پرش به محتوا

فاطمه شفیعی: گاهی دشوارترین مرحله در مسیر دانش، بازگشتن به یک اندیشه و دیدن آن از منظری تازه است

فاطمه شفیعی: گاهی دشوارترین مرحله در مسیر دانش، بازگشتن به یک اندیشه و دیدن آن از منظری تازه است

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست علمی در معرفی و بررسی کتاب «اندیشه و گفتار» اثر لو سمیونوویچ ویگوتسکی و با ترجمه دکتر حبیب‌الله قاسم‌زاده، به همت گروه روان‌شناسی خانه اندیشمندان علوم انسانی، روز پنج‌شنبه ۳۰ مهرماه ۱۴۰۵ در کتابخانه ملی ایران برگزار گردید.

در این نشست، سخنرانان از منظرهای گوناگون به بررسی اندیشه‌های ویگوتسکی، رابطه زبان و اندیشه، نقش فرهنگ در تحول ذهن و اهمیت ترجمه آثار کلاسیک پرداختند و تلاش‌های علمی و ترجمه‌ای دکتر حبیب‌الله قاسم‌زاده را در معرفی اندیشه‌های او بررسی کردند.

 

شفیعی در آغاز سخنان خود با اشاره به ساختار کتاب اندیشه و گفتار ویگوتسکی، گفت: صحبت‌هایم را در سه بخش ارائه می‌کنم؛ ابتدا به ویژگی‌های ظاهری، صورت‌بندی کتاب و شیوه ترجمه آن می‌پردازم، سپس درباره نسبت زبان و اندیشه در آثار ویگوتسکی سخن می‌گویم و در نهایت، تجربه زیسته خودم و آموخته‌هایم از سال‌های شاگردی نزد مترجم گرانقدر این کتاب، استاد قاسم‌زاده، و شیوه نگاه ایشان به ویگوتسکی را با شما در میان می‌گذارم.

شفیعی درباره ساختار کتاب اندیشه و گفتار توضیح داد: این کتاب شامل هفت فصل اصلی و پیشگفتار نویسنده است. علاوه بر این، پیشگفتارهایی از برونر، مینیک، کوزولین و خود استاد در ابتدای کتاب آمده و پس‌گفتاری از لوریا نیز در انتهای آن قرار گرفته است. این کتاب در واقع نسخه کامل اندیشه و گفتار ویگوتسکی است و ترجمه‌های مختلفی از آن به زبان انگلیسی وجود دارد، اما نسخه حاضر کامل‌ترین نسخه این کتاب است.

او با اشاره به ویژگی‌های ترجمه فارسی کتاب افزود: نکته بسیار جالب در ترجمه فارسی این است که استاد قاسم‌زاده، اگرچه ترجمه مینیک را مبنای کار خود قرار داده‌اند، به آن اکتفا نکرده‌اند. هر جا مترجمان دیگر انگلیسی این کتاب مطلبی را بهتر بیان کرده بودند یا نکته‌ای در ترجمه مینیک از قلم افتاده بود، آن را در کتاب گنجانده‌اند و برای این بخش‌ها عنوان جداگشته را در نظر گرفته‌اند. در سراسر کتاب می‌توان عبارت‌های زیبایی از این دست پیدا کرد.

شفیعی با تأکید بر دقت استاد قاسم‌زاده در آماده‌سازی کتاب، گفت: یکی دیگر از نکات مهم این اثر، دقت و حساسیت مترجم نسبت به جزئیات آماده‌سازی آن است. تا آنجا که من در جریان بودم، استاد درباره همه جزئیات کتاب، از نحوه چینش و صفحه‌آرایی متن گرفته تا دیگر ملاحظات مربوط به ویژگی‌های ظاهری، حساسیت مثال‌زدنی داشتند؛ زیرا بر این باور بودند که نخستین برخورد خواننده با کتاب، از طریق ویژگی‌های ظاهری آن صورت می‌گیرد و همین ویژگی‌ها می‌توانند در نگاه اول مخاطب را جذب کنند.

