حسن عشایری: از پیاژه تا ویگوتسکی؛ دو نگاه به تحول زبان و تفکر کودک
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست علمی در معرفی و بررسی کتاب «اندیشه و گفتار» اثر لو سمیونوویچ ویگوتسکی و با ترجمه دکتر حبیبالله قاسمزاده، به همت گروه روانشناسی خانه اندیشمندان علوم انسانی، روز پنجشنبه ۳۰ مهرماه ۱۴۰۵ در کتابخانه ملی ایران برگزار گردید.
در این نشست، سخنرانان از منظرهای گوناگون به بررسی اندیشههای ویگوتسکی، رابطه زبان و اندیشه، نقش فرهنگ در تحول ذهن و اهمیت ترجمه آثار کلاسیک پرداختند و تلاشهای علمی و ترجمهای دکتر حبیبالله قاسمزاده را در معرفی اندیشههای او بررسی کردند.
حسن عشایری با اشاره به آشنایی قبلی خود با آثار دکتر حبیبالله قاسمزاده گفت: در این فرصت میخواهم بهجای ورود مفصل به همه مباحث کتاب، به ویژگیهای ساختاری و علمی آن بپردازم؛ زیرا این اثر از نظر شیوه تدوین، مقدمه، ترجمه و معرفی پیشینه فکری ویگوتسکی، نکات قابلتوجهی دارد.
عشایری با اشاره به تجربه آشنایی دانشگاهی با مکتب ویگوتسکی در آلمان توضیح داد: در دانشگاه فرایبورگ، در دورهای که من آنجا بودم، فرصتی برای آشنایی نزدیکتر با این مکتب فراهم شد. از اتحاد جماهیر شوروی درخواست شده بود که یکی از شاگردان ویگوتسکی برای مدتی به دانشگاه بیاید تا استادان و دانشجویان بتوانند با این دیدگاهها آشنا شوند. با وجود مشکلات سیاسی و موانعی که برای حضور برخی چهرههای شناختهشده وجود داشت، خانم استنیکووا بهعنوان مدرس مهمان حضور پیدا کرد و جلسات بحثی برگزار شد که فقط روانشناسان در آن شرکت نمیکردند؛ بلکه فیلسوفان و دیگر علاقهمندان به موضوع زبان و اندیشه نیز در این گفتوگوها حضور داشتند.
عشایری با تأکید بر اهمیت مقدمه کتاب افزود: یکی از ویژگیهای مهم این اثر، مقدمهای است که دکتر قاسمزاده با دقت و توجه فراوان تدوین کردهاند. مقدمه فقط بخشی برای ورود به متن اصلی نیست؛ بلکه باید خودش موضوع مطالعه و بررسی قرار بگیرد. در این کتاب، نکتههای مطرحشده در مقدمه مترجم و نیز مطالبی که در مقدمه مترجمان انگلیسی آمده، به خواننده کمک میکند تا با زمینه فکری اثر آشنا شود و سپس متن اصلی را دقیقتر بخواند و درباره آن داوری کند.
ترجمه علمی؛ انتقال مفهوم، نه جابهجایی واژهها
عشایری با اشاره به کیفیت ترجمه کتاب تصریح کرد: من حدود بیست سال در آلمان زندگی کردهام و با زبان آلمانی آشنایی دارم، اما با وجود این، بهسادگی جرئت نمیکنم متنی تخصصی را ترجمه کنم. ترجمه آثار علمی، بهویژه در حوزه روانشناسی و فلسفه، فقط دانستن زبان مبدأ و مقصد نیست. مترجم باید با مفاهیم تخصصی، زمینه فکری نویسنده و روابط میان اصطلاحات آشنا باشد؛ در غیر این صورت ممکن است متن ترجمهشده از نظر واژهها درست به نظر برسد، اما معنای اصلی اثر را منتقل نکند.
عشایری با مقایسه تجربه خود از خواندن ترجمههای مختلف ادامه داد: در برخی ترجمهها، وقتی متن اصلی را با ترجمه مقایسه میکنیم، میبینیم که مفهومها بهدرستی منتقل نشدهاند. نمونههایی از این مشکلات را در ترجمه آثار فلسفی و روانشناختی دیدهام. اما در این کتاب، انتقال مفاهیم بهگونهای انجام شده که خواننده احساس میکند مترجم با موضوع آشنایی عمیقی دارد و توانسته است رابطه میان زبان و اندیشه نویسنده را حفظ کند. این کیفیت، بهویژه در ترجمه متنی پیچیده مانند اثر ویگوتسکی، اهمیت زیادی دارد.
