پرش به محتوا

آئین نکوداشت استاد فرزانه، دکتر سهیلا میرشمس شهشهانی برگزار گردید.

آئین نکوداشت استاد فرزانه، دکتر سهیلا میرشمس شهشهانی برگزار گردید.

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، آیین نکوداشت استاد فرزانه، دکتر سهیلا میرشمس شهشهانی به پاس سال‌ها تلاش برای ارتقای دانش انسان‌شناسی و مطالعات فرهنگی کشور، به همت گروه علوم اجتماعی خانه اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری انجمن انسان‌شناسی، روز چهارشنبه ۱۳ آبان ماه ۱۴۰۵ در کتابخانه ملی ایران برگزار گردید.
در این مراسم سخنرانان با مرور خاطرات و تجربه‌های خود از سال‌ها آشنایی و همکاری با دکتر سهیلا شهشهانی، از نقش علمی، حرفه‌ای و انسانی او در شکل‌گیری و گسترش انسان‌شناسی در ایران تجلیل کردند.


مهدی زعیم در آغاز این آیین، با اشاره به جایگاه علمی دکتر سهیلا شهشهانی، گفت: جای خرسندی است که در نکوداشت یکی از دانشمندان برجسته حوزه علوم انسانی، از بانویی فرهیخته و پژوهشگری ارجمند از سرزمین ایران تجلیل می‌کنیم. دکتر سهیلا شهشهانی، که اصالتاً اصفهانی هستند، در تهران و در محله خیابان فروردین، حوالی میدان انقلاب، بزرگ شدند. ایشان دوران ابتدایی و متوسطه خود را در تهران گذراندند و پس از دریافت دیپلم در آمریکا، به دلیل علاقه و کنجکاوی در حوزه علوم انسانی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته فلسفه آغاز کردند. شهشهانی در ادامه مسیر علمی خود به حوزه انسان‌شناسی روی آوردند و دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری را در این رشته گذراندند. اگرچه موضوع اولیه رساله دکتری ایشان ژان‌ژاک روسو بود، آشنایی با منطقه ممسنی در جریان سفر به ایران، مسیر پژوهشی ایشان را تغییر داد و به نگارش رساله‌ای درباره مردم‌شناسی این منطقه انجامید؛ آشنایی‌ای که دلبستگی ایشان به ایران را دوچندان کرد و پیوند عمیقشان با این سرزمین را استمرار بخشید.


پاسداشت بزرگان، پاسداشت نهاد علم و تلاش‌های علمی است
غلامرضا غفاری با اشاره به مسئولیت گروه علوم اجتماعی خانه اندیشمندان علوم انسانی در برگزاری آیین‌های نکوداشت استادان و چهره‌های علمی، گفت: این گروه افتخار دارد که میزبان آیین نکوداشت بزرگان و فرهیختگان این سرزمین باشد. ما این جلسات را از سر وظیفه برگزار می‌کنیم و معتقدیم که این اقدام، علاوه بر پاسداشت شخصیت‌های علمی، در حقیقت ادای احترام به نهاد علم است.
وی با قدردانی از حضور استادان و صاحب‌نظران در این مراسم افزود: آثار و پژوهش‌های دکتر شهشهانی برای دانشجویان، دانش‌دوستان و اهالی علم شناخته‌شده است. ایشان به‌عنوان استاد گروه علوم اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی، سالیان متمادی در این دانشگاه و مراکز علمی دیگر برای ترویج و آموزش رشته‌های انسان‌شناسی و قوم‌شناسی در کشور تلاش کرده‌اند؛ تلاش‌هایی که شایسته تقدیر است.
غفاری در پایان با اشاره به ابعاد کمتر شناخته‌شده زندگی علمی شهشهانی گفت: با وجود شناختی که از آثار و فعالیت‌های ایشان وجود دارد، همچنان ناگفته‌های بسیاری درباره زندگی علمی چنین شخصیت‌هایی باقی مانده است. امیدوارم استادان و همکارانی که با آثار و فعالیت‌های ایشان آشنایی دارند، امروز گوشه‌هایی از این تلاش‌ها را بازگو کنند تا بیش از پیش با گستردگی و اهمیت فعالیت‌های علمی ایشان آشنا شویم.


سهیلا شهشهانی از دانش نظری تا پژوهش میدانی، سال‌های عمر خود را وقف شناخت فرهنگ، هویت و زندگی مردمان ایران کرد
ژاله آموزگار با اشاره به دوستی دیرینه خود با دکتر سهیلا شهشهانی، گفت: خوشحالم که بار دیگر فرصت دارم از دوستی عزیز و بانویی ارزنده تجلیل کنم؛ کسی که به پژوهش معنا بخشیده است. من مردم‌شناس نیستم و تخصص علمی در این حوزه ندارم، بنابراین ترجیح می‌دهم توانایی‌ها و دستاوردهای تخصصی ایشان را استادان و پژوهشگران این رشته بیان کنند. من به‌عنوان دوستی علاقه‌مند، این دعوت را پذیرفتم؛ دوستی که طی سال‌ها از نزدیک شاهد تلاش‌های گسترده ایشان در حوزه مسائل اجتماعی بوده و با فعالیت‌ها، سخنرانی‌ها و آثارشان آشنایی داشته است.
آموزگار با اشاره به مراسم رونمایی کتاب پوشاک در دوره قاجار در آذرماه ۱۳۹۶ افزود: در آن مراسم افتخار داشتم این اثر ارزشمند را معرفی کنم. با توجه به آشنایی دیرینه‌ام با دکتر شهشهانی، می‌خواهم به اختصار درباره ویژگی‌هایی صحبت کنم که ایشان را به شخصیتی برجسته در حوزه انسان‌شناسی و قوم‌شناسی تبدیل کرده است.


خانواده و تحصیلات؛ زمینه‌ساز شکل‌گیری مسیر علمی شهشهانی
آموزگار با اشاره به شرایط خانوادگی و تحصیلی شهشهانی گفت: ایشان این فرصت را داشتند که در خانواده‌ای فرهیخته و فرهنگی پرورش یابند؛ خانواده‌ای که پیشرفت علمی دختر را هم‌پای پسر اهمیت می‌داد و زمینه تحصیل او را در بهترین شرایط فراهم کرد. شهشهانی پس از دریافت دیپلم از یکی از مدارس شبانه‌روزی کالیفرنیا، دوره کارشناسی فلسفه را در دانشگاه برکلی گذراند و سپس برای تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری، رشته انسان‌شناسی را در دانشگاه نیواسکول نیویورک انتخاب کرد.
وی ادامه داد: شهشهانی نظریه‌ها و مبانی علمی را نزد استادان برجسته آموخت، اما خود را به چارچوب نظری محدود نکرد. او پس از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و دانسته‌های علمی خود را در میدان پژوهش به کار گرفت. می‌توانست با توجه به امکاناتی که در آمریکا داشت، در آن کشور بماند، اما بازگشت به ایران را انتخاب کرد تا به شناختی عینی و میدانی از جامعه و فرهنگ سرزمین خود برسد.


فعالیت‌های دانشگاهی و ارتباط با جامعه علمی بین‌المللی
آموزگار با اشاره به گستره پژوهش‌های میدانی شهشهانی اظهار کرد: او در سفرهای پژوهشی خود به مناطق مختلف ایران، از ممسنی و گیلان تا مازندران، آذربایجان، کردستان، لرستان، خوزستان، ترکمن‌صحرا، خراسان و سیستان و بلوچستان، دستاوردهای ارزشمندی به دست آورد و یافته‌های خود را در اختیار جامعه علمی قرار داد. حاصل این تلاش‌ها، پژوهشی گسترده درباره اقوام ایرانی بود که همچنان ادامه دارد.
وی با اشاره به فعالیت‌های دانشگاهی شهشهانی افزود: ایشان از سال ۱۳۷۰ به عضویت هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی درآمدند و فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی خود را گسترش دادند. همچنین با حضور در کنگره‌ها و کنفرانس‌های علمی در کشورهای مختلف، از جمله هند، چین، لهستان و ترکیه، در تعامل با جامعه علمی بین‌المللی قرار گرفتند و بر دانش و تجربه خود افزودند.
آموزگار ادامه داد: شهشهانی با پژوهشگران خارجی ارتباط علمی داشتند و از همکاری با آنان بهره می‌بردند. همکاری با مرکز تحقیقات ایرانی در پاریس و حضور سه‌ماهه در موزه انسان‌شناسی این شهر نیز بخشی از تجربه‌های علمی ایشان بود. موضوع زنان و جوامع کوچ‌رو از دیگر زمینه‌های مورد علاقه ایشان بود و در همین حوزه‌ها در کنفرانس‌های علمی شرکت می‌کردند و نشست‌هایی نیز در ایران برگزار می‌کردند.