او با اشاره به پیشگفتارها و پس‌گفتارهای کتاب اظهار کرد: یکی از ویژگی‌های ارزشمند این اثر، گنجاندن نوشته‌هایی است که اندیشمندان مهم درباره کتاب اندیشه و گفتار نوشته‌اند. به نظر من، این نوشته‌ها به خواننده امکان می‌دهند با فضای فکری کتاب آشنا شود و آن را در پرتو تفسیرها، ارزیابی‌ها و تأملات کسانی بخواند که از منظرهای مختلف با اندیشه ویگوتسکی مواجه شده‌اند. این نوشته‌ها پیش از شروع متن اصلی، به خواننده کمک می‌کنند آهسته‌آهسته و گام‌به‌گام وارد دنیای ذهن و فضای فکری ویگوتسکی شود. فکر می‌کنم چنین امکانی از ملزومات مهم مطالعه یک اثر کلاسیک باشد؛ زیرا خواندن آثار کلاسیک به‌خودی‌خود با دشواری‌هایی همراه است.

وی درباره دیگر ویژگی‌های کتاب گفت: همان‌طور که استاد عشایری نیز اشاره کردند، معرفی کوتاه اندیشمندانی که نامشان به‌نحوی در کتاب آمده، همراه با تصاویر و اشاره‌ای مختصر به زندگی‌نامه آن‌ها، از دیگر ویژگی‌های این اثر است. این اطلاعات به خواننده کمک می‌کند فضای فکری ویگوتسکی را بهتر بشناسد و بداند اندیشمندانی که ویگوتسکی از آن‌ها انتقاد می‌کند، چه آثاری داشته‌اند و در چه حوزه‌هایی فعالیت می‌کرده‌اند. از این نظر، به باور من، کتاب تصویری بسیار کامل از ویگوتسکی به خواننده فارسی‌زبان ارائه می‌کند؛ حتی می‌توان گفت این تصویر از نسخه‌های انگلیسی ترجمه‌شده نیز کامل‌تر است، زیرا در ترجمه فارسی به یک نسخه اکتفا نشده و مجموعه‌ای از ترجمه‌های موجود مورد توجه قرار گرفته است.

 

گفتار و اندیشه؛ مسئله محوری در نظریه ویگوتسکی

شفیعی در ادامه سخنان خود به رابطه زبان و اندیشه پرداخت و گفت: در بخش دوم صحبت‌هایم می‌خواهم به مسئله‌ای بپردازم که در قلب اندیشه ویگوتسکی قرار دارد؛ یعنی رابطه زبان و اندیشه. وقتی از نسبت اندیشه و زبان صحبت می‌کنیم، با یکی از پرسش‌های دیرپای مطالعات ذهن و زبان روبه‌رو هستیم: آیا ابتدا می‌اندیشیم و سپس اندیشه‌های خود را در قالب زبان بیان می‌کنیم؟ آیا هنگام استفاده از زبان، صرفاً چیزی را بیان می‌کنیم که پیش‌تر در ذهنمان شکل گرفته است؟ به عبارت دیگر، آیا ابتدا اندیشه کامل می‌شود و بعد لباس واژه‌ها را بر تن آن می‌کنیم، یا زبان نقشی فراتر از ابزار ارتباط دارد؟

او با اشاره به پیشینه این پرسش افزود: این مسئله از دیرباز و در دوره‌های مختلف، به شکل‌های گوناگون از سوی فیلسوفان، تاریخ‌نگاران، زبان‌شناسان و روان‌شناسان مطرح شده است. ویگوتسکی نیز تأکید می‌کند که مسئله تفکر و گفتار، مسئله تازه‌ای نیست و به اندازه خود روان‌شناسی قدمت دارد؛ بااین‌حال، ارتباط اندیشه با کلمه همچنان یکی از آشفته‌ترین و رشدنیافته‌ترین جنبه‌های این مسئله باقی مانده است. به نظر من، با وجود گذشت حدود یک قرن از طرح این دیدگاه، این آشفتگی همچنان تا حدی وجود دارد و نظریه‌های مختلفی درباره رابطه زبان و اندیشه مطرح است که گاه در دو سوی متفاوت این بحث قرار می‌گیرند.