عشایری با اشاره به امکانات علمی و آموزشی کتاب افزود: وجود واژهنامه انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی در پایان کتاب، از ویژگیهای ارزشمند آن است. این واژهنامه برای روانشناسان، دانشجویان و مترجمانی که میخواهند با اصطلاحات تخصصی این حوزه کار کنند، بسیار سودمند است. همچنین، شیوه انتقال مفاهیم و توضیح اصطلاحات میتواند الگویی برای ترجمه متون علمی در روانشناسی و دیگر رشتههای دانشگاهی باشد.
عشایری با تأکید بر ضرورت توجه به عمق ترجمههای علمی گفت: در شرایطی که ابزارهای هوش مصنوعی دسترسی به اطلاعات را آسانتر کردهاند، نباید تصور کنیم که انبوه اطلاعات بهخودیخود به معنای فهم عمیق است. گاهی با حجم زیادی از اطلاعات روبهرو هستیم، اما عمق فهم بسیار اندک است. ارزش این کتاب در آن است که خواننده را به درگیری جدی با مفاهیم دعوت میکند و امکان میدهد از سطح آشنایی با اصطلاحات فراتر برود.
شناخت پیشینه فکری ویگوتسکی؛ از تصویر اندیشمندان تا نقد نظریهها
عشایری با اشاره به تصاویر و معرفی چهرههای علمی در کتاب گفت: یکی دیگر از ویژگیهای برجسته اثر، معرفی روانشناسان، فیلسوفان و دیگر اندیشمندانی است که ویگوتسکی با آثار آنها مواجه بوده است. کتاب فقط به درج تصویر این افراد اکتفا نمیکند؛ بلکه اطلاعاتی درباره زندگی، حوزه فعالیت و جایگاه علمی آنها ارائه میدهد و نشان میدهد ویگوتسکی چگونه از اندیشههای پیشینیان بهره گرفته یا آنها را نقد کرده است. این بخش به خواننده کمک میکند تا مسیر شکلگیری نظریههای ویگوتسکی را در بستر تاریخی و فکری آنها دنبال کند.
عشایری با تأکید بر ارزش آموزشی این شیوه افزود: چنین ساختاری برای دانشجویان و حتی استادان دانشگاه سودمند است؛ زیرا نشان میدهد نظریههای علمی در خلأ شکل نمیگیرند. برای فهم یک اندیشمند باید بدانیم با چه دیدگاههایی روبهرو بوده، از کدام نظریهها تأثیر پذیرفته و در کجا از آنها فاصله گرفته است. این شناخت، مطالعه اثر را از خواندن صرف یک متن فراتر میبرد و آن را به آشنایی با یک سنت فکری تبدیل میکند.
عشایری با اشاره به بخشهایی که به دریافت و ارزیابی آثار ویگوتسکی از سوی دیگر پژوهشگران اختصاص دارد، گفت: در این کتاب، نوشتههایی نیز وجود دارد که نشان میدهد مترجمان و پژوهشگران چگونه با اندیشههای ویگوتسکی مواجه شدهاند و چه ارزیابیهایی از کار او داشتهاند. در میان این نوشتهها، مطلب الکساندر لوریا، از شاگردان ویگوتسکی، اهمیت ویژهای دارد. لوریا از منظر تجربه علمی و آشنایی نزدیک با ویگوتسکی به او نگاه میکند و این فرصت را برای خواننده فراهم میآورد تا شخصیت علمی و جایگاه او را از نگاه یکی از نزدیکترین همکارانش بشناسد.
عشایری با پیوند دادن این بحث به تاریخ عصبروانشناسی ادامه داد: نوشته لوریا فقط یادکردی از یک استاد نیست؛ بلکه امکان بازنگری در تاریخ عصبروانشناسی را نیز فراهم میکند. در بررسی این حوزه، معمولاً به سنتهای علمی آمریکا، انگلستان و آلمان اشاره میشود، اما رویکرد لوریا و پیوند آن با مکتب ویگوتسکی نیز باید جدی گرفته شود. به نظر من، این بخش از کتاب اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد برای فهم تاریخ یک رشته علمی، نباید فقط به روایت غالب یا شناختهشده آن بسنده کرد.