پوشاک دوره قاجار، حاصل سال‌ها پژوهش و مستندسازی
آموزگار با اشاره به آثار مکتوب شهشهانی گفت: ایشان مقالات متعددی دارند و کتاب چهار فصل آفتاب نیز با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. کتاب پوشاک در دوره قاجار که افتخار معرفی آن را داشتم، اثری مستند و ماندگار است که تدوین آن، تا جایی که به خاطر دارم، حدود بیست سال زمان برده است. دکتر شهشهانی همچنان با پشتکار به پژوهش ادامه می‌دهند، از استعدادهای جوان حمایت می‌کنند و در خانه و کتابخانه ایشان همواره به روی علاقه‌مندان باز است.
آموزگار در پایان، خطاب به شهشهانی گفت: سهیلای عزیز، چه خوب شد که از همان دوران جوانی تصمیم گرفتید به سرزمین خود بازگردید و با وجود امکاناتی که برای ماندن در خارج از کشور داشتید، حتی در شرایط دشوار نیز ایران را ترک نکردید. شما ارتباط خود را با دانش غرب و پژوهشگران آن سوی مرزها حفظ کردید، اما هسته اصلی فعالیت‌ها و پژوهش‌هایتان ایران بود. در شهرها و روستاهای این سرزمین گام برداشتید تا ایران و مردمانش را بهتر بشناسید و به دیگران بشناسانید. شما عاشق کارتان بوده‌اید و هستید و امیدوارم همچنان با همین شور و پشتکار به راه خود ادامه دهید. می‌دانم که از بازگشت و ماندن در ایران پشیمان نیستید و به این انتخاب خود افتخار می‌کنید.

سهیلا شهشهانی با بنیان‌گذاری شبکه‌های علمی و تربیت پژوهشگران، مرزهای انسان‌شناسی ایران را گسترش داد
ثریا شیبانی که به دلیل حضور نداشتن در ایران نتوانست در آیین نکوداشت دکتر سهیلا شهشهانی شرکت کند، در پیامی ویدئویی با اشاره به دوستی و همکاری چندین‌ساله خود با ایشان، گفت: نبودنم در ایران مانع از آن نمی‌شود که به یکی از سنت‌های ایرانی، یعنی آغاز سخن با نقل قولی از ادبیات فارسی، پایبند نباشم. از همین رو، سخنانم را با اشاره به منطق‌الطیر عطار آغاز می‌کنم؛ اثری که در برداشت من، زندگی را به سفری طولانی برای شناخت و کشف می‌نگرد؛ سفری که انسان در جریان آن، علاوه بر شناخت خود، معنای همبستگی و همکاری با دیگران را نیز درمی‌یابد. در طول چند دهه همکاری با سهیلا، به عمق این نگاه پی برده‌ام.
شیبانی با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی و توانایی رهبری شهشهانی افزود: اگرچه در روایت عطار از سیمرغ، با رهبری به معنای متعارف آن روبه‌رو نیستیم، این ویژگی در شخصیت سهیلا کاملاً برجسته است. من در فعالیت‌های گروهی شاهد بوده‌ام که او چگونه مسئولیت رهبری را بر عهده می‌گیرد و با مهارت و انعطاف، گروه را هدایت می‌کند. بیش از سه دهه پیش به‌طور اتفاقی با یکدیگر آشنا شدیم. در نخستین دیدار، سهیلا با شیوه خاص و تکرارنشدنی خود گفت که کارهای زیادی دارد؛ آن زمان معنای این سخن را به‌درستی درک نکردم، اما بعدها فهمیدم که دوستی و همکاری با او تعهدی ماندگار است.

شکست در قاموس کاری سهیلا شهشهانی جایی ندارد
شیبانی با تأکید بر توانایی شهشهانی در شناخت ظرفیت‌های افراد و پیشبرد پروژه‌های علمی اظهار کرد: مهارت او در شناخت اطرافیان و تشخیص توانایی‌هایشان کم‌نظیر است. سهیلا با انرژی فراوان، همکارانش را با ایده‌های تازه و پروژه‌هایی همراه می‌کند که در نگاه نخست گاه ناممکن به نظر می‌رسند، اما با پایداری و پیگیری او به نتیجه می‌رسند. البته از همکارانش نیز انتظار دارد که با همان جدیت و پشتکار در مسیر حرکت کنند. به‌اختصار، واژه شکست در قاموس کاری سهیلا جایی ندارد.
وی با اشاره به نقش شهشهانی در حفظ و توسعه انسان‌شناسی در ایران ادامه داد: فعالیت‌های علمی او در ایران شناخته‌شده است، اما باید به تلاش‌های مستمرش در کنار مسئولیت‌های دانشگاهی و تربیت نسل‌های آینده انسان‌شناسان نیز توجه کرد. در دوره‌ای که رشته انسان‌شناسی با محدودیت و کم‌توجهی روبه‌رو بود و گاه مطالعات سطحی مبتنی بر پرسش‌نامه به‌عنوان پژوهش انسان‌شناختی عرضه می‌شد، سهیلا خستگی‌ناپذیر برای زنده نگه‌داشتن این رشته تلاش کرد و در فراز و نشیب‌ها همچون چراغ راهنما به فعالیت خود ادامه داد.
شیبانی با اشاره به گستره پژوهش‌های میدانی شهشهانی افزود: کمتر کسی را می‌شناسم که به اندازه او به نقاط مختلف ایران سفر کرده و تغییرات اجتماعی و فرهنگی مناطق دورافتاده را مشاهده، ثبت و به دیگران معرفی کرده باشد. از دیگر اقدامات ارزشمند او می‌توان به بنیان‌گذاری مجله انسان‌شناسی و فرهنگ و همچنین راه‌اندازی پروژه افغان‌ایرانی اشاره کرد؛ پروژه‌ای که با ایجاد یک وب‌سایت، زمینه‌ای ماندگار برای پژوهشگران امروز و منبعی ارزشمند برای مطالعات آینده فراهم کرده است.

گسترش انسان‌شناسی ایران در عرصه بین‌المللی
شیبانی با اشاره به فعالیت‌های بین‌المللی شهشهانی گفت: یکی از دستاوردهای مهم او، تلاش برای گسترش انسان‌شناسی فراتر از مرزهای ایران و در سطح خاورمیانه بوده است. بیش از دو دهه پیش، شهشهانی به مجمع بین‌المللی علوم انسان‌شناسی و قوم‌شناسی پیوست و در چارچوب این سازمان، کمیسیون مطالعات انسان‌شناسی خاورمیانه را بنیان گذاشت.
وی ادامه داد: برگزاری کنفرانس‌های سالانه با حضور متخصصان و پژوهشگرانی که در حوزه خاورمیانه فعالیت می‌کنند، از جمله اقدامات این کمیسیون است. این نشست‌ها به‌تدریج گسترش یافته و به رویدادهایی شناخته‌شده در سطح بین‌المللی تبدیل شده‌اند. شهشهانی همچنین مجله انسان‌شناسی خاورمیانه را پایه‌گذاری کرد که سالانه دو بار منتشر می‌شود و مقالات ارزشمند این حوزه را در دسترس جامعه علمی قرار می‌دهد.
شیبانی با تأکید بر اهمیت شبکه علمی شکل‌گرفته از طریق این فعالیت‌ها افزود: این اقدامات به شکل‌گیری شبکه گسترده‌ای از انسان‌شناسان در سطح جهان انجامیده است؛ شبکه‌ای که پژوهشگرانی از چین، ژاپن، آسیای مرکزی، خاورمیانه، شمال آفریقا، آمریکای شمالی و جنوبی و اروپا را به یکدیگر پیوند می‌دهد.