شفیعی با تأکید بر تفاوت میان زبان و گفتار در اندیشه ویگوتسکی، گفت: نکته‌ای که برای من جالب بود، تأکید ویگوتسکی بر گفتار است، نه زبان. در زبان‌شناسی برای بررسی زبان، تمایزهای مهمی به کار می‌بریم که یکی از مهم‌ترین آن‌ها تمایز زبان و گفتار است. این تمایز در زبان‌شناسی به آرای فردینان دو سوسور بازمی‌گردد؛ او میان زبان به‌عنوان یک نظام اجتماعی و گفتار به‌عنوان کاربرد فردی آن تفاوت قائل شد و این تمایز بعدها در مکاتب مختلف ادامه پیدا کرد.

او در توضیح این تمایز افزود: برای مثال، چامسکی نیز میان توانش زبانی و کنش زبانی تمایز می‌گذارد. توانش زبانی به نظام زبانی موجود در ذهن اشاره دارد و کنش زبانی به کاربرد این توانش در عمل مربوط می‌شود. آنچه ویگوتسکی بر آن تأکید دارد، گفتار است؛ مفهومی که در ترجمه‌های پیشین انگلیسی کتاب، زبان ترجمه شده بود، اما در ترجمه مینیک از واژه گفتار استفاده شده است. همان‌طور که استاد قاسم‌زاده نیز توضیح داده‌اند، معادل روسی این مفهوم نیز گفتار است.

 

پویایی رابطه اندیشه و گفتار در فرایند تحول ذهن

شفیعی با اشاره به جایگاه رابطه زبان و اندیشه در نظریه ویگوتسکی بیان کرد: بسیاری از نظریه‌پردازان به این پرداخته‌اند که اندیشه چیست و زبان کدام است، اما مسئله اصلی این است که رابطه میان این دو چگونه شکل می‌گیرد. کدام‌یک مقدم است؛ ابتدا اندیشه وجود دارد و بعد زبان شکل می‌گیرد یا زبان مقدم است و پس از آن اندیشه پدید می‌آید؟ آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، خودِ رابطه میان این دو است. به باور من، پرداختن ویگوتسکی به این رابطه در نوع خود بی‌نظیر است؛ بااین‌حال، دست‌کم در دپارتمان‌های زبان‌شناسی ایران کمتر می‌بینم که از ویگوتسکی سخنی به میان بیاید. درحالی‌که به‌عنوان یک زبان‌شناس که از طریق استاد قاسم‌زاده با آثار ویگوتسکی آشنا شده‌ام، معتقدم یکی از موضوعات مهمی که می‌تواند در دپارتمان‌های زبان‌شناسی مطرح شود، همین رابطه پویای اندیشه و گفتار است.

شفیعی با توضیح دیدگاه ویگوتسکی درباره تحول رابطه اندیشه و گفتار گفت: ویگوتسکی معتقد است رابطه اندیشه و گفتار، رابطه‌ای پویاست. برای مثال، واژه ماشین که یک کودک در سه‌سالگی به کار می‌برد، با همین واژه در بیست‌سالگی از نظر معنایی یکسان نیست. شاید در ظاهر با یک کلمه روبه‌رو باشیم، اما در این فاصله تحولی در اندیشه رخ داده و معنای آن برای فرد تغییر کرده است.