ویگوتسکی و پیاژه؛ دو نگاه به تحول زبان و تفکر
عشایری با اشاره به جایگاه ویگوتسکی در روانشناسی گفت: در بررسی سهم ویگوتسکی، نمیتوان از رابطه و اختلاف دیدگاه او با ژان پیاژه چشمپوشی کرد. این دو متفکر درباره تحول شناختی و نقش زبان در رشد کودک دیدگاههایی داشتند که مقایسه آنها برای فهم دقیقتر نظریههای رشد اهمیت دارد. از نظر من، یکی از موضوعاتی که باید در مطالعه ویگوتسکی جدی گرفته شود، همین گفتوگوی نظری با پیاژه و تفاوت برداشت آنها از رشد زبان و اندیشه است.
عشایری با اشاره به مفهوم خودمداری در نظریه پیاژه افزود: پیاژه خودمداری کودک را از موضوعات مهم رشد شناختی میدانست و معتقد بود این ویژگی در جریان رشد تغییر میکند. ویگوتسکی در مقابل، درباره نقش گفتار کودک و تحول آن به گفتار درونی تبیین متفاوتی ارائه میکند. در نگاه ویگوتسکی، گفتاری که در ابتدا در ارتباط با دیگران و در محیط بیرونی شکل میگیرد، در ادامه تحول مییابد و به بخشی از فرایندهای درونی تفکر تبدیل میشود. این اختلاف دیدگاه، برای فهم رابطه زبان و شناخت اهمیت اساسی دارد.
گفتار درونی؛ مسئلهای که هنوز به تبیین کامل نرسیده است
عشایری با تأکید بر اهمیت گفتار درونی در نظریه ویگوتسکی تصریح کرد: یکی از پیچیدهترین موضوعات در این حوزه، فهم ساختار و چگونگی شکلگیری گفتار درونی است. با وجود پیشرفت فناوریهای تصویربرداری مغزی، از جمله افامآرآی و روشهای دیگر مطالعه فعالیت مغز، هنوز پرسشهای مهمی درباره ماهیت گفتار درونی و چگونگی ارتباط آن با تفکر باقی مانده است. گفتار درونی، گفتاری است که بدون تولید صدای آشکار در جریان فعالیت ذهنی رخ میدهد و بررسی آن به توضیح دقیقتری از رابطه زبان و اندیشه نیاز دارد.
عشایری با اشاره به توضیح ویگوتسکی درباره ساختار گفتار درونی افزود: اهمیت این کتاب در آن است که فرایند تحول زبان و اندیشه را مرحلهبهمرحله دنبال میکند؛ از رابطه معنا و کلمه تا تحول گفتار و پیوند آن با فعالیت ذهنی. در این مسیر، کلمه صرفاً یک واحد زبانی مستقل نیست؛ بلکه در ارتباط با مضمون و معنا قرار میگیرد و در جریان تحول ذهنی، نقش پیچیدهتری پیدا میکند. این زنجیره مفهومی از ویژگیهایی است که به نظر من، متن ویگوتسکی را از بسیاری از نوشتههای سادهشده درباره زبان و تفکر متمایز میکند.
وی با اشاره به گستره مطالعات ویگوتسکی در فلسفه و ادبیات گفت: ویگوتسکی فقط به روانشناسی محدود نبود؛ او با فلسفه و ادبیات نیز آشنایی گستردهای داشت و در آثارش بارها به نویسندگانی مانند تولستوی، گوته، شکسپیر و داستایفسکی ارجاع میدهد. این ارجاعات صرفاً برای آراستن متن نیستند؛ او از دل آثار ادبی و فلسفی، مسئلههای مربوط به زبان، معنا و اندیشه را بررسی میکند. چنین رویکردی نشان میدهد که فهم یک نظریه روانشناختی گاهی به شناخت حوزههایی فراتر از خود روانشناسی نیاز دارد.
او با اشاره به نمونهای از مواجهه ویگوتسکی با متنهای ادبی و فلسفی ادامه داد: در بحث معروف درباره نسبت کلمه و عمل، ویگوتسکی به گفتوگویی فکری میان برداشتهای مختلف از آغاز و منشأ معنا توجه میکند. از جمله، او به عبارت مشهور انجیل درباره آغاز با کلمه و برداشت گوته در فاوست درباره تقدم عمل ارجاع میدهد و از این تقابل برای طرح مسئله زبان و اندیشه بهره میگیرد. برای من، ارزش این نمونه در آن است که ویگوتسکی چگونه از یک بحث ادبی و فلسفی به مسئلهای علمی درباره رابطه کلمه، معنا و تفکر میرسد.