دوستی و همکاری با سهیلا شهشهانی برای من بسیار پربار و آموزنده بوده است
شیبانی با اشاره به همکاری‌های علمی شهشهانی با پژوهشگران خارجی، از جمله خود، اظهار کرد: در طول سالیان، پژوهشگرانی که از خارج از ایران برای مطالعه به کشور آمده‌اند، از شناخت عمیق سهیلا نسبت به فرهنگ ایران بهره‌مند شده‌اند. ما نه‌تنها در تحلیل و تفسیر یافته‌های پژوهشی خود از دانش او استفاده کرده‌ایم، بلکه در انتخاب موضوع و دسترسی به میدان پژوهش نیز از راهنمایی‌ها و حمایت سخاوتمندانه ایشان برخوردار بوده‌ایم.
وی در پایان، با جمع‌بندی تجربه چندین دهه دوستی و همکاری با شهشهانی گفت: همکاری و دوستی با سهیلا برای من سفری پربار بوده و هست. از نگاه من، او دانشمندی پیشکسوت، آینده‌نگر و صاحب بینش است که با توانایی رهبری و روحیه همکاری خود، الگوی پشتکار و انرژی برای اطرافیانش به شمار می‌رود. همین روحیه همکاری، یکی از عوامل موفقیت‌های چشمگیر او بوده است. به همه این دلایل، باید سهیلا شهشهانی را به‌حق یکی از برجسته‌ترین متولیان و پاسداران انسان‌شناسی ایران دانست. سهیلای عزیز، ما به آنچه برای انسان‌شناسی ایران انجام داده‌ای افتخار می‌کنیم و امیدواریم در سال‌های پیش رو نیز این سفر پربار را ادامه دهی.

انسان‌شناسی علمی در ایران و چالش‌های تولید دانش؛ از دغدغه‌های دیرپای شهشهانی
مهرداد عربستانی با اشاره به جایگاه دکتر سهیلا شهشهانی در نسل‌های مختلف انسان‌شناسی ایران، گفت: اگرچه من به نسل جدیدتر انسان‌شناسان تعلق دارم، اما همچنان خود را هم‌نسل ایشان می‌دانم؛ چراکه شهشهانی همچنان پیش‌قراول این حوزه است و ما در پی ایشان حرکت می‌کنیم. متأسفانه این فرصت را نداشتم که در کلاس‌های درس ایشان حضور پیدا کنم، اما در فعالیت‌ها و همکاری‌های دیگری از نزدیک با ایشان آشنا شدم. می‌خواهم به اختصار توضیح دهم که چرا شهشهانی را یکی از چهره‌های اصلی و تأثیرگذار انسان‌شناسی ایران می‌دانم.
عربستانی با اشاره به تفاوت رویکرد شهشهانی پس از بازگشت به ایران افزود: ایشان به‌عنوان فردی که تحصیلات آکادمیک انسان‌شناسی را در خارج از کشور گذرانده بود، با نگاهی متفاوت وارد فضای دانشگاهی ایران شد. در آن زمان، بخشی از مطالعاتی که در ایران با عنوان انسان‌شناسی انجام می‌شد، بیش از آنکه بر کنجکاوی علمی و پیشینه نظری و روش‌شناختی این رشته استوار باشد، به طرح مسائل اجتماعی می‌پرداخت. این مسائل به‌خودی‌خود اهمیت داشتند، اما لزوماً نمی‌شد همه آن‌ها را در چارچوب انسان‌شناسی علمی قرار داد.

نقد زودهنگام شرایط تولید علم در انسان‌شناسی ایران
وی با تأکید بر اهمیت نگاه انتقادی شهشهانی به وضعیت تولید علم ادامه داد: یکی از جنبه‌های مهم فعالیت‌های ایشان، توجه به شرایط تولید علم در ایران و به‌ویژه در رشته انسان‌شناسی بود؛ موضوعی که در آن زمان کمتر کسی به آن می‌پرداخت. شهشهانی در مقاله‌ای با عنوان خطر انسان‌شناسی و انسان‌شناسی در خطر که در سال ۱۳۶۰ در نشریه آرش منتشر شد، به نکاتی اشاره کرد که نشان‌دهنده توجه ایشان به زوایایی مغفول از وضعیت این رشته بود. در مقاله دیگری درباره تاریخ انسان‌شناسی ایران که در سال ۱۹۸۶ در نشریه‌ای با عنوان ژورنال ایران منتشر شد، همین مسئله را با دقت بیشتری بررسی کرد.
عربستانی با اشاره به تداوم اهمیت این پرسش‌ها در فضای علمی امروز اظهار کرد: مسئله اصلی این است که در چه شرایطی امکان فعالیت علمی داریم و چه حوزه‌هایی برای پژوهش مجاز یا قابل دسترس هستند. شهشهانی از همان زمان به محدودیت‌ها و مرزهای فعالیت علمی توجه داشت؛ موضوعی که به اعتقاد من، نشان‌دهنده شناخت و بصیرت ایشان نسبت به شرایط تولید علم در ایران بود.
وی با اشاره به یکی دیگر از زمینه‌های مورد توجه شهشهانی افزود: ایشان در مقاله‌ای دیگر که در سال ۱۳۸۱ منتشر شد، به موضوع روان‌پزشکی فرهنگی و ارتباط نزدیک روان‌شناسی و علوم اجتماعی پرداختند. این رویکرد در شرایطی مطرح می‌شد که بخشی از علوم اجتماعی در ایران هویت خود را از طریق تقابل با روان‌شناسی تعریف می‌کرد؛ درحالی‌که در سنت‌های علمی جهان، به‌ویژه در جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی، این حوزه‌ها نه‌تنها از یکدیگر جدا نیستند، بلکه پیوندهای متقابلی دارند.

شهشهانی و شکل‌گیری بنیان‌های انسان‌شناسی علمی در ایران
عربستانی با اشاره به جایگاه تاریخی شهشهانی در این رشته گفت: ایشان از زمان ورود به فضای دانشگاهی ایران، به مسائلی توجه داشتند که کمتر مورد توجه دیگران قرار می‌گرفت. از این منظر، معتقدم دکتر سهیلا شهشهانی و دکتر نادر افشار نادری از پایه‌گذاران اصلی انسان‌شناسی ایران و شکل‌دهندگان بنیان‌های این رشته بوده‌اند. دکتر افشار نادری به دلیل سرنوشت تراژیک خود نتوانست پس از سال ۱۳۵۸ فعالیت‌هایش را ادامه دهد، اما خوشبختانه شهشهانی همچنان در کنار ما حضور دارند و به اعتقاد من، هنوز پرچمدار انسان‌شناسی علمی در ایران هستند.
وی با تأکید بر معنای خدمت علمی به کشور ادامه داد: خدمت به کشور صرفاً به معنای ماندن در آن یا نوشتن درباره آن نیست؛ بلکه باید رشته‌ها و عرصه‌های علمی را چنان تقویت کرد که خودشان مایه افتخار کشور باشند. برای ایجاد افتخار علمی، باید دستاوردی واقعی و قابل عرضه داشته باشیم و شهشهانی در چنین مسیری گام برداشته‌اند.

گسترش شبکه‌های علمی و حضور در عرصه بین‌المللی
عربستانی با اشاره به فعالیت‌های بین‌المللی شهشهانی اظهار کرد: ایشان از نظر حضور و شناخته‌شدن در عرصه بین‌المللی نیز جایگاه برجسته‌ای دارند. سال‌هاست که در یکی از اتحادیه‌های بین‌المللی انسان‌شناسی، مسئولیت کمیسیون مطالعات خاورمیانه را بر عهده دارند. این اتحادیه از کمیسیون‌های موضوعی و منطقه‌ای تشکیل شده و شهشهانی با برگزاری نشست‌های دوره‌ای، شبکه‌ای از انسان‌شناسان فعال در این حوزه را به یکدیگر پیوند داده‌اند. من نیز افتخار حضور در برخی از این نشست‌ها را داشته‌ام.
وی با تأکید بر اهمیت ارتباطات جهانی در فعالیت‌های علمی افزود: کار آکادمیک ماهیتی جهانی دارد و اعتبار علمی یک کشور نیز تا اندازه زیادی به توانایی آن در مشارکت در گفت‌وگوهای علمی بین‌المللی وابسته است. شهشهانی علاوه بر فعالیت‌های پژوهشی و نقد شرایط تولید علم، از طریق مدیریت این شبکه‌ها به تقویت ارتباط میان انسان‌شناسان ایرانی و جامعه علمی جهان کمک کرده‌اند.
عربستانی در پایان با اشاره به مسئولیت شهشهانی در انتشار مجله انسان‌شناسی خاورمیانه گفت: ایشان سردبیری مجله معتبر انسان‌شناسی خاورمیانه را نیز بر عهده دارند که به زبان انگلیسی منتشر می‌شود. این مجله از جمله ظرفیت‌های ارزشمند علمی است که با مدیریت یک پژوهشگر ایرانی در عرصه بین‌المللی فعالیت می‌کند و زمینه‌ای برای معرفی و انتشار پژوهش‌های این حوزه فراهم آورده است.