او درباره اهمیت این دیدگاه افزود: مسئله ویگوتسکی فقط این نیست که زبان چگونه به ما امکان می‌دهد افکارمان را بیان کنیم؛ مسئله این است که گفتار چگونه در تحول اندیشه و سازمان‌یافتن فعالیت ذهنی ما نقش پیدا می‌کند. میان آنچه می‌اندیشیم و آنچه بر زبان می‌آوریم، فرایندی از صورت‌بندی و دگرگونی وجود دارد. از نگاه من، به‌عنوان یک زبان‌شناس، یکی از مهم‌ترین نقاط قوت اندیشه ویگوتسکی، جابه‌جایی کانون توجه از زبان به گفتار و دیگری، تأکید بر پویایی رابطه میان اندیشه و گفتار است. این پویایی را می‌توان در فصل‌های مختلف کتاب دنبال کرد؛ از نقدهایی که ویگوتسکی به نظریه‌پردازان دیگر وارد می‌کند تا نظریه‌ای که خودش مطرح می‌سازد.

 

گفتار درونی و نقش واسطه‌ای کلمه در شکل‌گیری اندیشه

شفیعی با بازگشت به مسئله اندیشه و گفتار، گفت: اندیشه ویگوتسکی دعوتی است به بازاندیشی درباره خودِ اندیشیدن؛ اینکه شاید برای فهم ذهن انسان کافی نباشد بپرسیم چه چیزی در ذهن او می‌گذرد، بلکه باید بپرسیم اندیشه چگونه صورت می‌گیرد، چگونه در واژه‌ها جریان پیدا می‌کند و چگونه در جریان گفت‌وگو با دیگران و با خودمان تحول می‌یابد. از اینجا ویگوتسکی وارد بحث مهم گفتار درونی می‌شود؛ همان‌طور که در ترجمه استاد قاسم‌زاده از شعر ماندلشتام در ابتدای فصل هفتم آمده است: فراموش کردم کلمه‌ای را که زمانی می‌خواستم بر زبان بیاورم و اندیشه بی‌صدای من در فضای مه‌آلود و ظلمانی سایه‌ها محو می‌شود.

او با اشاره به مفهوم واسطه‌مندی در اندیشه ویگوتسکی افزود: ویگوتسکی مفهوم دیگری را نیز در اندیشه خود مطرح می‌کند و آن واسطه‌مندی است. او کلمه را واحد بررسی قرار می‌دهد و به واسطه‌مندی کلمه‌ها به‌عنوان نشانه‌هایی اشاره می‌کند که جهان ذهن انسان را بازنمایی می‌کنند. اهمیت این مفهوم در آن است که نشان می‌دهد رابطه انسان با ذهن خودش نیز می‌تواند از طریق نشانه‌ها تحول پیدا کند.

 

زبان؛ ابزاری برای سازماندهی رفتار و فعالیت ذهنی

این سخنران با تأکید بر اینکه زبان تنها ابزار ارتباط نیست، اظهار کرد: زبان فقط وسیله ارتباط با دیگران نیست، بلکه در شرایطی می‌تواند به ابزاری برای هدایت رفتار، سازمان‌دهی توجه و تنظیم فعالیت ذهنی تبدیل شود. چرا دو بار بر این جمله تأکید کردم؟ چون در علوم شناختی جدید نیز دقیقاً به این ایده بازگشته‌ایم و اکنون زبان را ابزاری برای سازمان‌دهی رفتارهایمان در نظر می‌گیریم.

 

نسبت فکری استاد قاسم‌زاده با اندیشه ویگوتسکی

شفیعی در بخش سوم سخنان خود به تجربه زیسته و آموخته‌هایش از استاد قاسم‌زاده پرداخت و گفت: اجازه بدهید کمی از تجربه زیسته خودم و آموختن از استادی چون استاد قاسم‌زاده در ارتباط با ویگوتسکی را با شما در میان بگذارم؛ چراکه باور دارم این تجربه چیزی فراتر از یک خاطره شخصی است و درس‌های زیادی در آن نهفته است.