این سخنران با تأکید بر کیفیت انتقال این ظرایف در ترجمه کتاب گفت: حفظ چنین ارجاعهایی در ترجمه اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا اگر مترجم فقط معنای ظاهری جملهها را منتقل کند و پیوند آنها با سنت فکری و ادبی را نادیده بگیرد، بخشی از استدلال نویسنده از دست میرود. به همین دلیل، ترجمه دقیق متون ویگوتسکی مستلزم آشنایی با زبان، ادبیات، فلسفه و اصطلاحات تخصصی است؛ ویژگیای که در این کتاب برای من برجسته بود.
از دستگاههای حسی تا فعالیتهای عالی ذهن
عشایری با اشاره به گستره نظریه ویگوتسکی در تبیین فعالیتهای ذهنی گفت: یکی دیگر از جنبههای مهم اندیشه ویگوتسکی، توجه به فرایندهای پایه و چگونگی تحول آنها به فعالیتهای پیچیدهتر ذهن است. او از مباحثی که در سنت فیزیولوژی و روانشناسی روسیه، از جمله در آثار سچنوف و پاولف، مطرح شده بود، بهره گرفت و آنها را در چارچوب گستردهتری از تحول ذهنی بررسی کرد. اهمیت کار او در این است که فرایندهای حسی و واکنشهای اولیه را از فعالیتهای عالی ذهن جدا نمیکند، بلکه رابطه و تحول میان آنها را توضیح میدهد.
عشایری با اشاره به بحث نظامهای نشانهای و فعالیتهای شناختی افزود: در این چارچوب، باید به نقش نشانهها و زبان در تحول فعالیت ذهنی توجه کرد. در نظریه ویگوتسکی، زبان فقط ابزاری برای برقراری ارتباط نیست؛ بلکه در سازمانیافتن فعالیتهای ذهنی و شکلگیری فرایندهای عالی شناختی نقش دارد. این نگاه، امکان پیوند دادن مباحث روانشناسی رشد با مطالعه زبان، شناخت و عصبروانشناسی را فراهم میکند.
عشایری با تأکید بر اهمیت مسئله آگاهی در روانشناسی و فلسفه تصریح کرد: آگاهی از دشوارترین موضوعات در روانشناسی و فلسفه است و نمیتوان آن را بهسادگی با مفاهیم دیگری مانند هوش یا توانایی شناختی یکی دانست. ویگوتسکی در بررسی فعالیت ذهنی، به رابطه میان آگاهی، زبان و تجربه توجه میکند و تلاش دارد نشان دهد که فرایندهای ذهنی چگونه در بستر تحول فرد و ارتباط او با محیط شکل میگیرند. به نظر من، یکی از ارزشهای این کتاب آن است که خواننده را با پیچیدگی این مسائل روبهرو میکند و اجازه نمیدهد آنها را به تعریفهای ساده و جدا از یکدیگر تقلیل دهد.
او همچنین با اشاره به ارتباط میان نظریه ویگوتسکی و پژوهشهای عصبروانشناختی ادامه داد: امروز که علوم اعصاب و پژوهشهای شناختی توجه زیادی به خود جلب کردهاند، ضروری است پژوهشگران جوان فقط به نتایج تازه آزمایشها و فناوریهای جدید بسنده نکنند. باید مبانی نظری و تاریخی این حوزهها را نیز بشناسند و ببینند اندیشمندانی مانند ویگوتسکی و لوریا چگونه درباره رابطه زبان، شناخت و فعالیت مغز اندیشیدهاند. چنین مطالعهای میتواند به فهم عمیقتر پرسشهای امروز کمک کند.
وی در پایان با تأکید بر ارزش علمی ترجمه دکتر قاسمزاده گفت: من برای فهم دقیق این کتاب باید دوباره به آن مراجعه کنم و بخشهای مختلفش را چند بار بخوانم. همین نیاز به بازخوانی نشان میدهد که با متنی روبهرو هستیم که نمیتوان بهسرعت از آن گذشت. به نظر من، ارزش کار دکتر قاسمزاده در این است که ترجمه ایشان توانسته با روح اثر و منبع اصلی ارتباط برقرار کند و مفاهیم را بهگونهای انتقال دهد که خواننده فارسیزبان نیز بتواند با عمق اندیشه ویگوتسکی مواجه شود.