سهیلا شهشهانی با نگاهی دقیق و مردم‌شناختی، از زندگی روزمره و پوشاک تا فرهنگ و هویت زنان ایرانی را به عرصه پژوهش آورد
مهدخت معین با روایت نخستین دیدار خود با دکتر سهیلا شهشهانی گفت: آشنایی من با ایشان حدود پنجاه سال پیش و در نمایشگاه نقاشی یک هنرمند فرانسوی شکل گرفت. در آن مراسم، یکی از دوستان مرحوم مرتضی صراف به من گفت که خانم سهیلا شهشهانی نیز در جمع حضور دارند و قرار است به من معرفی شوند. همسرم از دور خانمی را نشان داد و گفت ایشان سهیلا شهشهانی هستند؛ با اینکه تا آن زمان ایشان را ندیده بود، با اطمینان او را شناخته بود. لحظاتی بعد، معرفی انجام شد و همسرم درباره پیشینه خانوادگی ایشان توضیحاتی داد که برای حاضران جالب و شگفت‌انگیز بود.
وی با اشاره به پیشینه خانوادگی شهشهانی افزود: خاندان پدری و مادری ایشان با شخصیت‌های شناخته‌شده‌ای پیوند داشتند. از جمله، سید علاءالدین محمد که در قرن نهم می‌زیست و در بقعه شهشهانی اصفهان مدفون است، از چهره‌های این خاندان بود. همچنین سید محمد واعظ، از واعظان مشهور اصفهان، و پروفسور حسین میرشمسی، معروف به پدر واکسن ایران، از خویشاوندان پدری ایشان بودند. در خاندان مادری نیز میرزا عنایت‌الله، امیرلشکر و صاحب‌جمع عباس‌میرزا، جایگاه برجسته‌ای داشت. عبدالغفار نوربخش، پدربزرگ مادری دکتر شهشهانی، پس از تحصیلات ابتدایی در مدرسه آمریکایی تهران تحصیل کرد و در سال ۱۳۲۴ قمری مدرسه شرف را با ۱۸۰ دانش‌آموز در اصفهان تأسیس کرد. پدر ایشان حسابدار قسم‌خورده و بنیان‌گذار مؤسسه حسابرسی شهشهانی بود و مادرشان، زنده‌یاد نیره نوربخش، نیز از شخصیت‌های اثرگذار در زندگی ایشان به شمار می‌رفت.

همکاری علمی و توجه به نثر و کیفیت آثار
معین با اشاره به شکل‌گیری دوستی و همکاری خود با شهشهانی ادامه داد: آشنایی ما خیلی زود به دوستی و صمیمیت انجامید. در آن زمان، ایشان روی کتاب «چهار فصل آفتاب؛ زندگی روزمره زنان ممسنی» که برگرفته از رساله دکتری‌شان بود، کار می‌کردند. من پیش از انتشار، کتاب را خواندم و با روند مطالعات ایشان آشنا شدم. شهشهانی به دلیل تحصیل در خارج از کشور، به‌ویژه به زبان‌های انگلیسی و فرانسه تسلط داشتند و از من خواستند متن فارسی کتاب و چند مقاله دیگرشان را پیش از انتشار بخوانم و ویرایش کنم.
وی با تأکید بر اهمیت توجه شهشهانی به کیفیت نگارش آثارش گفت: بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران به نثر آثار خود آن‌چنان که باید توجه نمی‌کنند، اما شهشهانی برای این موضوع اهمیت قائل بودند. در آثار ایشان، چه کتاب‌ها و چه مقاله‌ها، تنوع موضوعی چشمگیری دیده می‌شود. بخش مهمی از پژوهش‌هایشان به مسائل زنان اختصاص دارد؛ از جمله کتاب‌ها و مقالاتی درباره زنان ایران، زنان ممسنی، تقسیم کار و توسعه، زنان افغانستان و هویت زن ایرانی در پاریس. ایشان همچنین آثاری به زبان‌های انگلیسی و فرانسه تألیف و منتشر کرده‌اند.

پوشاک؛ دریچه‌ای برای شناخت مناسبات اجتماعی
معین در ادامه با اشاره به کتاب «پوشاک دوره قاجار» گفت: این کتاب را انتخاب کردم تا چند بخش جالب از آن را برای شما بخوانم و از این طریق با دقت نظر و سلیقه پژوهشی شهشهانی و همچنین تنوع موضوعاتی که برای تحقیق برمی‌گزیدند، آشنا شوید.
وی با نقل یکی از روایت‌های کتاب درباره امیرکبیر و ناصرالدین‌شاه افزود: در این روایت آمده است که امیرکبیر، طبق قرار قبلی، صبح زود برای دیدار شاه به محل اقامت او رفت. اما وقتی شاه را در حال قدم زدن با لباس راحتی و شب‌کلاه دید، تصمیم گرفت بازگردد. شاه او را صدا زد و علت رفتنش را پرسید. امیرکبیر پاسخ داد که برای دیدار شاه آمده بود، اما کسی که اکنون می‌بیند، شاه نیست؛ چراکه شاه باید تاج بر سر داشته باشد، ردای سلطنت بپوشد، حمایل بیاویزد، چکمه به پا کند و شمشیر به کمر ببندد تا با شکوه و عظمت ظاهر شود. بنا بر این روایت، شاه پس از آن دیگر با آن هیئت در برابر امیرکبیر ظاهر نشد.
معین با اشاره به برداشت مردم‌شناختی شهشهانی از این ماجرا ادامه داد: نکته‌ای که نویسنده بر آن تأکید می‌کند، احساس شرمساری امیرکبیر از دیدن شاه در آن وضعیت است. شهشهانی سپس این موضوع را به تجربه‌های روزمره جامعه پیوند می‌دهد و می‌نویسد که گاهی با دیدن افرادی که با لباس نامناسب در فضای عمومی ظاهر می‌شوند، به جای خود آن افراد احساس شرمساری می‌کنیم. البته ایشان احتمال می‌دهد که این حساسیت‌ها نیز به‌تدریج به بخشی از گذشته تبدیل شوند و افراد بیش از پیش به همرنگی با جماعت روی آورند.
وی در ادامه به نمونه دیگری از کتاب اشاره کرد و گفت: در این اثر می‌خوانیم که پادشاه انگلستان از لباس‌های دربار فرانسه رضایت نداشت و به لباس‌های دربار ایران علاقه‌مند بود؛ تا آنجا که به خیاط خود دستور داد لباس‌هایی به سبک پوشاک دربار ایران تهیه کند. چنین نمونه‌هایی نشان می‌دهد که پوشاک، افزون بر جنبه ظاهری، می‌تواند بازتابی از مناسبات فرهنگی، اجتماعی و حتی روابط میان دربارها باشد.

ماندن در ایران و تعهد به کار علمی
معین در پایان با تأکید بر ویژگی‌های شخصیتی و علمی شهشهانی اظهار کرد: ایشان بانویی پرکار، فعال و کوشا هستند که همواره به دنبال انجام کارهایی بوده‌اند که برای جامعه مفید باشد. با وجود برخورداری از امتیازهای خانوادگی و دانش و تسلط بر حوزه‌های مختلف انسان‌شناسی، بسیار متواضع و فروتن‌اند. یکی از نکات مهم زندگی ایشان این است که همواره امکان کار و زندگی در آمریکا و اروپا را داشته‌اند، اما ایران را ترجیح داده‌اند؛ در این سرزمین مانده‌اند، کار کرده‌اند و به موفقیت رسیده‌اند.