او با طرح این پرسش که چه چیزی یک استاد را به ترجمه اثری کلاسیک ترغیب می‌کند، اظهار کرد: شاید برای فهم معنای ترجمه یک اثر کلاسیک لازم باشد لحظه‌ای از خود کتاب فاصله بگیریم و به انسانی بیندیشیم که تصمیم گرفته است بخشی از عمر و نیروی فکری خود را صرف بازگرداندن آن به زبان و زمانه ما کند. چه می‌شود که استادی با سال‌ها تجربه علمی و دانشگاهی، به‌جای پرداختن به موضوعی تازه یا اثری از میان انبوه کتاب‌های معاصر، به سراغ کتابی می‌رود که نزدیک به یک قرن از نگارش آن گذشته است؟ چه چیزی در این بازگشت وجود دارد که می‌تواند ذهن یک اندیشمند را همچنان به خود مشغول کند؟

شفیعی ادامه داد: به گمان من، پاسخ را نمی‌توان تنها در اهمیت تاریخی کتاب یا جایگاه نویسنده آن جست‌وجو کرد. گاهی انتخاب یک اثر از نوعی نسبت فکری حکایت می‌کند که در طول زمان شکل گرفته است؛ نسبتی که در آن، کتاب به یکی از سرچشمه‌های پایدار تأمل و پرسش تبدیل می‌شود. البته چنین انتخابی، در کنار شناخت علمی و تشخیص اهمیت یک اثر، به ویژگی‌هایی نیز نیاز دارد که شاید کمتر در شرح‌حال‌های دانشگاهی به آن‌ها اشاره شود؛ از جمله صبوری در مواجهه با متنی دشوار، استقلال در انتخاب مسیر علمی، توانایی بازگشتن به پرسش‌های بنیادی و مهم‌تر از همه، این آمادگی که انسان پس از سال‌ها تجربه و دانش همچنان امکان کشف نکته‌ای تازه در اندیشه دیگری را جدی بگیرد. من این ویژگی‌ها را در مواجهه استاد قاسم‌زاده با ویگوتسکی به یاد دارم.

شفیعی با اشاره به اشتیاق استاد قاسم‌زاده به آثار ویگوتسکی بیان کرد: در سال‌های بعد، هر بار که استاد از ویگوتسکی سخن می‌گفتند، در کلامشان اشتیاقی متمایز می‌دیدم؛ شور و حرارتی که نشان می‌داد این متفکر برای ایشان به دانستن نظریه‌ها و آشنایی با تاریخ اندیشه محدود نمانده است. استاد بارها گفته بودند که از ویگوتسکی بسیار آموخته‌اند و هر بار که به آثار او بازمی‌گردند، با نکته‌ای تازه روبه‌رو می‌شوند. این سخن به نظرم به یکی از خصلت‌های ارزشمند ذهن یک اندیشمند اشاره دارد: توانایی حفظ تازگی در مواجهه با چیزی که سال‌هاست آن را می‌شناسیم؛ زیرا گاهی دشوارترین مرحله در مسیر دانش، بازگشتن به یک اندیشه و دیدن آن از منظری تازه است.

 

ترجمه اندیشه و گفتار؛ فراتر از یک پروژه علمی

شفیعی با یادآوری خاطره‌ای از دوران همه‌گیری کرونا، گفت: خاطره دیگری از استاد دارم که این نسبت فکری را روشن‌تر نشان می‌دهد. در روزهای همه‌گیری کرونا، هنگامی که خانه‌نشینی اجباری و گسست از روال معمول زندگی، گذراندن روزها را برای ما دشوار کرده بود، استاد از خواندن آثار ویگوتسکی و مشخصاً ترجمه اندیشه و گفتار سخن می‌گفتند و از اینکه پرداختن به این کار به ایشان کمک می‌کند آن روزهای سخت را بگذرانند. به‌راستی ویگوتسکی برای استاد چه داشت که در آن زمان، هنگامی که نظم بیرونی زندگی دچار تغییر شده بود، نظم و آسودگی درونی را برای ایشان به ارمغان می‌آورد؟

