که در آن دیده می‌شوند، همچنان محل بحث پژوهشگران است.

او درباره چگونگی خوانش تصویر افزود: برخی پژوهشگران معتقدند نمای شهر از سمت شمال ترسیم شده است. در نقاشی، گنبد سلطانیه با هشت مناره دیده می‌شود و بنای بزرگی نیز در مجاورت آن قرار دارد. درباره هویت این بنا دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است؛ برخی آن را مسجد دانسته‌اند و برخی دیگر، از جمله پژوهشگرانی که ساختارهای گنبددار داخل ارگ را بررسی کرده‌اند، احتمال داده‌اند که بنا به مجموعه‌ای سلطنتی تعلق داشته باشد.

این سخنران در پایان با اشاره به ارتباط نقاشی با یافته‌های میدانی گفت: بر اساس کاوش‌های دکتر گنجوی و دکتر میرفتاح در اطراف گنبد و همچنین بقایای معماری شناسایی‌شده در پژوهش‌های اخیر، به نظر می‌رسد برخی از بناهای ترسیم‌شده در تصویر با ساختارهای واقعی محوطه مطابقت داشته باشند. بنای بزرگی که در مجاورت و بخش شمالی گنبد دیده می‌شود، ممکن است با بقایای معماری موجود در همان محدوده ارتباط داشته باشد؛ بااین‌حال، تعیین قطعی کاربری بناها و تطبیق همه جزئیات تصویر با یافته‌های باستان‌شناسی به بررسی‌های بیشتری نیاز دارد.

 

ضرورت ادامه کاوش‌ها و انتشار گزارش‌های علمی

عالی با جمع‌بندی پژوهش‌های پنج دهه گذشته گفت: با وجود تعداد قابل‌توجه کاوش‌ها، گزارش‌های منتشرشده درباره باستان‌شناسی سلطانیه همچنان محدود است. بخش زیادی از پژوهش‌ها بر ارگ متمرکز بوده، اما اطلاعات ما درباره ساختار شهر ایلخانی، معماری بناها، زندگی روزمره مردم و شیوه زندگی حاکمان مغول هنوز کامل نیست.

او تأکید کرد: برای شناخت دقیق‌تر سلطانیه، باید پژوهش‌های میدانی ادامه پیدا کند و گزارش‌های کاوش‌های پیشین نیز در دسترس پژوهشگران قرار گیرد. بسیاری از آثار شناسایی‌شده ظرفیت بررسی بیشتر دارند و انتشار اطلاعات آن‌ها می‌تواند زمینه مطالعات تازه‌ای را درباره تاریخ، معماری و زندگی اجتماعی این شهر فراهم کند.

 

ضرورت انتشار گزارش کاوش‌های دکتر میرفتاح

عالی در پاسخ به پرسشی درباره امکان گردآوری و انتشار یافته‌های کاوش‌های دکتر میرفتاح در قالب یک کتاب گفت: دکتر میرفتاح طی حدود سه دهه در سلطانیه فعالیت کرد و بخش‌های گسترده‌ای از ارگ و محدوده‌های بیرونی شهر را کاوید. او آثار متعددی را شناسایی کرد که برای شناخت تاریخ و معماری سلطانیه ارزشمندند، اما گزارش‌های کامل این کاوش‌ها در حال حاضر در دسترس من نیست.

او افزود: در این‌باره با دکتر مرتضایی در پژوهشگاه باستان‌شناسی گفت‌وگو کرده‌ایم و امیدواریم گزارش‌های دکتر میرفتاح در اختیار پژوهشگران قرار گیرد و منتشر شود. انتشار این اطلاعات می‌تواند امکان استفاده از نتایج آن پژوهش‌ها را فراهم کند و زمینه مطالعات تکمیلی درباره سلطانیه را گسترش دهد.

۱۴۰۵/۸/۸ ۱۳:۰۴ ۱۶ دقیقه
لینک کپی شد