پژوهش میدانی و زندگی در کنار مردم، رویکردی تازه در شناخت جامعه محلی و ثبت علمی فرهنگ ایران ایجاد کرد
هوشنگ کیانی با اشاره به آشنایی دیرینه خود با دکتر سهیلا شهشهانی گفت: آشنایی من با ایشان به سال‌های تحصیل در آمریکا بازمی‌گردد. من با برادرشان در دبیرستان هم‌کلاس بودم و بعدها در دانشگاه نیز با یکدیگر ارتباط داشتیم. اگرچه من در رشته مهندسی تحصیل می‌کردم و مسیر دانشگاهی‌مان متفاوت بود، در برخی درس‌ها از جمله انسان‌شناسی با هم اشتراک داشتیم. در جریان یکی از همین درس‌ها، درباره موضوع پژوهش و مطالعه آداب و رسوم جوامع مختلف گفت‌وگو کردیم. آن زمان شهشهانی به مطالعه جوامع بومی آمریکا علاقه‌مند بودند و من پیشنهاد کردم به جای رفتن به سراغ جوامع دوردست، به سراغ طوایف و فرهنگ‌های متنوع ایران بروند؛ چراکه در کشور خودمان نیز زمینه‌های گسترده‌ای برای چنین پژوهش‌هایی وجود دارد.
وی با اشاره به بازگشت شهشهانی به ایران و انتخاب منطقه ممسنی برای پژوهش میدانی افزود: ایشان پس از پایان تحصیلات دانشگاهی و آغاز دوره دکتری، تصمیم گرفتند به ایران بازگردند. در جریان پژوهش خود، منطقه نورآباد ممسنی را انتخاب کردند و برای شناخت دقیق زندگی مردم، در کنار یکی از خانواده‌های محلی ساکن شدند. این شیوه پژوهش، به‌ویژه زندگی در محیطی ناآشنا و همراه شدن با جزئیات زندگی روزمره مردم، به پشتکار و اراده زیادی نیاز داشت. شهشهانی برای مدتی طولانی در آن محیط زندگی کرد و با خانواده‌ها و گروه‌های مختلف منطقه ارتباط گرفت تا شناختی مستقیم و گسترده از ساختار اجتماعی و فرهنگی آن به دست آورد.

چهار فصل آفتاب؛ ثبت همه‌جانبه زندگی مردم ممسنی
کیانی با اشاره به شیوه پژوهش شهشهانی در ممسنی ادامه داد: یکی از ویژگی‌های مهم کار ایشان، نگاه نظام‌مند و همه‌جانبه به موضوع پژوهش بود. شهشهانی صرفاً به گردآوری اطلاعات محدود نمی‌شد، بلکه تلاش می‌کرد از طریق گفت‌وگو، مشاهده و زندگی در کنار مردم، ابعاد مختلف زندگی اجتماعی آنان را بشناسد. ارتباطی که با خانواده میزبان و دیگر ساکنان منطقه برقرار کرده بود، امکان دسترسی به اطلاعاتی فراهم می‌کرد که با حضور کوتاه‌مدت و پرسش‌های معمول به دست نمی‌آمد.
وی با اشاره به انتشار کتاب «چهار فصل آفتاب» اظهار کرد: این کتاب حاصل همان تجربه طولانی و زندگی در کنار مردم منطقه بود. یکی از ویژگی‌های مهم آن، ثبت واقعیت‌های زندگی اجتماعی بدون گزینش و حذف بخش‌هایی است که ممکن است برای برخی خوشایند نباشد. حتی اختلاف‌ها، تعارض‌ها و دشواری‌های روابط میان افراد نیز در این اثر بازتاب پیدا کرده است. طبیعی بود که چنین رویکردی در ابتدا برای بعضی افراد خوشایند نباشد، اما به‌تدریج این نگاه جا افتاد که پژوهش علمی باید همه ابعاد یک جامعه را بررسی کند و صرفاً به بازنمایی بخش‌های مطلوب و مورد تأیید محدود نماند.

تأثیر یک پژوهش بر شیوه مطالعه و ثبت تاریخ محلی
کیانی با اشاره به تأثیر فعالیت‌های شهشهانی بر فضای علمی منطقه گفت: حضور ایشان در ممسنی تنها به نگارش یک کتاب محدود نماند و به‌تدریج بر شیوه نگاه مردم به پژوهش و ثبت تجربه‌های اجتماعی نیز اثر گذاشت. پیش از آن، بخش مهمی از اطلاعات تاریخی و اجتماعی منطقه از طریق روایت شفاهی افراد آگاه و نقل داستان‌ها و خاطرات منتقل می‌شد؛ اما پس از این تجربه، توجه بیشتری به ثبت مکتوب، مستندسازی و انجام پژوهش‌های روشمند شکل گرفت.
وی افزود: در سال‌هایی که شهشهانی در منطقه حضور داشتند، شمار زیادی از جوانان به تحصیل و ورود به دانشگاه علاقه‌مند شده بودند. به‌تدریج این گرایش به نوشتن و مستند کردن تجربه‌ها و تاریخ محلی نیز گسترش پیدا کرد. دانشجویان و پژوهشگران جوان تلاش کردند موضوعات منطقه را با روش‌های علمی، در قالب کتاب و پایان‌نامه بررسی کنند. به اعتقاد من، فعالیت‌های شهشهانی در شکل‌گیری این تغییر نگرش و تقویت روحیه پژوهش در منطقه تأثیرگذار بود.
کیانی در پایان با تأکید بر اهمیت ارتباط دوطرفه شهشهانی با جامعه محلی گفت: یکی از دلایل اثرگذاری ایشان این بود که رابطه‌شان با مردمی که درباره آن‌ها پژوهش می‌کردند، صرفاً رابطه پژوهشگر و موضوع مطالعه نبود. ایشان با مردم زندگی می‌کردند، به سخنانشان گوش می‌دادند و تلاش می‌کردند تجربه و نگاه آنان را در چارچوبی علمی بشناسند. همین شیوه، هم به غنای پژوهش‌هایشان کمک کرد و هم باعث شد آثارشان در میان مردم منطقه مورد توجه و پذیرش قرار بگیرد.

سهیلا شهشهانی با نقد مناسبات قدرت و ساختارهای مردانه، به بازشناسی نقش زنان نادیده‌گرفته‌شده در تولید دانش و تاریخ انسان‌شناسی پرداخت
نهال نفیسی با اشاره به سه وجه از شخصیت و جایگاه علمی دکتر سهیلا شهشهانی که برای او الهام‌بخش است، گفت: من شهشهانی را از سه منظر الگوی خود می‌دانم؛ نخست، به‌عنوان زنی در جهان دانشگاهی که همچنان از نظر ساختاری فضایی مردانه دارد؛ دوم، به‌عنوان انسان‌شناسی در حوزه علوم اجتماعی که جامعه‌شناسی در آن غلبه دارد؛ و سوم، به‌عنوان پژوهشگری که میان فضای دانشگاهی داخل و خارج از کشور حرکت کرده و از مرزهای معمول این دو جهان عبور کرده است. این ویژگی‌ها باعث شده‌اند که ایشان برای من مایه احترام، الهام و دلگرمی باشند.
وی با اشاره به مقاله شهشهانی درباره زنان انسان‌شناس ایرانی ادامه داد: شهشهانی در مقاله‌ای که در سال ۲۰۱۲ منتشر کرده، انسان‌شناسی ایران را به ارکستری تشبیه می‌کند که در میان بزرگراهی شلوغ تلاش دارد موسیقی خود را بنوازد؛ ارکستری با رهبران متعدد و سازهایی که گاه هماهنگ نیستند. در چنین فضایی، زنان نقش مؤثری در نواختن این موسیقی داشته‌اند، اما هنگامی که تاریخ رشته نوشته می‌شود، روایت بار دیگر به سمت چهره‌های مردانه متمایل می‌شود و سهم زنان کمتر دیده می‌شود.
نفیسی با اشاره به شماری از انسان‌شناسان زن ایرانی که شهشهانی در مقاله خود از آن‌ها نام برده است، افزود: افرادی چون فریبا عادل‌خواه، شهناز نجم‌آبادی، زیبا میرحسینی، هما هودفر، ثریا شیبانی و شهلا حائری، بخشی از میراث زنان در انسان‌شناسی ایران هستند. من به‌عنوان کسی که در نزدیکی انقلاب ۱۳۵۷ متولد شده‌ام، وقتی به این نسل از زنان فکر می‌کنم، این پرسش برایم مطرح می‌شود که چرا با وجود نقش و فعالیت مؤثرشان، تا این اندازه کمتر درباره آن‌ها صحبت شده است.