او با تأکید بر معنای این خاطره ادامه داد: این خاطره برای من معنایی فراتر از یک تجربه شخصی دارد. در آن روزها، ترجمه برای استاد پروژه‌ای علمی نبود که باید به پایان می‌رسید، بلکه به کاری تبدیل شده بود که می‌توانست به زمان دشوار و ناخواسته آن روزها جهت ببخشد. می‌دانم که به پایان رساندن این کار، یعنی ترجمه متن کامل اندیشه و گفتار، از علاقه‌مندی‌های جدی و هدف‌های بسیار مهم استاد بوده است. ازاین‌رو، انتشار این ترجمه را نمی‌توانم صرفاً به انجام رسیدن یک کار علمی بدانم؛ این اتفاق، به یک اعتبار، به ثمر نشستن مسیری فکری است که در طول سال‌ها ادامه یافته و اکنون در قالب اثری در دسترس خوانندگان فارسی‌زبان قرار گرفته است.

شفیعی با اشاره به ماندگاری آثار کلاسیک افزود: به نظر می‌رسد یکی از دلایل ماندگاری آثار کلاسیک نیز همین باشد. یک کتاب در زمان خود نوشته می‌شود، اما زندگی آن الزاماً در همان زمان پایان نمی‌یابد؛ گاه در ذهن خواننده‌ای دوباره جان می‌گیرد، در زبان مترجمی دیگر بار صورت می‌بندد و در تجربه نسلی تازه، پرسشی نو برمی‌انگیزد. ترجمه چنین کتابی در واقع فراهم کردن امکان ادامه این زندگی است و استاد با ترجمه این کتاب، جانی دوباره به حیات اندیشه بخشیده‌اند.

شفیعی در پایان سخنان خود به تقدیم کتاب اندیشه و گفتار به آموزگار کلاس اول استاد قاسم‌زاده اشاره کرد و گفت: خانم دکتر نوروزیان نیز به این نکته اشاره فرمودند که استاد این کتاب را به آموزگار کلاس اول خود، کسی که یاد گرفتن را به ایشان آموخته بود، تقدیم کردند. برای من، تقدیم این کتاب به معلم کلاس اول معنایی فراتر از یک ادای احترام شخصی دارد. چه تأمل‌برانگیز است که کتابی درباره نسبت اندیشه و گفتار، از سوی اندیشمندی که سال‌های عمر خود را بی‌دریغ صرف پژوهش و آموزش کرده است، به کسی تقدیم می‌شود که نخستین گام‌های آموختن را برای او ممکن کرده است.

او با تأکید بر معنای این تقدیم اظهار کرد: گویی در این تقدیم، نوعی بازگشت به سرچشمه نهفته است؛ بازگشت به لحظه‌ای که جهان دانش برای نخستین بار پیش روی انسان گشوده می‌شود و او راه ورود به آن را می‌آموزد. چه تناسب معناداری میان این تقدیم و کتابی وجود دارد که در آن، زبان و اندیشه نه دو قلمرو جدا از یکدیگر، بلکه در پیوند با رشد انسان و تجربه زیسته او فهمیده می‌شوند. شاید بتوان این تقدیم را ادای احترام به همان لحظه آغاز دانست؛ لحظه‌ای که در آن آموختن از دیگری آغاز می‌شود و راهی را می‌گشاید که بعدها به اندیشه‌ورزی مستقل می‌انجامد.

شفیعی در پایان گفت: گویی دو آغاز کنار هم نشسته‌اند؛ آغاز آموختن کلمه از معلم کلاس اول و آغاز گونه‌ای دیگر از اندیشیدن درباره کلمه با ویگوتسکی. بسیار ممنونم.

۱۴۰۵/۸/۹ ۲۳:۵۲ ۱۳ دقیقه
لینک کپی شد