زنان در دانشگاه؛ تلاش برای ماندن و کار کردن بدون دیده‌شدن
نفیسی با اشاره به توصیف شهشهانی از تجربه زنان در فضای دانشگاهی ایران گفت: شهشهانی در همان مقاله توضیح می‌دهد که زنان در فضای دانشگاهی یاد می‌گیرند تا حدی چراغ‌خاموش حرکت کنند؛ بنویسند، پژوهش کنند، به میدان بروند و بدون انتظار دیده‌شدن یا تشویق، کار خود را ادامه دهند. گاهی نیز برای دوام آوردن در این فضا، ناچارند کمتر سخن بگویند و فاصله خود را با مناسبات مسلط حفظ کنند. هرچند وضعیت در نسل من نسبت به گذشته بهتر شده است، همچنان می‌توانم با بخشی از این تجربه همذات‌پنداری کنم.
وی با تأکید بر اینکه نقد شهشهانی تنها به مسئله جنسیت محدود نمی‌شود، اظهار کرد: ایشان از سال‌ها پیش به رابطه انسان‌شناسی با استعمار و مناسبات سلطه نیز توجه داشته‌اند. در مقاله «خطر انسان‌شناسی و انسان‌شناسی در خطر» که در سال ۱۳۶۰ نوشته شده، به پژوهشگرانی اشاره می‌کنند که در جوامع تحت سلطه و در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی فعالیت کرده‌اند. این توجه نشان می‌دهد که شهشهانی در همان سال‌ها، نسبت به بحث‌هایی که امروز درباره استعمار، قدرت و جایگاه انسان‌شناس در تولید دانش مطرح می‌شوند، حساسیت و آگاهی داشته‌اند.

نقد غیبت صدای جهان سوم در روایت‌های مسلط انسان‌شناسی
نفیسی با اشاره به یادداشتی از شهشهانی درباره یک کنگره بین‌المللی در کانادا در سال ۱۹۸۳ گفت: شهشهانی در این یادداشت به تناقضی در فضای آن نشست اشاره می‌کنند؛ شرکت‌کنندگان درباره نگرانی‌های آمریکا و شوروی از وقوع جنگ جهانی سوم سخن می‌گفتند، اما تمایلی نداشتند درباره جنگ‌هایی که در جهان سوم جریان داشت، از جمله جنگ ایران و عراق، صحبت کنند. ایشان این وضعیت را نقد می‌کنند که چرا در نشستی درباره جهان سوم، خودِ مردم و روشنفکران این جوامع غایب‌اند و همچنان بیشتر در جایگاه موضوع مطالعه و پژوهش قرار می‌گیرند تا صاحبان صدا و اندیشه.
وی در ادامه با اشاره به کتاب «نوشتن فرهنگ» که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد، افزود: این اثر از کتاب‌های مهمی بود که به نقد انسان‌شناسی و شیوه بازنمایی فرهنگ‌ها پرداخت. با این حال، نکته قابل تأمل آن است که با وجود طرح نقدهایی نسبت به ساختار مردانه و استعمارمحور انسان‌شناسی، بیشتر نویسندگان کتاب مرد و اروپایی‌تبار بودند. این تناقض نشان می‌دهد که حتی جریان‌های انتقادی نیز ممکن است از همان مناسباتی تأثیر بپذیرند که در پی نقد آن‌ها هستند.

مسئله فقط غیبت زنان نیست؛ سازوکارهای حذف آن‌هاست
نفیسی در ادامه به یادداشتی از خود درباره زنان و نوشتن فرهنگ اشاره کرد و گفت: در آن یادداشت تلاش کرده‌ام نشان دهم که زنان چگونه با وجود حضور فعال در عرصه‌های علمی و فرهنگی، از جایگاه دیده‌شدن و نمایندگی دور می‌مانند. به دانشجویان زنی فکر کرده‌ام که هم‌زمان با تحصیل، مسئولیت‌های خانه‌داری، فرزندپروری و اشتغال را نیز بر عهده دارند و با وجود تلاش فراوان، برای یافتن موضوع پژوهش و پیشبرد کار علمی با دشواری روبه‌رو هستند. به زنانی فکر کرده‌ام که سال‌ها نوشته‌اند و تجربه و روایت جمع‌آوری کرده‌اند، اما آثارشان کمتر منتشر شده یا جدی گرفته نشده است.
وی افزود: حتی در محیط‌های دانشگاهی نیز گاهی زنان بخش مهمی از کارهای اجرایی، هماهنگی و پشتیبانی برنامه‌های علمی و فرهنگی را بر عهده دارند، در حالی که همکاران مردشان بیشتر در جایگاه سخنران و چهره‌های اصلی برنامه دیده می‌شوند. این وضعیت نشان می‌دهد که مسئله صرفاً حضور یا غیبت زنان نیست، بلکه باید سازوکارهایی را شناخت که نقش آن‌ها را در تولید، توزیع و بازنمایی اندیشه کم‌رنگ می‌کنند.
نفیسی با اشاره به اندیشه تونی موریسون تأکید کرد: پرسش اصلی این نیست که چرا زنان غایب‌اند، بلکه این است که چه سازوکارهای ذهنی و چه سیاست‌هایی در حوزه تولید، توزیع و مصرف اندیشه و آثار فرهنگی عمل می‌کنند که زنان را از معرض دید و جایگاه نمایندگی کنار می‌زنند؛ در حالی که آن‌ها در همان عرصه‌ها حضور دارند و فعالیت می‌کنند.
وی در پایان با تأکید بر اهمیت میراث علمی شهشهانی گفت: من به وجود زنانی که چراغ راه نسل‌های بعد هستند افتخار می‌کنم و امیدوارم بتوانم برای دانشجویانم، چه دختر و چه پسر، چنین میراثی بر جای بگذارم.

سهیلا شهشهانی با پشتکار علمی و ایستادگی در برابر حاشیه‌رانی انسان‌شناسی، جایگاه این رشته را در دانشگاه تثبیت کرد
احمد شکرچی با اشاره به نخستین آشنایی خود با دکتر سهیلا شهشهانی در دانشگاه شهید بهشتی گفت: من در سال ۱۳۷۴ وارد دانشگاه شهید بهشتی شدم و در همان سال یا سال بعد، نخستین درس خود را با عنوان «مبانی انسان‌شناسی» در کلاس ایشان گذراندم. برای من که در آن زمان شناخت چندانی از این حوزه نداشتم، آشنایی با پیشینه فرهنگی متنوع و نگاه علمی شهشهانی بسیار جذاب بود و باعث شد به حوزه انسان‌شناسی علاقه‌مند شوم.

وی با اشاره به تجربه خود از فضای دانشگاهی آن دوران افزود: بخشی از انگیزه من برای صحبت در این مراسم، بیان دشواری‌هایی است که شهشهانی برای توسعه انسان‌شناسی در دانشگاه شهید بهشتی با آن‌ها روبه‌رو بودند. فضای دانشگاه به‌گونه‌ای بود که برخی استادان جامعه‌شناسی، دانشجویان را چندان به ورود به حوزه انسان‌شناسی تشویق نمی‌کردند و این رشته در مقایسه با جامعه‌شناسی، جایگاهی حاشیه‌ای داشت. در چنین شرایطی، شهشهانی با تلاش و پشتکار فراوان توانستند دستاوردهای علمی و آموزشی ارزشمندی در این حوزه ایجاد کنند.


تلاش برای به‌رسمیت‌شناختن انسان‌شناسی در ساختار دانشگاهی
شکرچی با اشاره به تجربه‌های خود از همکاری با شهشهانی ادامه داد: در دوره دانشجویی این افتخار را داشتم که در برخی فعالیت‌ها، از جمله برگزاری نشست‌ها و ویرایش تعدادی از شماره‌های مجله «انسان‌شناسی و فرهنگ»، با ایشان همکاری کنم. پس از فارغ‌التحصیلی و پیوستن به دانشگاه شهید بهشتی به‌عنوان همکار، در سفری پژوهشی به سیستان و بلوچستان نیز همراه ایشان بودم و تجربه ارزشمندی از نزدیک با شیوه کار میدانی و پژوهشی‌شان به دست آوردم.
وی با بیان اینکه انسان‌شناسی در آن دوران با نوعی بی‌اعتنایی و نگاه حاشیه‌ای در فضای دانشگاهی مواجه بود، اظهار کرد: بارها با این دیدگاه روبه‌رو می‌شدیم که انسان‌شناسی نظریه ندارد و نمی‌توان آن را علمی مستقل دانست. در مقابل، گاهی این تصور وجود داشت که پژوهش علمی الزاماً باید مبتنی بر پرسشنامه باشد و روش‌های دیگر اعتبار علمی ندارند. این نگاه نشان‌دهنده شکافی بود که در ساختار علوم اجتماعی وجود داشت و انسان‌شناسی را به دانشی پیرامونی تبدیل می‌کرد.
شکرچی تأکید کرد: اهمیت تلاش شهشهانی در این بود که در چنین شرایطی، توانستند انسان‌شناسی را از حاشیه به متن بیاورند و جایگاه آن را در فضای آموزشی و علمی دانشگاه تقویت کنند. امروز بسیاری از دانشجویان به این رشته علاقه‌مندند و حتی برخی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی که در این مراسم حضور دارند، افسوس می‌خورند که فرصت حضور در کلاس‌های ایشان را نداشته‌اند.

تداوم مسیر علمی با پشتکار و عمق بیشتر
شکرچی در پایان با اشاره به دیدار اخیر خود با شهشهانی در استانبول و در جریان یکی از رویدادهای سالانه انسان‌شناسی گفت: حدود یک ماه و نیم پیش این فرصت را داشتم که بار دیگر در استانبول ایشان را ببینم. آنچه در این دیدار برای من چشمگیر بود، عزم و اراده‌ای بود که همچنان در ایشان وجود دارد؛ حتی به نظرم این اراده از سال‌های نخست آشنایی‌مان در سال ۱۳۷۴ نیز نیرومندتر شده است. شهشهانی امروز با تجربه و عمق علمی بیشتری مسیر خود را ادامه می‌دهند و ما و نسل‌های بعدی همچنان از ایشان می‌آموزیم.
وی در پایان با قدردانی از تلاش‌های علمی و آموزشی شهشهانی ابراز امیدواری کرد که ثمرات فعالیت‌های ایشان همچنان در علوم اجتماعی ایران گسترش یابد.

شهشهانی با پیوند عشق به ایران، پژوهش میدانی و نهادسازی، الگویی برای تداوم سنت انسان‌شناسی در کشور ارائه کرد
جبار رحمانی با اشاره به ساختار بسته و قبیله‌ای نظام دانشگاهی ایران، گفت: در فضای آکادمیک کشور، گروه‌های علمی اغلب در محدوده خود باقی می‌مانند و ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند. در چنین شرایطی، اینکه یک استاد دانشگاه بتواند علاوه بر اثرگذاری علمی، در بیرون از محیط دانشگاه نیز تا این اندازه شناخته‌شده و محبوب باشد، حاصل سال‌ها تلاش و پشتکار است. دکتر شهشهانی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ نیز با وجود موانع متعدد در فضای دانشگاهی، توانست مسیر علمی خود را ادامه دهد و تأثیرگذار باشد.
وی با تأکید بر اینکه نکوداشت استادان فرصتی برای آموختن از تجربه نسل‌های پیشین است، افزود: شهشهانی به معنای دقیق کلمه پژوهشگری حرفه‌ای است و پژوهش برای ایشان صرفاً فعالیتی برای تولید گزارش و مقاله نیست، بلکه بخشی از زندگی و هستی ایشان به شمار می‌رود. ارتباط طولانی‌مدت ایشان با مردم ممسنی و حضور در میدان پژوهش، نمونه‌ای از این پیوند عمیق میان زندگی و کار علمی است؛ به‌گونه‌ای که مردم مورد مطالعه نیز به بخشی از همراهان و همکاران پژوهشگر تبدیل می‌شوند.

فعالیت بین‌المللی و نهادسازی؛ فراتر از کار فردی
رحمانی فعالیت‌های بین‌المللی و نهادسازی را از دیگر ویژگی‌های برجسته شهشهانی دانست و گفت: فعالیت بین‌المللی تنها به انتشار مقاله محدود نمی‌شود، بلکه به معنای حضور مستمر، ارتباط و تعامل با جامعه علمی جهان است. شهشهانی همواره مسائل را فراتر از مرزهای ملی دنبال کرده‌اند و در کنار روحیه یادگیری مداوم، آموخته‌های خود را نیز با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.
وی ادامه داد: شهشهانی هیچ‌گاه فعالیت علمی را به کاری فردی و منزوی محدود نکرده‌اند و همواره برای ایجاد شبکه‌های علمی و تقویت زیرساخت‌های پژوهشی تلاش کرده‌اند. فعالیت در زمینه انتشار مجلات، برگزاری نشست‌ها و سمینارهای علمی و ایجاد بسترهایی برای معرفی فرهنگ و اقوام ایرانی، بخشی از این تلاش‌هاست. همچنین وسعت نگاه ایشان باعث شده فعالیت‌هایشان به یک رشته یا حوزه تخصصی محدود نماند و پژوهش‌های میدانی و تاریخی را دربرگیرد.

فراموشی نهادی و ضرورت تداوم سنت علمی
این انسان‌شناس با انتقاد از تداوم نیافتن تجربه استادان اثرگذار در دانشگاه‌های ایران اظهار کرد: استادانی مانند دکتر فرهادی، دکتر شهشهانی و دکتر صفی‌نژاد در شکل‌گیری و پیشبرد انسان‌شناسی در دانشگاه‌های کشور نقش داشته‌اند؛ اما پرسش این است که چرا تجربه و دستاوردهای آن‌ها به سنتی پایدار تبدیل نشده است؟ گاهی با کنار رفتن یک استاد از دانشگاه، حضور و آثار او نیز به‌تدریج از حافظه نهادی آن مجموعه حذف می‌شود. این مسئله را می‌توان در کم‌رنگ بودن ارجاع به آثار چنین استادانی در پژوهش‌ها و پایان‌نامه‌های دانشگاهی نیز مشاهده کرد.
رحمانی با اشاره به کتاب «چهار فصل آفتاب» و پیوند میان دلبستگی به ایران و تعهد علمی در آثار شهشهانی گفت: ایشان در این اثر، علاقه خود به سرزمین ایران را به‌عنوان یکی از انگیزه‌های پژوهش پنهان نمی‌کنند؛ اما این دلبستگی به معنای کنار گذاشتن حقیقت علمی نیست. شهشهانی نه در دام بومی‌گرایی افراطی افتاده‌اند و نه صرفاً به الگوهای وارداتی تکیه کرده‌اند، بلکه توانسته‌اند میان دانش جهانی و شناخت جامعه ایران پیوند برقرار کنند.
وی در پایان تأکید کرد: شهشهانی نشان داده‌اند که می‌توان عشق به وطن، تعهد علمی و تخصص را در کنار یکدیگر پیش برد. معرفی چنین الگوهایی به دانشجویان و پژوهشگران جوان و فراهم کردن زمینه تداوم نهادها و سنت‌های علمی، می‌تواند به توسعه انسان‌شناسی و علوم اجتماعی در ایران کمک کند. برگزاری آیین‌هایی از این دست نیز فرصتی است تا نسل‌های مختلف علمی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و تجربه‌های ارزشمند گذشته را به آینده انتقال دهند.

انسان‌شناسی، تعهد به حقیقت و زندگی در کنار مردم است؛ ایران سرزمینی با میراثی ماندگار که شناخت آن به پژوهش، حضور و عشق نیاز دارد
سهیلا میرشمس شهشهانی در سخنان پایانی آیین نکوداشت خود، ضمن قدردانی از استادان و حاضران، به برخی نکات مطرح‌شده در سخنرانی‌ها پاسخ داد و گفت: سال گذشته، پس از شصت سال، به دبیرستانی در آمریکا که در آن تحصیل کرده بودم بازگشتم و همراه هم‌کلاسی‌هایم مراسم فارغ‌التحصیلی را برگزار کردیم. هنوز نیز گروه کوچکی از دوستان آن دوران داریم که ارتباط خود را حفظ کرده‌ایم.
وی با اشاره به فعالیت‌های علمی بین‌المللی خود افزود: کمیسیون انسان‌شناسی خاورمیانه یکی از کمیسیون‌های فعال در این حوزه است و بیش از ۵۰۰ عضو دارد. هر سال در کنفرانس‌های آن حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر از ۱۵ تا ۱۸ کشور حضور پیدا می‌کنند. تلاش ما این است که این گردهمایی‌ها صرفاً به ارائه مقاله محدود نشود، بلکه فرصتی برای ارتباط و تعامل مستمر میان پژوهشگران باشد. حفظ ارتباطات علمی و گذراندن زمان در کنار یکدیگر، از ویژگی‌هایی است که این اجتماعات را برای اعضا ارزشمند می‌کند.

پاسداشت زنان انسان‌شناس و ثبت تجربه‌های کمتر دیده‌شده
شهشهانی در ادامه با اشاره به سخنان نهال نفیسی درباره جایگاه زنان در انسان‌شناسی گفت: در مجله‌ای که با آن همکاری دارم، بخشی را به تجربه‌های پژوهشگرانی اختصاص داده‌ام که در کشورهای خاورمیانه برای تثبیت جایگاه علمی خود با دشواری‌هایی روبه‌رو بوده‌اند. نوشته خانم نفیسی نیز در این زمینه مورد توجه قرار گرفت و افراد بسیاری درباره آن صحبت کردند. در کنار این موضوع، لازم می‌دانم از خانم شهناز نجم‌آبادی نیز یاد کنم که سال گذشته از میان ما رفتند. ایشان از چهره‌های مهم انسان‌شناسی بودند و آثار و فعالیت‌هایشان شایسته توجه بیشتری است. ما نیز در مجله و در یکی از کنفرانس‌ها تلاش کردیم با انتشار مطالبی، یاد و کارهای ایشان را زنده نگه داریم.
وی با اشاره به تجربه‌های پژوهشی نجم‌آبادی ادامه داد: بسیاری از انسان‌شناسان در دهه ۱۹۷۰ به مطالعه جوامع عشایری روی آوردند و ایشان نیز در لرستان و در منطقه‌ای که بعدها با تحولات مرتبط با مهاجرت و حضور ایرانیان و اعراب همراه شد، پژوهش کردند. موضوعاتی مانند مهاجرت، هویت و ارتباط میان گروه‌های مختلف از محورهای کار ایشان بود؛ بااین‌حال، آن‌گونه که شایسته بود به آثار و نتایج پژوهش‌هایشان توجه نشد.
شهشهانی همچنین با یادآوری چهره‌های تأثیرگذار نسل‌های پیشین انسان‌شناسی ایران اظهار کرد: از خانم شیبانی نیز باید یاد کرد که از پیشگامان ترجمه آثار انسان‌شناسی به فارسی بودند. همچنین مرحوم نادر افشار نادری از شخصیت‌های مهم این حوزه بودند که فرصت همکاری و آشنایی بیشتری با ایشان فراهم نشد. پس از درگذشت ایشان تلاش کردم نوشته‌ها و آثار منتشرنشده‌شان را گردآوری کنم و با پیگیری خانواده و همسرشان، بخشی از این آثار را برای انتشار آماده کنیم. بعدها نیز در قالب شماره‌ای از مجله، به بازنشر مقاله‌های ایشان و معرفی فعالیت‌های علمی‌شان پرداختیم.

پژوهش برای مردم؛ تعهدی فراتر از تولید مقاله
شهشهانی با اشاره به انگیزه خود برای ترجمه کتاب «چهار فصل آفتاب» به فارسی گفت: زمانی که این پژوهش را انجام می‌دادم، این مسئله مطرح بود که پژوهشگران از مردم و محیط زندگی آن‌ها اطلاعاتی به دست می‌آورند، اما نتیجه کارشان باید به خود مردم نیز بازگردد. به همین دلیل تصمیم گرفتم کتاب را به فارسی ترجمه کنم تا کسانی که موضوع پژوهش بوده‌اند نیز بتوانند آن را بخوانند. این کار به پیشنهاد مرحوم دکتر بهار و خانم سیمین دانشور و با کمک دوستان انجام شد.
وی با تأکید بر اهمیت اخلاق پژوهش افزود: در آن زمان بر این باور بودیم که باید آنچه را مشاهده می‌کنیم، با دقت و صداقت ثبت کنیم. پژوهشگر نباید واقعیت‌های میدان را مطابق میل خود تغییر دهد یا صرفاً بخش‌هایی را بازگو کند که خوشایند دیگران است. این تعهد علمی، به معنای مسئولیت‌پذیری در برابر مردم و واقعیت‌هایی است که موضوع پژوهش قرار گرفته‌اند.
شهشهانی با اشاره به ادامه پژوهش‌های خود پس از بازگشت به تهران گفت: پس از تجربه پژوهش در میان عشایر، موضوع حضور و زندگی عشایر در شهر نیز برایم اهمیت پیدا کرد. به همین دلیل درباره عشایری که به تهران آمده بودند و مشاغل و شیوه زندگی آن‌ها تحقیق کردم. در ادامه، به مسائل حقوقی و سازوکارهای تصمیم‌گیری در جوامع محلی نیز پرداختم؛ از جمله نقش ریش‌سفیدان و اعضای هیئت‌هایی که در حل‌وفصل مسائل و اختلافات مردم مشارکت دارند.

کتابخانه‌ها و میراث فرهنگی؛ حافظه تاریخی یک سرزمین
شهشهانی با تأکید بر اهمیت کتابخانه‌ها، از برگزاری این آیین در یک مرکز کتابخانه‌ای ابراز خرسندی کرد و گفت: برای کتابخانه‌ها اهمیت ویژه‌ای قائلم. تاریخ ایران سرشار از کتابخانه‌هایی است که مورد حمله قرار گرفته‌اند، کتاب‌هایشان سوزانده یا غارت شده و حتی نویسندگان برای نگارش آثار خود از دسترسی به کتابخانه‌ها محروم مانده‌اند. در مقابل، کتابخانه‌هایی نیز وجود دارند که امروز حافظ آثار و نوشته‌های بزرگان این سرزمین هستند و باید قدر آن‌ها را دانست.
وی با اشاره به تهدیدهای مطرح‌شده علیه میراث فرهنگی ایران اظهار کرد: تخریب تمدن یک سرزمین به معنای از میان بردن مجموعه‌ای از آثار و حافظه تاریخی آن است؛ میراثی که تنها در داخل مرزهای آن کشور نگهداری نمی‌شود، بلکه در کتابخانه‌ها و دانشگاه‌های معتبر جهان نیز حضور دارد. آثار و اسناد مربوط به ایران در مراکز علمی و فرهنگی کشورهای مختلف پراکنده‌اند و همین گستردگی نشان می‌دهد که تمدن ایران را نمی‌توان به یک محدوده جغرافیایی فروکاست. در عین حال، تاریخ بسیاری از جوامع دیگر، از جمله جوامع بومی قاره آمریکا، کانادا و استرالیا نیز با خشونت و کشتار همراه بوده و انسان‌شناسان درباره این تجربه‌ها پژوهش‌های گسترده‌ای انجام داده‌اند.
شهشهانی با یادآوری تاریخ نهادهای علمی در ایران افزود: تأسیس دارالفنون و تلاش‌هایی که برای گسترش آموزش جدید در کشور صورت گرفت، بخشی از تاریخ پر فراز و نشیب توسعه علمی ایران است. سرنوشت امیرکبیر و موانعی که در مسیر اصلاحات و شکل‌گیری نهادهای جدید وجود داشته، نشان می‌دهد که توسعه علمی همواره با دشواری‌هایی روبه‌رو بوده است؛ بااین‌حال، ایران در طول تاریخ خود تداوم فرهنگی‌اش را حفظ کرده است.

انسان‌شناسی؛ شناخت فرهنگ و زندگی روزمره انسان‌ها
این استاد انسان‌شناسی در توضیح ماهیت رشته خود گفت: وقتی از من می‌پرسند رشته‌ام چیست و انسان‌شناسان چه می‌کنند، پاسخ می‌دهم که ما به انسان در همه زمان‌ها و مکان‌ها می‌پردازیم و تمرکزمان بر فرهنگ است؛ یعنی همه آنچه انسان‌ها در جوامع، اقوام، طبقات و موقعیت‌های مختلف در زندگی روزمره خود انجام می‌دهند. این حوزه بسیار گسترده است و برای شناخت آن باید پژوهش فراوانی انجام داد تا بتوان این مجموعه عظیم از تجربه‌های انسانی را در چارچوب نظریه‌ها مطالعه و تحلیل کرد.
شهشهانی در پایان با اشاره به چرایی انتخاب ایران برای ادامه مسیر علمی خود خاطرنشان کرد: برای من، رها کردن آمریکا و اروپا و بازگشت به این سرزمین از همین منظر معنا پیدا می‌کند. در ایران رازها و ظرفیت‌های بسیاری برای شناخت وجود دارد که تنها با گذراندن زمان در کتابخانه‌ها، سفرهای مکرر و حضور در محیط‌های طبیعی و انسانی آن می‌توان به بخشی از آن‌ها دست یافت. شناخت این سرزمین گسترده، نیازمند زندگی کردن، مشاهده کردن و پژوهش مستمر است.
۱۴۰۵/۸/۱۵ ۲۱:۴۲ ۳۸ دقیقه
لینک کپی شد